به گزارش ایرنا، برخلاف ادعای این مقام آمریکایی، اولین انتخاب تیم ملی ایران برای محل برگزاری جام جهانی، شهر «ایرواین» بود. این انتخاب بلافاصله پس از قرعه کشی و با بررسی تخصصی فدراسیون فوتبال ایران و کادرفنی تیم ملی انجام شد اما مسئولان آمریکایی این اردو را از تیم ایران حذف کردند. پس از آن ایران باید شهر توسان را به عنوان گزینه بعدی انتخاب می کرد.
جای تامل دارد که خود این مقام آمریکایی صراحتا اعتراف کرده است که آمریکا تنها پنج روز قبل از اولین بازی به تیم ملی ایران اجازه ورود به خاک آمریکا را داده است. این در حالی است که بر اساس اصول پذیرفته شده فیزیولوژی ورزشی و طب مسافرتی، انطباق کامل ورزشکاران با اختلاف زمانی (جت لگ) معمولاً به ازای هر ساعت اختلاف زمانی حدود یک روز نیاز دارد. با توجه به اختلاف سیزده ساعته ایران با محل برگزاری مسابقات، تیم ملی ایران برای رسیدن به شرایط بهینه بدنی، تنظیم چرخه خواب، بازیابی عملکرد عصبی-عضلانی و آمادگی کامل برای اولین مسابقه به دو هفته زمان نیاز داشت.
بنابراین محدود کردن زمان ورود تیم ملی ایران به تنها پنج روز قبل از شروع مسابقات اقدامی بود که فرصت تطبیق علمی و استاندارد با شرایط جدید را از این تیم سلب کرد و تاثیر مستقیم آن در اولین دیدار مقابل نیوزلند به وضوح مشهود بود. از این رو مسئولان آمریکایی که امروز در صدد توجیه اقدامات سیاسی خود هستند، قبل از هر چیز باید پاسخ دهند که چرا برخلاف موازین معروف آماده سازی تیم ملی، ایران را از داشتن زمان کافی برای انطباق با اختلاف زمانی و حضور برابر در مسابقات محروم کردند؟
دروغ دیگر کاهش مشکلات رفت و آمد بین تیجوانا و لس آنجلس به مدت زمان پرواز است. زمان پرواز ممکن است حدود 30 دقیقه باشد، اما چیزی که اعضای کاروان تیم ملی را خسته کرد ساعتها تاخیر در کنترل مرزی، مهاجرت و گمرک آمریکا بود. روندی که بارها برنامه های تیم ملی ایران را به هم ریخت و فشارهای جسمی و روحی قابل توجهی را بر بازیکنان و کادرفنی وارد کرد.
ادعای دیگری مبنی بر اینکه «به تمام اعضای ضروری تیم ایران ویزا داده شد» نیز در تناقض آشکار با ساختار حرفه ای تیم های ملی فوتبال است. اگر قرار باشد فقط از نگاه این مقام ناآشنا به قوانین فوتبال مشخص شود که چه افرادی برای حضور در تیم ملی ضروری هستند، پس ساختار حرفه ای مورد تایید فیفا چه معنایی دارد؟ در ساختار رسمی تیم های ملی، مدیر تیم، مسئولان رسانه ای، بخش اجرایی و سایر نیروهای تخصصی جزء لاینفک تیم ها محسوب می شوند. اما بر خلاف 47 نفر دیگر تیم، همین افراد ویزا نگرفتند و عملا امکان همراهی و حمایت از تیم را از دست دادند.
رفتار غیرحرفه ای و غیرمتمدنانه مسئولان آمریکایی با تیم های شرکت کننده به تیم ملی ایران محدود نشد. آخرین نمونه، برخورد نامناسب پلیس آمریکا با سرمربی تیم ملی مصر بود. این اتفاق فیفا را مجبور به عذرخواهی رسمی کرد. این تنها یکی از نمونه های متعدد مشکلاتی بود که تیم های حاضر در این مسابقات با آن مواجه بودند.
جام جهانی باید جشن فوتبال، دوستی بین ملت ها و احترام متقابل باشد، نه عرصه رفتارهای سیاسی، نژادپرستانه، تبعیض آمیز و غیرحرفه ای. اتفاقاتی که در این مسابقات افتاد با روح فوتبال و اصولی که فیفا همیشه بر آن تاکید داشته است فاصله آشکاری داشت.
تجربه این دوره نشان داد که میزبانی آمریکا به جای تسهیل در حضور تیم ها، با ایجاد موانع متعدد روحیه فوتبال را از بین برد و جنجالی ترین و فاجعه بارترین جام جهانی را رقم زد. دورانی که در آن ارزش های اساسی فوتبال قربانی میزبانی ضعیف و تصمیمات غیرحرفه ای آمریکا شد.





