تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 48 تیمی موفق نشد. این تیم که پس از 4 سال همکاری با سرمربیگری امیرقلانوی برای اولین بار شرایط مساعدی برای صعود از گروه داشت ناکام ماند. ماجرا از این قرار است که برای اولین بار در تاریخ جام جهانی با حضور 48 تیم برگزار شد. این فرصت خوبی را به تعدادی از کشورها از جمله ایران داد تا برای یک بار در تاریخ از مرحله گروهی صعود کنند. اگرچه نسبت به دوره های قبل، این صعود چندان مفید نبود و یا حداقل نمی شد از طریق آن حماسه سازی کرد، اما محقق نشد.
ایران در گروهی مناسب قرار گرفت و اگر می توانست از سد تیم ضعیف نیوزلند بگذرد، این روزها شانس حضور در مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی را داشت. اما عملکرد فنی و احتیاط بیش از حد این تیم باعث شد تا صعود به امااگر به تعویق بیفتد تا دست آخر تیم ملی با 3 امتیاز از 3 بازی حتی در جمع تیم های سوم برتر قرار نگیرد و فرصت عالی از دست برود.
تلاش برای خلق حماسه
تیم ملی فرصت مهمی را از دست داد. این فرصت طلبی آنقدر دیده شده که نمی توان از آن دفاع کرد. این تیم که با تمام توجه و سرمایه می توانست با کسب حداقل 4 امتیاز به وعده سرمربی خود برای صعود جامه عمل بپوشاند، از صعود به جمع 32 تیم برتر بازماند. همین جمله برای ثبت شکستی باورنکردنی برای این تیم و مجموعه اش کافی است. با این حال به جای عذرخواهی فضای عجیبی شکل گرفته و اطرافیان تیم ملی و فدراسیون فوتبال در صدد ایجاد حماسه هستند.
تاکید بیش از حد آنها بر بدون شکست ماندن تیم ملی یکی از این نشانه هاست. در واقع کسانی که علاقه مند به تداوم وضعیت موجود هستند، نمی خواهند نقاط ضعف بزرگ و آشکار این تیم را ببینند و احتمالا به دنبال حفظ جایگاهی هستند که شایستگی نشستن آنها از ابتدا مورد تردید بود. جالب است که در این مسیر با حقایق نادرستی نیز مواجه شدند و سعی کردند دستاوردی برای خود رقم بزنند.
به این ترتیب تنها گوشه کوچکی از صحبت های امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی هنگام خداحافظی با هواداران این تیم در تیجوانا را باید تحلیل کرد. قالنویی می گوید بزرگان فوتبال جهان از جمله مورینیو، هانری، زلاتان و گری نویل از تیم و نمایشی که ایران داشت تمجید کردند. سرمربی این تمجیدها را یکی از دستاوردهای حضور ایران در جام جهانی می داند. منشأ داستان اما کمی با آنچه قلنوی نقل کرده متفاوت است. مورینیو در این مورد اظهار نظری نکرده است، گری نویل مشخص نیست امیر از کجا به ذهنش خطور کرده و ماجرای زلاتان آنقدر درباره تیم ملی ایران خبرساز است که نمی توان آن را نادیده گرفت. تنها در یک مثال کافی است به اظهارات زلاتان به عنوان یکی از کارشناسان شبکه «فاکس اسپورت» برگردیم. وی درباره بازی تیم ملی ایران با بلژیک گفت: نیمه اول تقریباً خوابم برد. اما در نیمه دوم واقعاً خوابم برد! من چیز خاصی در این بازی ندیدم که بخواهم در مورد آن صحبت کنم.”
معلوم نیست قلعه نویی چگونه چنین جملاتی را بر اساس مداحی قرار داده است; اینکه این تیم با دو مدیر و مشاور رسانه ای که در این لحظه باید به کمک مربی بیایند تا امیر از حقایق غیر واقعی استفاده کند، موضوعی مبهم است. با این حال، بخش اصلی یکی است: چرا سرمربی تیم ملی به دنبال دستاوردهایی از جامی است که جز شکست با نام دیگری قابل توصیف نیست؟
ولیعهد و نخست وزیر کانادا را فراموش نکنید
داستان تیم ملی به اندازه کافی داستان عجیب و شگفت انگیز دارد. تیمی که این روزها به دنبال دستاوردهایی از اظهارات جعلی کارشناسان برجسته جهان است، تکلیفش روشن است. اما نباید از این مجموعه گله کرد. چرا که پیش از قلانوی دست آوردهایی از «هیچ» در دستور کار مهدی تاج و سخنگوی او و رفقای او در فدراسیون فوتبال قرار گرفته است. ماجرای گزارش تاج و ممبینی از فرودگاه کانادا هنوز قدیمی نیست. برخورد زشتی که حیثیت و شخصیت فوتبال ایران را زیر سوال برد. با این حال، رئیس فدراسیون و همرزمانش در خیابان های سئول به جای پذیرش واقعیت، روایت را به سبک خودشان تغییر دادند. از تاج “قهرمانی” ساختند که برای حفظ ناموس ایران حاضر به پاسخگویی تلفن نخست وزیر کانادا نشد! روایتی «سوررئال» که فیلمنامه آن مشخص نشد تا منتقدان رگ مهدی تاج را هدف قرار ندهد.
به هر حال این مجموعه خوب است. آنها فوتبال و اتفاقات آن را از دریچه ای که می خواهند دنبال می کنند و ربطی به واقعیت ماجرا ندارند. آنها فکر می کنند که کسب دستاوردها از هیچ، برگ برنده و بقای آنها در آینده است. مخصوصاً ذهن مخاطب فوتبال را فراموشکار می دانند.





