بعدی- تندروها هزینههای تنش را برحسب «افتخار» میسنجید، نه «معیشت مردم». اما آنچه بیشتر نگران کننده است این است که افراط گرایان داخلی و افراط گرایان اسرائیلی دقیقاً همان هدف را دنبال می کنند. عدم توافق از ناتوانی در تفکیک پیروزی نظامی از موفقیت سیاسی تا نادیده گرفتن هزینه فرصت، پنج شکاف ذهنی عمده وجود دارد که تفکر رادیکال را از واقعیت جدا می کند.
اول؛ ناتوانی در تشخیص “پیروزی نظامی” از “موفقیت سیاسی”
ستیزه جویان معتقدند که قدرت نظامی لزوماً به دستاوردهای سیاسی تبدیل می شود. در حالی که تاریخ خلاف این را نشان داده است. آمریکا برتری نظامی قاطعی در ویتنام و افغانستان داشت، اما نتوانست به اهداف سیاسی دست یابد. تندروها در ایران نیز گاهی از این منطق غافل هستند که ادامه تنش لزوماً به تقویت موقعیت ایران نمی انجامد.
دوم؛ نادیده گرفتن هزینه های انسانی و اقتصادی
تندروها معمولاً هزینه های جنگ را بر حسب «عزت» و «مقاومت» می سنجند، نه بر اساس «جان مردم». اما وقتی تورم به 88 درصد می رسد و میلیون ها نفر زیر خط فقر قرار می گیرند، این محاسبه کافی نیست.
سوم؛ عدم درک “هزینه فرصت”
افراط گرایان نمی بینند که منابع صرف شده برای ادامه تنش چه فرصت هایی را از مردم می گیرد. توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی، رفاه اجتماعی.
چهارم؛ ناتوانی در درک “همسویی مخرب”
همانطور که بخشایش اردستانی در گفتگو با به گزارش میهن تجارت اشاره کرده است، تندروهای ایرانی و تندروهای اسرائیلی عملاً هدف یکسان هستند. هر دو خواهان انجام معامله هستند، اما با انگیزه های کاملا متفاوت. یعنی جنگ طلب داخلی ابزار دشمن می شود.
پنجم؛ عدم درک “منطق بازدارندگی” در مقابل “منطق تشدید”
تندروها اغلب بازدارندگی را با تشدید اشتباه می گیرند. بازدارندگی یعنی اینکه طرف مقابل بداند که تجاوز هزینه دارد. اما تشدید مداوم تنش بدون هدف سیاسی مشخص، تنها به فرسایش منابع و انزوای بیشتر منجر خواهد شد.





