حمیدرضا غلام زاده در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت اظهار کرد: واقعیت این است که در شرایط تقارن عملیاتی قرار داریم. شرایطی که طرف مقابل در حال طراحی حملات هدفمند است و ما با واکنشهای سطحی و واکنشی پاسخ میدهیم و این دقیقاً همان نقطهای است که ابتکار عمل از دست ما خارج میشود.
وی با اشاره به تجربیات محدود گذشته در برخی جبهه های منطقه، افزود: در مقطعی در مواردی مانند بیروت و مقابله با رژیم صهیونیستی اقداماتی انجام شد اما این اقدامات محدود و موقتی بود. در نتیجه، امروز طرف مقابل این تصور را دارد که دولت و ساختار تصمیمگیری از گسترش تعارض به مناطق استراتژیک مانند زیرساختها یا سطوح حساستر اجتناب میکنند و از تشدید هزینهها میترسند.
این کارشناس حوزه بین الملل با اشاره به تحلیل رفتاری دشمن، تصریح کرد: دشمن نیز با همین مفهوم بازی می کند. این به معنای ایجاد ترس محاسباتی در سطح تصمیم گیرنده است. حملات اخیر فقط یک اقدام نظامی کلاسیک نیست، بلکه بخشی از طرحی برای برهم زدن محاسبات استراتژیک و افزایش فشار روانی و سیاسی است.
وی ادامه داد: در واقع پیام آنها روشن است; یا شرایط ما را بپذیرید یا با حملات زیرساختی در حال گسترش روبرو شوید. این جنگ ادراک و محاسبه است، نه فقط تبادل آتش. اگر این تصویر شکسته نشود، روند فرسایش ادامه خواهد داشت.
غلام زاده با تاکید بر اینکه ادامه وضعیت موجود می تواند به تضعیف تدریجی توان دفاعی و بازدارندگی منجر شود، گفت: ادامه این وضعیت یعنی تخلفات مکرر بدون پاسخ غیرقابل پیش بینی به تدریج کمربند دفاعی را فرسوده خواهد کرد. دشمن زمانی عقبنشینی میکند که هزینهها غیرقابل پیشبینی و غیرقابل محاسبه شود، نه زمانی که پاسخها دقیقاً همسطح و قابل پیشبینی باشد.
وی با اشاره به مفهوم محاصره و جنگ ترکیبی افزود: امروز یکی از محورهای اصلی فشار بر ایران بحث محاصره و محدودیت های اقتصادی و عملیاتی است. با گذشت زمان این ابزار به اهرمی دائمی در ذهن طرف مقابل تبدیل می شود. در حالی که اگر از ابتدا این محاسبه شکسته می شد مسیر دیگری شکل می گرفت.
وی در ادامه تصریح کرد: دشمن باید بداند که هر اقدامی علیه خطوط راهبردی نه تنها با پاسخ یکسان مواجه خواهد شد، بلکه می تواند در نقاط کاملا متفاوت و حتی غیرقابل پیش بینی هزینه ایجاد کند. این همان چیزی است که در ادبیات بازدارندگی به عنوان تغییر معادله هزینه و فایده از آن یاد می شود.
این کارشناس بین الملل با اشاره به نقش آمریکا در این معادله گفت: آمریکا با طراحی شبکه ای از فشارهای چند لایه از جمله محاصره و عملیات نیابتی در تلاش است فضای تصمیم گیری را تحت کنترل خود نگه دارد. اما این استراتژی زمانی موثر است که پاسخ ها در چارچوب قابل پیش بینی باقی بمانند.
وی درباره رژیم صهیونیستی نیز تاکید کرد: رژیم صهیونیستی در این چارچوب نقش بازوی عملیاتی و آزمایش کننده سناریوهای فشار را نیز ایفا می کند و هدف اصلی آن تغییر محاسبات امنیتی و سیاسی طرف مقابل است.
غلام زاده در بخشی دیگر از سخنان خود خاطرنشان کرد: اگر ابتکار عمل پس گرفته نشود، حتی اقدامات دفاعی نیز در نهایت اثر بازدارندگی خود را از دست می دهد. در این شرایط، طرف مقابل نه به دلیل قدرت بیشتر، بلکه به دلیل درک دقیقتر الگوی واکنشها، دست بالا را حفظ میکند.
وی در پایان تاکید کرد: راه عبور از این وضعیت خروج از تقارن عملیاتی و بازتعریف الگوی پاسخگویی است. بازدارندگی یعنی زمانی که دشمن نتواند نتیجه عمل خود را پیش بینی کند. در غیر این صورت، هر چرخه حمله و پاسخ تنها به فرسایش تدریجی و جسور شدن طرف مقابل منجر می شود.
منبع : به گزارش میهن تجارت





