برای انجام هر کاری، باید به دو سوال اساسی پاسخ دهید: “چرا؟” و “چطور؟” پاسخ داد
اما متأسفانه در کشور ما به همان اندازه که برای یافتن پاسخ «چگونه» تلاش می شود، برای پاسخ به سؤال «چرا؟» که بسیار مهمتر است تلاش نمی شود.
نادر ابراهیمی در سالهای پایانی منتهی به پیروزی انقلاب سریالی به نام «سفرهای طولانی حامی و کامی در وطن» ساخت که سریالی به همین نام از آن تهیه شد. نادر ابراهیمی با کار خود می خواست تحولی چشمگیر در آموزش و پرورش ایران ایجاد کند و بگوید اگر دانش آموزان برای یادگیری تحت فشار نباشند و فقط آموخته های خود را بدانند، علاقه بیشتری به کسب علم خواهند داشت. این اتفاق نیفتاد!
اکنون تا حدودی اهمیت پاسخ به «چرا؟» است. قابل درک است که بد نیست به این سوال پاسخ دهیم که چرا بازیافت نمی کنیم؟ و “چرا زباله های مرطوب و خشک را در خانه جدا نمی کنیم؟” بیایید پرداخت کنیم
یقیناً سؤالات فوق بیش از یک پاسخ دارند و من سعی کرده ام در متن زیر به تعدادی پاسخ بدهم، اما نه همه آنها:
1. کارایی اقتصادی: برای اکثر افراد جامعه، تفکیک زباله از مبدا به صرفه نیست.
راستش را بخواهید الان نمی دانم. اما وقتی زباله های خشک را به غرفه های بازیافت تحویل دادم، پول نقد به من ندادند و فقط مواد شوینده به من دادند.
پول نقد قطعا برای خانواده هایی که زباله ها را جدا می کنند جذاب تر است. مخصوصا الان که مواد شوینده مصرف آب رو زیاد کرده و خانواده رو یکی از پرمصرف ترین آدم ها کرده!
نکته دوم قیمت کالاهای بازیافتی است. زمانی برای این کالاها قیمت پایین می گذاشتند و افراد کمی تشویق می شدند که زباله ها را از مبدا جدا کنند. بعد اوضاع بهتر شد. من از قیمت های فعلی اطلاعی ندارم. اما من شک دارم که قیمت کالاهای بازیافتی به اندازه افزایش قیمت کالاهای دست اول افزایش یافته باشد.
2. قانون: عوارض باقیمانده مقدار قابل توجهی است. متاسفانه در شهر تهران (در مورد بقیه شهرها اطلاعی ندارم) مالیات پسماند بر اساس منطقه، منطقه و افراد تعیین می شود (اگر اشتباه می کنم لطفا اطلاع دهید) و مطلقاً ربطی به میزان زباله تولیدی، میزان زباله تحویل غرفه های بازیافت و … ندارد. قانون گویی شهرداری تهران به عدم تفکیک زباله از مبدا بدش نمی آید!؟)
3. آموزش و فرهنگ سازی: آموزش و فرهنگ سازی باید از مدارس شروع شود. در حال حاضر متأسفانه نقش آموزش و فرهنگ سازی مدارس در این که دانش آموزان بدانند چرا باید زباله ها را از مبدا جدا کنند بسیار ناچیز است. رسانه ملی صدا و سیما نیز در این زمینه کوتاهی های زیادی کرده است. شهرداری هم کاستی های زیادی دارد و کمتر می بینیم که در بنرها بحث تفکیک زباله های خشک و تر به خصوص چرایی آن لحاظ شود.
شهرداری می تواند با بودجه زیادی که در اختیار دارد جزوه ها و کتابچه های مرتبط با اهمیت بازیافت تهیه و به صورت رایگان در اختیار مردم قرار دهد. در این زمینه می توان از ظرفیت فرهنگسراها بهره برد که مدتی افتخار همکاری با یکی از آنها را داشتم.
4. تداوم و تكرار آموزش: تبليغات خوب به تنهايي كارساز نيست و تكرار و تكرار تبليغات است كه فكر خوب را در ذهن جا مي دهد و كار خوب جنبه عملي به خود مي گيرد. مردم در هر سنی احتمالا «بابا برقی» را به یاد دارند.
«پدر برقی» انصافا خوب ساخته شده بود و به مدد تکرار و تکرار، تغییر مثبتی در مصرف برق ایجاد می کرد. نویسنده نمی داند چه اتفاقی برای تعیین تاریخ انقضای این برنامه افتاده است. شاید بسیاری از مردم در مصرف برق صرفه جویی کرده بودند و زمان آن رسیده بود که مصرف خود را کمی افزایش دهند. به هر حال در مورد «بابابرگی» باید گفت: خوب درخشید اما دولت عجله داشت.
5. نظارت بر فعالیت ها: در ایران در زمینه «آمار» خیلی بد عمل می کنیم (این را با اطمینان کامل می گویم) و در حوزه بازیافت آماری وجود ندارد که بر اساس آن بتوانیم بگوییم اگر 50 درصد به قیمت زباله های بازیافتی اضافه کنیم، وضعیت بهتر می شود یا اگر آموزش و فرهنگ را جدی تر بگیریم.
6. تکلیف زباله های مرطوب: سال هاست که فکر می کنیم فقط زباله های خشک ارزش اقتصادی دارد و بهتر است زباله های مرطوب را به مکان های دفن ببرند و دفن کنند!
شاید مانند بسیاری از کشورهای توسعه یافته، اگر مردم می دانستند که پسماندهای مرطوب جدا شده برای کمپوست سازی استفاده می شود، ارزش بیشتری برای جداسازی زباله از مبدا قائل می شدند. در این زمینه باید به مشکل سیستم دو سطلی، یک سطل برای زباله های مرطوب و یک سطل برای زباله های خشک اشاره کرد که در ایران وجود دارد. زیرا برخی ضایعات مانند نوار بهداشتی، باند، پوشک بچه و … نه در بازار عرضه می شود و نه می توان آنها را کمپوست کرد. اگر این سیستم با سیستم سه مخزن جایگزین شود و یک سطل برای زباله های عفونی استفاده شود، بسیاری از مشکلات حل می شود.
7. ورود بخش خصوصی واقعی به میدان: دولت با ضایعات خود پیام «شما هم اسراف کنید» را به شهروندان می دهد. نکته جالب اینجاست که بخش خصوصی که وارد میدان می شود باید با همان دست روی فرمان حرکت کند تا مردم بفهمند که دولت و بخش خصوصی در یک مسیر هستند. اگر بخش خصوصی واقعی وارد میدان شود و فقط هدف گذاری کند، نه استراتژی، اوضاع خیلی بهتر خواهد شد. به عنوان مثال، می توان به غرفه های بازیافت اجازه کار شبانه روزی داد یا ساعت کاری خود را با توجه به صرفه اقتصادی تغییر داد. پیمانکاران جمع آوری می توانند بسته به میزان تولید، به جای روزانه و هفتگی، با خانوارها برای جمع آوری زباله آنها قرارداد ببندند. مشروط بر اینکه این کار منافع اقتصادی برای خانواده داشته باشد.
8. تبلیغات نمایشی: به جرات می توان گفت سطل های زباله تفکیک شده ای که در ایستگاه های اتوبوس و مترو دیده می شود برای نمایش است و هیچکس نمی داند تا چه حد از آنها استفاده می شود و آیا درست استفاده می شود یا خیر! آیا می توان در تمام نقاط پایتخت با فرهنگ های مختلف از این سطل ها یکسان و درست استفاده کرد! (مثل پل های عابر پیاده که بعضی جاها هستند ولی مردم از آن استفاده نمی کنند و خودکشی می کنند و در عوض هیچ جا پل عابر پیاده نیست و هر چقدر هم که مردم بگویند جانشان در خطر است گوش نمی دهد)
من خودم بارها شاهد بوده ام که یکی از این سطل های تفکیک پر شد و کسی به فکر تخلیه آن نبود.
احتمالاً مسئولان می گویند حالا که مردم از سطل ها درست استفاده نمی کنند، اگر سطل پر باشد مشکلی نیست. بقیه هنوز پر نشده اند!
9. راحتی: اگر غرفه های بازیافت نزدیک خانه و زندگی مردم باشد، استفاده بیشتری از آنها می شود. در پارک ها هم می بینیم که دو سطل قهوه ای نوشته شده است به ترتیب زباله بیشتر و خشک. واقعا اگر یکی از این سطل ها که مخصوص زباله است سبز رنگ می شد مردم را تشویق به استفاده بیشتر از آن نمی کرد؟
10. نقش کمرنگ سلبریتی ها: حدیث تهرانی از فعالان محیط زیست است. اما معمولا تعداد کمی از افراد مشهور در تبلیغ و تشویق مردم به جداسازی زباله از مبدا نقش دارند. به علی دایی و عادل فردوسی پور فکر کنید که در صف غرفه بازیافت ایستاده اند. قطعا شرایط متفاوت خواهد بود.
12. و قاریان: خوانندگان زیادی در مورد حمایت از حقوق حیوانات خوانده اند که از خوانندگان آنها می توان به صیاد از مازیار و شکر از ابی اشاره کرد. جایی برای خواندن اشعار زباله و بازیافت و تفکیک زباله نیست …. و البته این تاپیک دراز است و باید یک حدیث مفصل در مورد این موضوع بخوانید!!؟





