پشت پرده تهدید «عمان»

پشت پرده تهدید «عمان»

بعدی- ابراهیم المرعشی دانشیار تاریخ خاورمیانه در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و استاد مدعو در کالج آمریکایی مدیترانه و گروه روابط بین‌الملل دانشگاه اروپای مرکزی است.

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله Responsible Statecraft، تا هفته گذشته تصور اینکه کشوری مانند عمان به هدفی برای تهدیدات آمریکا تبدیل شود تقریبا غیرقابل تصور بود. اما اکنون، دقیقاً در چنین نقطه ای ایستاده ایم. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در اظهارات تند و تیز همیشگی خود، در جلسه کابینه هشدار داد که عمان “مثل دیگران عمل خواهد کرد وگرنه باید آنها را منفجر کنیم.”

این سخنان در واکنش به گزارش هایی مبنی بر اینکه عمان در حال بررسی پیوستن به ایران برای کنترل و دریافت هزینه های کشتیرانی در تنگه هرمز است، بیان شد. اسکات بسانت، وزیر خزانه داری آمریکا، با تهدید به اعمال تحریم های «تهاجمی» این موضع را دنبال کرد. اهمیت این تحول با یادآوری تاریخچه روابط دو کشور آشکارتر می شود. عمان ده‌ها سال میزبان پهلوگیری کشتی‌های آمریکایی بوده، نقش میانجی را در مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا ایفا کرده و نزدیک به دو قرن است که روابط دیپلماتیک بدون وقفه با واشنگتن را حفظ کرده است. این تاریخ طولانی، تهدیدهای اخیر علیه مسقط را به تحولی شگفت‌انگیز و معنادار تبدیل می‌کند.

ایران و بازتعریف کنترل هرمز در قالب هزینه های خدمات

ایران که عملاً پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در 28 فوریه، تنگه هرمز را بست، اکنون در تلاش برای بازگشایی این گذرگاه استراتژیک است. اما به گونه ای که کنترل حاکمیت خود را بر آن حفظ کند. تهران در ابتدا از دریافت «هزینه ترانزیت» برای جبران خسارات ناشی از جنگ صحبت کرده بود. اما تا اردیبهشت ماه پس از موجی از واکنش‌های شدید بین‌المللی و طرح پرسش‌های جدی در مورد مشروعیت قانونی این اقدام، پیشنهاد خود را بازتعریف کرد و آن را در قالب دریافت هزینه خدمات ناوبری، امنیتی و زیست‌محیطی ارائه کرد.

گزارش ها نشان می دهد که تهران درباره ایجاد سازوکار مشترک با عمان گفتگو کرده است. کشوری که قلمرو آن با قسمت جنوبی تنگه هرمز هم مرز است. با این حال، عمان تاکنون نه علناً با این ایده موافقت کرده و نه رسماً آن را امضا کرده است. به گفته اسکات بسانت، سفیر عمان در واشنگتن به او اطمینان داده است که “هیچ برنامه ای برای دریافت عوارض وجود ندارد.”

در واقع، ریشه عمیق‌تر نارضایتی آمریکا را باید در روابط نزدیک مسقط با تهران جستجو کرد. آن هم در میانه جنگی که بر خلاف محاسبات واشنگتن است. در حالی که سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در محکومیت ایران و امضای قطعنامه های سازمان ملل علیه اقدامات تهران بیانیه می دهند، عمان راه سکوت را در پیش گرفته است. حتی زمانی که پهپادهای ایرانی بنادر عمان را هدف قرار دادند، مسقط منشا حملات را تایید کرد، اما از ذکر نام ایران به عنوان عامل آن خودداری کرد.

سلطان هیثم بن طارق، پادشاه عمان، تنها رهبر کشورهای حوزه خلیج فارس بود که انتصاب آیت الله مجتبی خامنه ای را به عنوان رهبر جدید ایران پس از ترور آیت الله علی خامنه ای تبریک گفت.

و البته نباید مقاله شگفت انگیزی را که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان چند هفته پس از شروع جنگ در اکونومیست منتشر کرد، فراموش کرد. او در آن مقاله نوشت که آمریکا “کنترل سیاست خارجی خود را از دست داده” و اقدامات تلافی جویانه ایران علیه همسایگان خود در خلیج فارس را “تنها گزینه منطقی موجود” توصیف کرد. برای حکومتی که دنیا را از دریچه دوگانه «تو با ما هستی یا علیه ما» می بیند، چنین ادبیاتی چیزی جز خیانت به حساب نمی آید. اما رویکرد عمان برای این کشور مفید بوده است که در این جنگ نیز آشکار شد. به دلیل حفظ کانال های باز با ایران و امتناع از میزبانی پایگاه های دائمی آمریکایی، مسقط نسبت به همسایگانش حملات بسیار کمتری را متحمل شد.

مسقط از سوی واشنگتن برای فاصله گرفتن از تهران تحت فشار است

پیش از آغاز جنگ، عمان میانجی پنج دور مذاکرات هسته ای میان واشنگتن و تهران بود. درست در آستانه فروپاشی مذاکرات و آغاز حملات، بدر البوسعیدی شخصا به واشنگتن سفر کرد و با حضور در رسانه های آمریکایی آخرین تلاش ها را برای زنده نگه داشتن مسیر دیپلماسی انجام داد. این تلاش 90 دقیقه ای به نتیجه نرسید، اما این سابقه میزبانی، میانجیگری رفت و برگشت و تمایل به گفتن حقایق ناراحت کننده به هر دو طرف است که عمان را به بازیگری بی بدیل تبدیل می کند.

با این حال، به نظر می رسد واشنگتن به نتیجه ای کاملاً متفاوت رسیده است. چندین مقام آمریکایی به میدل ایست آی گفته اند که نارضایتی از پیام های سیاسی مسقط در ماه های اخیر به طور پیوسته افزایش یافته است. گزارش های جدیدتر همچنین نشان می دهد که آمریکا در حال اعمال فشار بر عمان برای قطع کامل روابط با ایران است.

به جز بیانیه ای که با دقت آشکار در 29 می تهیه شد. در بیانیه ای که گزارشی از تماس تلفنی وزیر امور خارجه عمان و همتای ایرانی وی ارائه شده و بر «تعهد هر دو طرف برای تضمین آزادی دریانوردی… مطابق با مسئولیت های حاکمیتی خود» تاکید شده است، مسقط به طور قابل توجهی سکوت کرده است. مقامات عمانی نه به استودیوهای تلویزیونی حمله کرده اند و نه سعی در توضیح یا توجیه رابطه کشورشان با ایران در شبکه های اجتماعی داشته اند. اما این سکوت قبل از اینکه نشانه انفعال باشد، بازتاب فشارهایی است که عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصر به فردش با آن روبه رو است.

مسقط و تهران در مدیریت حساس ترین گلوگاه انرژی جهان

تنگه هرمز در باریک ترین نقطه خود تنها 21 مایل عرض دارد. جایی که سواحل ایران رو به شبه جزیره مسندم عمان است. این مجاورت جغرافیایی باعث شده است که مسقط و تهران همواره در زمینه مدیریت این گذرگاه حیاتی با یکدیگر هماهنگ باشند.

الان هم همین منطق صادق است. عمان و ایران هنوز باید درباره تنگه هرمز با یکدیگر گفتگو و هماهنگی کنند. و صرف نظر از اینکه توافقنامه جنگ نهایی در مورد هزینه ها، عوارض یا مکانیسم های ترانزیت چه می گوید، این هماهنگی در آینده ادامه خواهد داشت.

ایران در گذشته نشان داده است که می خواهد این هماهنگی چگونه پیش برود. نیویورک تایمز در 21 ماه مه گزارش داد که تهران یک مشارکت رسمی را پیشنهاد داده است و عمان پس از رد اولیه این پیشنهاد، وارد بحث در مورد تقسیم هزینه شده است. اگرچه وزیر حمل‌ونقل عمان در اوایل آوریل با استناد به قوانین بین‌الملل، صرف دریافت عوارض را رد کرد، اما مسقط به‌طور علنی درها را بر روی مکانیسم مبتنی بر «هزینه خدمات» نبسته است.

در این میان منبع این اطلاعات نیز مهم است. این مقامات ایرانی بودند که چنین داستان هایی را مطرح کردند. و تهران انگیزه زیادی برای نشان دادن نوعی همکاری و توافق دارد که شاید واقعاً هنوز محقق نشده باشد. مشارکت عمان لزوماً چنین سیستم جمع آوری هزینه را قانونی نمی کند. اما یقینا توصیف آن را برای منتقدان به سادگی به عنوان تصاحب یک آبراه بین المللی توسط یک بازیگر دشوارتر می کند.

با این حال، ناکامی عمان در تکذیب این گزارش ها یا خودداری مسقط از شفاف سازی موضع خود، لزوماً به معنای تبانی با ایران برای بهره برداری از شرایط جدید ایجاد شده توسط جنگ نیست. بنادر عمان به دلیل قرار گرفتن بیشتر سواحل این کشور در خارج از تنگه هرمز، با افزایش تردد دریایی مواجه شده اند. این موضوع در کنار افزایش قیمت نفت که وضعیت مالی عمان را تقویت کرده است باعث شده است که اقتصاد این کشور نسبت به بسیاری از همسایگانش بهتر عمل کند. صندوق بین المللی پول رشد اقتصادی 3.5 درصدی را برای عمان در سال 2026 پیش بینی کرده است، بنابراین پیگیری آشکار منافع مالی برای مسقط نه تنها حیاتی نیست، بلکه با میراث دیپلماتیک این سلطان نشین نیز در تعارض است.

مسقط بین فشار آمریکا و اهرم جدید تهران در تنگه هرمز

بنابراین، سکوت عمان نه به عنوان نشانه ای از همدستی، بلکه به عنوان پذیرش واقعیت جدیدی که جنگ بر منطقه تحمیل کرده است بهتر درک می شود: ایران در تلاش است تا از برتری تازه به دست آمده خود بر مهم ترین گلوگاه استراتژیک جهان سوء استفاده کند. تهران با اقتصاد فرسوده تحت فشار جنگ و تحریم ها نمی تواند اهرمی را که از کنترل مهم ترین کریدور انرژی جهان به دست آورده است نادیده بگیرد. ایران به خوبی می‌داند که برای معتبر جلوه دادن هر مکانیزم پرداختی به نوعی همکاری یا حداقل حمایت عمان نیاز دارد. از سوی دیگر، عمان نیز می داند که می تواند در کاهش تنش نقش داشته باشد. به این معنا که مراقب باشد این هزینه ها هرگز به ترتیبات دائمی یا سازوکارهایی شبیه عوارض رسمی تبدیل نشود. در میان این دو موضع متضاد، سکوت بیشتر شبیه منطقی ترین واکنش است. واکنشی محتاطانه از سوی کشوری که باید با واقعیت قدرت ایران مقابله کند و میراث دیپلماتیک خود را حفظ کند.

عمان تنها کشوری نیست که در تلاش برای یافتن راه حل برد-برد برای بحران تنگه هرمز است. معاون نخست وزیر قطر روز شنبه در سخنانی از سنگاپور اعلام کرد که دوحه با دریافت هزینه های دائمی مخالف است. زیرا به گفته وی «تحمیل هزینه ها همیشه بر مصرف کننده تأثیر می گذارد». با این حال، او تاکید کرد که دریافت هزینه موقت برای مین زدایی یا سایر خدمات ارائه شده، می تواند “قابل مذاکره” باشد. این موضع دقیقاً با منطق پیشنهاد کنونی ایران همخوانی دارد: دریافت نکردن پول برای «ترانزیت» که در قوانین بین المللی ممنوع است، بلکه دریافت هزینه برای «خدمات ارائه شده» است. مکانیزمی که می‌توان آن را مجاز دانست، مشروط بر اینکه این هزینه‌ها واقعی، شفاف و متناسب باشد و در عمل به هزینه‌های پنهان در پوشش خدمات تبدیل نشود.

تصویری که در نهایت نمایان می شود تلاش عمان و قطر برای یافتن فرمولی است که هر سه طرف اصلی بحران بتوانند آن را به نحو قابل قبولی تفسیر کنند: ایران بتواند به آن به عنوان نشانه پیروزی اشاره کند، آمریکا می تواند وانمود کند که هیچ یک از خطوط قرمز آن نقض نشده است، و اقتصاد جهانی و صنعت کشتیرانی نیز می توانند به این نتیجه برسند که تنگه هرمز با اطمینان بازگشایی شده است.

در چنین زمینه‌ای، ابهام اندازه‌گیری شده عمان کمتر شبیه فرار از پاسخگویی است و بیشتر شبیه ادامه همان بی‌طرفی حساب شده‌ای است که مسقط طی دهه‌ها صیقل داده است. رویکردی که هدف آن نه به نفع یک طرف، بلکه نگه داشتن همه بازیگران بر سر میز مذاکره است. دولت ترامپ موضع عمان را نوعی همدردی با ایران تفسیر می‌کند، اما این برداشت یک سوء تفاهم اساسی از شیوه کار معمول سلطنت است.

سوابق عمان گویای همه چیز است: کانال های مخفی آن به شکل گیری توافق هسته ای 2015 کمک کردند. سال گذشته، مسقط میانجی‌گری برای برقراری آتش‌بس آبرومندانه بین دولت ترامپ و حوثی‌های یمن بود. و طی این سالها نقش حیاتی در آزادی گروگان ها و اسیران آمریکایی در ایران و یمن داشته است. واشنگتن با تهدید به بمباران و تحریم یکی از معدود متحدان آمریکا که ایران واقعاً به آنها اعتماد دارد، خطر از دست دادن شریکی را دارد که برای نهایی کردن هرگونه توافقی که در نهایت به جنگ پایان می دهد، به کمکش نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی