ایران باید تنگه‌هرمز را ملی اعلام کند

ایران باید تنگه‌هرمز را ملی اعلام کند

ماشاالله، شمس الواعظین، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل راهبردی معتقد است که موضوع ترک خصومت بین ایران و آمریکا می تواند نقطه آغاز دوران جدیدی در ژئوپلیتیک منطقه باشد. دوره ای که ایران با تکیه بر عنصر جغرافیایی تنگه هرمز، «عصب اقتصاد جهان» را در اختیار می گیرد و به بازیگری مهم در عرصه جهانی تبدیل می شود.

به گزارش اعتماد، وی پیشنهاد ملی برای اعلام تنگه هرمز را طرحی راهبردی می داند که در صورت پذیرش می تواند جایگزین نیاز به سلاح هسته ای، خنثی سازی ساختار تحریم ها و حتی به چالش کشیدن حضور آمریکا در خلیج فارس شود.

شمس الواعظین نقش دیپلمات‌های ایرانی را در تبدیل دستاوردهای نظامی به امتیازات سیاسی و اقتصادی تعیین‌کننده می‌داند و تأکید می‌کند که جهان در حال آماده شدن برای ظهور ایران به عنوان «چهارمین بازیگر» پس از آمریکا، چین و روسیه است.

در مذاکرات اخیر، ایده های مختلفی مطرح شده است. از جمله، ایران تاکید می کند که ابتدا باید به «توقف خصومت ها» با آمریکا برسد و سپس وارد بحث های پیرامونی از جمله موضوع هسته ای شود تا نوعی اعتماد ایجاد کند. از سوی دیگر آمریکایی ها می خواهند در قالب یک بسته، توقف درگیری ها و موضوع هسته ای را نهایی کنند. صرف نظر از این جزئیات، اگر فرض کنیم تفاهم و توقف مخاصمات اتفاق بیفتد، پس از جنگ 40 روزه ایران چگونه وارد دوران پسابرجام در منطقه و جهان خواهد شد؟

اتفاقی که در حال رخ دادن است، هرچند ممکن است تغییرات ظاهری جغرافیایی و مرزی وجود نداشته باشد، اما از منظر ژئوپلیتیک، شاهد تحولی عمیق و پایدار در منطقه هستیم. تغییری که با «ایران قدرتمندتر» معنا پیدا می کند. یعنی نقشه سیاسی منطقه با همان خطوط جغرافیایی باقی می ماند، اما وزن و جایگاه بازیگران به کلی تغییر می کند. در این چارچوب پیشنهاد داده ام که ایران «تنگه هرمز» را کشوری ملی اعلام کند. این پیشنهاد فقط یک شعار یا یک خواسته حداکثری نیست. بلکه بخشی از درک جدیدی از موقعیت جغرافیایی و استراتژیک ایران است. ایران تازه به اهمیت عنصر جغرافیا در قدرت ملی خود پی می برد و سعی دارد از این ظرفیت استفاده کند. این “درک جدید” بسیار مهم است و می تواند به تنهایی سطح قدرت ایران را متحول کند.

منظورتان از ملی شدن تنگه هرمز چیزی شبیه به آنچه در دوران دکتر مصدق با ملی شدن صنعت نفت در اوایل دهه 1950 رخ داد یا همان کاری که جمال عبدالناصر در سال 1956 با ملی شدن کانال سوئز انجام داد؟

دقیقا؛ خوب انجام شد مقایسه مناسب است. در ماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران دیدیم که چگونه یک تصمیم ملی می تواند ساختار قدرت اقتصادی و سیاسی را تغییر دهد. در مورد کانال سوئز، اقدام عبدالناصر برای ملی کردن این آبراه، علی‌رغم فشارها و حملات خارجی، سرانجام به اخراج انگلستان از خاورمیانه و شمال آفریقا و ارتقای جایگاه مصر انجامید. ایده ملی شدن تنگه هرمز نیز در این چارچوب قابل درک است. یعنی تبدیل یک مزیت جغرافیایی به اهرم قدرت ملی. اما باید توجه داشت که این بار فقط یک کشور یا یک منطقه نیست. تنگه هرمز شریان اصلی اقتصاد جهان است و هر تصمیمی در مورد آن ابعاد جهانی خواهد داشت.

اما برخی از تحلیلگران معتقدند که تنگه هرمز به عنوان یک آبراه طبیعی با نمونه هایی مانند کانال سوئز از نظر حقوق بین الملل متفاوت است و نمی توان به سادگی همین الگو را در مورد آن تکرار کرد. زیرا آبراهی طبیعی است و انسان در ایجاد آن نقشی نداشته است. نظر شما چیست؟

من این استدلال ها را زیاد قبول ندارم. چگونه است که بسیاری از آبراه های جهان – چه طبیعی و چه ساخته دست بشر – یا ملی شده اند یا تحت حاکمیت آشکار یک کشور واحد هستند و بر آنها وضع می شود. اما وقتی صحبت از ایران و تنگه هرمز می‌شود، ناگهان عده‌ای فریاد می‌زنند که «آب‌های بین‌المللی»، «طبیعی بودن» و… مانع هستند؟ به علاوه اگر از «خط قار» خلیج فارس محاسبه کنیم، محل اصلی عبور کشتی ها از تنگه هرمز کاملاً در داخل خاک ایران است. این یک نکته حقوقی مهم است که باید مورد توجه وکلا و دیپلمات ها قرار گیرد. البته تاکید می کنم که بحث تنگه هرمز فقط وصول عوارض نیست. ملی شدن این تنگه مستلزم بررسی دقیق اساتید حقوق بین الملل، روابط بین الملل و کارشناسان دریانوردی است. اما مهمترین چیز این است که ایران به تازگی به اهمیت عنصر جغرافیایی خود پی برده و می خواهد از آن به عنوان یک جزء استراتژیک استفاده کند. این تغییر در «خودآگاهی جغرافیایی» ایران، خود تحول بزرگی است.

چرا این درک و استفاده از عنصر جغرافیا برای ایران اهمیت دارد؟

اگر ایران بتواند این «گلوگاه» را محکم بگیرد و مدیریت خود را بر آن اعمال کند، در واقع «اعصاب اقتصاد جهان» را در اختیار خواهد داشت. تصور کنید کشوری مانند کانادا، یا یک کشور اروپایی یا هر کشور دیگری در جهان تصمیم به پیوستن به تحریم های غیرقانونی آمریکا علیه ایران بگیرد. در چنین شرایطی، ایران می‌تواند تلافی کند و عبور کشتی‌ها و نقل و انتقالات مربوط به آن کشور از تنگه هرمز را محدود یا تحریم کند. از این نظر، ایران با تنگه هرمز خود را به «سلاحی» مجهز می کند که شاید دیگر نیازی به سلاح هسته ای نداشته باشد. این اهرمی است که می تواند جایگزین نیاز به بازدارندگی هسته ای شود. به عنوان مثال، اگر امارات بخواهد دوباره ادعایی در مورد جزایر ایرانی داشته باشد، ایران می تواند از اهرم تنگه استفاده کند و بر معادله مسلط شود. حتی فراتر از این، اگر در جایی از جغرافیای منطقه از نام جعلی «خلیج فارس» استفاده شود، آن کشور می تواند در معرض فشار ایران قرار گیرد. ایران می تواند اعلام کند که تمام اسناد جعلی باید تصحیح شود و یا محدودیت هایی برای تردد دریایی اعمال شود. این بدان معناست که عنصر جغرافیایی ناشی از تنگه هرمز یک تحول مهم و بی سابقه است.

با این توضیحات، به نظر شما آیا جامعه جهانی – به ویژه آمریکا – می تواند چنین نقشی را برای ایران در تنگه هرمز بپذیرد؟

این سوال کلیدی است. من منتظر این توافق هستم تا ببینم آیا ایالات متحده تحت هر پوششی با به رسمیت شناختن مدیریت ایران بر تنگه هرمز موافقت می کند و می پذیرد که ایران از این مسیر درآمد – یا به عبارت دقیق تر، «پول خدمات» دریافت کند. فرقی نمی کند اسمش را عوارض بگذاریم یا چیز دیگری. اگر چنین پذیرشی اتفاق بیفتد، با یک تحول استراتژیک در مقیاس جهانی مواجه خواهیم شد. اخیراً مرکز مطالعات استراتژیک پکن اعلام کرده است که ایران به زودی به «چهارمین بازیگر جهان» پس از این جنگ تبدیل خواهد شد. به نظر من این تحلیل کاملا درست است. بسیاری از کسانی که تا دیروز امیدوار بودند ایران سرنگون شود، تجزیه شود یا به حاشیه برود، امروز می بینند که کشور به یک «قدرت نوظهور» تبدیل شده است. قدرتی که با «تعادل وحشت» و «برابری آتش» در عرصه نظامی و عملیات میدانی خود را تثبیت کرده است. اگر این قدرت نظامی و دست برتر ژئوپلیتیکی با توافق هوشمندانه در مورد تنگه هرمز ترکیب شود، ایران در موقعیتی قرار خواهد گرفت که بتواند بر قیمت‌های جهانی انرژی تأثیر بگذارد، جریان‌های اقتصادی را تغییر دهد و به طور کلی نقش یک بازیگر جهانی را ایفا کند.

در این میان نقش دیپلمات های ایرانی را در شکل گیری و تثبیت این دستاوردها چگونه می بینید؟

نقش دیپلمات های ایرانی بسیار مهم و حتی حیاتی است. بسیاری از کشورها در طول تاریخ توانسته اند به موفقیت های نظامی بزرگی دست یابند، اما نتوانسته اند آن را به «ارزش افزوده سیاسی، اقتصادی و استراتژیک» تبدیل کنند. اگر دیپلمات های ایرانی بتوانند این کار را انجام دهند – یعنی دستاوردهای نظامی و امنیتی را به مزیت های پایدار سیاسی و اقتصادی تبدیل کنند – با یک پیروزی بزرگ و تاریخی روبرو خواهیم شد. در زمینه دیپلماتیک، نشانه های آشکاری از دستاوردهای استراتژیک وجود دارد. قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای دقیقا از همین مسیر نشات می گیرد. تاریخ تکرار می شود؛ همانطور که در سال 1956 فرانسه و انگلیس – به رهبری فرماندهان انگلیسی و همراهی آمریکا و بعداً اسرائیل به آنها پیوست – برای جلوگیری از ملی شدن کانال سوئز به مصر حمله کردند، اما در نهایت مقاومت عبدالناصر باعث شد نه تنها کانال سوئز ملی بماند، بلکه انگلیس نیز از خاورمیانه و شمال آفریقا خارج شود.

حال سوال این است که آیا این سناریو برای تنگه هرمز قابل تکرار است؟ آیا امکان خروج آمریکا از خلیج فارس و تامین امنیت منطقه در دست کشورهای منطقه وجود دارد؟ اگر این اتفاق بیفتد، شاهد بیرون راندن تدریجی آمریکا از خلیج فارس و شاید دریای عمان و شرق اقیانوس هند خواهیم بود. در این صورت ایران به قدرت بسیار مهمی تبدیل خواهد شد که اعصاب اقتصاد جهانی را در دست دارد و به یک بازیگر جهانی تبدیل خواهد شد.

در صورت تحقق چنین سناریویی، تحریم ها و ساختار فشارهای بین المللی علیه ایران چه پیامدهایی در پی خواهد داشت؟

در آن صورت معادله تحریم ها اساساً تغییر خواهد کرد. اجازه دهید واضح بگویم: اگر ایران بتواند مدیریت تنگه هرمز را تثبیت کند و نقش خود را در نظم امنیتی منطقه به رسمیت بشناسد، هیچ‌کس نمی‌تواند مانند گذشته ایران را به صورت یکجانبه یا حتی چندجانبه تحریم کند. در چنین شرایطی ایران می‌تواند بر قیمت جهانی انرژی تأثیر بگذارد، راه‌های انتقال را تحت تأثیر قرار دهد و واکنش متقابل نشان دهد. یعنی ابزار تحریم کارایی گذشته خود را از دست می دهد و تعادل جدیدی در روابط ایران و جهان شکل می گیرد. به این ترتیب ایران نه تنها به یک قدرت منطقه‌ای، بلکه به یک «بازیگر جهانی» بدون مشارکت و رضایت آن تبدیل می‌شود، تصمیم‌گیری‌های مهم در حوزه انرژی و امنیت دریایی به سختی امکان‌پذیر است. البته این چشم انداز مشروط به این است که ایران علاوه بر قدرت نظامی و جغرافیایی، دیپلماسی هوشمند و حکمرانی داخلی کارآمد داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی