چگونه ادامه دیپلماسی، احتمال درگیری را افزایش می‌دهد؟

چگونه ادامه دیپلماسی، احتمال درگیری را افزایش می‌دهد؟


بعدی- بلیز مالی، خبرنگار بخش بین‌الملل دولت‌های مسئول

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از Responsible Statecraft، نشانه های ملموسی وجود داشت مبنی بر اینکه ممکن است ایالات متحده و ایران به سمت توافقی برای رسمی کردن آتش بس حرکت کنند. آتش بسی که از 7 آوریل (18 آوریل) برقرار است، هرچند شکننده است. اما این روند با آغاز دور جدیدی از حملات آمریکا متوقف شد و هفته به پایان رسید کاخ سفید اعلام کرد که هیچ تصمیم نهایی در مورد توافق احتمالی گرفته نخواهد شد.

مذاکرات ژوئن گذشته (ژوئن سال گذشته) و سپس مذاکرات در فوریه (بهمن) با انجام حملات اسرائیل و ایالات متحده از بین رفت. اقدامی که به گفته منتقدان با هدف ایجاد اختلال در روند دیپلماسی کنونی در ماه آوریل، درست چند ساعت پس از خروج هیئت آمریکایی از مذاکرات در اسلام آباد، ترامپ از اقدامات متقابل در تنگه هرمز خبر داد. هفته گذشته، درست زمانی که راه حل دیپلماتیک در دسترس تر از همیشه به نظر می رسید، صداهای مبارز در رسانه ها و اتاق های فکر آشکارا با آن مخالفت کردند.

یک معامله بزرگ یا یک تله برای جنگ سالاران؟

این چرخه آشنا (پیشرفت در مذاکرات، برانگیختن خشم جریان های تندرو و سپس تشدید تنش) این امر باعث شده است که برخی از شخصیت های ضد جنگ این موضوع را زیر سوال ببرند اینکه آیا تلاش برای دستیابی به یک توافق جامع می تواند خود به وضعیت بدتری منجر شود یا خیر. اگر هر نشانه ای از پیشرفت دیپلماتیک واکنش عصبی طرفین متخاصم را برانگیزد و مخالفان دیپلماسی هیچ توافقی را رضایت بخش ندانند، تلاش برای پایان دادن به مناقشه از طریق یک مذاکره گسترده انجام می شود. شاید همان بهانه ای را در اختیار معماران جنگ قرار دهد که به دنبال آن هستند. اکنون که توافق احتمالی دوباره نزدیک به نظر می رسد، نتیجه برخی از حامیان خویشتن داری این است که ترامپ یا باید به یک توافق محدود بسنده کند یا این مسیر را به کلی کنار بگذارد.

اندرو دی، سردبیر ارشد کنسرواتوار آمریکا، گفت:من نمی خواهم بشنوم که ترامپ می گوید: یا به توافق می رسیم یا به جنگ باز می گردیم. زیرا چنین چارچوب هایی در نهایت به نفع افراط گرایان می شود. تندروهای طرفدار اسرائیل از دیپلماسی عمیقاً آشفته هستند. بنابراین هر زمان که به نظر می‌رسد ترامپ در حال پیشرفت است، وحشت می‌کنند، به او حمله می‌کنند، فشار را افزایش می‌دهند و خواسته‌های غیرمنطقی را مطرح می‌کنند.»

به گفته وی، همین چرخه در هفته‌های اخیر باعث شده تا آمریکا موانعی را بر سر راه مذاکرات ایجاد کند. بنابراین، ادامه دیپلماسی احتمال درگیری را افزایش می دهد. ایالات متحده نباید برای دستیابی به یک توافق بزرگتر (که شامل برخورد با موضوع هسته ای ایران یا گسترش پیمان آبراهام، همانطور که ترامپ اخیرا پیشنهاد کرده است) تلاش کند. صرفا برای پایان دادن به درگیری نظامی

دی و سایر منتقدان ادامه دیپلماسی امکان توافق محدودتر را رد نمی کنند. توافقی که می تواند آتش بس را رسمی کند، تنگه هرمز را باز نگه دارد و بخشی از تحریم ها را کاهش دهد. اما آنها می گویند که فشار برای دور دیگری از مذاکرات با هدف حل و فصل مسائل بزرگتر می تواند توجه را از موضوع فوری تر منحرف کند.

بن فریدمن، مدیر سیاست در اولویت های دفاعی نیز معتقد است:تلاش برای دستیابی به توافقی که اکنون شامل موضوعات هسته ای باشد، مانع بزرگی برای پایان دادن به تنش است. ما اساساً در حال حاضر به توافقی فراتر از این نیاز نداریم.»

لحظه شکننده دیپلماسی و ضرورت توافق جامع

با این حال، دیگران لحظه کنونی را فرصتی نادر می دانند. دوره ای که در آن هر دو طرف از نظر اقتصادی تحت فشار هستند و شاید بیش از گذشته از پیامدهای درگیری آگاه باشند. این گروه هشدار می دهد این فرصت را نادیده بگیرید این تنها به معنای به تعویق انداختن دور جدیدی از رویارویی ها در آینده است و خروج محدود از بحران لزوماً به معنای ثبات پایدار نیست.

تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوینسی تاکید کرد که یک “معامله کوچک” فقط مسائل اصلی را به آینده موکول می کند و قدرت زیادی برای جلوگیری از موج جدید تشدید نخواهد داشت. او اذعان دارد که هرگونه تلاش برای تنش‌زدایی با مخالفت شدید تندروهای حلقه ترامپ و همچنین اسرائیل مواجه خواهد شد، اما معتقد است. اگر معامله مهمی روی میز گذاشته شود (توافقی که با تمایل ترامپ برای ثبت آثار تاریخی مطابقت دارد) احتمال اینکه او از فشار تندروها فاصله بگیرد بیشتر خواهد بود.

دستیابی به یک توافق جامع بدون شک راه آسانی نخواهد بود. اولین مانع این است که هر حرکت عجولانه برای پایان دادن به تنش می تواند نقش اسرائیل به عنوان یک عامل مخرب پیچیده تر شود؛ به خصوص اگر ترامپ حاضر نباشد به طور جدی از اهداف تل آویو فاصله بگیرد. در کنار این مانع، اختلافات بر سر پرونده هسته ای هنوز عمیق است.

ولی نصر، استاد روابط بین الملل دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است که توافق بین واشنگتن و تهران از نظر تئوری امکان پذیر است، اما تاکنون نشانه ای از تمایل جدی ترامپ برای انجام معامله دیده نشده است. او می گوید:ترامپ به پیشنهاد حداکثر اهداف ادامه می دهد و در ازای آن حداقل امتیاز را ارائه می دهد. او در واقع از ایران می خواهد که از موضوع هسته ای دست بردارد و ایران در برابر این خواسته مقاومت می کند.

اهرم های جدید ایران در برابر آمریکا

عملکرد ایران در تحولات اخیر از جمله توانایی تهران در نفوذ بر تنگه هرمز و تحمیل هزینه های اقتصادی بر جهان. این می‌توانست این تصور را در تهران تقویت کند که این کشور دست بالا را برای حفظ شرایط بهتر در مذاکرات آینده دارد. در کنار این محاسبه، تجربیات تلخ دیپلماتیک ایران با ترامپ بر فضای بی اعتمادی سایه افکنده است.

فریدمن می گوید: «مشکلات بی اعتمادی به قدری عمیق است که هرگونه توافق احتمالی را تحت الشعاع قرار می دهد. این بحران اعتماد با فشار جناح‌های مختلف در دولت آمریکا و فقدان استراتژی مشخص عمیق‌تر شده است. سومانترا مایترا، مدیر تحقیقات موسسه ایده آمریکایی، می گوید:هیچ انسجامی در روند فکری آمریکایی ها وجود ندارد. برای ایرانی ها سخت است که به تضمین های آمریکا اعتماد کنند.

اما نصر همچنین معتقد است که بحران اعتماد شاید مهم ترین مانع برای یک مذاکره موفق باشد. به گفته وی، روند گام به گام اقدامات اعتمادسازی (مانند رفع محدودیت‌های متقابل در تنگه هرمز یا آغاز خروج بخشی از نیروهای آمریکایی از منطقه) می‌تواند زمینه را برای دستیابی به توافقی بزرگ‌تر فراهم کند.

در مقابل، تریتا پارسی استدلال می کند که دستیابی به یک توافق بزرگتر دور از دسترس نیست. به گفته وی، هرگونه توافقی که بتواند به تنش ها پایان دهد و ثبات را به تنگه هرمز بازگرداند، نیازمند سطح قابل توجهی از اعتماد بین دو طرف است. او می‌گوید: «ما در حال حاضر در مورد معامله‌ای صحبت می‌کنیم که حتی در حداقل سطح آن نسبتاً بزرگ است. اعتماد اضافی مورد نیاز برای دستیابی به یک توافق مهم تر واقعاً چندان زیاد نیست.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی