مقصر همه مشکلات ناشی از جنگ پزشکیان و دولت اوست؟

مقصر همه مشکلات ناشی از جنگ پزشکیان و دولت اوست؟

قدیر باستانی تبریزی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: بعد از هر جنگی این وسوسه سیاسی وجود دارد که پیروزی ها را به نام خودمان ثبت کنیم و هزینه ها را به گردن دیگری بیاندازیم، امروز هم نشانه های این رویکرد دیده می شود، در حالی که کشور برای عبور از شرایط سخت اقتصادی نیاز به انسجام و عقلانیت دارد، عده ای سعی می کنند همه مشکلات را به گردن دولت بگذارند تا از این دست فشارها سهم دولت دفاع کند. ابعاد پنهان مشکلات اقتصادی با افکار عمومی ممکن است برای برخی جناح ها مفید باشد، اما پیروزی های ملی را نمی توان مصادره کرد و نباید مشکلات را به یک دولت تقلیل داد.

اولاً باید بپذیریم که دوران پس از جنگ معمولاً از خود جنگ دشوارتر است. در عرصه نظامی دشمن مشخص است و هدف مشخص است. اما در دوران پس از جنگ، کشور با یک سری مسائل انباشته اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مواجه است که حل آنها به مراتب پیچیده تر است. جامعه‌ای که در روزهای بحران از کشور خود دفاع کرد، اکنون انتظار دارد نشانه‌هایی از بهبود شرایط زندگی، عدم اطمینان کمتر و چشم‌انداز روشن‌تری برای آینده ببیند. این انتظار طبیعی است اما تحقق آن نیازمند زمان، برنامه و اجماع سیاسی است. هیچ کشوری نتوانسته است بلافاصله پس از گذر از یک بحران بزرگ و کمرشکن بدون گذراندن دوره سخت اقتصادی و مدیریتی به ثبات پایدار دست یابد.

دوم اینکه اقتصاد نباید به میدان رقابت سیاسی تبدیل شود. در هفته‌ها و ماه‌های اخیر نشانه‌هایی از اینکه برخی جریان‌ها هنوز انتخابات را تمام‌شده نمی‌دانند و تلاش می‌کنند همه نابسامانی‌های اقتصادی کشور را به عملکرد دولت و شخص رئیس‌جمهور نسبت دهند، دیده می‌شود. این دیدگاه اگرچه ممکن است در کوتاه مدت برای برخی از بازیگران منافع سیاسی ایجاد کند، اما در بلندمدت هزینه های آن کل کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. چرا که اقتصاد ایران با یک سری مشکلات ساختاری مواجه است که محصول یک دولت و حتی یک دوره خاص نیست. عدم تعادل انرژی، محدودیت های ارزی، کاهش سرمایه گذاری، کسری بودجه، فرسودگی زیرساخت ها و اثرات تحریم ها مسائلی هستند که در طول سالیان متمادی شکل گرفته اند و حل آنها نیز نیازمند همکاری ملی است.

ثالثاً باید مراقب پیامدهای سیاسی سرزنش یک جانبه بود. وقتی همه مشکلات به دولت نسبت داده می شود، دولت برای دفاع از خود باید بخشی از واقعیت های سخت اقتصادی را با جامعه در میان بگذارد. این حقایق ممکن است شامل منابع محدود، عمق اختلافات، پیامدهای تحریم ها یا فشارهای ناشی از شرایط منطقه باشد. بیان ناگهانی این حقایق می تواند فضای عمومی را ملتهب کند، نگرانی های اجتماعی را افزایش دهد و سرمایه های روانی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است برخی از بازیگران سیاسی چنین وضعیتی را به نفع خود بدانند، اما تجربه نشان داده است که التهاب اجتماعی و بی ثباتی روانی پیروز نیست و همه آسیب می بینند.

چهارم اینکه باید صادقانه با واقعیت های اقتصادی مواجه شویم. اقتصاد با شعار اداره نمی شود. اگر درآمد دولت تحت فشار باشد، منابع ارزی محدود شود، واردات کالا و مواد اولیه دشوارتر شود و عدم تعادل انرژی ادامه یابد، اثرات آن بر تولید، اشتغال و معیشت مردم اجتناب ناپذیر خواهد بود. کاهش قدرت خرید، افزایش هزینه های زندگی و فشار بر بخش تولید مسائلی نیست که با رقابت سیاسی حل شود. بنابراین یکی از مهم ترین الزامات دوران پس از جنگ، تمرکز بر اصلاحات اقتصادی به ویژه در حوزه انرژی، بهره وری، سرمایه گذاری و کاهش موانع تولید است. هرچه این اصلاحات بیشتر به تعویق بیفتد، هزینه های آینده بیشتر خواهد بود.

پنجم، کشور به یک روایت واحد در مورد مسائل ملی نیاز دارد. احزاب خارجی منافع و منطق خود را دارند و بر اساس همان منطق عمل می کنند. اما در داخل کشور اگر در مورد یک تصمیم مهم ملی به توافق رسید یا راهبردی پذیرفت، همه ارکان تصمیم گیرنده نیز باید مسئولیت آن را بپذیرند. حمایت از یک تصمیم در زمان اتخاذ آن ممکن نیست و پس از اجرای آن می توان مسئولیت عواقب آن را بر عهده دیگران گذاشت. جامعه بیش از هر چیز به شفافیت و انسجام نیاز دارد. تعدد روایات رسمی درباره یک موضوع، اعتماد عمومی را تضعیف می کند. اگر توافقی انجام شد، اگر تصمیمی گرفته شد یا مسیری انتخاب شد، همه باید به یک زبان صحبت کنند و تصویر روشنی را به جامعه ارائه دهند. کشور بیش از روایت های متضاد نیازمند روایت واحدی است که مبنای گفت و گو با مردم باشد.

ششم، نباید فراموش کرد که مهمترین دستاورد جنگ اخیر تقویت حس تعلق و همبستگی ملی بود. مردمی که با وجود گلایه ها، مشکلات اقتصادی و انتقادات سیاسی در لحظه تهدید خارجی از کشور خود حمایت کردند، بزرگترین سرمایه ایران هستند. حفظ این سرمایه مستلزم آن است که محیط پس از جنگ به میدانی برای حذف رقبا، تسویه جناح ها یا رقابت برای مصادره دستاوردها تبدیل نشود. هیچ جریانی به تنهایی صاحب این موفقیت نیست و هیچ بخشی پاسخگوی همه مشکلات نیست.

نکته آخر اینکه مهمترین آزمون ایران در دوره جدید رهبری در حوزه حکومت داری خواهد بود. آزمونی که در آن امنیت باید به توسعه، انسجام به اعتماد و مقاومت به رفاه تبدیل شود. اگر در روزهای جنگ، رمز موفقیت، اتحاد در برابر تهدید بود، در روزهای پس از جنگ، رمز موفقیت چیزی جز مسئولیت مشترک، روایت واحد و دوری از سرزنش سیاسی نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی