دزدی ۲ کیلو طلا در جنگ

دزدی ۲ کیلو طلا در جنگ

شاید جنگ اخیر فرصتی را برای برخی سارقان فراهم کرده است که از خانه های آسیب دیده و اموال خود سرقت کنند، زیرا در جنگ یا بحران امنیتی معمولا وضعیت سرقت تغییر می کند.

به گزارش اعتماد، به طور کلی بی ثباتی و اختلال در نظارت می تواند فرصت سرقت را افزایش دهد. کاهش حضور پلیس یا تمرکز نیروها بر سایر بحران ها معمولاً خطر را افزایش می دهد. اضطراب عمومی گاهی دزدی های کوچک را افزایش می دهد. در برخی مناطق، افزایش کنترل امنیتی ممکن است از برخی سرقت ها جلوگیری کند.

معمولاً سرقت از منازل، مغازه ها، انبارها و خودروها در بحران ها بیشتر دیده می شود. عده ای از این موقعیت سوء استفاده می کنند و دزدی های خرد و فرصت طلبانه افزایش می یابد. در این شرایط، جرم و جنایت به مکان‌هایی منتقل می‌شود که تاریک‌تر، کمتر گشت‌زنی، دور از مراکز امنیتی و دسترسی آسان‌تر است.

در زمان جنگ، سرقت های پیچیده، سرقت های سریع و کم خطر ممکن است افزایش یابد، زیرا در شرایط بحران، مجرمان به دنبال فرصت های آسان تر و فرار سریع تر هستند. در این گزارش دو فقره سرقت در زمان جنگ در نیروی انتظامی تشکیل شد.

مورد اول

ماجرا به 7 می امسال برمی گردد. زمانی که زن میانسالی به پلیس آگاهی مراجعه کرد و از سرقت مقدار زیادی طلا از منزلش خبر داد.

بر اساس گزارش پلیس؛ او گفت: «وقتی محله دختر و عروسم بمباران شد، طلاهایشان را به من دادند تا برای امنیت بیشتر در گاوصندوق خانه ام نگهداری کنم، زیرا خانه آنها آسیب دیده بود و امن نبود. طلاهایشان را که بیش از 2 کیلو بود به من سپردند و راهی سفر شدند اما چند روز بعد وقتی از ورزشگاه به خانه برگشتم متوجه شدم تمام طلاها دزدیده شده است.

با این شکایت تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی تهران برای حل معمای این سرقت آغاز شد.

بررسی های اولیه نشان داد این سرقت به راحتی و بدون تخریب صورت گرفته است. به این معنی که دزد یا سارقان کلید خانه را در اختیار داشتند و محل گاوصندوق را می دانستند. کارآگاهان به سراغ دوربین های مداربسته مجتمع مسکونی محل سرقت رفتند.

تصاویر نشان می داد مردی 48 ساله با یک موتورسیکلت سفید رنگ با کلاه ایمنی و نقاب مشکی وارد مجتمع شده و کمتر از 15 دقیقه بعد از آن خارج شده است. زمان حضور این مرد دقیقا با زمان سرقت مطابقت داشت.

بعدها مشخص شد که صاحب خانه همزمان برای ورزش به باشگاه رفته و هیچکس در خانه حضور ندارد. بازبینی تصاویر دوربین باشگاه های ورزشی توسط عوامل ادامه یافت. در تصاویر مشاهده می شد که همان راکب موتورسیکلت در روز حادثه دو بار در مقابل باشگاه حاضر شده است.

او هر بار با زنی 40 ساله که در حال ترک باشگاه بود ملاقات می کرد و چیزی شبیه جاکلیدی از او می گرفت و پس از مدتی به او برمی گرداند. زمانی که تصاویر زن 40 ساله به شاکی نشان داده شد، این زن را شناخت و گفت: او یکی از دوستان من در ورزشگاه است، چند سالی است که با هم آشنا شده ایم.

این زن با اظهارات شاکی دستگیر شد و ابتدا منکر هرگونه دست داشتن در سرقت شد اما زمانی که با فیلم دوربین مداربسته مواجه شد لب به اعتراف گشود. وی گفت که این سرقت را با کمک همسرش انجام داده است. بعداً همسرش نیز دستگیر شد و مشخص شد وی در سال های گذشته دو بار به اتهام کلاهبرداری دستگیر و اخیراً از زندان آزاد شده است.

متهمان در اعترافات خود گفتند که پس از سرقت، طلاهای سرقتی را در باغ خانه خود دفن کرده اند تا پس از پایان جنگ و آرام شدن اوضاع، آنها را بفروشند.

با راهنمایی متهمان، کارآگاهان پایگاه یکم پلیس آگاهی محل دفن طلاها را شناسایی و بیش از دو کیلوگرم طلای مسروقه کشف شد. به این ترتیب زوج سارق برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پایگاه یکم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

متهم درباره جزئیات این سرقت گفت: حدود چهار سال است که مالباخته را می شناسم، در ورزشگاه با او آشنا شدم، هفته ای چند روز برای ورزش به ورزشگاه می آمد و در آنجا با هم دوست شدیم، وقتی جنگ شروع شد، یک روز خیلی ترسیده وارد باشگاه شد، گفت که خانه دخترش روبروی او در اثر حمله موشکی آسیب دیده و می خواهد طلاهای دخترش را بیاورد. با عجله باشگاه را ترک کرد.

بعدها کم کم صحبت را باز کردم تا بفهمم طلاها را آورده اند یا نه و کجا نگه داشته اند. فهمیدم آنها را در گاوصندوق خانه اش گذاشته است. وقتی موضوع را به همسرم گفتم، پیشنهاد دزدی را داد. گفت ابتدا باید ببینیم گاوصندوق کد دارد یا با کلید باز می شود. در صحبت هایم با مالباخته هم متوجه شدم که گاوصندوق با کلید باز می شود. راستش همسرم سابقه داشت. او دو بار به اتهام کلاهبرداری دستگیر شد و اخیراً از زندان آزاد شده است.

او من را وسوسه کرد که نقشه یک سرقت را بکشم. او به من اطمینان داد که ما هرگز یکدیگر را از دست نخواهیم داد. وی گفت: کشور در شرایط بحرانی است و من هرگز زندان را تجربه نخواهم کرد. آنقدر در گوشم خواند که وسوسه شدم وارد این مسیر شوم. روز حادثه وقتی مالباخته برای ورزش به ورزشگاه آمد، جاکلیدی را از کیفش که در کمد سالن بود برداشتم. همسرم با موتور آمد جلوی باشگاه، کلید را به او دادم. رفت و دزدی را انجام داد و کمتر از 15 دقیقه بعد برگشت و دوباره کلید را به من داد. کلید را پس دادم. می خواستیم بعد از پایان جنگ طلاها را بفروشیم. ما فکر می کردیم قیمت طلا افزایش پیدا کند.

مورد دوم

چند روز پس از شروع جنگ اخیر، گزارشی مبنی بر سرقت یک دستگاه موتورسیکلت از جلوی ساختمانی که مورد اصابت موشک قرار گرفته بود به پلیس تهران اعلام شد. به گفته مالباخته، اسفندماه سال گذشته، موشک دشمن به یک ساختمان مسکونی اصابت کرد و خسارات زیادی وارد کرد.

شاکی درباره این حادثه گفت: پس از حمله تمام شیشه ها و شیشه های ما شکسته و دیوارهایمان ترک خورده است اما در این بین چیزی که واقعا مرا شوکه کرد سرقت موتورسیکلتم که درست در مقابل ساختمان پارک شده بود به این معنی است که یک سارق فرصت طلب از این موقعیت سوء استفاده کرده و موتورسیکلتم را ربوده است. دزدی چند ساعت بعد

بر اساس گزارش پلیس؛ ماجرا از این قرار بود، زن جوانی که کنار خیابان منتظر ماشین اینترنتی بود طعمه همان موتورسوار شد. مردی کلاهدار نزدیک شد و در چند ثانیه آیفون 16 را از دستش گرفت و فرار کرد. فریادهای زن جوان راه به جایی نبرد و برای شکایت از سارق گوشی تلفن همراه به اداره آگاهی تهران رفت اما ماجرا به سرقت ختم نشد زیرا چند روز بعد تماس عجیبی با گوشی سرقتی برقرار شد.

شاکی پس از گزارش سرقت، چندین بار با تلفن همراه خود تماس گرفت و امیدوار بود کسی پاسخ دهد. دقایقی بعد مردی جواب داد و مدعی شد گوشی را پیدا کرده و برای برگشت آن 5 میلیون تومان می خواهد. اگرچه شاکی به خیال اینکه شخصی گوشی او را پیدا کرده پول مژده را واریز کرد اما به گوشی او نرسید.

خیلی زود مشخص شد که سارق علاوه بر گرفتن گوشی تلفن همراه، نقشه فریبنده دیگری برای اخاذی طراحی کرده است. تحقیقات در این پرونده برای شناسایی سارق فرصت طلب آغاز شد اما در مدت کوتاهی چندین شکایت مشابه دیگر به تیم پلیس ارائه شد که نشان می داد سارق حرفه ای در زیر سایه جنگ اقدام به اجرای طرح های شنود سریالی و زورگیری می کند.

او در آن شرایط بحرانی تنها گوشی های مدل برتر قربانیانشان را به چنگ نگذاشت، بلکه در مرحله بعد تصمیم گرفت به بهانه یافتن گوشی و دریافت خبرهای خوش، مرحله دوم نقشه جنایتکارانه خود را اجرا کند. متهم تصور می کرد زیر سایه جنگ هرگز توسط پلیس شناسایی و دستگیر نمی شود، غافل از اینکه سرنخ اصلی همان موتورسیکلتی است که پلاکش سالم مانده است؛ در حالی که پلاک خودروهایش دست نخورده باقی مانده است. موتورسیکلتی که از کنار ساختمان آسیب دیده به سرقت رفته بود.

ماموران کلانتری با اعلام مشخصات پلاک خودرو به واحدهای گشت، موتورسوار را در حین گشت زنی شناسایی کردند. متهم پس از تعقیب و گریز کوتاه دستگیر و چندین گوشی و کارت بانکی مسروقه کشف شد. رسیدگی به این پرونده با دستور بازپرس شعبه سوم بازپرسی دادسرای ویژه سرقت ادامه دارد و تحقیقات برای شناسایی سایر مالباختگان ادامه دارد.

این سارق درباره جزئیات این سرقت گفت: من فکر می کردم ساختمانی که موشک خورده معمولا دوربینش پایین است مردم هم در آسیب هستند و هیچکس دنبال موتورسیکلت پارک شده گوشه خیابان نیست، فکر می کردم برد اولویت امنیتی است نه سرقت، بیشتر تماس های تلفنی را با این موتور انجام می دادم.

گوشی را که برداشتم منتظر تماس بودم. اگر صاحب خانه تماس می گرفت، خودم را یابنده معرفی می کردم و درخواست پول می کردم. برخی هم سپرده گذاری می کردند. کارت بانکی معتادان را می خریدم یا جعبه های مقوایی. سیم کارت هم همینطور. من سابقه دارم اما هر بار که دستگیر شدم روش جدیدی را امتحان کردم.

این بار از چند ترفند با هم استفاده کردم. یکی تماس تلفنی و دومی کلاهبرداری به بهانه یافتن گوشی و دریافت خبر خوب، اما برنامه سوم من با برنامه های قبلی متفاوت بود. من قبلا در سایت دیوار تقلب می کردم. در سایت آگهی فروش دادم از فروش لوازم خانگی و موبایل گرفته تا لوازم برقی و مواد غذایی.

قیمت هایی که گفتم زیر قیمت بازار بود به همین دلیل خیلی ها با من تماس گرفتند. از آنها سپرده می گرفتم و پول به حساب همان کارت هایی که از معتادان و کارتن خواب می خریدم واریز می شد».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی