به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، سوم محرم در تقویم اشک و حماسه روز دختری است که تاریخش را به نام حضرت رقیه (س) می شناسند. کودک سه ساله ای که در میان آتش عطش و غربت، دل به پدر سپرده بود و طاقت دوری اش را نداشت، قرن ها از آن شب های سنگین ویرانه های شام می گذرد، اما گویی تاریخ همچنان همان روایت را در آینه ای دیگر بازخوانی می کند. داستانی که در آن بچه ها هم حق دارند در رنج جبهه شریک شوند و گل های کوچک در کنار سروهای بلند گاهی خون می ریزند.
این روزها نام «زهرا محمدی گلپایگانی» نوه خردسال رهبر شهید انقلاب اسلامی به همراه نام مادرش «بشری خامنه ای» و پدربزرگش حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای در فهرست شهدا ثبت شده است. کودک چهارده ماهه ای که هنوز حرف نزده بود اما اسمش در دفتر سرخ شهادت نوشته شده بود.
تاریخ شیعه، تاریخ پیوند خانواده با حق است. امام حسین (ع) در کربلا تنها به میدان نرفت، زنان و فرزندان و دختران و پسران خاندان پیامبر نیز در این راه همراه او بودند، شاهد جنگ نبودند. بخشی از حقیقت آن بودند، اگر علی اصغر علیه السلام در آغوش پدر شهید شد و اگر رقیه علیهاالسلام در فراق پدر از دنیا رفت، به این دلیل بود که راه راست راهی نبود که میان میدان و خانه خط بکشد.
در عاشورا خیمه ها هم سهمی از مصیبت داشتند; همانطور که شمشیرها سهمی از نبرد داشتند.
اکنون پس از گذشت بیش از چهارده قرن، بار دیگر نام کودکی در کنار نام رهبر یک جریان مذهبی قرار گرفته است. زهرا، زن جوانی که هنوز زندگی بهاری اش آغاز نشده بود، در جوار مادر و پدربزرگش به شهادت رسید. گویی تاریخ می خواهد بار دیگر این حقیقت را یادآوری کند که دشمنی با حقیقت حد سنی نمی شناسد.
محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبر انقلاب از علاقه ویژه حضرت آیت الله خامنه ای به این نوه جوان صحبت کرده است. هر بار که حالش را می پرسیدند با لبخندی پدرانه از شیطنت های کودکانه اش می گفتند.
اما سرنوشت سرنوشت دیگری داشت.
نوگل خانه ای که قرار بود سال ها در سایه دعای پدربزرگ رشد کند، حالا در کنار همان پدربزرگ آرمیده است.
شاید تاثیرگذارترین یادگار این پیوند، قرآنی باشد که رهبر انقلاب در دهم اسفند 1302 به نوه کوچک خود دادند، در صفحه اول خود نوشتند:
سلامتی، تندرستی و شادکامی این نی نی زیبا را از درگاه خداوند مهربان خواستارم، عمرش طولانی و شادی اش پایدار باشد.
این جملات زمانی دعای پدربزرگ برای آینده ای طولانی بود. اما امروز سند عشق و محبت و قدردانی شده است. یادگاری که از زیر آوار حادثه بیرون آمد تا داستان پیوندی را روایت کند که حتی مرگ هم نمی تواند آن را بشکند.
در ميان همه روايات اين واقعه، شايد سؤالي كه محمدي گلپايگاني با استناد به آيه اي از قرآن مطرح كرده، ماندگارتر از همه باشد. همان سوالی که تاریخ بارها تکرار کرده است:
«و چون از زن عاشق پرسیدند به کدامین گناه کشته شد؟»
کودک چهارده ماهه چه گناهی داشت؟
این سوال فقط در مورد یک کودک نیست. این سؤالی است که از کربلا تا امروز در برابر همه ظالمان تاریخ ایستاده است، همان سؤالی که یک روز در مورد علی اصغر (ع) و روزی در مورد رقیه (س) و اکنون در مورد زهرا (س) مطرح شد.
در فرهنگ شیعه، عاشورا یک واقعه تاریخی صرف نیست; این الگویی است که در طول قرن ها تکرار می شود. چهره ها تغییر می کنند، اما همسویی حق و باطل باقی می ماند. نام ها تغییر می کند، اما ظلم همچنان همان زبان آشنا را دارد.
از این منظر، شهادت رهبر انقلاب اسلامی در کنار اعضای خانواده، بسیاری را به یاد همان سیره ای می اندازد که در کربلا شکل گرفت. سنتی که رهبر یک نهضت خانواده اش را از راه جهاد جدا نمی بیند و خانه هم بخشی از میدان مقاومت می شود.
همانطور که کاروان حسین (علیه السلام) با اهل بیتش در تاریخ ثبت شد، روایت این خاندان نیز در حافظه جمعی ملت ایران ثبت شده است. داستانی که در آن یک پدربزرگ، یک دختر و یک فرزند خردسال با هم به شهادت رسیدند.
شاید به همین دلیل است که سوم محرم امسال بیشتر از همیشه بوی یک شام خراب می دهد.
گویی در جایی از تاریخ، رقیه دیگری پدرش را صدا می کند; نه در میان دیوارهای فروریخته سوریه، بلکه در میان ویرانه های عصر ما.
بار دیگر تاریخ می ایستد از قاتلان کودکان بپرسد:
به کدام گناه؟
منبع : به گزارش میهن تجارت







