به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، یک سال از آغاز جنگ دوازده روزه می گذرد، جنگی که نمی توان آن را تنها یک درگیری نظامی کوتاه مدت دانست. هر چه از آن روزها دور می شویم، ابعاد جدیدتری از این رویداد آشکار می شود. ابعادی که نشان می دهد جنگ 12 روزه نه یک حادثه گاه به گاه، بلکه بخشی از رویارویی عمیق تر ایران با جبهه ای بود که سال هاست تلاش می کند قدرت جمهوری اسلامی را مهار کند.
آخرین کارت های بازی روی میز
سالهاست که ابزارهای مختلفی علیه ایران به کار گرفته شده است. از تحریم و فشار اقتصادی گرفته تا عملیات امنیتی، جنگ رسانه ای و تهدیدات نظامی. جنگ 12 روزه را می توان نقطه ای دانست که همزمان بخش مهمی از این ابزارها به میدان آورده شد. به همین دلیل این جنگ بیشتر شبیه آزمایش آخرین ظرفیت های فشار علیه ایران بود تا یک نبرد محدود.
بررسی سیر وقایع نشان میدهد که برنامهریزان تصور میکردند که مجموعهای از فشارهای خارجی در کنار برهم زدن ساختار فرماندهی و برانگیختن نارضایتی داخلی، میتواند ایران را وارد مرحله بیثباتی کند، اما روند تحولات حداقل آنطور که برنامهریزی شده بود پیش نرفت.
بن بست استراتژیک بین واشنگتن و تل آویو
شاید مهمترین چیزی که جنگ 12 روزه آشکار کرد، دشواری مهار ایران از طریق الگوهای فشار سنتی بود. اگر هدف وادار کردن ایران به پذیرش شرایط مساعد آمریکا و اسرائیل بود، نتایج جنگ نشان داد که این مسیر با موانع جدی روبرو است.
در واقع، جنگ 12 روزه بیش از هر چیز یک واقعیت را آشکار کرد. اینکه واشنگتن و تل آویو پس از سال ها فشار همچنان با مشکلی به نام «چگونگی تغییر رفتار ایران» مواجه هستند و هنوز راه حل قطعی برای آن پیدا نکرده اند. همین موضوع باعث شده تا تقابل دو طرف وارد مرحله پیچیده تری نسبت به گذشته شود.
موضوع هسته ای نیست. بحث قدرت است
یکی از مهمترین درس های این جنگ این بود که ریشه اختلافات را نمی توان تنها در موضوع هسته ای یا قدرت موشکی جستجو کرد. این موارد مهم هستند اما به نظر می رسد موضوع اصلی فراتر از آنهاست.
ایران امروز یکی از بازیگران تاثیرگذار در منطقه است و بخش مهمی از معادلات غرب آسیا را تحت تاثیر قرار می دهد. از این منظر می توان بخشی از فشارهای اعمال شده را در چارچوب رقابت بر سر قدرت و توازن منطقه ای تحلیل کرد. به عبارت دیگر، موضوع تنها بر سر یک فناوری یا یک برنامه خاص نیست، موضوع جایگاه و تأثیر یک بازیگر در معادلات منطقه ای و بین المللی است.
فروپاشی برخی فرضیات قدیمی
سالها این جمله تکرار میشد که در صورت وقوع جنگ مستقیم، ایران در مدت کوتاهی در ساختارهای تصمیمگیری و مدیریتی خود فرو میپاشد. جنگ 12 روزه اولین آزمون جدی برای سنجش این ادعاها بود.
اگرچه کشور متحمل خسارت شد و تعدادی از فرماندهان خود را از دست داد، اما جابجایی سریع فرماندهان، تداوم فعالیت ساختارهای اجرایی و تداوم مدیریت کشور نشان داد که برخی تصورات رایج در مورد آسیب پذیری ایران نیاز به بازنگری دارد.
وحدتی که در بستر بحران شکل گرفت
یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ، شکل گیری نوعی همگرایی اجتماعی بود. در شرایطی که دشمن روی اختلافات داخلی حساب ویژه ای باز کرده بود، بخش قابل توجهی از جامعه در حمایت از امنیت و ثبات کشور موضع مشترک گرفتند.
این فقط یک واکنش احساسی به جنگ نبود. برای بسیاری از مردم، جنگ فرصتی شد تا تصویر روشن تری از ماهیت درگیری ها و اهداف بازیگران مختلف به دست آورند. به همین دلیل بخشی از ابهامات و شبهاتی که قبلا وجود داشت در فضای جنگ رنگ باخت و جای خود را به درک ملموس تری از واقعیت های میدان داد.
تجربه ای که ارزشش کمتر از پیروزی نیست
جنگ 12 روزه تنها آزمون قدرت نظامی نبود. این جنگ تجربه بزرگی برای ساختارهای دفاعی، امنیتی، اجرایی و حتی اجتماعی کشور محسوب می شد. از به روز رسانی روش های دفاعی و تهاجمی تا مدیریت منابع راهبردی، اداره کشور در شرایط بحرانی و افزایش هماهنگی بین نهادهای مختلف، همه بخشی از تجربیات به دست آمده در آن روزها بود. شاید ارزش این تجربه در سال های آینده بیشتر از امروز مشخص شود. زیرا کشورها معمولا مهم ترین درس های خود را از بحران های بزرگ استخراج می کنند.
جنگ 12 روزه درس های مهمی برای مدیریت بحران و اداره کشور به ارمغان آورد
حسین آجرلو، کارشناس مسائل خاورمیانه وی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت با اشاره به پیامدهای جنگ 12 روزه اظهار کرد: کشور نسبت به گذشته آمادگی بیشتری داشت و اگرچه در این جنگ نوعی غافلگیری وجود داشت اما این غافلگیری به گونه ای نبود که تا چند ساعت امکان فعال سازی سامانه های پدافندی وجود نداشته باشد.
وی افزود: بخشی از فرصت های ایجاد شده در این جنگ را می توان در حوزه کشوری و مدیریت اجرایی کشور دید. واقعیت این است که جنگ 12 روزه به دولت و گروه های اجرایی نشان داد که چگونه باید شرایط جنگ را مدیریت کرد.
یک کارشناس مسائل خاورمیانه بیان می کند: به نظر می رسد بسیاری از مدیران اجرایی کشور تا پیش از این تجربه اداره کشور در شرایط جنگی را نداشتند اما تجربه به دست آمده از این جنگ باعث شد در یک سال اخیر کشور را از بحران های عمیق در حوزه اجرایی دور نگه دارند.
تجربه مدیریت در بحران 12 روزه جنگ امروز به کمک کشور آمد
آگرلو می گوید: تجربه جنگ اول کمک شایان توجهی به حوزه اجرایی کشور کرد و امروزه آثار آن را می توان در روش های مدیریتی، پدافند غیرعامل، نحوه استفاده از منابع راهبردی و مدیریت تاسیسات مشاهده کرد.
وی بیان می کند: این موضوعات از جمله فرصت هایی بود که کشور توانست از آن بهره ببرد و تجربیات ارزنده ای در اختیار مدیران قرار گرفت.
کارشناس مسائل خاورمیانه خاطرنشان می کند: یکی از موضوعاتی که باید با دقت بیشتری بررسی شود، تهدیدات جنگ 12 روزه و نحوه استفاده بهتر از فرصت های ایجاد شده در آن زمان است. اگر از این فرصت ها بیشتر استفاده می شد شاید امروز با شرایط متفاوتی مواجه بودیم.
آگرلو می گوید: بهره گیری از تنوع تاکتیکی و استفاده بیشتر از ظرفیت های موجود از جمله مواردی است که در مواجهه با تهدیدات آتی می تواند مورد توجه قرار گیرد.
جنگ 12 روزه؛ اولین پرده سناریوی چند مرحله ای دشمن علیه ایران
حسین کنعانی کارشناس مسائل سیاسیوی در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت با اشاره به ابعاد جنگ 12 روزه اظهار می کند: جنگ 12 روزه را نمی توان به صورت جداگانه تحلیل کرد. در واقع ما شاهد یک سری عملیات بودیم که جنگ دوازده روزه را آغاز کرد. یعنی سناریویی که طراحی شد در مرحله اول از جنگ 12 روزه شروع شد، سپس شبه کودتای 18 و 19 دی به عنوان مرحله دوم و سپس عملیات جنگ 40 روزه و شهادت امام شهید (ع) دنبال شد و چه بسا مراحل دیگری در چارچوب های مختلف برای آن پیش بینی شده باشد.
وی می افزاید: آنچه در جنگ کامل 12 روزه مشهود بود این بود که تمام قول و قرارهایی که مذاکره کنندگان پشت میزها به یکدیگر دادند فریب و دروغ نبود. ترامپ در حال خرید زمان بود تا بتواند برای اجرای عملیات و برنامه های مورد نظر خود و رژیم صهیونیستی آماده شود.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به راهبرد دشمن تصریح می کند: برنامه مدنظر آنها شبیه مدلی بود که قبلا در کوزوو و عراق اجرا شده بود. به گونه ای که با حمله به مرکز فرماندهی در رینگ میانی، قدرت دفاعی و دفاعی کشور هدف را مختل کرده و سپس به سایر رینگ ها ضربه می زنند. اما این طرح در همان مرحله اول شکست خورد.
آمادگی ساختاری و مأموریتی نیروهای مسلح اولین نتیجه جنگ دوازده روزه
کنعانی می گوید: با اقدامات موجود بلافاصله فرماندهان ارشد کشور تعویض شدند و در کمتر از دو ساعت دشمن در صحنه های مختلف پاسخ داد. به نظر می رسد اولین نتیجه ای که از جنگ 12 روزه می توان گرفت، آمادگی ساختاری و مأموریتی نیروهای مسلح و به روز رسانی بانک هدف جمهوری اسلامی ایران در مقابله با دشمن بود.
وی تصریح می کند: این بیداری به ما کمک کرد تا در حوادث بعدی از جمله کودتای 18 و 29 دی و جنگ پس از آن، آمادگی بیشتری داشته باشیم و بتوانیم اهداف، ساختار، روش ها و نقشه های دشمن را بیشتر تحلیل کنیم.
یک کارشناس مسائل سیاسی می گوید: آمریکایی ها انتظار داشتند که فشار حداکثری از بیرون با ایجاد شورش از درون همراه باشد، اما وحدت و انسجام ملی که شکل گرفت و حضور مردم در حمایت از نظام و امام شهید، باعث شد این طرح با شکست مواجه شود.
کنعانی تصریح میکند: دشمن پس از ناکامی در این مرحله سعی کرد با استفاده از جریانهای مخالف و ضدانقلاب، زمینههای شورش داخلی را فراهم کند و الگوهای انقلابهای مخملی طراحیشده توسط نظریهپردازان آمریکایی را در ایران پیاده کند، اما این سناریو نیز با بصیرت مردم، هوشیاری مسئولان و تدابیر رهبری خنثی شد.
ترور رهبر و آسیب به زیرساخت ها، آخرین تلاش دشمن برای تسلیم ایران
وی می افزاید: دشمن وقتی دید که نمی تواند روی داخل کشور حساب کند، در جنگ 40 روزه روی ضربه زدن به رده های ساختاری کشور، فرماندهان و سرکردگان زیرساخت ها تمرکز کرد تا ایران را مجبور به تسلیم و پذیرش شرایط آمریکا کند.
کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان می کند: همانطور که امام شهید تاکید کردند آمریکایی ها به دنبال قورت دادن ایران هستند و به چیزی کمتر از آن بسنده نمی کنند. بنابراین در عمل میز مذاکره که بر پایه فریب و دروغ بود کنار گذاشته شد.
کنعانی می گوید: اگرچه در جنگ 40 روزه میانجی گری های پاکستان، قطر و برخی کشورهای دیگر دنبال شد، اما تجربه مذاکره همزمان با تداوم حملات دشمن یکی از درس های مهم کشور شد. این تجربه نشان داد که در کنار هر گفت وگویی باید آمادگی کامل دفاعی و نظامی را همیشه حفظ کرد.
جنگ هنوز تمام نشده است
به گزارش به گزارش میهن تجارت، جنگ 12 روزه پایان یک درگیری نبود. بلکه یکی از فصل های متناقض بود که ادامه دارد. با این حال، این جنگ نشان داد که بسیاری از محاسبات گذشته نیاز به بازنگری دارند. ایران بعد از جنگ، همان ایران قبل از جنگ نیست و دشمنانش نمی توانند با همان پیش فرض های قدیمی به این کشور نگاه کنند.
شاید مهمترین میراث جنگ دوازده روزه این باشد; این قدرت تنها به تجهیزات نظامی محدود نمی شود. انسجام اجتماعی، توانایی بازسازی، ظرفیت مدیریت بحران و اراده ایستادگی نیز بخشی از قدرت ملی است. مولفه هایی که در روزهای جنگ بیش از هر زمان دیگری خود را نشان دادند.
منبع : به گزارش میهن تجارت










