آیا نتانیاهو پیش از انتخابات اکتبر، جنگ با ایران را از سر می‌گیرد؟

بعدی- تریتا پارسی، کارشناس ارشد مسائل ایران در موسسه کوئینسی/

به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از مجله Responsible Statecraft، این سوال که آیا اسرائیل جنگ با ایران را قبل از انتخابات اکتبر از سر می گیرد یا خیر، به یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث نهادهای امنیت ملی ایران در هفته گذشته تبدیل شده است. مجموعه ای از عوامل مسئولین تهران را به این ارزیابی سوق داده است. در کنار بی اعتمادی عمیق به نیات دونالد ترامپ، سخنان جی دی ونس نیز بر این نگرانی ها افزوده است. او گفته است که ترامپ قصد دارد از این یادداشت تفاهم برای احیای ذخایر جهانی نفت استفاده کند و سپس «ببینید اوضاع به کجا می‌رود». در عین حال، دو تحول دیگر بیش از هر عامل دیگری توجه تهران را به خود جلب کرده است. توافق اخیر اسرائیل و لبنان و پیامدهای احتمالی آن برای وضعیت نظامی حزب الله در ماه های آینده از جمله تحولاتی است که در تهران به دقت دنبال می شود.

از دیدگاه تهران، این توافق در صورت از سرگیری جنگ با ایران، مزیت استراتژیک اسرائیل را به همراه خواهد داشت. امتیازی که این کشور در ماه فوریه از آن برخوردار نبود. این توافق با فراهم کردن زمینه برای ادامه استقرار نیروهای اسرائیلی در بخش‌هایی از جنوب لبنان، عملاً مفاد یادداشت تفاهم را نقض کرده و در عین حال موازنه نظامی را به طور اساسی تغییر می‌دهد. ادامه حضور نیروهای اسرائیلی در این مواضع استراتژیک، توانایی حزب الله را برای انجام عملیات تهاجمی محدودتر خواهد کرد.

اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که به گفته مقامات ایرانی، تهران در ماه های فوریه و مارس تنها حدود 40 درصد از قدرت تهاجمی خود را علیه اسرائیل به کار برد، زیرا عمده بار عملیاتی بر دوش حزب الله بود. در همان زمان، بسیاری از تحلیلگران غربی این سوال را مطرح کردند که چرا ایران امارات متحده عربی را شدیدتر از اسرائیل هدف قرار داده است.

بخشی از پاسخ به این سوال به آستانه بسیار بالاتر بردباری اسرائیل در مقایسه با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برمی گردد. از این رو تهران با اعمال فشارهایی که در دسترس ترین آستانه درد را برای طرف مقابل ایجاد می کرد، تلاش کرد آمریکا را مجبور به پایان دادن به جنگ کند. اما بخش دیگر این پاسخ مربوط به نقش تعیین کننده حزب الله در طول جنگ بود. نقشی که برخلاف بخش قابل توجهی از رسانه های آن زمان بسیار تاثیرگذار بود. حزب‌الله با درگیر کردن نیروهای اسرائیلی در چندین جبهه، فرآیند تصمیم‌گیری برای انتخاب اهداف را پیچیده‌تر کرد و اسرائیل را مجبور کرد منابع و قدرت نظامی خود را بین جبهه‌های مختلف تقسیم کند، نقش کلیدی در روند جنگ ایفا کرد.

با این حال، این نقش هرگز به درستی درک نشد، زیرا اسرائیل تقریباً سانسور نظامی کامل را در طول جنگ حفظ کرد. سانسور که حتی از محدودیت های رسانه ای اعمال شده در ژوئن 2025 شدیدتر بود، مانع از آن شد که افکار عمومی تصویر روشنی از عملیات حزب الله و تأثیر آن بر روند جنگ داشته باشند. در نتیجه، نقش و تأثیر حزب‌الله در جریان درگیری‌ها بسیار کمتر از واقعیت برآورد شد.

برخلاف مفاد یادداشت تفاهم، توافق کنونی بین اسرائیل و لبنان مستلزم خروج اسرائیل از لبنان قبل از خلع سلاح حزب الله نیست. از آنجایی که تحقق چنین شرطی بسیار بعید به نظر می رسد، حداقل در آینده قابل پیش بینی، اسرائیل به احتمال زیاد به مواضع خود در داخل لبنان ادامه خواهد داد. این وضعیت به تل‌آویو اجازه می‌دهد تا جنگ با ایران را دوباره بدون مواجهه با فشارهایی که از جبهه شمالی در جنگ قبلی متحمل شده بود، از سر بگیرد.

نتانیاهو؛ جنگ برای بقا یا بقا از طریق جنگ؟

انگیزه های بنیامین نتانیاهو برای حرکت به سمت از سرگیری جنگ نیز تا حد زیادی روشن به نظر می رسد. علاوه بر تمایل دیرینه او برای استفاده از قدرت نظامی ایالات متحده برای وادار کردن ایران به پذیرش برتری اسرائیل و تغییر موازنه منطقه ای به نفع تل آویو، اکنون ملاحظات سیاسی و شخصی مهمی وجود دارد که می تواند او را به آغاز مجدد جنگ سوق دهد.

یادداشت تفاهم (MOU) هزینه سیاسی سنگینی را بر بنیامین نتانیاهو تحمیل کرده است. چشم انداز او برای پیروزی مجدد در انتخابات در ماه اکتبر نیز بیش از هر زمان دیگری در ماه های اخیر ضعیف شده است. نتانیاهو که پیش از این تنها رهبر اسرائیلی به حساب می آمد که می توانست حمایت و همراهی دونالد ترامپ را تضمین کند، اکنون با این احتمال مواجه است که هم جنگ و هم روند دیپلماتیک پس از آن، اسرائیل را در موقعیت استراتژیک ضعیف تری قرار دهد. وضعیتی که در نهایت می تواند در مهم ترین استدلال او برای ادامه حضورش در قدرت تردید جدی داشته باشد.

از سوی دیگر، اگر نتانیاهو در انتخابات شکست بخورد، به احتمال زیاد سال های آینده را در زندان سپری خواهد کرد. زیرا با از دست دادن مصونیت به دلیل پست نخست وزیری، باید در دادگاه پاسخگوی اتهامات فساد باشد. بنابراین انگیزه های شخصی او در کنار ملاحظات سیاسی بر اهمیت این معادله می افزاید. با این حال، هنوز برای تهران مشخص نیست که آیا دولت ترامپ نیز در چنین استراتژی با اسرائیل همسو است یا خیر. با وجود این، مقامات ایرانی عمیقاً به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا مشکوک هستند. از آنجا که او نقش محوری در شکل‌گیری توافق بین اسرائیل و لبنان داشت، از جنگ حمایت کرد و از دیدگاه تهران نیز با این تفاهم‌نامه مخالفت کرد.

تهران منتظر تصمیم واشنگتن است. سه سناریو پیش از بحران

از نظر تهران سه سناریوی احتمالی در پیش است. سناریوی اول این است که کاخ سفید از برنامه‌های اسرائیل آگاه بوده و توافق با لبنان را تا حدودی با هدف هموارسازی مسیر برای اجرای این طرح‌ها تسهیل کرده است. سناریوی دوم این است که واشنگتن از نیات بنیامین نتانیاهو بی خبر است، اما پس از شروع مجدد جنگ، برای دفاع از اسرائیل مداخله می کند و حتی به عملیات نظامی علیه ایران می پیوندد. سناریوی سوم این است که دولت آمریکا از اقدام اسرائیل غافلگیر شده، تصمیم می گیرد از آن جلوگیری نکند، اما در عین حال از مشارکت مستقیم نظامی در این درگیری خودداری کند.

با وجود این، تهران معتقد نیست که برتری اسرائیل در لبنان می تواند نتیجه جنگ را تعیین کند. مقامات ایرانی هنوز مطمئن هستند که می توانند هزینه های سنگینی را بر اسرائیل تحمیل کنند و از دستیابی آن به اهداف استراتژیک گسترده تر خود جلوگیری کنند. با این حال، از سرگیری جنگ ممکن است مهمترین هدف کوتاه مدت بنیامین نتانیاهو را برای لغو یادداشت تفاهم محقق کند. با توجه به فشارهای سیاسی و حقوقی فزاینده ای که وی با آن مواجه است، این احتمال نیز وجود دارد که نتانیاهو در چنان شرایط تنگی قرار گیرد که حتی برای اطمینان از دستیابی به این هدف، با دونالد ترامپ رودررو شود.

در نهایت سوال اصلی بار دیگر این نیست که ترامپ چه واکنشی نشان خواهد داد، بلکه این است که آیا او می‌تواند مانع از محدود کردن عمدی نتانیاهو از انتخاب‌های رئیس‌جمهور آمریکا و شکل‌دهی مسیر تصمیم‌گیری‌اش به نفع خود شود یا خیر؟ این همان آزمونی است که دونالد ترامپ بارها در آن شکست خورده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی