محمدجواد ظریف وزیر سابق امور خارجه در یادداشتی نوشت: یاد و خاطره رهبر شهید با شناخت دقیق و تداوم همان تفکری که امنیت، عزت و استقلال ایران را حاصل اتکای همزمان مردم، خرد، ایمان و همه مولفه های قدرت ملی می دانست، جاودانه خواهد شد.
شهادت رهبر فرزانه انقلاب تنها از منظر غیبت یک شخصیت سیاسی و مذهبی قابل روایت نیست. آنچه امروز پیش روی تاریخ است، ارزیابی میراثی است که در چهار دهه اخیر بر امنیت، موقعیت منطقه ای و اعتماد ملی ایران به جا گذاشته است.
شاید مهمترین جنبه این میراث پایان دادن به یک دغدغه تاریخی باشد. دغدغه ای که از آغاز قرن نوزدهم و با شکست های ایران در جنگ های قفقاز همواره بر ذهن دولت های ایران سایه افکنده بود: چگونه می توان تمامیت ارضی و استقلال کشور را در برابر قدرت های بزرگ حفظ کرد؟
در دو قرن گذشته، حکومتهای مختلف ایران با گرایشها و رویکردهای متفاوت، هر کدام به گونهای به دنبال پاسخگویی به این پرسش بودند. راه حل را گاه در سازش با قدرت های خارجی، گاه در نوسازی ارتش و گاه در ائتلاف های بین المللی جست وجو می کردند، اما تجربه تاریخی نشان داد که هیچ کدام نتوانستند نگرانی دیرینه ایرانیان را از تکرار حملات و تحمیل اراده بیگانگان به طور کامل برطرف کنند.
آنچه در دوران زعامت آیت الله شهید سید علی خامنه ای شکل گرفت تلاشی برای ایجاد الگوی متفاوتی از تامین امنیت ملی بود. مدلی که مبتنی بر پیوند قدرت دفاعی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی فعال و باور به ظرفیت های داخلی بود. رهبر شهید با تأکید بر عزت، حکمت و مصلحت به عنوان سه ضلع جدایی ناپذیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی، مذاکره و دیپلماسی را بر مبنای اقتدار ملی و حفظ عزت کشور در مسیر درایت و مصلحت بنا کرد. این نگرش در طول سالیان گذشته، چارچوب اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در راستای حفظ تعادل بین مقاومت، تعامل و حفظ منافع ملی تشکیل داد.
در کنار این رویکرد، روش تصمیم گیری او نیز نقش تعیین کننده ای داشت. کسانی که در جلسات او حضور داشتند از یک ویژگی مشترک صحبت کرده اند: گوش دادن به دیدگاه های مختلف، پرهیز از تصمیم گیری های عجولانه و توجه به جمع بندی های کارشناسی. به ندرت پیش می آمد که نتیجه یک جلسه فقط تکرار دیدگاه اولیه باشد، اما حاصل سنجیدن روایت ها و تحلیل های مختلف باشد. این ویژگی باعث شد تا زمینه های مختلف قدرت ملی از دفاع و امنیت گرفته تا اقتصاد و دیپلماسی به هم متصل شود.
اگر بخواهیم میراث این دوره را در یک گزاره خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت که ایران پس از دو قرن تجربه تلخ ناامنی و آسیب پذیری، به مرحله ای رسید که هزینه هرگونه تجاوز به خود برای دشمنان به طرز بی سابقه ای افزایش یافت. این تحول، تغییری در ذهنیت تاریخی ایرانیان نسبت به امنیت ملی تلقی می شود که در گزاره معروف آنها مبنی بر اینکه «چرخه تمام شده است» متبلور می شود. این تغییر پس از دو قرن، حس خودباوری و اعتماد به قدرت داخلی را برای ایران و ایرانیان به ارمغان آورد.
یاد و خاطره رهبر شهید با شناخت دقیق و تداوم همان تفکری که امنیت، عزت و استقلال ایران را ثمره اتکای هم زمان به مردم، خرد، ایمان و همه مولفه های قدرت ملی می دانست، جاودانه خواهد شد. این میراث فارغ از فراز و نشیب های سیاسی، برگ زرینی از تجربه تاریخی معاصر ایران خواهد ماند و جایگاه ویژه ای در قضاوت نسل های آینده خواهد داشت.





