مهرداد خدیر، روزنامهنگار در یادداشتی نوشت: «رئیس نظام پزشکی در سفر اخیر خود به قم، هم با روحانیون مستقل از دولت و هم با نمادهای مرجعیت سنتی دیدار کرد. کاری که رئیس جمهور فقید انجام نداد و حسن روحانی علیرغم عضویت در همین گروه، آن را در نظر نگرفت و آن را تبلیغ نکرد، زیرا شیخ محمد یزدی، حتی اگر رئیس شورای مرجعیت میخواستند، به عنوان رئیس حوزهی مرجعیت، حتی اگر رئیس حوزهای بودند، همه را به عنوان رئیس حوزه میخواستند، و از سوی رئیسجمهور فقید انجام نشد. شخص!
اما پزشکان نه تنها از آیت الله سید موسی شبیری زنجانی عیادت کردند، بلکه با آیت الله علوی بروجردی، نوه مرحوم آیت الله عظما بروجردی نیز آشنا شدند. جدای از اینها و شاید مهمترین آنها از نظر سیاسی، دیدار با دبیر جامعه فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم: آیت الله ایازی بود که به آقای بیزیکیان توضیح دادند که سر و صدایی که علیه مذاکره به نام قم مطرح می شود نباید مورد توجه کل روحانیت و مرجعیت قرار گیرد.
در واقع شاید همه روحیه اصلاح طلبی و انتقادی نداشته باشند و هنوز محافظه کاری سنتی در قم حاکم باشد، اما آنطور که صدا و سیما و اصولگرایان ادعا می کنند یا این تصویر را ایجاد کرده اند، نیست و اتفاقاً روحانیت سنتی و اصلاح طلب بیش از دیگران خواهان بهبود رابطه ایران با دنیا و رفع تنش هستند، زیرا باید عده ای از مردم، کم کاری ها را به گردن ما می اندازند. گذشته گم شده است
فرد ممامی که از نجف آمده بود می گفت که من که ایرانی هستم در نجف با احترام برخورد می کنم اما در شهر خودم باید جوابگوی قیمت گوشت و مرغ و کمبود معیشت باشم در حالی که سطح زندگی من از متوسط مردم ایران پایین است و کاری به دولت ندارم.
با این اوصاف، چرا در تیتر از مرحوم شیخ محمد یزدی نام برده شده است، زیرا اگر ایشان زنده بودند، احتمالاً به مسعود مزکیان تذکر می دادند که چرا بدون اجازه ایشان به عنوان رئیس شورای مدیریت منطقه با بزرگان روحانی قم دیدار کرده است!».
فراموش نکردهایم که ایشان در سفر به تهران از خبر دیدار آیتالله سید موسی شبیری زنجانی با طلاب سابق و حال حاضر اصلاحطلبان (خوینیها، خاتمی و عبدالله نوری) و شرکت در ضیافت ناهار آنان ناراحت شد و نامهای نوشت که در تاریخ عامه، مرجع تقلید و فقیه شیعه نصیحت کرده بود. هشدار داد: دیگر تکرار نشود!
رفتار شیخ نیز شبیه ناظران مدرسه بود و آنقدر غیرعادی بود که اعتراض و خشم آشکار صادق لاریجانی، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام و همکار محمد یزدی در شورای نگهبان را برانگیخت.
آن مرحوم به نام انقلابی بودن به دنبال سلب استقلال حوزه بود و با کمال خرسندی باید گفت که در این زمینه ناکام ماند، زیرا امثال آقا موسی افرادی نبودند که در مقابل امثال ایشان بایستند و به نامه ایشان توجهی نکردند.
دیدار دیگر پزشکان با آیت الله علوی بروجردی بود. شیخ محمد یزدی ظاهراً از این که متولی مسجد اعظم قم است راضی نبوده است. البته یک بار در اوایل انقلاب مسئولیت را از ایشان گرفتند و ایشان با دخالت امام برگشتند.
اولاد آقای بروجردی آدم خوبی است و پولی را که می گیرد بین خیرین تقسیم می کند و به دنبال خودنمایی نیست و رفتار ایشان به جای یادآوری روحانیون تندخو یادآور نرمی و انسان دوستی مردم سنتی است.
جالب است که مرحوم امام خمینی در تمام عمر خود فقط دست دو نفر را بوسیده بود و آن یکی مرحوم آیت الله بروجردی و دیگری پدر همان آقا موسی شبیری بود.
اما برای شیخ محمد یزدی اینها ملاک نبود، بلکه معیار و معیار او میزان وابستگی به ساختار قدرت و وفاداری بود و خواسته یا ناخواسته نوه امام را از تدریس در حوزه ناتوان می کرد و محیط حوزه نجف را آزادتر و مناسبتر برای تدریس می دید.
حتی شایعه شد که ارشاد برای چاپ رساله عملیه مجتهدان مدعی مرجعیت باید از تشکل های تابعه آقای یزدی و جامعه مدرسین اجازه بگیرد، هرچند تکنولوژی مشکل را حل کرده و خودشان با ریسوگراف چاپ کرده و در اختیار علاقه مندان قرار داده اند.
دیدار با دبیر انجمن پژوهشگران از منظر سیاسی اهمیت بیشتری دارد، زیرا این تشکل به موازات جامعه فرهنگیان بدون داشتن رفتار جناحی در زمان انتخابات شکل گرفت.
دیدگاه سیاسی مرحوم یزدی چنان بر فقه ایشان تأثیر گذاشت که سازمان های زیرمجموعه ایشان گاه در رقابت بین روحانی و غیر روحانی از این دومی حمایت می کردند، هر چند وقتی از نامزد روحانی حمایت می کردند خوش شانس نبودند. کاندیداهای آنها فقط در انتخاباتی پیروز می شدند که قبلاً رقبای خود را حذف کرده بودند و در موردی مانند احمدی نژاد با تحقیر از آنها حمایت کرد!
آیت الله ایازی در اردیبهشت ماه سال جاری به عنوان دبیر مجمع علما انتخاب شد و یکی از واکنش های قابل توجه پیام تبریک دبیرکل نهضت آزادی ایران به ایشان بود که در آن نوشت: از زحمات مسئولانه آن برادر اندیشمند در مسیر دشوار آزادی، عدالت و احقاق حقوق اساسی و شرافتمندانه شما قدردانی می کنیم. اصول.”
البته تغییر فضای سیاسی را نباید فقط به پزشکان نسبت داد. موضوع فراتر از آن است و نوع مدیریت و رفتار آیت الله اعرافی نیز با اسلاف خود متفاوت است و به نظر می رسد تغییراتی در سطح کلان در حال رخ دادن است و بعید نیست به جای اصرار بر ادغام حوزه قم در ساختار حکومت و قدرت و اصرار بر ترویج گفتمان رسمی، استقلال آن به رسمیت شناخته شود.
البته این به معنای دور بودن روحانیون مذکور از اصل ساختار سیاسی نیست، زیرا اگر از مرحوم یزدی بیشتر عاشق جمهوری اسلامی نباشند، کمتر هم نیستند، بلکه دغدغه مردم را دارند و می دانند که بدون سرمایه اجتماعی، تبلیغ از صبح تا شب بی فایده است.
برای شیعیان پاکستانی ارزش دارد که برای آقای علوی بروجردی پول بفرستند تا اینکه دفتر ایشان ردیف بودجه داشته باشد. دومی شأن آنها را تا حد یک دفتر پایین می آورد و اولی از تداوم رابطه می گوید.
امسال البته پزشکان و روحانیون ویزیت درد و رنج مشترکی داشتند که احتمالاً رسانه ای نشد یا به دور از چشم خبرنگاران به صورت خصوصی به اشتراک گذاشتند و آن رفتار و گفتار چند مداح جوان دوپینگی در صدا و سیما بود که در مقام دین و دیپلماسی صحبت کردند!
البته تمام توضیحات بالا نباید این تصور را ایجاد کند که رئیس جمهور به یک سو رفته است و باید به خاطر داشت که ایشان برای برقراری تعادل با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز دیدار کردند و البته جای شیخ محمد یزدی نیز در آنجا خالی بود زیرا ایشان هم نظر داشتند و هیچ عصبانیتی وجود نداشت.
اما اغراق نیست اگر بگوییم برنده این سفر خود قم بود چرا که تصویر متنوعی از آن به نمایش گذاشته شد.





