آقاجان! به آغوش مولا خوش آمدی

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، بزرگ ترین ظلم به برخی افراد در طول زندگی شان اتفاق می افتد. روزهایی که هنوز در میان مردم است، اما حقیقت وجودشان در هیاهوی روایت های جعلی گم می شود.

کوچه پس کوچه های «نجف» روزگاری شاهد غربت یکی از بزرگان تاریخ بود. هر چند زائران این شهر قرن هاست که در کنار مسجدی که صاحب آن به «امیر عدالت» معروف است ایستاده اند و میلیون ها عاشق پرشور عاشقان سرسخت خود را به زیارت «امیرالمونین» می آورند، اما تاریخ همیشه با علی (ع) این گونه رفتار نکرده است. روزگاری بود که نام او سال ها با توهین بر منبرها تکرار می شد; زیرا جنگ روانی دشمن روایت دیگری از او ایجاد کرده بود و آن روایت تکرار می شد تا جایی که نسلی از روی بغض و بغض علی را می شناختند که در لعن ها گفته بودند.

امروز پس از شصت و یک سال طلبه ای که روزگاری برای تحصیل در مدرسه علی (ع) به نجف رفته بود به این شهر بازگشته است. اما این بار بر دوش مردمی که برای آخرین وداع آمده بودند. رهبر شهید ایران سالها تلاش کرد تا با آرمانی که از امیرالمومنین آموخته بود به حکومت معنا ببخشد. عدالت، سادگی، انسانیت و دفاع از مظلوم. اما او نیز مانند مقتدای خود دچار جنگ روایی نشد. تصویر او سال ها توسط دیگران ساخته شد. قبل از اینکه شخصیتش شناخته شود، برچسب ها شنیده می شد و قبل از اینکه شخصیت او قضاوت شود.

به عنوان مدرک تاریخ؛ قدرت روایت گاهی از قدرت شمشیر بیشتر است. تا آنجا که می تواند حقیقت را از چشم همنوعان خود پنهان کند. درباره امیرالمومنین علیه السلام آنقدر تبلیغات و دشمنی در فضای جامعه جا افتاد که وقتی خبر شهادت آن حضرت در محراب مسجد کوفه پخش شد در روایتی معروف عده ای با تعجب پرسیدند: آیا علی هم نماز می خواند؟ سوالی تلخ که حکایتی از عمق تحریف و تاثیر سال ها تبلیغات بود.

قرن ها می گذرد اما به نظر می رسد مکانیسم دشمن تغییر چندانی نکرده است. هنوز قبل از اینکه حقیقت فرصتی برای گفتن پیدا کند، شایعات پخش می شود، روایت ها ساخته می شود و ذهن ها درگیر پرسش هایی می شوند که محصول جنگ روانی است. درباره رهبر شهید، ساعاتی از شهادتش نگذشته بود که در میان انبوه تحلیل ها و گمانه زنی ها، این سوال از سوی دوستان و دشمنان مطرح شد: «مگر در پناه نبود…؟».

شاید این شباهت در شیوه دشمن تلخ ترین قسمت ماجرا باشد. گویی اولین هدف هر جنگی «حقیقت» است. حقیقت را باید غبارروبی کرد تا قضاوت ها به جای معرفت بنشیند و نسل معاصر قبل از اینکه فرصتی برای فهم پیدا کند به قضاوت برسد.

با خود می گویم شاید درد مشترک علی ها همین است… تاریخ بارها نشان داده است که «حجاب مدرنیته» اجازه نمی دهد که معاصران قامت واقعی بزرگان را ببینند. نزدیک بودن به روزگار گاهی چشم را از دیدن حقیقت باز می دارد. غبار سیاست، هیاهوی رسانه ها، حب و بغض روزگار، چهره ها را می پوشاند و حقیقت را به تاخیر می اندازد.

قرن ها طول کشید تا علی (ع) تاریخ اعتراف کند که چه گوهری در میان خود داشت. شاید برای بسیاری از بزرگان همینطور باشد. سال ها باید بگذرد، هیاهو فروکش کند، روایت ها محو شوند و نسل ها از فاصله ای آرام تر به گذشته نگاه کنند تا بفهمند چه کسی را از دست داده اند.

امروز که پیکر سردار شهید به طواف حرم امیرالمومنین(ع) می رسد، این شباهت بیش از هر چیز دیگری نمایان است; شباهت غربت. گویی ظلم و ستم نیز راهی است که رهبران تاریخ مجبور به پیمودن آن شدند. کسانی که تمام زندگی خود را برای گام برداشتن در راه عدالت کوشیدند، اما بیش از هر چیز با باورهای غلط، تهمت ها و روایت های زمانه خود مبارزه کردند.

شاید نجف تنها شهری است که معنای این غربت را می فهمد. شهری که می‌داند گاهی تاریخ به مردان بزرگ احترام نمی‌گذارد، اما اکنون برای ادای احترام به یکی از بزرگ‌ترین رهبران تاریخ جهان ایستاده است.

این گزارش در حال تکمیل است…

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی