آینده– شتاب تحولات زمانی افزایش یافت که ترامپ به طور ناگهانی تصمیم گرفت در واشنگتن بماند و از حضور در مراسم ازدواج پسر بزرگش دونالد جونیور عذرخواهی کرد و دلیل این تصمیم را پیگیری “تحولات اخیر” عنوان کرد. عبارتی که نشانه حساسیت بالای تصمیمات پیش رو در فضای متشنج کنونی تلقی می شود.
به گزارش به گزارش میهن تجارت، در این میان پاکستان و قطر با میانجیگری های فشرده و لحظه آخری تلاش می کنند تا مذاکرات با تهران را از فروپاشی نجات دهند. هدف این تلاشها روشن است: جلوگیری از بسته شدن کامل راهحل سیاسی و دور کردن منطقه از سناریویی که میتواند به موج جدیدی از درگیری نظامی در روزهای آینده منجر شود.
بازگشت سایه جنگ به میز ترامپ؛ ایران بار دیگر در مرکز محاسبات نظامی در واشنگتن
گزارش نیویورک تایمز نشان می دهد که دونالد ترامپ در حال بررسی گزینه های جدیدی برای اقدام نظامی علیه ایران است. گزینه هایی که می تواند بحران بن بست بین واشنگتن و تهران را به مرحله خطرناکی برگرداند. بن بست مذاکرات هسته ای و تداوم کنترل تهران بر تنگه هرمز دو عامل اصلی بازگشت گزینه نظامی به میز تصمیم گیری کاخ سفید توصیف شده است. در همین راستا، ترامپ صبح روز جمعه با پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در کاخ سفید دیدار کرد. به گفته منابع آمریکایی، این دیدار مربوط به بررسی طرح های نظامی احتمالی علیه ایران بوده است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، اصل برگزاری این نشست را در مراسمی در آکادمی نیروی دریایی تایید کرد، اما در مورد جزئیات صحبت نکرد. این سکوت، در فضای متشنج کنونی، به گمانه زنی ها درباره احتمال از سرگیری بمباران علیه ایران دامن زده است. کمپینی که از 8 آوریل متوقف شده بود.
بر اساس گزارش منتشر شده، واشنگتن دیگر هیچ نشانه ای از پیشرفت واقعی در مذاکرات با تهران نمی بیند. مذاکرات به بن بست رسیده و بحران هرمز همچنان ادامه دارد. بحرانی که به دلیل اهمیت این گذرگاه در تجارت جهانی انرژی، هزینه های سیاسی و اقتصادی سنگینی برای آمریکا به همراه دارد. در چنین شرایطی، فهرست اهداف احتمالی آمریکا گسترده تر از گذشته شده است. تأسیسات انرژی که در عملیات های قبلی از بمباران در امان مانده بودند، اکنون مجدداً تحت بررسی هستند. علاوه بر این، سایت زیرزمینی اصفهان که در آن ذخایر اورانیوم غنی شده ایران ذخیره می شود، یکی از حساس ترین اهداف ممکن به شمار می رود. همچنین برخی پایگاهها و سایتهای موشکی ایران که اوایل اسفندماه مورد حمله قرار گرفتند، بار دیگر زیر ذره بین قرار گرفتند. زیرا ارزیابی ها نشان می دهد که برخی از این سایت ها ظرفیت عملیاتی خود را بازیافته اند.
مشکل اصلی دولت ترامپ این است که عملیات های قبلی، در عین اینکه گسترده بودند، نتوانستند ایران را به عقب نشینی قاطع وادار کنند. هر گونه تنش جدید اکنون هزینه داخلی بیشتری برای ترامپ دارد. قیمت بنزین در برخی ایالت ها از پنج دلار در هر گالن فراتر رفته است، محبوبیت رئیس جمهور به 37 درصد رسیده است و مخالفت عمومی با جنگ در حال افزایش است. به همین دلیل، هر تصمیم نظامی جدید نه تنها یک محاسبات امنیتی، بلکه یک خطر سیاسی داخلی برای کاخ سفید خواهد بود.
یکی از گزینه های بحث برانگیز در واشنگتن، گسترش حملات به زیرساخت های ایران است. در این سناریو، نیروگاه ها، تاسیسات آب شیرین کن، چاه های نفت، جاده ها و پل ها می توانند در لیست اهداف قرار گیرند. اما این گزینه در آمریکا مخالفان جدی دارد. منتقدان هشدار میدهند که حمله به تأسیسات غیرنظامی میتواند از نظر قانونی و اخلاقی به جنایت جنگی نزدیک شود که یادآور حملات روسیه به زیرساختهای اوکراین است.
در مورد تنگه هرمز نیز گزینه حملات سنگین در این گذرگاه بررسی شده است. هدف از چنین عملیاتی کاهش توانایی ایران در کنترل یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت در جهان خواهد بود. قبل از جنگ، حدود یک پنجم نفت جهان از این مسیر عبور می کرد. اما پنتاگون با محدودیت مهمی مواجه است: کاهش ذخایر موشک های دوربرد و بمب های سنگین مورد نیاز برای نابودی تأسیسات زیرزمینی و مستحکم ایران. در عملیات های قبلی، ایالات متحده مجبور بود در برخی موارد از مهمات سبک تر استفاده کند. مهماتی که بیشتر برای بستن ورودی سایت ها استفاده می شد نه برای تخریب کامل. این موضوع اکنون به یک مشکل عملیاتی تبدیل شده است. ارزیابی های اطلاعاتی نشان می دهد که ایران به 30 سایت موشکی از مجموع 33 سایت در امتداد تنگه هرمز دسترسی پیدا کرده است. علاوه بر این، حدود 90 درصد از تأسیسات ذخیره سازی و پرتاب موشک زیرزمینی حداقل تا حدی فعال شده است. این بدان معناست که قدرت موشکی ایران آسیب دیده است، اما از بین نمی رود.
حساس ترین گزینه همچنان مربوط به ذخایر اورانیوم غنی شده ایران است. ترامپ در حال بررسی حمله مستقیم به تاسیسات عمیق اصفهان با استفاده از بمب های سنگ شکن است. تاسیساتی که گفته می شود بخش مهمی از ذخایر 60 درصدی اورانیوم ایران را در خود جای داده است. در آغاز جنگ، ایالات متحده و اسرائیل طرح پیچیده تری را در نظر گرفته بودند: اعزام نیروهای ویژه به ایران برای حذف اورانیوم. بر اساس این گزارش، برای این عملیات باند فرود موقت در داخل ایران نیز آماده شد تا کانتینرهای حامل مواد غنی شده منتقل شوند. اما دونالد ترامپ در نهایت به دلیل ریسک بالای عملیات و احتمال تلفات انسانی آن را رد کرد.
طرح پاکستان برای مهار بحران؛ هرمز اولین میدان آزمایشی ایران است
به گفته یک منبع دیپلماتیک پاکستانی، طرح پیشنهادی بر اساس یک “پنجره آزمایشی” 30 روزه است. دوره کوتاهی که طی آن رفتار ایران در حوزه دریایی و منطقه ای سنجیده می شود و از سوی دیگر گزینه گسترش حمله آمریکا به طور موقت از مرحله اعدام خارج می شود. اما این دوره به معنای امتیاز رایگان به تهران نیست. زیرا پرونده اورانیوم غنی شده همچنان در دستور کار است و لغو تحریم ها جایی در این فرمول ندارد.
این تلاش ها همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک در منطقه انجام می شود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا از پیشرفت محدود در مذاکرات صحبت کرد، اما تصریح کرد که اختلاف بر سر اورانیوم و هرمز همچنان باقی است. در همین حال، پاکستان تماس های خود را با تهران تشدید کرده است تا مسیر سیاسی را قبل از اینکه واشنگتن به گزینه های سخت تر روی آورد، زنده نگه دارد.
در طرح پیشنهادی پاکستان، تنگه هرمز اولین میدان آزمایش است. اسلام آباد می داند که این گذرگاه برای هر دو طرف حساس است: برای واشنگتن، هرمز نبض بازار انرژی و امنیت کشتیرانی است. و برای تهران یکی از مهم ترین اهرم های فشار علیه آمریکا و متحدان منطقه ای آن است. بر این اساس قرار است هفته اول این طرح به تثبیت «رفتار دریایی کم خطر» اختصاص یابد. معنای عملی این عبارت، توقف هرگونه اقدامی از سوی ایران است که از دید آمریکا یا کشورهای حوزه خلیج فارس تهدیدی برای کشتیرانی تلقی شود. از اعمال فشار بر مسیرهای دریایی گرفته تا ایجاد مکانیسم هایی که نشانه تحمیل کنترل ایران بر حرکت کشتی هاست.
برای آمریکا، این بخش از طرح حیاتی است. واشنگتن نمی خواهد وارد مذاکرات هسته ای شود در حالی که تهران می تواند با تهدید هرمز به فشار بر قیمت انرژی، هزینه های بیمه و حمل و نقل دریایی ادامه دهد. از دیدگاه دولت ترامپ، آرام سازی هرمز شرط ورود به مرحله بعدی است، نه امتیازی که ایران برای آن خواستار کاهش تحریم ها شود. یک منبع آمریکایی همچنین تاکید کرده است که اگر ایران همچنان از تنگه هرمز به عنوان ابزار چانه زنی استفاده کند، هر طرح 30 روزه از ابتدا بی اعتبار خواهد بود. به همین دلیل، واشنگتن تنها در صورتی میتواند این پنجره کوتاه را بپذیرد که شرایط آن واضح، قابل اندازهگیری و تأیید باشد.
پس از مرحله هرمز، برنامه پاکستان این است که موضوع اورانیوم با غنای بالا را در دستور کار رسمی قرار دهد. نه برای حل فوری آن، بلکه برای تثبیت آن به عنوان محور اصلی مرحله بعدی مذاکرات. این قسمت حساس ترین نقطه فرمول پیشنهادی است. ترامپ پیشتر به صراحت اعلام کرده بود که واشنگتن می خواهد ذخایر اورانیوم غنی شده ایران را بازیابی کند. از سوی دیگر رهبر ایران بر مخالفت خود با انتقال این ذخایر به خارج از کشور تاکید کرده است. اما موفقیت این مسیر به نتیجه بررسی پایان ماه بستگی دارد. اگر ظرف 30 روز از تنش کاسته شود، کشتیرانی در هرمز به وضعیت باثبات تری برسد و ایران بپذیرد که پرونده اورانیوم در دستور کار مذاکرات شفاف قرار گیرد، آنگاه امکان ورود به مرحله گسترده تری وجود خواهد داشت. مرحله ای که در آن تحریم ها، پادمان ها و ترتیبات هسته ای بازنگری خواهد شد.
آسمان گران ایران; پنتاگون با بحران فرسایش هوا مواجه است
برای آمریکا، جنگ ایران فقط یک پرونده نظامی در میدان جنگ نیست. اکنون این موضوع به یک موضوع جدی در کنگره، پنتاگون و رسانه های آمریکایی تبدیل شده است. کمتر از 40 روز از آغاز عملیات «حماسه خشم» می گذرد، برآوردهای جدید از خسارات نیروی هوایی آمریکا نشان می دهد که هزینه این جنگ بسیار سنگین تر از آن چیزی است که در روزهای اول تصور می شد. گزارش “سرویس تحقیقات کنگره” آمریکا نشان می دهد که بیش از 42 هواپیمای آمریکایی در جریان جنگ علیه ایران منهدم یا آسیب دیده است. خسارت اولیه به هواپیما و تجهیزات هوایی نیز 2.6 میلیارد دلار برآورد شده است. رقمی که با ادامه عملیات می تواند افزایش یابد.
این ارقام در زمانی منتشر شد که کنگره آمریکا جلساتی را در مورد هزینه های جنگ برگزار کرد. مقامات پنتاگون در این دیدارها گفتهاند که مجموع هزینههای نظامی مربوط به عملیات علیه ایران از ابتدای جنگ تاکنون به حدود ۲۹ میلیارد دلار رسیده است. در مرکز این نگرانی ها فشار بر ناوگان هوایی ایالات متحده است. در طول 39 روز جنگ، نیروهای آمریکایی بیش از 13 هزار سورتی پرواز انجام داده اند. آماری که نشان می دهد عملیات هوایی با شدت بالا ادامه یافته و فشار زیادی بر هواپیماها، پهپادها، سیستم های پشتیبانی، زنجیره تامین و بخش تعمیر و نگهداری وارد کرده است.
در داخل ایالات متحده، موضوع فقط تعداد هواپیماهای آسیب دیده نیست. سوال مهمتر این است که آیا واشنگتن می تواند این سطح از مصرف، فرسایش و هزینه را در صورت طولانی شدن جنگ حفظ کند؟ تولید تجهیزات، تامین قطعات جایگزین، بازسازی انبارها و حفظ آمادگی عملیاتی همگی به چالش های جدی برای پنتاگون تبدیل شده اند. آمریکا ناوگان هوایی عظیم و متنوعی دارد. بنابراین، از دست دادن 42 هواپیما به تنهایی به معنای تغییر فوری در روند جنگ نیست. اما اگر در بین این آسیب ها، جنگنده هایی مانند F-35 یا هواپیماهای شناسایی تخصصی، جاسوسی و سوخت گیری وجود داشته باشد، موضوع اهمیت بسیار بیشتری پیدا می کند. F-35 فقط یک جنگنده نیست. این یک سیستم پیچیده، پرهزینه و زمان بر برای تولید و جایگزینی است. هر گونه آسیب جدی به این نوع جنگنده ها می تواند هم بر کارایی عملیات نظامی تأثیر بگذارد و هم اعتبار آن را در بازار جهانی تسلیحات تحت فشار قرار دهد.
نقطه فشار اصلی آمریکا در زمینه موشک های رهگیر است. ظرفیت تولید ماهانه آمریکا حدود 30 موشک رهگیر است در حالی که ایران می تواند ماهانه حدود 100 موشک بالستیک تولید کند. این تناقض، اگر ادامه یابد، می تواند موازنه فرسایش را به ضرر آمریکا تغییر دهد. حتی فعالیت کامل شرکت های دفاعی آمریکایی لزوماً مسئول میزان مصرف بالای مهمات و موشک نیست. در نتیجه، فرسایش فقط در میدان جنگ اتفاق نمی افتد. همچنین در کارخانه ها، زنجیره تامین، ذخایر استراتژیک و بودجه نظامی خود را نشان می دهد.





