بعدی- صادق ملکی، استراتژیستمعتقد است سفر وزیر کشور پاکستان به تهران و ابلاغ پیام اسلام آباد در شرایط حساس کنونی را نمی توان یک اقدام عادی دیپلماتیک یا تشریفاتی تلقی کرد. به گفته وی، شکنندگی آتش بس، بن بست مذاکرات و تلاش بازیگران منطقه برای جلوگیری از بازگشت به چرخه تنش، نقش میانجی هایی مانند پاکستان و عمان را بار دیگر مهم کرده است.
بر اساس گزارش فردا، ملکی همچنین هشدار می دهد که طرح هایی مانند خروج ایران از NPT نه تنها به تامین منافع ملی کمک می کند، بلکه می تواند موقعیت حقوقی و سیاسی ایران را در عرصه بین المللی تضعیف کند.
در این راستا، به گزارش میهن تجارت با صادق ملکی، استراتژیست گفت وگو کرد:
پیام وزیر کشور پاکستان و اهمیت آن چیست، به ویژه اینکه مخاطبان پیام به طور غیرمستقیم بالاترین سطوح تصمیم گیری در ایران هستند؟ آیا پاکستان می تواند بار دیگر به یک میانجی موثر تبدیل شود؟
موضوع میانجیگری در شرایط کنونی منطقه خود نیازمند تحلیلی دقیق و چند لایه است. نباید تصور کرد که همه واسطه ها با اهداف، انگیزه ها و محاسبات یکسان وارد میدان می شوند. کشورهایی مانند عمان و پاکستان هر کدام دیدگاه خاص خود را نسبت به نقش میانجی دارند و طبیعتاً منافع ملی خود را در این روند دنبال می کنند.
در مورد سفر وزیر کشور پاکستان باید فراتر از ظواهر نگاه کرد. این سفر در حالی انجام شد که از یک سو تنش میان تهران و واشنگتن همچنان بالاست و از سوی دیگر اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر تمایل وی به گفتگو با رهبر انقلاب فضای جدیدی را در معادلات سیاسی ایجاد کرده است. به همین دلیل نمی توان انتقال پیام اسلام آباد را تنها در چارچوب تبادلات معمول دیپلماتیک ارزیابی کرد.
پاکستان در سالهای گذشته تلاش کرده در شرایط بحرانی بین ایران و برخی از بازیگران منطقهای یا فرامنطقهای نقش تسهیلکننده داشته باشد.. امروز هم اسلام آباد به خوبی می داند که تشدید مجدد بحران بین ایران و آمریکا پیامدهای جدی نه تنها برای خاورمیانه بلکه برای امنیت و اقتصاد پاکستان خواهد داشت.. بنابراین طبیعی است که این کشور نقش فعال تری داشته باشد.
این پیام چه تاثیری بر روند تحولات ایران و آمریکا می تواند داشته باشد؟
واقعیت این است که شرایط فعلی بسیار حساس تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. آتش بس موجود بسیار شکننده است و اگر بن بست های سیاسی و دیپلماتیک ادامه یابد و تهران و واشنگتن بر مواضع حداکثری خود پافشاری کنند، بازگشت به مسیر تنش دور از ذهن نخواهد بود.
من معتقدم پنجره فرصت برای رسیدن به تفاهم چندان گسترده نیست. اگر اراده ای برای توافق وجود دارد باید در این ایام نشانه های عملی دیده شود. گذر زمان مدیریت شرایط جنگی و حتی حفظ آتش بس را برای ایران دشوارتر و پرهزینه تر از هزینه بر آمریکا خواهد کرد.
از سوی دیگر، تهران هنوز در مورد اهداف بلندمدت واشنگتن تردید جدی دارد. اگر آمریکا جدیت لازم را برای دستیابی به توافقی باثبات و قابل اعتماد نشان ندهد، نمی توان انتظار داشت که وضعیت فعلی برای مدت طولانی حفظ شود. به خصوص که جام جهانی در آستانه برگزاری است و واشنگتن طبیعتا تمایل دارد در آستانه چنین رویداد مهمی با بحران های امنیتی گسترده در خاورمیانه مواجه نشود.
در چنین شرایطی میانجی گری کشورهایی مانند پاکستان می تواند در کاهش سوء تفاهم ها و رساندن پیام های سیاسی نقش داشته باشد، البته تاثیر آن را نباید اغراق کرد. در نهایت تصمیم اصلی در تهران و واشنگتن گرفته می شود.
در هفتههای اخیر، برخی از چهرههای تندرو بار دیگر ایده خروج ایران از NPT را مطرح کردند. طرفداران این ایده به گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی، عملکرد رافائل گروسی و لزوم دستیابی به بازدارندگی هسته ای اشاره می کنند. عواقب خروج از NPT یا توقف همکاری با آژانس برای ایران چه خواهد بود؟
تصور غالب جامعه جهانی در مورد خروج ایران از NPT بسیار روشن خواهد بود. اینکه ایران به سمت گزینه سلاح هسته ای حرکت می کند. هر چقدر هم که این برداشت درست باشد، مهم این است که در عرصه سیاست بین الملل، برداشت بازیگران بسیار مهم است.
چنین اقدامی با استراتژی اعلامی جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته همخوانی ندارد. ایران همواره تاکید کرده است که به دنبال سلاح هسته ای نیست و برنامه هسته ای آن اهداف صلح آمیز دارد. خروج از NPT این روایت را با چالش جدی مواجه خواهد کرد و زمینه را برای افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی علیه کشور فراهم می کند.
نکته مهمتر این است که ایران در سال های اخیر سعی کرده خود را به عنوان کشوری که قربانی فشارها، تحریم ها و حتی اقدامات نظامی شده است نشان دهد. خروج از NPT می تواند این وضعیت را تغییر دهد و دست رقبای منطقه ای و بین المللی ایران را برای مشروعیت بخشیدن به ادعاهای خود باز کند.
به عبارت دیگر، اگر امروز تهران بتواند استدلال کند که اتهامات علیه برنامه هستهایاش فاقد پشتوانه کافی است، خروج از NPT به طرف مقابل این امکان را میدهد که ادعا کند نگرانیهایش بیاساس نبوده است. این تغییر وضعیت سیاسی و حقوقی موضوعی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت.
به نظر شما امکان اجرایی شدن چنین ایده ای زیاد است؟
نه تجربه سال های گذشته نشان داده است در ایران بین فضای رسانه ای و تصمیم گیری نهایی تفاوت معناداری وجود دارد. تندروها صدای بلندی در سیاست خارجی دارند، اما لزوماً سیاست را دیکته نمی کنند.
واقعیت این است که مدیریت سیاست خارجی ایران چه در عرصه میدانی و چه در عرصه دیپلماسی مبتنی بر نوعی عقلانیت راهبردی بوده است. عقلانیتی که با وجود همه فشارها و تحریم ها و بحران های منطقه ای توانسته کشور را از بسیاری از خطرات دور نگه دارد.
به همین دلیل بعید می دانم که ساختار تصمیم گیری کشور به سمت اقدامی برود که هزینه های آن به مراتب بیشتر از منافع احتمالی آن باشد. خروج از NPT می تواند ایجاد اجماع علیه ایران را آسان تر کند. در حالی که یکی از مهم ترین دستاوردهای دیپلماسی ایران در سال های اخیر جلوگیری از شکل گیری چنین اجماعی بوده است.
اگر در هفتهها و ماههای آینده نشانههای مثبتی از مذاکرات و فرآیندهای دیپلماتیک مشاهده شود، احتمالاً فضای سیاسی از هیجانات موقتی دور شده و این گونه ایدهها بیشتر به حاشیه میروند. در نهایت، منافع ملی ایران ایجاب می کند که تصمیمات راهبردی بر اساس محاسبات دقیق هزینه و فایده اتخاذ شود، نه بر اساس واکنش های احساسی به تحولات روز.





