ترامپ درپی توافق با ایران ثبات سیاسی خود را بر منافع اسرائیل ترجیح داده؛ حتی اگر به قیمت به خطر افتادن آینده سیاسی اسرائیل تمام شود/باید فرض را بر این بگیریم که تا پایان دوره ترامپ، اسرائیل در اقدام مستقل علیه ایران با محدودیت روبه‌رو می شود، این محدودیت پس از ترامپ بیشتر میشود/ایران پیشاپیش امتیاز اقتصادی گرفته؛ احتمال توافق نهایی که از نظر اسرائیل قابل قبول باشد، کمتر شده

ترامپ درپی توافق با ایران ثبات سیاسی خود را بر منافع اسرائیل ترجیح داده؛ حتی اگر به قیمت به خطر افتادن آینده سیاسی اسرائیل تمام شود/باید فرض را بر این بگیریم که تا پایان دوره ترامپ، اسرائیل در اقدام مستقل علیه ایران با محدودیت روبه‌رو می شود، این محدودیت پس از ترامپ بیشتر میشود/ایران پیشاپیش امتیاز اقتصادی گرفته؛ احتمال توافق نهایی که از نظر اسرائیل قابل قبول باشد، کمتر شده
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

تامیر هیمن، رئیس سابق سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل نوشت: اجازه دهید با یک توضیح شروع کنم: ما از همه جزئیات توافق تفاهم بین آمریکا و ایران اطلاعی نداریم. ممکن است یک لایه پنهان در این توافق وجود داشته باشد، و اگر چنین است، شاید مهمتر از لایه ظاهری باشد. این لایه پنهان – اگر واقعا وجود داشته باشد – می تواند دو شگفتی برای اسرائیل داشته باشد:

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»؛ در ادامه این مقاله آمده است: این توافق ممکن است تلاشی برای دستیابی به سازش دیپلماتیک باشد; و اگر مذاکرات شکست بخورد، کل روند می تواند به تجدید غافلگیر کننده جنگ کمک کند.

بر اساس اظهارات و اقدامات آمریکا، آنچه می بینیم احتمالاً کل داستان است: رئیس جمهور دونالد ترامپ، که در صورت شکست در میهن تجارتات میان دوره ای با خطر استیضاح توسط کنگره مواجه است، ثبات سیاسی خود را بر منافع اسرائیل ترجیح داده است. حتی اگر به معنای به خطر انداختن آینده سیاسی متحد و شریک اسرائیلی خود باشد. شاید این وضعیت بازتابی از ناامیدی آمریکا از نتایج کارزار نظامی باشد. با این حال، ترامپ هرگز به آن اعتراف نخواهد کرد، زیرا از نظر او هرگز اشتباه نمی‌کند و هرگز بازنده نیست.

در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا اسرائیل باید در آینده نزدیک سیاست خود را برای پاسخ به چالش های جدید تغییر دهد یا خیر؟ در اینجا ما وارد تحلیل مشکل جدی آسیب رساندن به روابط اسرائیل و آمریکا نمی شویم. دقیقاً به این دلیل که این موضوع آنقدر مهم است که باید به طور جداگانه مورد توجه قرار گیرد و نه به عنوان بخشی از ارزیابی فعلی وضعیت.

چالش های ناشی از وضعیت جدید

در اسرائیل این تصور وجود دارد که منشأ مشکلات امنیتی ما در جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع ریشه در ماهیت خود دولت دارد. حقیقتی در این برداشت وجود دارد. از این منظر، یادداشت تفاهم دولت ایران را تقویت می کند، به آن مشروعیت بین المللی می بخشد و به آن خط تنفس اقتصادی می دهد.

اما باید گفت حتی اگر حکومت ایران از بین برود، تروریسم فلسطینی با آن از بین نخواهد رفت و مخالفت با موجودیت اسرائیل همچنان در قلب بسیاری از خاورمیانه باقی خواهد ماند. ما باید این مشکلات را خودمان حل کنیم و هیچ «برادر بزرگی» به کمک ما نمی آید.

نسل سوم حکومت ایران در دل طوفان متولد شد. دلایل زیادی وجود دارد که فرض کنیم این نسل از نسل گذشته افراطی تر است و نگه داشتن آن آن را افراطی تر می کند. اما باید متواضعانه اعتراف کنیم که آن را کاملاً نمی دانیم. رویدادهای گذشته که در آن پیش‌بینی‌های تاریک درباره دولت‌ها درست از آب درآمده است، به ما می‌آموزد که در اینجا نیز باید با احتیاط پیش برویم. رژیم انور سادات مصداق بارز این موضوع است.

تهدید هسته ای

ایران مصمم است توانایی های هسته ای خود را حفظ کند. این را هم در اصرار تهران بر گنجاندن حقوق خود در این زمینه در تفاهم نامه و هم در پیشرفت نگران کننده ای که در فاصله عملیات «قم کلاوی» (خرداد 2025) و «قرش حریر» (بهمن تا خرداد 1395) در این زمینه حاصل شد، دیدیم.

فرسایش اضافی در این منطقه در طول عملیات هریر رور ناچیز بود: بر اساس گزارش های خارجی، هشت سایت مرتبط با برنامه تسلیحاتی مورد حمله قرار گرفتند و حمله دیگری به یک سایت غنی سازی در نطنز انجام شد. اما مواد غنی شده آسیبی ندیدند و تأسیسات غنی سازی زیرزمینی تخریب نشدند.

یادداشت تفاهم امضا شده این وضعیت را به شکلی که هست تثبیت می کند. خبر خوب این است که از تشدید اوضاع و هسته ای شدن سریع آن جلوگیری می کند. اما خبر بد این است که این وضعیت یخ زده وضعیت خوبی نیست، زیرا به ایران اجازه می دهد تا به سرعت به وضعیت یک کشور آستانه هسته ای بازگردد. همه تفاهمات در این زمینه در انتظار مرحله بعدی است که اکنون در حال شکل گیری است.

اما اینکه ایران قبل از شروع مذاکرات از مزایای اقتصادی – از جمله مجوز صادرات نفت – بهره برده است، احتمال دستیابی به توافق هسته ای قابل قبول برای اسرائیل را کاهش می دهد. اگر حمله از سر گرفته نشود و توافق جدیدی در آینده حاصل نشود، تنها توقف برنامه هسته ای در برابر توقف تحریم های آمریکا باقی می ماند.

اگر وضعیت موقت فعلی وضعیت نهایی است، باید سیاستی را تنظیم کنیم که با این واقعیت سازگار باشد. و بیشتر در مورد آن بحث خواهیم کرد.

برنامه موشکی ایران

اگرچه ایران در حال حاضر بیش از 1500 موشک با قابلیت رسیدن به اسرائیل دارد، اما سیستم تولید این موشک ها از بین رفته است، در حالی که توان دفاعی اسرائیل بسیار بالاست. درست است که این وضعیت موقتی است و توان دفاعی ما نیز متکی به حمایت آمریکاست – و بهبود آن زمان بر است – اما واضح است که ایران خطوط تولید خود را بازسازی خواهد کرد. با این حال، سیستم دفاعی اسرائیل نیز رو به بهبود است و توانایی های ثابت شده اسرائیل در این زمینه چه در دفاع و چه در حمله باعث می شود این تهدید در ابعاد دیگری دیده شود.

واضح است که این تهدید در حال حاضر یک تهدید وجودی نیست. و حتی دور از آن.

حتی اگر خطوط تولید در چند سال آینده بازسازی شود، اسرائیل منزوی نخواهد شد. همچنین می توان با روش های دیگر این خطوط تولید را مختل کرد. در پایان، این واقعیت که در تفاهم نامه به موشک ها اشاره نشده است، ناامید کننده است اما تعجب آور نیست. ایران مدعی شد که این یک سلاح دفاعی و بازدارنده است و بدون آن نمی‌تواند به اسرائیل پاسخ دهد. و برای آمریکایی ها سخت بود که این استدلال را رد کنند.

تهدید نیروهای نیابتی؛ حزب الله

حزب الله توسط ایران تقویت شده و اکنون این روند نوعی مشروعیت آمریکایی دارد. این یک موضوع جدی است. جامعه شیعی لبنان که منبع قدرت حزب الله محسوب می شود، به ایران به دلیل توقف جنگ احترام می گذارد و متأسفانه این دستاورد را به دولت لبنان نسبت نمی دهد.

مذاکرات جاری بین اسرائیل و لبنان منجر به توافقی اصولی شده است که به نظر می رسد در راستای منافع اسرائیل باشد، اما به نحوی که امکان اجرای آن را با تردیدهای جدی مواجه می کند. واکنش متقابل حزب الله به این توافق – یعنی سربلندی مقاومت – و ترجیح توافق آمریکا و ایران، ثبات روند جذب نیرو در صفوف حزب الله را تضمین می کند. به گونه ای که به این گروه اجازه می دهد تا قدرت خود را بازسازی کند.

علاوه بر این، در بلندمدت، منابع مالی که ایران دریافت خواهد کرد به بازسازی حزب الله کمک خواهد کرد. زیرا بر اساس تفاهم نامه، اختیار استفاده از این منابع در اختیار بانک مرکزی ایران خواهد بود.

پاسخ؛ سیاستی که با توجه به شرایط جدید ضروری است

این تحلیل نتیجه می گیرد که ما باید بر دو تهدید تمرکز کنیم: تهدید هسته ای و نیروهای نیابتی. نه اینکه دیگر تهدیدها مهم نباشند، اما برای تدوین یک سیاست موفق باید بر این دو محور تلاش کرد.

در زمینه هسته ای

باید فرض کرد که هیچ توافق دائمی بهتر از توافق قبلی حاصل نخواهد شد و تنها چیزی که اکنون داریم یک توافق موقت است: انجماد در برابر انجماد.

همچنین باید فرض کرد که تا پایان دوره ترامپ، اسرائیل با محدودیت هایی برای اقدام مستقل علیه ایران مواجه خواهد شد و پس از ترامپ، هر رئیس جمهوری دیگری احتمالا این محدودیت را افزایش خواهد داد. بهایی که ما برای جنگ در چارچوب اتحاد با آمریکا دادیم، از دست دادن برخی از درجات آزادی عمل ما بود.

بنابراین، از توافق فعلی باید حداکثر استفاده شود. با حصول اطمینان از یک مکانیسم نظارتی قوی و موثر و همچنین حضور فعال در جزئیات توافق بعدی که در حال شکل گیری است.

ما نباید صحنه را تنها به این دلیل که کل فرآیند را دوست نداریم، ترک کنیم. همانطور که در مخالفت با توافق هسته ای قبلی و سخنرانی معروف در کنگره. اگر این کار را بکنیم، از شهر بیرون می‌رویم – یعنی سر سفره نخواهیم بود – و ماهی گندیده می‌خوریم – یعنی به توافق هسته‌ای بد می‌رسیم.

در عین حال، ما باید قابلیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی را توسعه دهیم که در صورت شناسایی پروژه هسته‌ای خارج از چارچوب توافق یا توقف آن، امکان مداخله سریع را فراهم کند. ما باید با این فرض عمل کنیم که ایران دروغ می گوید و تلاش می کند بمب هسته ای تولید کند. در چنین شرایطی، مشروعیت عمل وجود خواهد داشت; و اکنون باید مطمئن شویم که اطلاعات و ابزارهای عملیاتی لازم برای اقدام سریع را در اختیار داریم.

درباره حزب الله لبنان

ما باید برای پیشبرد توافقنامه اصلی امضا شده تلاش کنیم. یعنی تبدیل دستاورد ارتش اسرائیل به روندی که کاهش قدرت و نفوذ حزب الله را تضمین می کند تا جایی که این سازمان به دلیل عدم مشروعیت اقداماتش فرو می پاشد.

این هدف تنها در صورت مداخله بین المللی محقق می شود. مداخله ای که تضمین می کند ارتش لبنان و دولت آن هم اراده و هم توانایی انجام ماموریت سرنگونی حزب الله را دارند.

و چون همه ما از ناکارآمدی نظام سیاسی لبنان و مشکلات ساختاری که ضامن رکود و ناکارآمدی است درس گرفته ایم، دخالت فعال آمریکا در این موضوع ضروری است. اسرائیلی ها به غیر از ارتش آمریکا برای نظارت بر برچیدن زیرساخت های حزب الله اعتماد نخواهند کرد.

درست است که ما هرگز به “سلاح نهایی” نخواهیم رسید، اما دلیلی وجود ندارد که به زیرساخت های تولید سلاح، پایگاه های زیرزمینی و آرایه های موشکی و راکتی بسنده کنیم. همه اینها باید به طور کامل تحت نظارت ایالات متحده، همراه با بسته ای از مبادلات سیاسی برای دولت لبنان برچیده شود.

همانطور که در زمان امضای یادداشت تفاهم گفته شد، هدف بلندمدت باید صلح با همسایه شمالی در ازای انهدام سازمان تروریستی حزب الله باشد.

مشکل این طرح زمان است. اجرای آن بیش از زمان لازم برای بازگرداندن امنیت مرزهای شمالی طول خواهد کشید. بنابراین تا اجرای این طرح باید خط دفاعی رو به جلو در مقابل شهرک‌های شمالی ایجاد شود که دفاع بهتری را انجام دهد. این منطقه حائل موقت باید از نظر تاکتیکی و لجستیکی برای دفاع مناسب باشد. بنابراین مکان آن بر اساس توصیه ارتش اسرائیل مشخص می شود و باید دارای دو شرط باشد:

1. دفاع تاکتیکی محلی

2. ایجاد منطقه تحت کنترل برای استفاده به عنوان اهرم سیاسی علیه لبنان و جامعه جهانی.

خلاصه

اگر یادداشت تفاهم امضا شده بین آمریکا و ایران آخرین پرده جنگ بین طرفین باشد، یک سابقه منفی و خطرناک ایجاد خواهد کرد. در میان تمام جزئیات مشکل ساز، تنها باید بر دو تهدید اصلی که این توافق برای اسرائیل ایجاد می کند، تمرکز کرد: پروژه هسته ای و نیروهای نیابتی.

این به معنای دست کم گرفتن اهمیت تلاش برای تضعیف پایه های حکومت ایران نیست. و شاید حتی باید از روندهای عمیقی که در نهایت منجر به سرنگونی آن می شود، حمایت کنیم. اما قبل از هر چیز باید به تهدیدات فوری ناشی از وضعیت جدید پرداخت.

در مقابل موشک، اسرائیل باید پاسخ خود را – اعم از دفاعی و تهاجمی – تقویت کند، اما در این زمینه، اسرائیل توانایی بسیار خوبی دارد و «تهدید خالص» – یعنی میزان تهدید منهای کیفیت پاسخ – در مقایسه با سایر تهدیدها کمتر است.

سیاست جدیدی که اکنون مورد نیاز است – و مستلزم تصمیم‌گیری سریع، ابتکار اسرائیل و بسیج گسترده دیپلماتیک است – در دو حوزه تعریف می‌شود: پرونده هسته‌ای و بیروت.

نتیجه کلمه این است: ما باید ابتکار عمل را به دست بگیریم.

حتی در صورت نیاز به عقب نشینی برای تثبیت خط دفاعی جدید در لبنان، باید فشار خارجی را در این زمینه پیش بینی کرد و این روند را با هماهنگی دولت لبنان از منظر منافع امنیتی اسرائیل مدیریت کرد.

و اگر آمریکا روند توافق هسته ای را رهبری کند و مسیر نظامی را رها کند، تغییر اساسی موضع اسرائیل در قبال توافق هسته ای باید تصمیم اسرائیل باشد، نه اقدامی تحت هدایت یا فشار آمریکا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی