سه هویت ایران؛ چارچوبی تازه برای تحلیل سیاست خارجی

سه هویت ایران؛ چارچوبی تازه برای تحلیل سیاست خارجی

برای تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تنها به متغیرهایی مانند موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی و قدرت نظامی توجه کافی نیست. همچنین یک لایه پنهان و تعیین کننده وجود دارد: بازی هویت ها. نظریه «ساختارگرایی» در روابط بین الملل (که توسط الکساندر ونت ابداع شد) نشان می دهد که کشورها ابتدا هویت خود را قبل از هر گونه محاسبه عقلانی تعریف می کنند. سپس بر اساس آن هویت به «منافع ملی» خود معنا می بخشند.

جمهوری اسلامی ایران دارای سه لایه هویتی همزمان است که گاه هماهنگ و گاه در رقابت با یکدیگر عمل می کنند:

1. تمدن- هویت ملی

ایران خود را وارث یکی از کهن ترین تمدن های جهان می داند. این خودآگاهی متمدنانه حساسیت بالایی نسبت به هرگونه تحقیر یا دخالت خارجی ایجاد می کند. به عنوان مثال، واکنش تهران به اخراج سفیر خود توسط عربستان سعودی در سال 2016 فراتر از محاسبات اقتصادی بود و رنگ حفظ کرامت ملی داشت. این هویت باعث می شود که ایران در هیچ معادله منطقه ای نقش پستی نداشته باشد.

2. هویت انقلابی-مذهبی

ریشه در انقلاب 1357 دارد. استکبارستیزی، دفاع از آرمان فلسطین و حمایت از جبهه مقاومت از ارکان آن است. این هویت باعث می شود هزینه هایی که ایران برای حفظ متحدان استراتژیک خود در سوریه، لبنان، عراق و یمن صرف می کند، نه به عنوان «هزینه» بلکه به عنوان «سرمایه گذاری استراتژیک» تلقی شود. از این منظر است که تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه ایران بسیار جدی‌تر از زرادخانه هسته‌ای برخی قدرت‌های اروپایی (مانند فرانسه و انگلیس با حدود 500 کلاهک) ارزیابی می‌شود. زیرا آنچه درجه تهدید را تعیین می کند فقط تعداد سلاح ها نیست. هویت طرف مقابل و سابقه دشمنی او نیز تعیین کننده است.

3. هویت تکوینی

که بر تبدیل ایران به قطب اقتصادی منطقه، خنثی سازی تحریم ها و بهبود معیشت مردم تاکید دارد. همین هویت باعث شده ایران به توافقاتی مانند برجام و سازمان همکاری شانگهای بپیوندد، پروژه کریدور شمال – جنوب را دنبال کند و در دوره هایی (مانند دولت روحانی و تا حدودی دولت چهاردهم) پای میز مذاکره با قدرت های غربی بنشیند.

رقابت سه هویت; منشا نوسانات سیاست خارجی

این سه لایه هویت همیشه با هم هماهنگ نیستند. گاهی هویت انقلابی بر ضرورت مقابله با آمریکا تاکید می کند، در حالی که هویت توسعه گرا رفع تحریم ها را شرط پیشرفت می داند. نتیجه چنین درگیری یک سیاست خارجی دوگانه است که از بیرون “غیرقابل پیش بینی” به نظر می رسد. مثلاً برجام دستاورد هویت توسعه‌گرایانه بود، اما خروج آمریکا از برجام و ترور سردار سلیمانی بر وزن هویت انقلابی افزود. امروز، دولت پزشکی نشان دهنده بازگشت نسبی به تعامل است، اما همچنان در چارچوب تعریف شده توسط هویت انقلابی حرکت می کند.

راهبردهای پیشنهادی: چگونه بازی هویت ها را به نفع ملی برسانیم؟

با پذیرش این واقعیت که هیچ یک از سه هویت ذکر شده قابل حذف نیست، راهکارهای عملی زیر برای برون رفت از نوسانات مضر و تبدیل تنوع هویت به نقطه قوت پیشنهاد می شود:

1. استراتژی “همپوشانی سازنده”.

به جای اینکه هر بار یکی از هویت ها بر دیگری غلبه کند (و کشور دچار تغییر مسیر ناگهانی شود)، باید پروژه هایی تعریف شود که دو یا سه هویت را همزمان راضی نگه دارد.

· مثال عملی: کریدور شمال – جنوب نه تنها یک پروژه اقتصادی (هویت توسعه گرا) است، بلکه استقلال ایران را از مسیرهای تحت سلطه دشمنان (هویت انقلابی) و احیای جایگاه تاریخی جاده ابریشم (هویت تمدنی) تقویت می کند.

· پیشنهاد سیاست: اولویت دادن به پروژه هایی که دارای «مخرج هویت مشترک» هستند، مانند توسعه دیپلماسی همسایگی (در راستای هر سه هویت).

2. استراتژی «جداسازی میدان ها».

ایران می‌تواند در عرصه‌های مختلف سیاست خارجی هویت غالب متفاوتی داشته باشد، بدون اینکه مورد تضاد قرار گیرد.

پیشنهاد: در حوزه امنیتی و دفاعی، هویت انقلابی (حفظ قدرت بازدارندگی و متحدان منطقه ای) حاکم باشد. در عرصه اقتصاد و تجارت، هویت توسعه‌گرایانه باید در اولویت قرار گیرد (جذب سرمایه و فناوری از هر منبعی به جز دشمنان قسم خورده). در عرصه دیپلماسی فرهنگی و رسانه ای، هویت تمدنی به منصه ظهور می رسد (گسترش زبان فارسی، میراث فرهنگی، گردشگری). این جدایی مانع از آن می شود که شکست در عرصه اقتصادی کل سیاست خارجی را به سمت تقابل سوق دهد.

3. استراتژی «زبان هویت مشترک با همسایگان».

بسیاری از تنش های ایران با کشورهای منطقه ریشه در بازنمایی هویتی متفاوت دارد. ایران باید بر هویت مشترک با هر همسایه تاکید کند.

· با عربستان سعودی: تاکید بر هویت مشترک اسلامی (حج، همکاری زیارتی) به جای رقابت برای رهبری جهان عرب.

· با پاکستان و افغانستان: تأکید بر میراث مشترک فارسی و تمدنی.

· با ترکیه: تاکید بر همکاری اقتصادی و کریدوری در کنار رقابت تمدنی.

این استراتژی باعث کاهش هزینه های هویتی ایران در منطقه می شود.

4. راهبرد «تبیین هویت رسمی در اسناد بالادستی».

تا زمانی که در سند سیاست خارجی ملی ایران به صراحت گفته نشده است که «این سه هویت چگونه به یکدیگر مرتبط هستند»، هر دولتی به تفسیر خود عمل خواهد کرد و نوسان ادامه خواهد داشت.

· پیشنهاد: تدوین «سند ژئوپلیتیک هویت ملی» که مشخص می کند در کدام حوزه ها هویت انقلابی، در کدام حوزه ها هویت توسعه گرایانه و در کدام حوزه ها هویت تمدنی اولویت دارد. این سند باید به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام برسد تا دولت ها نتوانند به راحتی از آن عبور کنند.

5. استراتژی «مدیریت انتظارات داخلی».

بخشی از نوسانات سیاست خارجی ناشی از انتظارات متضاد در داخل است. گروه‌های فشار هویت (طیف انقلابی و توسعه‌گرا) باید بپذیرند که هیچ‌کدام به تنهایی نمی‌توانند همه عرصه‌ها را در اختیار بگیرند.

· پیشنهاد: تشکیل «شورای هماهنگی هویت» متشکل از نمایندگان هر سه جریان هویتی در شورای عالی امنیت ملی تا تصمیمات کلان سیاست خارجی با حداقل اجماع اتخاذ شود.

چرا این استراتژی ها ضروری است؟

فقدان این استراتژی ها هزینه های زیر را بر ایران تحمیل کرده است:

· هدر رفت اعتبارات ملی در پروژه هایی که یک دولت شروع کرد و دولت بعدی به دلیل تغییر هویت غالب متوقف شد.

· کاهش اعتبار بین المللی به دلیل غیرقابل پیش بینی بودن.

خستگی افکار عمومی داخلی از فراز و نشیب مذاکره و تقابل.

با اجرای راهبردهای پیشنهادی، ایران می تواند «چند بعدی بودن هویت» خود را از یک نقطه ضعف به یک فرصت تبدیل کند. کشوری که در برابر تهدیدها قدرتمند است، درهای اقتصادی خود را به روی جهان باز می کند و با غرور تمدنی خود در جهان می درخشد.

خلاصه نهایی

سیاست خارجی معلول ایران یک «بازی سه گانه هویت» است. اما بازی را می توان مدیریت کرد. راهبردهای پنج گانه فوق نشان می دهد که بدون حذف هیچ یک از هویت ها می توان مسیری باثبات، قابل پیش بینی و آبرومند برای ایران طراحی کرد. آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است، «خروج از قطبی شدن هویت» و حرکت به سمت «همپوشانی هوشمند» است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی