پشت پرده تفاهم‌نامه ۱۴ بندی لبنان؛ توافق یا فتنه خلع سلاح حزب‌الله؟

پشت صحنه یادداشت 14 ماده ای واشنگتن؛ توافق دیپلماتیک یا توطئه برای خلع سلاح مقاومت در لبنان؟

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، در روزهای اخیر انتشار متن سند چارچوب همکاری سه جانبه ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی و لبنان که در مقر وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن به امضا رسید، موجی از تحلیل ها، نگرانی ها و واکنش های تند را در فضای سیاسی و رسانه ای منطقه به راه انداخته است.

این توافقنامه که عمداً در 14 بند تنظیم و به امضای «لیتر» سفیر اسرائیل، «نادا حداد مسعد» سفیر لبنان در آمریکا و نماینده رسمی وزارت امور خارجه آمریکا (با حضور و نظارت مقامات ارشد آمریکایی) رسیده است، مکانیسمی را ترسیم می کند که به گفته بسیاری از کارشناسان، وجود تسلیحات ساده و غیرمستقیم، فراتر از یک مقاومت مستقیم در برابر آتش است. بازتعریف موازنه امنیتی به نفع تل آویو.

از میدان جنگ تا میز مذاکره؛ زمینه تاریخی توافق

برای درک بهتر چرایی و چگونگی تحقق این متن 14 ماده ای، باید مروری سریع بر تحولات میدانی ماه های گذشته داشته باشیم. روابط ایران و لبنان همواره مبتنی بر مبانی مستحکم دینی و مذهبی و اولویت های امنیت ملی و افزایش قدرت منطقه ای بوده است. با این فرض، یک روز پس از عملیات 7 اکتبر، حزب الله لبنان در 8 اکتبر 2023 رسما وارد میدان جنگ شد. نبردی سرنوشت ساز که تا آبان ماه 1393 با تبادل آتش سنگین و تقدیم شهدای والامقام از جمله دبیرکل شهید حزب الله ادامه یافت.

در نوامبر 2024 قراردادی امضا شد که بر اساس آن اسرائیل تا 15 ماه بعد در لبنان ماند و به بمباران پنج نقطه کلیدی ادامه داد. در این دوره حزب الله با پایبندی به توافق صبور بود و پاسخ نظامی نداد، اما با ورود به مرحله جدید تنش، حزب الله با انجام یک عملیات به تهاجم پاسخ داد و معادله جدیدی شکل گرفت. از سوی دیگر ارتش اسرائیل حملات خود را تشدید کرد و در جنوب رودخانه لیتانی پیشروی کرد و دستور تخلیه تعداد زیادی از شهرها و روستاها را داد و به شهر استراتژیک نبطیه رسید.

امروز اسرائیل در منطقه ای که آن را «منطقه امنیتی» یا «خط زرد» می نامد مستقر است، از عقب نشینی امتناع می ورزد و از بازگشت آوارگان به این مناطق جلوگیری می کند. گرچه در جاهای دیگر مردم به خانه های ویران شده خود بازگشته اند، اما در این میان، اختلالات دولت لبنان در زمان نبرد، به جای حمایت از مدافعان خاک خود، با صدور جملاتی مانند «ضرورت انحصار سلاح در دست دولت» یا «بیروت، شهر عاری از سلاح، بیروت، شهر عاری از سلاح، تضعیف ضاحیه از تسلیحات، تضعیف ضاحیه و تضعیف ضاحیه از مواضع الله لبنان، به جای حمایت از مدافعان خاک این کشور بود. یادداشت واشنگتن

کالبد شکافی بندهای فاجعه بار تفاهم نامه 14 ماده ای

بندهای این سند که مستقیماً از سایت وزارت امور خارجه آمریکا استخراج شده است، حاوی تعهدات یک جانبه و بسیار خطرناک دولت لبنان است:

1. به رسمیت شناختن آزادانه اسرائیل (بند 2)

بند دوم این یادداشت به صراحت اعلام می کند که اسرائیل و لبنان حق یکدیگر را برای زندگی در صلح و امنیت به رسمیت می شناسند. این بند در واقع به معنای رسمی شدن دولت لبنان به رژیم صهیونیستی است. شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب الله لبنان در سخنان خود این اقدام را امتیازی «رایگان» خواند، زیرا در نمونه های تاریخی مانند مصر، اگر این کشور به رسمیت شناختن دیپلماتیک را آغاز می کرد، در ازای آن صحرای سینا را پس می گرفت. (البته با ابهامات حاکمیتی)، اما دولت لبنان بدون دریافت امتیاز ملموس از مهم ترین برگ برنده خود صرف نظر کرده است، هر چند طبق قوانین داخلی لبنان ارتباط با اسرائیل همچنان جنایت محسوب می شود.

2. شرط تعلیق عقب نشینی تا خلع سلاح تایید شده (بندهای 4، 5 و 7)

بند 4 بیان می کند که حاکمیت دولت لبنان باید بر تمام سرزمین ها احیا شود و اسرائیل متعهد به کمک به این روند است، اما این امر منوط به “خلع سلاح تایید شده گروه های مسلح غیر دولتی و برچیدن زیرساخت های آنها” است، ارتش اسرائیل (IDF) تنها پس از تایید این خلع سلاح به تدریج عقب نشینی می کند. طبق بند 5، این روند دارای یک پیوست امنیتی مخفی است که هنوز فاش نشده است که بر اساس آن خلبان های آزمایشی در شمال و جنوب لیتانی انجام می شود، در این مکان ها ارتش عقب نشینی می کند تا دولت حزب الله لبنان خلع سلاح شود. اگر اسرائیل تایید کند، مردم اجازه بازگشت خواهند داشت. بند 7 نیز بازسازی بین المللی و بازگشت آوارگان را منوط به نابودی کامل زیرساخت های حزب الله می کند.

3. دعوت به دخالت خارجی و ایجاد فتنه داخلی (بند 8)

فاجعه بارترین بخش سند بند 8 است که در آن دولت لبنان تعهدی قاطع و غیرقابل بازگشت برای در دست گرفتن انحصار استفاده از زور و خلع سلاح همه گروه های مسلح می دهد. وحشتناک‌تر اینکه دولت لبنان در متن سند «خواهان حمایت جامعه بین‌الملل به‌ویژه کشورهای عربی تحت رهبری آمریکا» برای تحقق این امر است که به معنای دعوت رسمی از نیروهای خارجی (مانند نیروهای چندملیتی یا مزدوران آفریقایی از کشورهایی مانند چاد که از سوی برخی کشورهای عربی مانند امارات حمایت مالی می‌شوند) برای ورود به لبنان، به دلیل مخالفت با لبنان، دعوت به عمل می‌آید. بند یک “توطئه آشکار” برای شروع یک جنگ داخلی.

4. مشروعیت بخشیدن به حملات اسرائیل تحت عنوان «دفاع مشروع» (بند 9 و 11)

اسرائیل در بند 9 مدعی شده است که اقداماتش تنها پاسخی به تهدیدات حزب الله است و در صورت خلع سلاح مقاومت، ادعای ارضی نخواهد داشت. بند 11 صراحتاً حق ذاتی «دفاع مشروع» را برای اسرائیل در داخل خاک لبنان به رسمیت می شناسد، به این معنی که دولت لبنان امضا کرده است که اسرائیل مجاز است در هر زمانی تحت عنوان دفاع از خود، عملیات و تیراندازی به نیروهای مقاومت را انجام دهد. همچنین در این بند آمده است که «هیچ شخص ثالثی حق اعمال این اختیار را ندارد» حمایت ایران از لبنان غیرقانونی تلقی می شود.

پشت صحنه یادداشت 14 ماده ای واشنگتن؛ توافق دیپلماتیک یا توطئه برای خلع سلاح مقاومت در لبنان؟

رابطه این توافق با منافع ملی ایران و روند مذاکرات

ابعاد این تفاهم نامه سه جانبه قطعا بر دیپلماسی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران سایه افکنده است. بر اساس اطلاعات موجود، در بند اول تفاهم‌های موازی ایران و آمریکا (با میانجیگری) بر لزوم آتش‌بس در همه جبهه‌ها از جمله لبنان تأکید شده است، اما از آنجایی که مفاد این سند، واشنگتن خواستار حذف و خلع سلاح کامل حزب‌الله است، مشخص است که نه حزب‌الله تسلیم این عملیات تحقیرآمیز خواهد شد و نه اسرائیل. در نتیجه بند اول تفاهمات ایران و آمریکا در عمل نقض شده است.

امضای این تفاهم نامه نشان می دهد که آمریکا ضمن اعطای تعهدات دیپلماتیک به ایران، در پشت صحنه با تشویق و حمایت اسرائیل سند ضد مقاومتی را به دولت لبنان تحمیل می کند.

یک هشدار تاریخی

تجربه برجام به ما آموخت که صرفاً پایبندی به مذاکرات بدون داشتن «برنامه خروج» مستند، یک اشتباه استراتژیک است. در دوران ترامپ، توافق شکسته شد و در دوران بایدن، چهار سال فرصت با وعده بازگشت تلف شد. امروز هم با وجود اینکه متن تفاهمات ایران مراحل قانونی خود را در بالاترین نهادهای کشور طی کرده و به امضای رئیس جمهور رسیده است و دستگاه دیپلماسی به ریاست آقای عراقچی در صدد اجرای صحیح آن برای تامین منافع ملی است، نقض مکرر وعده های آمریکا در جبهه لبنان و تجاوزات مکرر به خاک ایران نشان می دهد که نباید در بن بست مذاکرات بی پایان باشیم.

وقتی طرف مقابل عمدا تصمیم می گیرد که تعهدات خود را اجرا نکند و در عین حال با تهدید و بمباران به دنبال تحمیل کریدورهای مورد نظر خود و تضعیف حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است، ایران باید از موضع قدرت عمل کند. اگر تعهدات عملی نشود، اساساً صلح و منافع ملی معنایی نخواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران علاوه بر پافشاری بر اجرای اصیل امضای رئیس جمهور، باید طرح‌های جایگزین و خطوط قرمز قاطع را در عرصه‌های منطقه‌ای و هسته‌ای فعال کند تا دشمن بداند عهدشکنی در لبنان و دمشق بی پاسخ نخواهد ماند.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی