وقتی تاج از شاه مهم‌تر بود!

تاج 3

در میان تمام پرتره های باقی مانده از فتحعلی شاه (دومین پادشاه قاجار) که در سال های طولانی سلطنت او کشیده شده است، چهره و فرم بدن او هیچ تغییری نکرده است. هیچ اثری از سن و تغییر ظاهری در تصاویر دیده نمی شود. در تمامی تابلوها مردی لاغر با ریش بلند و کمر باریک دیده می شود که با نمادهای مختلف قدرت و جواهرات در مرکز تصویر قرار گرفته است. در میان همه این نشانه های سلطنتی، دو عنصر بیش از سایرین در حافظه بصری ایران باقی مانده است. تاج کیانی و تخت طاووس. داستان این دو شی در واقع داستان تلاش فتحعلی شاه برای بازسازی تصویر پادشاهی در آن مقطع تاریخی ایران است.

به گزارش ایسنا، آقا محمدخان (نخستین پادشاه قاجار) کشور را متحد کرده بود، اما برای تبدیل رژیم نظامی به پادشاهی مشروع، بیش از قدرت نظامی نیاز بود. دولت جدید باید برای خود گذشته ایجاد می کرد. گذشته ای که آن را به شاهان اساطیری و تاریخی ایران پیوند می زند.

فتحعلی شاه در سال ۱۲۱۲ قمری بر تخت نشست و در سال اول دستور ساخت تاجی را داد که نام آن مستقیماً از تاریخ و اساطیر ایران آمده است. نام تاج یادآور پادشاهان شاهنامه کیانی بود و قرار بود شکل آن نمایانگر این ارتباط باشد.

تاج کیانی در شکل کامل خود دارای هشت کنگره و یک طاق کروی قرمز رنگ است که سطح آن با 1800 مروارید، 1500 یاقوت و 300 زمرد درشت تزئین شده است. اما دستور ساخت این تاج در آن دوره بیش از استفاده از یک شی سلطنتی، بیانی بصری در مورد تداوم پادشاهی ایران تلقی می شد.

تاج 4

تاج 5

در یکی از اولین پرتره های فتحعلی شاه که توسط میرزابابا نقاش در سال 1213 هجری قمری کشیده شده است، شاه را با جواهرات فراوان و کلاه سلطنتی می بینیم، اما از تاج کیانی خبری نیست. در تصویر دیگری که متعلق به همان سال است، تاجی بر سر شاه گذاشته شده که شباهت زیادی به تاج کیانی دارد، اما هنوز شکل نهایی و کنگره های شناخته شده خود را ندارد.

این تفاوت به ظاهر کوچک حاوی یک پیام سیاسی مهم بود. اینکه سلسله قاجار ساخته می شد و نقاشی ها همزمان چهره این سلسله را شکل می دادند.

عباس امانت، کارشناس تاریخ قاجار، دلیل اختلاف در نبود جواهرات را در زمان به تخت نشستن فتحعلی شاه، عدم تمایل وی به استفاده از کلاه کیانی آقا محمدخان می‌داند و همچنین احتمال می‌دهد که آخرین قسمت از جواهرات سلطنتی که در اختیار صادق خان شقاقی بوده، بعداً به سلطنت قاجار رسیده است.

تاج 6

سالها بعد که مهرعلی نقاش پرتره معروف خود از فتحعلی شاه را خلق کرد، مانند دیگر تصاویری که در این سالها کشیده شد، تاج شاه بر سر شاه بود. اما جالب اینجاست که چهره و اندام پادشاه نسبت به عکس های یک دهه پیش تغییر چندانی نکرده است، گویی زمان روی شاه تاثیری نمی گذارد. آنچه تغییر کرده نه خود پادشاه، بلکه کامل بودن نمادهای سلطنتی پیرامون او نسبت به سال های اول سلطنت است.

اما اگر تاج کیانی نماد پیوند با گذشته اساطیری ایران بود، تاج شاهی نمادی از استقرار قدرت در زمان حال بود. فتحعلی شاه به ساختن تاج اکتفا نکرد. پس از استقرار دولت دستور ساخت «تخت خورشید» را صادر کرد. تختی مزین به طلا و جواهرات که در سال 1216 ه.

این تخت به دستور شاه و با کمک محمدحسین خان نظام الدوله (والی وقت اصفهان) با استفاده از جواهرات خزانه سلطنتی ساخته شد. به دلیل طراحی خورشیدی که در بالای تخت قرار داشت، به آن “تخت خورشید” معروف شد. اما مدتی بعد و پس از ازدواج شاه با طاووس خانم، این تخت به «تخت طاووس» تغییر نام داد.

در مواردی اتفاق افتاده است که تخت طاووس همان تخت طاووس هند است. در سایت بانک مرکزی ایران آمده است که «از مقایسه و شرح تخت طاووس توسط تاورنیه و آنچه که وی از تخت طاووس موجود دیده و استنباط کرده است، به این نتیجه رسیده که ادعای مدعیان باطل است و برای اطمینان و تأیید نظر خود، با ناصرالدین شاه مذاکره کرده و به دستور طاووس از وی استعلام شده است. فتحعلی شاه و به نام همسرش طاووس خانم».

تاج 7

تخت طاووس فقط یک صندلی سلطنتی نبود. این تخت همراه با قالیچه و بالش نگین کاری شده اش، مرکز ترکیب نقاشی های دربار شد. پادشاه روی آن نشست و سایر عناصر تصویر در اطراف این نقطه مرکزی سازماندهی شدند.

اوج این روند را می توان در نقاشی دیواری معروف عبدالله خان معمارباشی در کاخ نگارستان مشاهده کرد. این اثر در سال 1228 هجری قمری ترسیم شد و بعدها بارها بازسازی شد و الگویی استاندارد برای نشان دادن سلسله قاجار ایجاد کرد. در واقع در این تصاویر، شاه، تخت، تخت، فرش و مُخده عناصر جدا از هم نیستند، یک نظام تصویری واحد را تشکیل می دهند.

مدتی پس از ساخت تخت طاووس، فتحعلی شاه دستور ساخت «تخت مرمر» و «تخت نادر» را داد تا بر نمادهای سلطنت خود بیفزاید. اما تغییری در شهرت و محبوبیت تخت طاووس ایجاد نشد و اکثر پادشاهان بعدی مراسم تاجگذاری خود را بر روی تخت طاووس انجام دادند.

ماکت تخت طاووس در کاخ گلستان. تخت طاووس اصلی تا سال 1360 در کاخ گلستان نگهداری می شد، اما پس از آن به موزه جواهرات ملی ایران واقع در خزانه بانک مرکزی تهران منتقل شد.

در این زبان تصویری، تاج کیانی و تخت طاووس نشان دهنده حقانیت تاریخی قاجار بود. شاید به همین دلیل است که این اشیا حتی پس از مرگ فتحعلی شاه نیز اهمیت خود را از دست نداده اند.

علیرغم اینکه ناصرالدین شاه (از نوادگان فتحعلی شاه) در بسیاری از تصاویر و نقاشی های خود تاج کیانی بر سر نداشت و بر خلاف سایر پادشاهان قاجار به ندرت بر تخت سلطنتی می نشست، اما در سال 1274 هجری قمری دستور بازگرداندن تخت طاووس را صادر کرد. او حتی اشعاری در مورد تعمیر تاج و تخت اضافه کرد و بدین ترتیب یک بار دیگر این نماد باستانی سلطنت را وارد چرخه نمایش قدرت کرد.

امروز اگر به پرتره فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه نگاه کنیم، به جای مواجهه با تصویر دو پادشاه، با دو شیوه متفاوت قدرت نمایی مواجه خواهیم شد. یکی مشروعیت خود را در فراوانی نمادها، تاج ها، تاج و تخت ها و جواهرات جستجو می کند و دیگری در جهت ارائه تصویری مدرن تر از پادشاهی گام بر می دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی