مهم‌ترین دستاورد تفاهم اسلام‌آباد از نگاه یک استاد دانشگاه

مهم‌ترین دستاورد تفاهم اسلام‌آباد از نگاه یک استاد دانشگاه

اگر بخواهیم تفاهم نامه معروف به اسلام آباد را ارزیابی کنیم، قبل از هر چیز باید به ماهیت آن توجه کنیم. این سند بیش از آن که یک توافق قانونی و الزام آور باشد، یک درک سیاسی است که پس از بیش از چهار دهه تنش و بی اعتمادی میان ایران و آمریکا، راه را برای دیپلماسی و گفتگو برای رسیدن به یک توافق پایدار باز کرده است. اهمیت اصلی آن نیز در همین تغییر رویکرد از رویارویی به مذاکره است.

البته این درک با محدودیت های مهمی مواجه است. اگرچه هر دو طرف تعهداتی را پذیرفته‌اند، اما سند فاقد ضمانت‌های اجرایی و قانونی کافی برای تضمین اجرای کامل تعهدات است. بنابراین نمی توان با قطعیت در مورد تحقق تمامی مفاد آن در بازه های زمانی پیش بینی شده اظهار نظر کرد. تجربه روابط ایران و آمریکا نیز نشان داده است که تحولات سیاسی و امنیتی می تواند روند اجرای توافقات را به چالش بکشد.

در عین حال، باید بسیاری از بندهای این تفاهم را چارچوبی برای بیان نگرانی ها، انتظارات و نقاط توافق و اختلاف دو طرف بدانیم تا تعهدات اجرایی فوری. این سند در واقع یک نقشه راه برای ادامه مذاکرات و دستیابی به توافق جامع تر است. اما مهمترین دستاورد آن را باید پایان رسمی وضعیت جنگ و رویارویی مستقیم ایران و آمریکا دانست. بندهای دیگر نیز نقش مکمل و پشتیبان این هدف استراتژیک را ایفا می کنند. بنابراین، موفقیت این تفاهم در نهایت به توانایی آن در کاهش تنش و تثبیت مسیر دیپلماسی بین دو کشور بستگی دارد.

اجرای مرحله ای تعهدات می تواند به شکل گیری سطحی از اعتماد متقابل، هر چند محدود و شکننده، کمک کند

به نظر می رسد برای ارزیابی فهم اسلام آباد باید بین «ماهیت حقوقی» و «کارکرد سیاسی» آن تمایز قائل شد. همانطور که قبلا ذکر شد، این سند اساساً یک تفاهم نامه سیاسی است و ضمانت اجرایی و قانونی لازم برای تعهد کامل طرفین را ندارد. بنابراین نمی توان آن را با یک معاهده بین المللی رسمی و الزام آور مقایسه کرد که سازوکارهای مشخصی برای نظارت، راستی آزمایی و برخورد با نقض تعهدات دارد.

در این مرحله اعتماد نه بر اساس ضمانت های قانونی، بلکه بر اساس منافع مشترک دو طرف در جلوگیری از بازگشت به شرایط جنگی و ادامه مسیر دیپلماسی شکل می گیرد.

با این حال، اهمیت این درک در هدف اصلی آن نهفته است; هدفی که به نظر یک اولویت راهبردی برای هر دو طرف است، پایان دادن به شرایط جنگی و رویارویی مستقیم ایران و آمریکاست. این ضرورت سیاسی نوعی حفاظت و ضمانت سیاسی برای اجرای بخشی از تعهدات ایجاد می کند. به عبارت دیگر، دو طرف برای حفظ دستاورد بزرگتر که پایان جنگ است، مجبور به اجرای برخی اقدامات عملی و اعتمادساز هستند.

در این چارچوب اقداماتی مانند باز کردن تنگه هرمز توسط ایران، رفع محاصره دریایی، کاهش محدودیت‌های مربوط به صادرات نفت ایران، دسترسی تدریجی تهران به بخشی از منابع ارزی مسدود شده و تسهیل مبادلات اقتصادی را می‌توان از جمله اقداماتی برای تثبیت تفاهم سیاسی موجود دانست. بنابراین، اگرچه این سند از پشتوانه حقوقی قوی برخوردار نیست، اما اجرای گام به گام تعهدات می تواند به شکل گیری سطحی از اعتماد متقابل هر چند محدود و شکننده کمک کند. در واقع در این مرحله اعتماد نه بر اساس ضمانت های قانونی، بلکه بر اساس منافع مشترک دو طرف در جلوگیری از بازگشت به شرایط جنگی و ادامه مسیر دیپلماسی خواهد بود.

بهترین رویکرد تهران پایبندی به تعهدات، حفظ خویشتن داری و پرهیز از تنش های غیرضروری است

به نظر می رسد در شرایط کنونی هیچ مانع جدی و تعیین کننده ای بر سر راه اجرای توافقنامه اسلام آباد وجود ندارد. با این حال، مانند هر توافق مهم سیاسی، این تفاهم نیز در هر دو کشور با مخالفت مواجه است. در ایران برخی جریانات رادیکال به هرگونه توافق با آمریکا بدبین هستند و در آمریکا نیز برخی محافل سیاسی و لابی های نفوذی به ویژه جریان های نزدیک به اسرائیل از کاهش تنش تهران و واشنگتن استقبال نمی کنند. اما نشانه ها حاکی از آن است که در سطح تصمیم گیری کلان، دو طرف اراده جدی برای اجرای توافق و جلوگیری از بازگشت به وضعیت تنش و درگیری دارند.

در این میان مهم‌ترین چالش نه مخالفت‌های داخلی، بلکه امکان بهره‌مندی بازیگران خارجی از ادامه بحران ایران و آمریکاست. اسرائيل و روسيه هر كدام به دلايل مختلف ممكن است مسير تفاهم پايدار را مختل كنند. بنابراین اولین دوره 60 روزه از اهمیت ویژه ای برخوردار است و طرفین باید با دقت و هوشیاری از تأثیر عوامل مخرب بر روند انجام تعهدات جلوگیری کنند.

در چنین شرایطی بهترین رویکرد دو طرف باید پایبندی به تعهدات، حفظ خویشتن داری و پرهیز از تنش های غیرضروری باشد. موفقیت در اجرای گام های اولیه می تواند سطحی از اعتماد متقابل ایجاد کند و زمینه را برای ادامه دیپلماسی و دستیابی به توافق پایدارتر فراهم کند.

توافقنامه اسلام آباد، یک توافق سیاسی برای پایان دادن به جنگ

در ارزیابی تفاهم شکل گرفته بین ایران و آمریکا، واقعیت بین دو دیدگاه کاملاً خوش بینانه و کاملاً بدبینانه به نظر می رسد. شواهد نشان می دهد که هر دو طرف در شرایط کنونی تمایل دارند از بازگشت به تنش و درگیری نظامی فاصله بگیرند و اختلافات را از طریق دیپلماسی مدیریت کنند. بنابراین، این دیدگاه که درک موجود تنها فرصتی برای خرید زمان و مقدمه ای برای رویارویی جدید است، لزوماً با واقعیت های موجود همخوانی ندارد.

از نظر منافع ایران بهتر است قبل از انتخابات آمریکا این موضوع روشن شود. زیرا شکست مذاکرات پس از انتخابات می تواند زمینه را برای افزایش فشارها و حتی بازگشت گزینه های متضاد فراهم کند.

با این حال، موفقیت این فرآیند قطعی نیست. مهم‌ترین چالش، شکاف بین خواسته‌های حداکثری آمریکا و مقاومت ایران در پذیرش بخشی از این خواسته‌ها است. اگر دو طرف نتوانند به تعادل قابل قبولی از منافع و امتیازات برسند، احتمال شکست مذاکرات وجود دارد. بنابراین، سرنوشت تفاهم بیش از هر چیز به توانایی طرفین در مدیریت اختلافات بستگی دارد.

به نظر می رسد این وضعیت تا انتخابات بعدی آمریکا ادامه داشته باشد. در صورت موفقیت آمیز بودن مذاکرات، دولت آمریکا سعی می کند آن را به عنوان یک دستاورد سیاسی معرفی کند و این موضوع می تواند به حفظ توافق کمک کند. از سوی دیگر، اگر قرار است مذاکرات شکست بخورد، از نظر منافع ایران، بهتر است قبل از انتخابات آمریکا، این موضوع روشن شود. زیرا شکست مذاکرات پس از انتخابات می تواند زمینه افزایش فشار و حتی بازگشت گزینه های متضاد را فراهم کند. در مجموع محتمل ترین سناریو ادامه مذاکرات در مسیری پیچیده و چالش برانگیز تا روشن شدن تحولات سیاسی در آمریکاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی