به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، سید مصطفی خوشچشم در مراسم شب دوم محرم الحرام هیئت عاشورا اظهار کرد: در سال های اخیر نه تنها قدرت های شرقی، بلکه متفکران و حتی مقامات سیاسی و نظامی غرب به این واقعیت اذعان کرده اند که قدرت در نظام بین الملل از تمدن غربی به تمدن غربی در حال تغییر است.
وی افزود: مسئولان ارشد سیاسی تا زمانی که این روند شروع نشده و گریزی از آن نیست، چنین موضوعاتی را بیان نمی کنند، اما اکنون این روند شروع شده و برخی از مقامات غربی نیز به آن اشاره کرده اند، به عنوان مثال رئیس جمهور فنلاند در مقاله ای اعلام کرد که غرب یا باید با قدرت های شرقی به تفاهم برسد و به آنها در نظم جدید نقشی بدهد یا وارد جنگ شود. در غیر این صورت در آینده تبدیل به بازیگری درجه دو می شود.
این کارشناس سیاسی تصریح کرد: دهه 2020 تا 2030 را می توان دهه انتقال قدرت در جهان دانست. در این دهه، غرب تلاش می کند با ایجاد جنگ و درگیری جلوی این روند را نگیرد، بلکه حداقل آن را به تعویق بیندازد. جنگ هایی که در سال های اخیر در جاهای مختلف از جمله در رابطه با روسیه و ایران رخ داده است را می توان در این چارچوب تحلیل کرد، حتی اگر جنگ با چین نیز برای آنها ممکن بود، تا این بازه زمانی که حدود سال های 2025 تا 2026 در راه است. در واقع نگرانی غرب بیشتر از امروز مربوط به سه تا پنج سال آینده است. برخی از مقامات غربی مانند بایدن قبلا گفته بودند که روند انتقال قدرت در جهان تا سال 2028 تکمیل خواهد شد. برآوردهای دیگر حاکی از دوره زمانی بین سال های 2028 تا 2032 است.
خوشچشم خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی طبیعی است که دنیا شاهد افزایش جنگ و تنش بین قدرت های بزرگ باشد. وقتی قدرتهای بزرگ با یکدیگر درگیر میشوند، کشورهای کوچکتری که به آنها متکی هستند نیز وارد تنش میشوند، زیرا فکر میکنند در شرایط جدید میتوانند مرزهای خود را گسترش دهند یا نفوذ کنند. نتیجه چنین روندی این است که پس از یک دهه درگیری، قدرتهای جهانی همچنان تأثیرگذار خواهند بود، اما دیگر ابرقدرتهای گذشته نخواهند بود. زیرا آنها در اثر جنگ فرسوده شده اند.
وی ادامه داد: در نظم آینده به جای یکی دو ابرقدرت مسلط، چند قدرت بزرگ وجود خواهند داشت که به تنهایی قادر به اداره جهان نیستند و به همین دلیل اتحادهای منطقه ای و بین المللی نقش تعیین کننده ای خواهند داشت. به عنوان مثال، پیمان شانگهای یک اتحاد سیاسی-امنیتی و برجام یک اتحاد اقتصادی بین قدرت های مهم شرقی است. از سوی دیگر، در جهان غرب نیز ساختارهایی مانند ناتو و گروه هفت وجود دارد. اکنون آنها با چالش های جدی روبرو هستند، حتی اختلافات بین اعضای آنها در موضوعات مختلف آشکار شده است.
خوش چشم اضافه کرد: چندین قدرت کلیدی در اتحادهای نوظهور جهانی وجود دارد که به اعتقاد بسیاری نقش تعیین کننده ای در شکل دادن به نظم آینده جهان خواهند داشت. روسیه به دلیل توان نظامی و نفوذ در بخش هایی از اروپا، چین به دلیل قدرت اقتصادی و فناوری و همچنین رشد قدرت نظامی، هند به دلیل ظرفیت اقتصادی و فناوری و ایران به دلیل ویژگی های ژئوپلیتیک و استراتژیک از جمله این قدرت ها هستند.
این کارشناس سیاسی تصریح کرد: یکی از مهمترین دلایل جایگاه ایران در معادلات جهانی موقعیت ژئوپلیتیکی و نقش آن در شکل گیری محور مقاومت در منطقه است. محوری که از ایران تا سواحل مدیترانه امتداد دارد، طی دو دهه گذشته تلاشهای متعددی برای تضعیف یا تخریب این محور صورت گرفته است، از لشکرکشیهای آمریکا به افغانستان و عراق گرفته تا جنگهای سوریه و عراق و سپس تحولات پس از عملیات طوفان الاقصی، اما این محور همچنان پابرجاست و در برخی موارد تقویت شده است.
خوشچشم تصریح کرد: یکی دیگر از عوامل مهم موقعیت ایران قرار گرفتن آن در یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان یعنی منطقه غرب آسیا است. این منطقه به دلیل داشتن منابع عظیم انرژی، معادن و موقعیت ارتباطی شرق و غرب و شمال و جنوب جهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این منطقه چندین آبراه استراتژیک وجود دارد که نقش حیاتی در اقتصاد جهانی دارند. اشاره کرد
وی افزود: تنگه هرمز یکی از مهم ترین گذرگاه های دریایی است زیرا بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از این مسیر عبور می کند، بنابراین کنترل یا تأثیرگذاری بر این گذرگاه نقش مهمی در معادلات اقتصادی و سیاسی جهان دارد و علاوه بر این، باب المندب نیز به عنوان مسیر ارتباطی دریای سرخ و قطع شدن مسیر دریای سرخ به اقیانوس هند و یا کاهش تردد از آن بسیار حائز اهمیت است. کشتی ها از این مسیرها می توانند تأثیر قابل توجهی بر تجارت جهانی داشته باشند. باشد
خوش چشم بیان کرد: در شرایطی که بسیاری از قدرت های بزرگ دنیا هیچ یک از این گذرگاه های راهبردی را ندارند، ایران و محور مقاومت در منطقه بر برخی از مهم ترین آنها تأثیرگذار است.
وی ادامه داد: ایران علاوه بر مولفه های ژئوپلیتیکی و نظامی از منظر گفتمانی نیز دارای ویژگی متفاوتی است. نظام اقتصادی و سیاسی ایران نه مبتنی بر سرمایه داری غربی است و نه مبتنی بر کمونیسم شرقی، بلکه مدلی متفاوت ارائه می دهد. همین موضوع باعث شده تا برخی از تحلیلگران غربی نسبت به گسترش این مدل در جهان ابراز نگرانی کنند.
نگرانی اصلی آمریکا در مورد ایران تنها مسائل فنی یا هسته ای نیست، بلکه این واقعیت است که ایران مدل متفاوتی از حکومت و استقلال در منطقه حساس ارائه می دهد. مدلی که اگر در کشورهای دیگر مورد توجه قرار گیرد، می تواند منافع آمریکا را به خطر بیندازد.
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: یکی از فرماندهان ارشد پنتاگون سال ها پیش در مصاحبه ای اعلام کرد که نگرانی اصلی آمریکا در مورد ایران تنها مسائل فنی یا هسته ای نیست، بلکه ایران مدل متفاوتی از حکومت و استقلال در منطقه حساس ارائه می دهد. مدلی که اگر در کشورهای دیگر مورد توجه قرار گیرد، می تواند منافع آمریکا را به خطر بیندازد.
وی تصریح کرد: بر این اساس تنش ها و درگیری های منطقه باید در چارچوب رقابت قدرت های بزرگ در نظام بین الملل تحلیل شود. به عقیده بسیاری از تحلیلگران، جهان در آستانه شکل گیری نظم جدیدی است و کشورهایی که بتوانند موقعیت خود را در این دوره پر تنش تثبیت کنند، سهم بیشتری در ساختار قدرت آینده خواهند داشت.
منبع : به گزارش میهن تجارت






