واکنش به ادعای خطرناک نبویان: می‌فهمی چه می‌گویی؟

واکنش به ادعای خطرناک نبویان: می‌فهمی چه می‌گویی؟

روزنامه فرهیختگان در مطلبی به تبعات ادعای یک نماینده مجلس پرداخته است.

در این مطلب آمده است: در روزهای اخیر همزمان با حاشیه سازی رای شام و نظر رهبر معظم انقلاب در مورد مذاکره، شبهه خطرناکی در حال گسترش است. شبهه ای که ادعا می کند کودتا در ساختار سیاسی صورت گرفته است. چنین ادعاهایی به جای داشتن مبنایی در واقعیت، ناشی از یک درگیری سیاسی است. چرا که این اظهارات از سوی افرادی منتشر می شود که سابقه آشکاری در فحاشی و تهمت به مسئولان کشور داشتند.

اخیرا اما مشابه این اظهار نظر یکی از نمایندگان مجلس[محمود نبویان] پیشنهاد می شود در ساختار حاکمیتی جایگاه رسمی داشته باشد و طبیعی است که پیشنهاد آن بدون ارائه شواهد و مستندات روشن، نه تنها به افکار عمومی کشور و اعتماد مردم لطمه وارد کند، بلکه می تواند نتایج منفی را برای ایران به همراه داشته باشد.. چنین اظهاراتی که در فضای بی اعتمادی ایجاد می شود، اداره کشور متخاصم را با بحران مواجه می کند. طبیعی است که طرح چنین ادعاهایی می تواند عواقب حقوقی برای اظهار کننده این اظهارات داشته باشد.

از کدام کودتا صحبت می کنید؟

کلمه کودتا در لغت نامه دهخدا به معنای براندازی حکومت با استفاده از نیروهای نظامی است. در واقع از این کلمه برای انجام هر عملی استفاده می شود که فروپاشی از درون را ممکن می سازد. این واژه در موقعیت های دیگری نیز به کار می رود، مثلاً حادثه دی ماه در ایران، از دید برخی کارشناسان و تحلیلگران نوعی «کودتای شبه» تلقی می شد که با طراحی سرویس های امنیتی خارجی و اعمال خشونت بی پایان سعی در براندازی ساختار داشتند.

البته به این حادثه کودتا می گویند زیرا مدل اجرای آن در خیابان بسیار شبیه به مدل های کودتا بود. با توجه به اینکه ساختارهای نظامی در ایران نهادهای مردمی هستند و رابطه آنها با حاکمیت عجین است، فرض کودتا در ایران غیرممکن است.

این روزها اما بدون توجه به ابعاد و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن، به راحتی از این واژه استفاده می شود.. بعد از اینکه رهبر انقلاب اعلام کردند نظرشان در مورد مذاکرات متفاوت است و بعد از اینکه در رسانه ها منتشر شد که قطبه شعام به این تفاهم نامه رای مثبت داده اند، برخی از روی دلسوزی و برخی دیگر به دلیل سازش سیاسی، این خط را دنبال کردند که تفاهم نامه به رهبر انقلاب تحمیل شده است.

این ادعاها مدام در رسانه ها بازنشر می شد تا اینکه چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس شبهه کودتا در نظام سیاسی را مطرح کرد. این ادعا چندین اشتباه آشکار دارد:

اول: اگر قبلاً ادعای خطا توسط افراد و چهره هایی مطرح می شد که صرفاً وبلاگ نویس سیاسی یا پروژه ساز رسانه ای بودند، اکنون توسط یک نماینده مجلس مطرح می شود. و به نوعی این شبهه خطرناک را در اذهان عمومی تقویت می کند. در این زمینه می توان سوالی را مطرح کرد که آیا شخص مدعی برای آنچه مطرح کرده است دلیل استنادی دارد یا خیر؟

ثانیاً: طرح مسئله کودتا به این معناست که از سوی دستگاه نظامی یا مقامات سیاسی علیه منافع ملی اقدامی صورت می گیرد. اگر آنچه مطرح می شود از روی جهل و ناآگاهی باشد، باید به شخص اطلاع داد که از هزینه اظهارات خود آگاه است; اما اگر آگاهانه و با توجه به مفهوم آن مطرح شود، تهمت نابخشودنی است که پیامدهای آن تنها متوجه فضای سیاسی داخلی کشور نیست.

سوم: به نظر می رسد کسانی که شام ​​را از نظر رهبری محکوم به قیام می کنند، پیام رهبر معظم انقلاب را درست درک نکرده اند. رهبر معظم انقلاب ضمن اعلام نظر متفاوت، صریحاً اعلام کردند که در خصوص تعهد رئیس جمهور و سایر اعضا برای حفظ حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت و قبول مسئولیت، «اجازه» صادر کرده‌ام. این متن روشن می کند که هیچ اتفاقی خلاف نظر قانون رخ نداده است و رهبر انقلاب با تعهد رئیس جمهور و سایر اعضا نظر شام و شخص رئیس جمهور را در اولویت قرار دادند. بر این اساس ادعای عدم تمکین و انحراف از فرمان رهبری بیهوده است.

چهارم: شخص این ادعا را نمی فهمد در چه شرایطی این اظهارات را بیان می کند؟ یکی از وظایف اصلی دشمن در جنگ ایجاد فروپاشی از درون بود و پس از نرسیدن به هدف، برای ایجاد فضای بی اعتمادی و تضعیف رابطه حاکمان و مردم، دست به ادعاها و اخبار کذب زد. طرح چنین ادعاهایی در شرایطی که حاکمان، سیاستمداران و سربازان در خط مقدم جنگ قرار دارند و فشار خارجی بر آنها کم نیست، پازل دشمن را کامل می کند. تعمیم این نگاه و تصور خطا به فضای عمومی جامعه نیز به مثابه سم مهلکی عمل می کند که اعتماد مردم را نسبت به حاکمان می سوزاند، توهم توطئه را در آنها تقویت می کند و شکاف بین مردم و مسئولان را تقویت می کند. و در شرایطی که دشمن به دنبال تضعیف اعتماد مردم است تا راه را برای ضربه نهایی هموار کند.

پنجم: انتظار می‌رود نمایندگان مجلس و افرادی که تریبون می‌کنند متوجه هزینه ادعاهای خود شوند و به این واقعیت توجه داشته باشند که کشور همچنان با چالش‌های بزرگی روبروست. و دشمن همچنان در کمین است. آنچه باید به آن اشاره کرد این است که اگر برخی از این افراد یاد نگرفته‌اند که چگونه انتقاد کنند به گونه‌ای که ذهن مردم را دستکاری نکند و به منافع ملی آسیب نرساند، بهتر است سعی کنند حرف نزنند. این خط آشنا، بیش از هر گروه و جناح سیاسی، ایران را به سوی نابودی می کشاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی