پزشکیان هنوز صفت صداقت را حفظ کرده است؟

پزشکیان هنوز صفت صداقت را حفظ کرده است؟

حمیدرضا کفاش در اعتماد نوشت: در عرصه سیاست گاهی روزهایی فرا می رسد که سنگینی آن می تواند اراده هر انسانی را در هم بشکند. روزهایی که سکوت از هزاران فریاد بلندتر است و تنهایی کشنده تر از هر حمله ای. مسعود بیزیکیان نیز در مقطعی از زندگی سیاسی خود چنین روزهایی را تجربه کرد. او در میان هیاهوی رقابت ها و کشمکش های قدرت، در موقعیتی قرار گرفت که نه از حمایت گسترده جریان های سیاسی برخوردار بود و نه از حمایت قاطع رسانه ای. حتی برخی از دوستان نزدیک و حامیان سابق او به دلیل آنچه “احتیاط سیاسی” یا “عدم فعالیت” می دانستند، دلسرد شدند.

از نظر بسیاری، او سیاستمداری بود که بیش از آنکه در چارچوب تحولات دیده شود، در حاشیه ایستاده است. حضوری آرام در میانه میدان پر هیاهوی سیاست. اما آنچه او را از خیلی ها متمایز می کرد نه قدرت شبکه های سیاسی بود و نه مهارتش در ائتلاف های پیچیده. بلکه سرمایه ای بود که این روزها کمیاب شده است: صداقت. او کمتر به شعار علاقه داشت و بیشتر اهل گفتگو بود، کمتر به نمایش سیاسی علاقه داشت و بیشتر به مسئولیت اخلاقی اهمیت می داد.

در زمانی که سیاست اغلب با محاسبات پیچیده و رقابت های فرسایشی تعریف می شود، متخصصان پزشکی سعی کردند بر اصولی تکیه کنند که ریشه در اخلاق، شفافیت و مسئولیت داشت. شاید این شخصیت او بود که گاهی او را در معرض سوءتفاهم قرار می داد. در دنیایی که سیاستمداران با قدرت و توانایی آنها در انجام بازی های سیاسی پیچیده سنجیده می شوند، صداقت و سادگی کمتر دیده می شود.

خیلی ها فکر می کردند نقش او در معادلات کلان کشور رو به پایان است و دیگر جایگاه تعیین کننده ای در عرصه تصمیم گیری نخواهد داشت. اما تاریخ سیاست بارها نشان داده است که آرام ترین چهره ها گاهی در حساس ترین لحظات به میدان فراخوانده می شوند. در یکی از مهم ترین و پیچیده ترین ادوار سیاسی کشور، مسئولیت سنگینی بر دوش او گذاشته شد. مسئولیتی که موفقیت یا شکست آن می تواند عواقبی فراتر از مرزهای داخلی داشته باشد.

ماموریتی دشوار که نیازمند صبر، تدبیر، اعتمادسازی و توانایی حرف زدن بود. پزشکان این مسئولیت را نه با هیاهو، بلکه با همان شخصیت معمول دنبال کردند. آرام، آرام و محکم. او سعی کرد نشان دهد که می توان در سیاست بدون سخنان تند، بدون جنجال و بدون دشمنی حرکت کرد و در عین حال موثر بود. در این راه آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می کرد، پافشاری او بر اصول اخلاقی و انسانی بود. او سعی کرد زبان تقابل را جایگزین زبان تفاهم کند و نشان دهد که برنامه ریزی گاهی کارآمدتر از هیجان است و گفت و گو ثمربخش تر از درگیری است.

کم کم تصویری که از او در ذهن خیلی ها شکل گرفت تغییر کرد. سیاستمداری که زمانی متهم به ناکارآمدی می شد، اکنون به عنوان یک شخصیت جذاب، قابل اعتماد و نگران منافع ملی شناخته می شود. موقعیت او نه با فریاد و خودنمایی، بلکه با صبر و استقامت تقویت شد. این تجربه بار دیگر یادآور شد که قدرت همیشه در صدای بلند خلاصه نمی شود.

گاهی اوقات بیشترین تأثیر را کسانی می گذارند که به آرامی صحبت می کنند اما بر اصول خود ثابت قدم می مانند. شاید مهم ترین درس این مسیر این باشد که در سیاست، درست مانند آموزه های نهج البلاغه، صداقت، عدالت، مدارا و خدمت به مردم، ارزش هایی وجود دارد که اگرچه در کوتاه مدت کمتر مورد استقبال قرار می گیرند، اما در درازمدت، سرمایه ای دائمی برای اعتماد عمومی و مشروعیت سیاسی خواهند بود که برخی از امت های متدین و متکلم با این حافظه جمعی مانند این هستند. با قدرت، اما با اخلاق، صبر و مسئولیت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی