یک ساعت در جنوب شرقی «قونیه»، یکی از هیجانانگیزترین یافتههای دوران نوسنگی کشفشده در قرن بیستم قرار دارد. شهرک پرجمعیت «کاتالهویوک» (کاتالهویوک).
به گزارش ایسنا به نقل از الجزیره، چاتالهویوک که از حدود 7000 تا 6000 سال قبل از میلاد به مدت هزار سال به عنوان یک سکونتگاه مورد استفاده قرار می گرفت، از زمان کشف آن در سال 1958، باستان شناسان را مجذوب خود کرده است و آنها سعی کرده اند چگونگی عملکرد این جامعه را دریابند.
یک مطالعه ژنومی که اخیراً در مجله Science منتشر شده است نشان می دهد که پویایی جنسیتی چاتالهویوک آن را در میان سکونتگاه های نوسنگی که تاکنون در قاره اروپا کشف شده است منحصر به فرد کرده است.
این کشف حول محور مادرزادی است، به این معنی که زنان در خانههای خود میماندند، در حالی که مردان پس از رسیدن به سن بلوغ، احتمال بیشتری داشت که حرکت کنند.
تسویه حساب
چاتالهویوک، میراث جهانی یونسکو، احتمالاً اولین شهر در جهان با مجموعهای از ساختمانها، محصولات کشاورزی، آیینها و حتی تزئینات است.
امروزه بقایای این آبادی بر روی دو تپه بزرگ قرار دارد. خانه های Çatalhöyuk مستقیماً روی هم ساخته شده اند. در حفاری ها حدود 18 لایه ساختمانی کشف شده است که بر اساس آن، این نظریه مطرح شده است که ساکنان سطح پایین ساختمان ها را پر کرده، هر بنای بالای آنها را تخریب کرده و در بالای آنها خانه های جدیدی ساخته اند.
این دو تپه در شرق و غرب رودخانه ای قرار دارند که اکنون خشک شده و احتمالاً به دلتاهای حاصلخیز متصل است. تپه غربی بقایای یک جامعه جدیدتر است، اما تپه شرقی بقایای یک سکونتگاه نوسنگی است.
تخمینها از جمعیت چاتالهویوک متفاوت است، اما باستانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که جمعیت آن ممکن است با نقل مکان یا ترک مردم در طول زمان در نوسان بوده و در دورههای اوج سکونت بین 3500 تا 8000 نفر رسیده باشد.
خوشه های مسکونی به قدری فشرده بودند که هیچ خیابان یا درب ورودی وجود نداشت. در عوض، ساکنان احتمالاً از یک ساختمان به ساختمان دیگر روی پشت بامهایی که به عنوان راهروها و فضاهای تجمع عمل میکردند، نقل مکان میکردند.
اهالی برای ورود به خانههایشان از دریچههای سقف که به اجاق میرفت پایین میرفتند.
در بسیاری از این ساختمان ها سکوهای گلی وجود داشت که ساکنان اولیه چاتالهوتوک مردگان خود را در زیر آنها و زیر کف خانه ها دفن می کردند.
در ابتدا به نظر نمی رسید که چاتالهویوک دارای ساختمان هایی باشد که به وضوح برای عبادت یا حکومت باشد یا متعلق به افراد ثروتمندتر و قدرتمندتر باشد. با این حال، برخی از ساختمان ها بیشتر با نقاشی های دیواری استادانه، و نیمکت ها یا سکوهای برجسته تزئین شده بودند. این بناها که تزئینات بیشتری داشتند، عموماً قبرهای بیشتری در زیر طبقات خود داشتند. همه مردهها در یک مکان به یکدیگر متصل نبودند و رازی را ایجاد کردند که باستانشناسان هنوز نتوانستهاند آن را حل کنند.
نشانه های جامعه مادرسالار
نویسندگان تحقیق ژنومی مذکور 395 اسکلت کشف شده در طبقات خانه ها را مورد بررسی قرار دادند و همچنین اشیایی را که با مردگان دفن شده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.
این مطالعه آنها را به این نتیجه رساند که «چتالهویوک» احتمالاً یک جامعه مادرزادی بوده است، به این معنی که رابطه، خویشاوندی و نسب از طریق مادران تعیین و منتقل شده است. همچنین به نظر می رسد این جامعه مادرزادی بوده است یعنی زنان پس از ازدواج در محل زندگی خود می ماندند و مردان به محل سکونت خود یا خانواده زن می پیوستند.
اگرچه هیچ مدرکی دال بر مالکیت خصوصی اموال وجود نداشت، زنان معمولاً برای نسلهای متوالی در یک مکان زندگی میکردند، در حالی که مردان به داخل و خارج از آن خانهها نقل مکان میکردند.
با بررسی روابط بین گروههایی از اسکلتهایی که در کنار یکدیگر دفن شدهاند، محققان دریافتند که این افراد بیشتر از طریق خط مادری (Matrilocality) با هم مرتبط بودند. به نظر میرسد که فرزندان دختر نیز پیوندهای خود را با خانههای خانوادگی خود حفظ میکنند، در حالی که مردان بالغ بیشتر خانههای خانوادگی خود را ترک میکنند.
یافته دیگری که اهمیت زن را در آن جامعه نشان می دهد مربوط به هدایای جنازه است، یعنی اشیایی مانند مهره ها، آویزها و زیورآلاتی که همراه متوفی دفن می شده و اغلب روی مچ دست یا مچ پا گذاشته می شده است.
در Çatalhöyük، دختران جوان، حتی نوزادان دختر، تا پنج برابر بیشتر از پسران چنین اشیایی دریافت کردند.
بیشتر جوامع نوسنگی اروپا و سایر مناطقی که تاکنون مورد بررسی ژنتیکی قرار گرفته اند، الگوهای پدرمحلی و پدرسالاری را نشان می دهند که الگوهایی هستند که زمینه ساز ساختارهای ایلخانی محسوب می شوند.
چندین متفکر قرن 19، از جمله یوهان یاکوب باکوفن و لوئیس هنری مورگان، استدلال کردند که جوامع مادرزادی پیش از جوامع پدری بوده و منعکس کننده مرحله اولیه تکامل اجتماعی هستند.
ایان هودر، که بیش از 20 سال حفاری های چاتالهویوک را مدیریت می کرد، به الجزیره گفت که مادرسالاری در چاتالهیوک به معنای بدرفتاری با مردان نیست و شواهد قوی مبنی بر برابری اجتماعی در این جامعه وجود دارد.
هادر، استاد باستان شناسی در دانشگاه Koc در استانبول و استاد بازنشسته در دانشگاه استنفورد، همچنین گفت که مطالعات قبلی بقایای انسان را با استفاده از تجزیه و تحلیل ایزوتوپی رژیم غذایی مردان و زنان مورد بررسی قرار داده و هیچ تفاوتی بین آنها پیدا نکرده است.
یکی دیگر از ویژگیهای غیرمعمول چاتالهوتوک این است که در طول قرنها حیات این جامعه زن محور، تقریباً هیچ نشانهای از خشونت سازمانیافته وجود ندارد.
امروزه برخی از فرهنگهای بومی هنوز در نقاط مختلف جهان وجود دارند، از جمله در میان مردم موسو در چین، مردم مینانگ کابائو در اندونزی و مردم خاسی در هند.
قبیله موسو دارای اجتماعات مادری و پدری است. یک مطالعه نشان داده است که زنان در جامعه مادرزادی موسو از سلامت جسمانی بهتری نسبت به زنان در خط پدری برخوردارند، در حالی که وضعیت سلامت مردان در هر دو جامعه تقریباً یکسان است.






