به گزارش ایسنا، مجله آمریکایی آتلانتیک در تحلیلی به قلم رابرت کیگان، نظریهپرداز برجسته نومحافظهکار ارزیابی میکند که پایان جنگ تهاجمی رئیسجمهور آمریکا علیه ایران چیزی جز «تسلیم شدن» خودش نیست و حتی اکنون نیز نشانهها نشان میدهد که ترامپ بدون اینکه افکار عمومی آمریکایی متوجه شکست واقعی او شود، تلاش میکند از این بحران خودساخته خارج شود.
کیگان نوشت: “آخر بازی ترامپ در جنگ با ایران اکنون در حال آشکار شدن است. بر اساس گزارش ها، ترامپ روز گذشته در تماس تلفنی با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل توضیح داد که ایالات متحده در حال مذاکره برای “یادداشت” با ایران است؛ سندی که “به طور رسمی به جنگ پایان می دهد و دوره 30 روزه مذاکرات را آغاز می کند و پیامدهای هوروز برنامه هسته ای مجدد” بر سر برنامه هسته ای ایران. چنین توافقی روشن است: ایالات متحده در حال عقب نشینی از بحران است.
وی با اشاره به احتمال انجام مجدد حملات تهاجمی محدود ترامپ برای حفظ ظاهر، تاکید می کند: حتی اگر ترامپ در روزهای آینده حمله محدودی را برای نشان دادن چهره ای تند و پاسخگویی به خواسته های حامیان جنگ انجام دهد، تنها برای نمایش خواهد بود. پایان بازی برای او در این مسیر همان «تسلیم» است.
در ادامه این تحلیل با بررسی روند تحولات آمده است: جنگ با ایران تاکنون شگفتیهای زیادی را برای ترامپ به همراه داشته است؛ به عنوان مثال اسرائیل در 27 اسفند به میدان گازی پارس حمله کرد و ایران نیز با حمله به یکی از مهمترین تاسیسات تولید گاز طبیعی در قطر به تلافی آن حمله کرد. حملات از آن زمان تاکنون بی نتیجه مانده اند.»
کیگان سپس به محاسبات برتر رهبران ایران در این رویارویی اشاره می کند و می نویسد: «رهبران تهران در 2 ماه گذشته به درستی محاسبه کرده بودند که ترامپ حمله دیگری را انجام نخواهد داد و از این رو، با وجود خسارت ناشی از حملات 37 روزه بی امان، هیچ امتیازی نداده اند. برعکس، شرایط آنها برای یک توافق نامه، محدودیتی برای توافق نامه، محدودیت های جنگی است. به رسمیت شناختن کنترل ایران بر تنگه و پایان تحریم ها.
تحلیلگر ارشد موسسه بروکینگز ادامه می دهد: این واقعیت که ترامپ در پاسخ به این بن بست، اکنون درخواست آتش بس 30 روزه و مذاکره دیگر کرده است، اعتراف ضمنی به شکست است. اگر او در چند روز آینده دست به یک حمله نمایشی بزند، ایرانی ها آن را درک خواهند کرد. خزانهداری با عوارض عبور کشتیها، ایران به حریف بسیار قدرتمندتری تبدیل میشود.»
در بخشی دیگر از این تحلیل با اشاره به گزارش مؤسسه مطالعات جنگ آمده است: «طی 30 روز آینده، سیستم اجرایی جدید تنگه هرمز تحت کنترل ایران ممکن است به طور کامل برقرار شود. ایران در دوره آتشبس کنترل خود را بر این تنگه «عادی» کرده و کشورهای واردکننده نفت را مجبور به امضای قراردادهای ترانزیت و غیرقابل حمل نفت با کشورهای واردکننده نفت کرده است. توافق نامه ها
به گفته مقامات ایرانی، رژیم جدید در این تنگه شرکای استراتژیک ایران مانند روسیه و چین را در اولویت قرار می دهد و به کشورهای دوست ایران مانند هند و پاکستان اجازه می دهد تا قراردادهای ترانزیتی خود را منعقد کنند. کشتیهای مربوط به کشورهایی که ایران آنها را دشمن میداند نیز از دسترسی به این تنگه محروم خواهند شد.
کیگان همچنین فاش میکند: «طبق گزارشها، چندین کشور از جمله کره جنوبی، ترکیه و عراق در حال مذاکره برای انعقاد حداقل توافقنامههای ترانزیت موقت هستند. اکنون که ترامپ به صراحت اعلام کرده است که قصد ندارد برای بازگشایی تنگه بجنگد، هجوم کشورها برای به دست آوردن شرایط مطلوب از تهران آغاز خواهند شد. از سرگیری جریان نفت، گاز و سایر کالاها و نجات اقتصاد آسیب دیده آنها.
کشورهایی که اکنون متحد آمریکا و دوستان اسرائیل هستند نیز تحت فشار قرار خواهند گرفت تا از این اتحاد فاصله بگیرند و با ایران صلح کنند. تحریمهای بینالمللی علیه ایران فرو میپاشد و با عادی شدن نقش مرکزی جدید ایران در اقتصاد جهانی، پول بیشتری به حسابهای کشور سرازیر میشود.
به گفته نویسنده، ترامپ امیدوار است که بی سر و صدا از بحران خارج شود: “ترامپ بدون شک امیدوار است که بتواند بدون اینکه آمریکایی ها متوجه میزان این شکست شوند، دزدکی فرار کند. اگر مشخص شود که نفت در نهایت از تنگه بازگشایی شده عبور خواهد کرد – اگرچه تحت یک رژیم استراتژیک جدید تحت کنترل ایالات متحده، وال استریت هیچ تاثیری بر رژیم اصلی وال استریت ندارد، بازارهای مالی ممکن است تثبیت شوند.
رئیسجمهور همچنین امیدوار است که با آغاز عملیات نظامی دیگر، این بار علیه دولت کوبا، موضوع را تغییر دهد و رسانهها واقعاً شروع به نوشتن بیشتر درباره کوبا کردهاند تا فاجعه در حال وقوع با ایران.
این تحلیل سپس به وضعیت تحقیرآمیز رژیم صهیونیستی به نقل از یک مقام آمریکایی می پردازد: «نتانیاهو پس از تماس تلفنی اخیر خود با ترامپ – و دلیل موجه – بسیار عصبانی بود.
جنگ ایران را می توان به تنهایی ویرانگرترین ضربه به امنیت اسرائیل در تاریخ کوتاه آن دانست. با روند فعلی، ایران چندین برابر قویتر و تاثیرگذارتر از قبل از جنگ از این مناقشه خارج خواهد شد. این کشور ده ها کشور ثروتمند جهان را تحت فشار قرار خواهد داد که همه آنها منافع حیاتی را در شاد نگه داشتن ایران خواهند دید.
بعید است این کشورها در هر درگیری که اسرائیل با تهران یا نیروهای تحت حمایتش در لبنان و غزه داشته باشد، طرف اسرائیل را بگیرند، زیرا ایران ابزاری برای مجازات آنها خواهد داشت. اسرائیل بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود منزوی به نظر می رسد – به ویژه از تنها حامی قابل اعتماد خود، ایالات متحده. هنگامی که ترامپ برای اجرای سیاست های خود به اسرائیل پشت کند، جنبش حامیان او، MAGA، با خوشحالی از آن پیروی خواهد کرد. اجماع دو حزبی ضد اسرائیلی در آمریکا تقویت و سختتر خواهد شد.
کیگان در پایان هشدار می دهد: آیا اسرائیل نیز منفعلانه این سرنوشت را خواهد پذیرفت؟ این برگ غیرمنتظره ای است که ممکن است رویاهای بازارهای مالی برای ثبات جدید در خلیج فارس را از بین ببرد. یک ایرانی قوی تر، ثروتمندتر و تأثیرگذارتر به معنای زندگی جدید برای حماس و حزب الله خواهد بود.
این به معنای پایان قراردادهای ابراهیم خواهد بود، زیرا کشورهای حوزه خلیج فارس برای بقای اقتصاد خود باید با تهران صلح جداگانه ای انجام دهند.
ترامپ می گوید نتانیاهو “هر کاری بخواهم انجام خواهد داد.” اما آیا اسرائیل می تواند تماشاگر باشد در حالی که ایران جایگزین آمریکا به عنوان داور قدرت در منطقه می شود؟ به احتمال زیاد، حالت عادی جدید در خلیج فارس بی ثباتی مزمن و اختلالات مکرر کشتیرانی خواهد بود. این همان چیزی است که وقتی یک هژمون از سلطه خود دست می کشد، اتفاق می افتد.»





