آینده– محسن صالحی خواه; موج تخریب دیپلماسی در برنامه های رادیویی و برخی تجمعات شبانه که پس از آتش بس ایران و آمریکا در 29 فروردین ماه به شدت آغاز شد، در روزهای اخیر به اوج خود رسیده است. برخی می گویند شاید دو طرف واقعاً به تفاهم برای پایان دادن به جنگ و شروع حرکت در مارپیچ بسیار پیچیده توافق نهایی نزدیک شده باشند. اگر واقعا بتوانید به آن نقطه برسید.
ردپای این موج را می توان از برنامه های مختلف رادیویی، مصاحبه های اینترنتی، فعالیت شبکه توئیتر، برخی رسانه های معروف، بخشی از مجالس شبانه و سخنرانی چهره های برجسته جریان رادیکال جست و جو کرد. در مورد این موج چند نکته و سوال قابل بررسی است.
اول؛ منطقه جنگی کجاست؟
یکی از سوالات جدی که امروزه در مورد مفهوم جنگ و صلح مطرح می شود این است که مرز جنگ کجاست؟ در صحبتهایی که افراطگرایان در قالبهای مختلف ارائه کردهاند، اشارهای مشخص به این موضوع نشده است که از نظر آنها دقیقاً مرز جنگ کجاست که آنقدر با موضوع پایان جنگ مخالف هستند.. سرنوشت ایران، آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه چه می شود، آیا فکر می کنند منافع ملی شان تامین شده است؟ زیرا همیشه در سخنرانی های خود از سه کلیدواژه منافع ملی، امنیت ملی و حقوق ملت استفاده می کنند.
تجربه برخوردهای قبلی آنها با حوزه دیپلماسی و یک قدمی آن، مذاکره به عنوان مهمترین ابزار در این زمینه در اواخر دولت احمدی نژاد، دولت روحانی و حتی دولت سیدابراهیم رئیسی نشان می دهد که هیچ چیز آنها را راضی نمی کند. رویکرد آنها به موضوع پایان دادن به جنگ بسیار شبیه رویکرد آنها به موضوع هسته ای است. در حالی که موضوع جنگ و صلح فراتر از موضوعی مانند پرونده هسته ای است.
دوم؛ چه کسی باید مذاکره کند؟
در میانگین تمامی این مطالب که به صورت روزانه در فضای رسانه ها و شبکه های اجتماعی رسمی و غیر رسمی منتشر می شود، بخشی از حملات به افراد درگیر در مذاکرات اختصاص دارد. گاهی سیبل وزیر امور خارجه مورد حمله قرار می گیرد و گاهی نوک پیکان به سمت محمد باقر قالیباف که مدیریت این مذاکرات را بر عهده دارد می چرخد.
اعضای وزارت امور خارجه با استناد به ماده ۸۹ اساسنامه این نهاد دولتی حق عضویت در گروه های سیاسی را ندارند. اما برای ناظران بیرونی روشن است که تفاوت فکری را می توان در میان طیف های مختلف دیپلمات ها و نحوه اجرای سیاست های مصوب مشاهده کرد. اما در نهایت همه دست اندرکاران این پرونده کارمندان ادارات مختلف جمهوری اسلامی ایران هستند از جمله ابوالفضل عمویی (دیپلمات سابق و دستیار قالیباف)، رضا امیری مقدم (سفیر ایران در پاکستان و معاون سابق دبیر شورای عالی امنیت ملی) و عبدالناصر همتی (عضو کارگزاران) به کاظم غریب آبادی و اسماعیل بقایی.
بخشي از مديريت مذاكرات مربوط به دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي است كه رياست آن را محمدباقر ذوالقدر از سياستمداران سرشناس اصولگرا و دبير اسبق مجمع تشخيص مصلحت نظام و معاونش علي باقري كني (معاون سياسي وزارت امور خارجه در دوره حسين اميرعبداللهيان و از دوستان جليل اللّه عليه و آله و سلم) بر عهده دارد. آیت الله خامنه ای و در حمله نهم اسفند به شهادت رسید) و یکی از دستیاران ایشان به نام محمد جعفری صحرارودی (از اعضای دفتر شهید لاریجانی، معاون سابق دبیرخانه و از فرماندهان ارشد سپاه قدس در سال های گذشته) در مذاکرات اسلام آباد حضور داشتند. دقیقا چه کسی باید برای توقف این حملات مذاکره کند؟
سوم؛ مرز بین سازش و تسلیم کجاست؟
مفهوم سازش برخلاف آنچه در ادبیات سیاسی ایران به عنوان مفهومی ضد ارزشی معرفی می شود، یکی از اصول علم سیاست است. هیچ جنگی در تاریخ به پایان نمی رسد اگر در پایان مصالحه ای وجود نداشته باشد. جنگ وضعیت استثنایی جامعه و صلح حالت اصلی است و نمی توان یک کشور را همیشه در وضعیت جنگ یا در برزخ جنگ و صلح نگه داشت. این جنبش با توجه به پیشروی طولانی خود در استفاده از مفاهیم هیجان انگیز، هر آنچه را که پای میز مذاکره می آید به عنوان تسلیم جامعه معرفی می کند.
با توجه به اینکه در ساختار ذهنی آنها مشخص نیست که حدود جنگ چیست، خط سازش و پایان جنگ با تسلیم نیز از نظر آنها مشخص نیست. چه امتیازی را باید رد و بدل کرد و چه حقی را باید مطالبه کرد که حد وسط توسط آنها به تسلیم ترجمه نشود؟ چه توافقی باید انجام شود که از نظر آنها ضرر محض نباشد؟ توافق 100% وجود ندارد. چون طرف مقابل بیکار نمی نشیند تا از این طرف میز هر چه می خواهد بگیرد. در حالت ایده آل، هر دو طرف باید به حد وسط برسند.
چهارم؛ تاب آوری جامعه چه جایگاهی در محاسبات شما دارد؟
آنها آنها ادعا می کنند که نماینده مردم هستند و برای مردم صحبت می کنند. در گام اول باید پرسید مردم از نظر آنها چه کسانی هستند؟ وقتی صحبت از مردم ایران میشود، در مجموع 86 میلیون نفر است و وقتی مردم در جایگاه یک مسئولیت ملی قرار میگیرند، بهتر است در کنار ملاحظات حاکمیتی، منافع این جمعیت و نیازهای آنها را در نظر بگیرند.
ایران در عرصه های مختلف با چالش های جدی مواجه است که به دلایل مختلف در سال های گذشته به وجود آمده است. آیا همه جوانب منافع ایران و مقاومت جامعه در برابر فشارهای اقتصادی و شرایط طولانی نه جنگ و نه صلح در محاسبات ذهنی این افراد جایی دارد؟
نگاهی به تجمعات مردم نشان می دهد که همه آنها خواهان ادامه جنگ نیستند، اما از ایران دفاع می کنند. بسیاری از مردم در خیابان ها حضور ندارند.





