صورت‌حساب ۲۴ میلیارد دلاری ایران روی میز ترامپ

صورت‌حساب ۲۴ میلیارد دلاری ایران روی میز ترامپ

آینده مکس بوت، تحلیلگر ارشد امور بین الملل و ستون نویس واشنگتن پست

طبق گزارش روزنامه واشنگتن پستدر 23 می (2 ژوئن)دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که توافق پایان جنگ با ایران در آستانه نهایی شدن است و «به زودی» رونمایی خواهد شد. با این حال، بیش از دو هفته از آن اظهارات می گذرد و هنوز هیچ توافقی به طور رسمی اعلام نشده است. در حالی که نیروهای آمریکایی و ایرانی همچنان به تبادل آتش با یکدیگر ادامه می دهند.

هفته گذشته نیز حمله پهپاد ایرانی به فرودگاه بین المللی کویت خسارات زیادی وارد کرد. روز یکشنبه، ایران موشک‌های بالستیک خود را به سمت اسرائیل شلیک کرد و اسرائیل نیز تلافی کرد. در همان زمان تنگه هرمز همچنان بسته است و تنها بخش محدودی از ترافیک دریایی در این مسیر حیاتی جریان دارد.

ترامپ در بن بست ایران؛ از کابوس کارتر تا توهم پیروزی

تندروهای ضد ایرانی در آمریکا به سرعت و با لحنی تند به جزئیات فاش شده از توافق پیشنهادی که ظاهراً شامل آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی های مسدود شده ایران بود، واکنش نشان دادند. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه دولت اول دونالد ترامپ، توافق پیشنهادی را با توافق هسته ای 2015 مقایسه کرد. (1394) مقایسه شد توافقی که در زمان باراک اوباما و ترامپ در سال 2018 امضا شد (1397) از آن خارج شد

استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید در پاسخ به پمپئو در توییتر نوشت:مایک پمپئو نمی داند در مورد چه چیزی صحبت می کند. بهتر است دهان احمق او را ببندید و کار واقعی را به متخصصان بسپارید.»

علیرغم این واکنش تند کاخ سفید، به نظر می رسد این انتقاد جناح راست دونالد ترامپ را نگران کرده است. گزارش ها نشان می دهد که او در اواخر ماه مه (اوایل خرداد) پیشنهاد سخت تری را به تهران ارسال کرد و اکنون روند مذاکرات در بن بست است.

به عنوان بخشی از هرگونه توافق برای بازگشایی تنگه هرمز، ایران خواستار آزادی 12 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده خود شده است. علاوه بر این، تهران خواستار 12 میلیارد دلار دیگر در مذاکرات 60 روز آینده در مورد برنامه هسته ای خود است. پذیرش چنین خواسته هایی می تواند برای ترامپ بسیار شرم آور باشد. زیرا او بارها باراک اوباما را به دلیل ارسال 1.7 میلیارد دلار “پالت پول نقد” به ایران پس از توافق 2015 مورد تمسخر قرار داد.

اما باراک اوباما تنها رئیس‌جمهور دموکراتی نیست که ترامپ نمی‌خواهد تصویر خود را نزدیک او ببیند. روز پنجشنبه، وقتی از او پرسیدند که چرا نیروهای آمریکایی را برای حذف آنچه «غبار هسته‌ای» یا اورانیوم غنی‌شده می‌خواند به ایران نفرستاد، پاسخ داد: «نمی‌خواستم مثل جیمی کارتر باشم». ترامپ اشاره می کند عملیات نافرجام آمریکا در سال 1980 (1359) برای نجات 53 گروگان آمریکایی در ایران بود؛ عملیاتی که به یکی از نمادهای شکست سیاست خارجی واشنگتن در دوره کارتر تبدیل شد.

از آنجایی که دونالد ترامپ نه می‌خواهد تنش نظامی را تشدید کند و نه تمایلی به دادن امتیازات پرهزینه دارد، در حال حاضر به وضعیت موجود می‌چسبد و گاهی به حوزه خیال‌پردازی سیاسی پناه می‌برد. وی تاکنون سه بار پست مشابهی را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده است. پستی که در آن ایران را در حال امضای «اسناد تسلیم» تصور می کند و در عین حال «دموکرات ها و رسانه ها» را متهم می کند که برای این «پیروزی استادانه و درخشان» به او اعتبار نمی دهند.

اما واضح است که این تصویر چیزی جز خیال بافی نیست. ترامپ در واقع سعی دارد از یک حقیقت تلخ فرار کند: هیچ راه آسانی برای خروج از درگیری وجود ندارد که از ابتدا نباید وارد آن می شد. همه گزینه ها پرهزینه و نامطلوب هستند و ترامپ کسی را جز خودش مقصر ندارد.

رمز و راز شکست یک ابرقدرت

خبر خوب برای دونالد ترامپ این است که اقتصاد آمریکا و به ویژه بازار سهام علیرغم بسته شدن آبراهی که معمولاً حدود 20 درصد نفت جهان را حمل می کند، به طرز چشمگیری بهبود یافته است. ترامپ در مدیریت جنگ ضعیف عمل کرده است، اما مهارت قابل توجهی در بالا نگه داشتن احساسات بازار از خود نشان داده است.

با این حال، مدیران و تحلیلگران صنعت نفت هشدار می دهند که ذخایر جهانی نفت در حال کاهش است اگر جنگ به زودی به پایان نرسد، قیمت نفت ممکن است به 150 دلار در هر بشکه برسد. Oxford Economics همچنین هشدار داده است که اگر تنگه هرمز تا جولای (تیر/مرداد) اگر باز بماند، وضعیت “برای مدت طولانی تحمل نخواهد شد.”

دونالد ترامپ آشکارا از این واقعیت ناامید است که با وجود توانایی اسرائیل و آمریکا در بمباران ایران در هر زمان، او نتوانسته تهران را با شرایط خود موافقت کند. سوال اصلی برای او این است: چرا یک ابرقدرت نمی تواند حریف بسیار ضعیف تری را شکست دهد؟ اما این مشکل جدیدی نیست. ترامپ اکنون در حال آموختن همان درس های تلخی است که روسای جمهور قبلی آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان آموختند. درس هایی که ولادیمیر پوتین نیز امروز در اوکراین با آن مواجه است.

جنگ یک تمرین هدف نیست و پیروزی لزوماً به طرفی نمی رسد که بیشترین بمب را داشته باشد. در میدان جنگ، اراده گاهی تعیین‌کننده‌تر از سلاح است و توانایی تحمل مجازات در نهایت می‌تواند مهم‌تر از توانایی تحمیل آن باشد.

برای دونالد ترامپ، این درگیری چیزی شبیه یک «تور کوتاه» بود. جنگی که او بدون هیچ تلاش جدی برای جلب افکار عمومی وارد آن شد زیرا فکر می کرد خیلی زود پایان خواهد یافت. اما برای نظام ایران این نبرد ماهیت وجودی دارد. حال باید پرسید کدام طرف برای برد صبر بیشتری نشان می دهد؟ همانطور که طالبان دوست داشتند بگویند: “شما ساعت دارید، ما زمان داریم.”

دونالد ترامپ با طرح خواسته های حداکثری و استفاده از حداقل ابزار، پیروزی در این جنگ را تقریبا غیرممکن کرد. نیروی هوایی به تنهایی قادر به ایجاد تغییر رژیم نیست، اما ترامپ نابخردانه دقیقاً همان سناریو را در ایران آزمایش کرد و خطر آشکار واکنش تهران با بستن تنگه ها را نادیده گرفت. اکنون ایران جهان را بر سر یک بشکه نفت گروگان گرفته است.

ترامپ به اهداف جنگی بیش از حد جاه طلبانه خود نرسیده و نخواهد رسید. هیچ کس حتی درباره پایان دادن به برنامه موشکی ایران یا توقف حمایت تهران از نیروهای مقاومت منطقه ای خود صحبت نمی کند.

بهترین امیدی که ترامپ می تواند داشته باشد بازگشایی تنگه توسط ایران بدون عوارض و پذیرش محدودیت های برنامه هسته ای خود همراه با بازرسی های بین المللی است. چنین نتیجه‌ای در واقع همان شرایطی را که در توافق هسته‌ای دوران اوباما وجود داشت، دوباره خلق خواهد کرد. حتی برای رسیدن به این سطح احتمالاً باید مبلغ قابل توجهی به مقامات ایرانی پرداخت شود; رقمی که قیمت دقیق آن در یک مذاکره به سبک بازار مشخص خواهد شد.

این احتمالاً گران‌ترین نمونه از همان تاکوی معروفی است که رئیس جمهور تا کنون به نام خود ثبت کرده است. کوتاه نویسی کنایه آمیز برای عبارت «ترامپ همیشه مناسب است». فقط باید امیدوار بود که این تجربه تلخ او را قبل از شروع یک جنگ انتخاباتی دوباره به فکر فرو ببرد. تعداد کمی از عملیات نظامی وجود دارد که به پاکی و بی دردسری به اندازه مداخله او در ونزوئلا انجام شود. و هیچ یک از آنها چنین سرنوشتی در خاورمیانه نخواهند داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی