اقتصاد در دام سیگنال‌فروشان؛ چرا تصمیم‌های غلط تکرار می‌شوند؟

اقتصاد در دام سیگنال فروشان

میهن تجارت- تحلیلگران بازار در اقتصاد جهان امروز افرادی هستند که قصد دارند با تحلیل روندهای اقتصاد، تحولات بعدی را درک کنند. اما در ایران، تحلیلگران بازار اغلب به عنوان «سیگنال های فروش» یا «بسته های فروش» شناخته می شوند. این افراد لزوماً تحلیلگر بازار نیستند و گاه تأثیر بسزایی در تصمیم گیری اقتصاد کشور دارند. در اغلب مناقشات اقتصادی، رد پای آنها دیده می شود که بی شرمانه به مخالفان خود حمله می کنند و هر نوع تثبیت اقتصاد را یک اقدام کمونیستی می دانند.

نفوذ آنها در سیستم تصمیم گیری اقتصادی گاهی به قدری قابل مشاهده است که برخی از تحلیلگران اقتصاد کلان فروشندگان سیگنال را در تصمیم گیری ها دخیل می بینند. حتی در حوادث دی ماه 1404 که منجر به حذف ارز ترجیحی شد، این افراد حضور پررنگی در رسانه ها و حتی وزارتخانه ها داشتند و با تمام وجود از این اقدام دفاع کردند. الان هم یکی از مدافعان سرسخت افزایش قیمت بنزین هستند.

در همین راستا احسان فرزانه، تحلیلگر اقتصاد سیاسی در گفت وگو با خبرآنلاین به ریشه های ساختاری این «طبقه» در سرمایه داری حاکم بر جهان پرداخت و با ردپای آن ها از دهه 70، شجره نامه «سیگنال فروشی» را آغاز کرد. وی تاکید کرد: در اقتصاد بحران زده ایران امروز حضور و نفوذ این افراد در دستگاه های تصمیم گیری خطرناکتر از کشورهای دیگر است.

مدت هاست که بحث حضور افرادی که به «سیگنال فروش» یا «بسته فروش» معروف هستند در اقتصاد ایران مطرح شده است. آیا این پدیده فقط در ایران دیده می شود؟

این موضوع بسیار مفصل است و به نظر من دانشکده های علوم اجتماعی و علوم سیاسی باید وارد این بحث شوند و درباره آن تحقیق کنند. به هر حال سعی می کنم در مورد این افراد توضیح مختصری بدهم. به طور خلاصه می توانم بگویم که پدیده «سیگنال فروشی» و «بسته فروشی» یک پدیده صرفاً ایرانی نیست و محصول شرایط خاص سرمایه داری جهانی است.

به طور مشخص، اگر بخواهم بگویم سیگنال فروش محصول مالی شدن اقتصاد و همزمان با آغاز جهانی شدن، فروپاشی بلوک شرق و نئولیبرالیزه شدن جهان است. به عبارت ساده تر، این پدیده محصول سرمایه داری در مرحله خاصی است که ما در آن زندگی می کنیم.

شما به مالی شدن سرمایه اشاره کردید، اما بخش پول و مالی حتی در قرن نوزدهم وجود داشت. چه چیزی این بخش را نسبت به سایر بخش های سرمایه داری برتری می دهد؟

در قرن نوزدهم، سرمایه‌داران مالی و تجاری چهره‌های منفی دوران خود بودند و از این دلالان به عنوان افراد حریص و مضر یاد می‌شد. کافی است به آثار ادبی آن زمان مراجعه کنید تا ببینید این افراد از نظر حتی نویسندگان چقدر مضر بوده اند. امروزه از آنها به عنوان الگو یاد می شود و میلیون ها نفر از آنها پیروی می کنند.

چه چیزی این موقعیت را تغییر داد؟

سرمایه داری قرن نوزدهم یک سرمایه داری تولیدمحور و صنعتی بود، بنابراین در آن دوره چهره جذاب به دست صنعت گران درآمد و رشد صنایع سنگین، کارخانه ها و بخش واقعی اقتصاد ملاک موفقیت بود. در آن شرایط، از نظر مارکس و پیروانش، طبقه کارگر، و از نظر بورژوازی، صنعت گران، بیشترین عزت برای کسانی بود که در تولید نقش داشتند. مارکس و پیروانش طبقه کارگر و متفکران بورژوا را سرمایه دار صنعتی به عنوان چهره اصلی و الهام بخش جامعه می دانستند.


بیشتر بخوانید: هجوم خریداران به بورس تهران/ شاخص کل 97 هزار واحد جهش کرد.


حتی اگر به حدود سال 1930 برگردیم، آشکار است که عموم مردم و اندیشمندان معتقد بودند که سفته بازان، بانکداران و فعالان بخش مالی عامل رکود بزرگ بودند. آنها نماد طمع، طمع و به دست آوردن ثروت غیرقانونی و نتیجه کار دیگران بودند. چیزی که امروز کاملاً معکوس شده است و به نظر من این محصول نئولیبرالیسم و ​​روند حاکم بر اقتصاد پس از دهه 70 است که باعث شد سرمایه مالی شأن حرکت از ضد قهرمان به قهرمان را پیدا کند. با تغییر روابط، ارزش ها و سلیقه ها تغییر کرد. حالا شاید قهرمان مثل فیلم «گرگ وال استریت» سودجو باشد که در اوج بداخلاقی فقط به فکر جیبش است.

همچنین این پدیده تنها به مراکز مهم مالی مانند نیویورک یا لندن محدود نشد و اکنون فرزند دهلی، توکیو، سائوپائولو و تهران می تواند قهرمان خود را در قالب «گرگ وال استریت» ببیند و بر همین اساس الگوهای تحمیلی نظم موجود را بپذیرد.

سیگنال فروشی در ایران نسبت به آنچه در سایر کشورها مشاهده می شود چه ویژگی دارد؟

در سرمایه داری متعارف و در شرایط عادی مردم برای افزایش ثروت خود وارد بازارهای مالی می شوند اما در ایران از دهه 90 مردم وارد این فعالیت های مالی می شوند تا قدرت خرید خود را از دست ندهند و فقیر نشوند. در ایران تحت فشار تحریم و جنگ هستیم و با تورم بالایی زندگی می کنیم که هر روز قدرت خرید را کاهش می دهد. مردم برای اینکه فردا به اندازه امروز بخورند یا بپوشند مجبورند به بازارهای مالی پناه ببرند و ریال خود را تبدیل کنند. بنابراین ما در کشور خود با پدیده سفته بازی از روی ناچاری مواجه هستیم که در کشورهای دیگر که در همین بحران نیستند، دیده نشده است.

این امر باعث شده است که سیگنال فروشان داخلی جایگاه ویژه ای پیدا کنند. در اقتصاد بحرانی، یکسری متخصص ظاهر می شوند که راه «رستگاری» یا «رستگاری» را به مردم نشان می دهند و به نظر می رسد اگر به آنها گوش داده شود، مردم حداقل می توانند خود را نجات دهند. این «پیامبر نجات» کسی است که دیگر آنطور که در دنیا مرسوم است فقط یک تحلیلگر بازار نیست، بلکه مفسر آینده است و به مردم از آینده می گوید.

بی‌ثباتی و ناآرامی‌های اقتصادی باعث تقویت تجارت سیگنال فروش می‌شود که در کشوری مانند ایران جایگاه بالاتری نسبت به سایر کشورهای سرمایه‌داری پیدا کرد؟

همینطور است، هر چه اوضاع ناپایدارتر باشد، کسب و کار این افراد به اصطلاح سکه می شود و رونق می گیرد. اینجاست که می توان فهمید که چرا این سیگنال فروشان وطن پرست، مبتذل ترین گونه های نئولیبرالیسم هستند. کافی است یک نفر از ضرورت قانون گذاری، نهادینه سازی، تنظیم یا قیمت گذاری صحبت کند تا این گروه با برچسب «کمونیست» به آن فرد یا افراد حمله کنند و سعی کنند صداهای دیگر را ببندند.

به نظر می رسد آنها به خوبی فهمیده اند که در یک پایگاه اقتصادی متروک و جنگلی چه سود سرشاری به دست می آورند. این سطح از «چپ» و شرق ستیزی بیمارگونه بی دلیل نیست. آنها با هر نهاد، اقدام، سیاست و هر چیزی که ثبات ایجاد می کند دشمنند زیرا از وضعیت ناپایدار سود می برند.

آنچه نگرانی این افراد را افزایش داده ادعای نفوذ آنها در سیستم تصمیم گیری است. چقدر چنین تاثیری را واقعی می دانید؟

تأثیر اینها در دستگاه تصمیم گیری اقتصاد کشور قابل کتمان نیست و به وضوح می توان آن را مشاهده کرد. رفت و آمد این افراد به سمت وزارتخانه ها و صمیمیت آنها با مسئولان ارشد اقتصاد به راحتی قابل مشاهده است و گاه به نظر می رسد که مسئولیت رسانه ای و توجیه اقدامات تعدادی از تصمیم گیران را بر عهده دارند. منطقی است که نگران این تأثیر باشیم.

متأسفانه با شکل خاصی از تسخیر نهاد دولتی توسط مخالفان دولت مواجه شده ایم. یعنی در دولت کسانی که مخالف دولت هستند به رده های بالای اقتصاد می رسند. این باعث ایجاد یک سری پیوندهای ایدئولوژیک می شود و بر خطر وضعیت می افزاید.

در کشوری که در محاصره بزرگ دریایی و تحریم های سخت قرار دارد و در حال جنگ با امپریالیسم است، این فضا و این سطح از نفوذ بسیار خطرناک است و من واقعا از دستگاه های مربوطه که با این افراد برخورد نمی کنند، جلوی این نفوذ را نگیرند و این چارچوب را به هم نزنند، تعجب می کنم. آنها در بسیاری از بحران ها از جمله بحران دی ماه نقش داشتند و به مهم ترین توپخانه دفاع از حذف ارز ترجیحی تبدیل شدند و با وقوع حوادث 28 و 29 دی ماه نیز درگیر آن شدند و هیچ تقصیری را بر عهده نگرفتند.

منبع: اخبار آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی