از فتح قله تا فرار سرمایه؛ چه چیزی موتور صعود بورس را خاموش کرد؟

میهن تجارت- بازار سرمایه تهران که تا چندی پیش بر اساس گزارش‌های بهاری شرکت‌ها و خوش‌بینی معاملاتی قله‌های جدیدی را فتح می‌کرد و سرمایه‌گذاران را به رشد صعودی باثبات امیدوار کرده بود، در روزهای اخیر با چرخشی آشکار مواجه شد.

سقوط آزاد شاخص های سهام و عقب نشینی شاخص کل به زیر کانال 5 میلیون واحدی نه تنها سود 16 روز گذشته را تبخیر کرد، بلکه بار دیگر این واقعیت تلخ را آشکار کرد که اقتصاد و به ویژه بازار سرمایه اولین قربانیان بی دفاع بلاتکلیفی های سیاسی و تنش های نظامی هستند.

نگاهی به نتایج معاملات منتهی به دوشنبه 31 تیر 1405 نشان می دهد که چگونه تحرک نظامی و به حاشیه راندن دیپلماسی، ترمز نقدینگی را می کشد و ترس را به رگ های بازار تزریق می کند.

وداع تلخ با کانال 5 میلیونی

شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران پس از چهار روز متوالی ریزش شدید، سرانجام با افت 89 هزار واحدی (معادل 1.76 درصد) در رقم 4 میلیون و 966 هزار واحد قرار گرفت. این افت به معنای از دست دادن رسمی مرز روانی 5 میلیون دستگاهی بود که بازار در 4 خرداد با بیم و امید فراوان از آن عبور کرده بود و از منظر تحلیل تکنیکال و روانشناسی بازار، محدوده 5 میلیون واحدی فقط یک عدد ریاضی نبود، بلکه یک دژ دفاعی برای خریداران بود، مرزی که ادامه دهنده و امیدواری برای آینده دست برتر محسوب می شد.

اما شکست این قلعه روانی زنجیره ای از رفتارهای عاطفی را فعال کرد. با سقوط شاخص به زیر این سطح، حد ضرر بسیاری از معامله گران فنی فعال شد و بخش بزرگی از سرمایه گذاران خرد که تا کنون به امید بازگشت بازار صبور بودند، ترجیح دادند تا رسیدن به آن صبر کنند. عقب نشینی همزمان 0.87 درصدی شاخص هم وزن و استقرار آن در سطح یک میلیون و 326 هزار واحد به خوبی نشان داد که فضای قرمز تابلوی معاملات یک معضل عمومی است و همزمان صنایع بزرگ و کوچک زیر تیغ عرضه قرار دارند. قرار گرفتن 62 درصد نمادهای بازار در محدوده منفی، آینه تمام نمای فرونشست جریان تقاضای موثر در کل بازار بود.

سیاست اقتصاد را گروگان گرفت

بزرگ‌ترین محرک سقوط اخیر بی‌شک تشدید بی‌سابقه تنش‌های نظامی و سیاسی بین ایران و آمریکا در خلیج فارس و شکست رایزنی‌های دیپلماتیک بوده است. بورس تهران همواره نشان داده است که نسبت به اخبار ناامیدکننده سیاسی و بوی باروت حساسیت فوق العاده ای دارد. بن بست و تاریک شدن افق مذاکرات در عمان و به دنبال آن لغو یکجانبه آتش بس توسط واشنگتن و درگیری های نظامی اخیر، نبض آشکاری از افزایش ریسک های غیراقتصادی را به بازار فرستاد.

در ساختار اقتصادی کشور هرگاه بر طبل تنش های نظامی نواخته می شود، امنیت سرمایه گذاری به سرعت مخدوش می شود و افق زمانی برنامه ریزی برای فعالان اقتصادی از «بلندمدت» به «روزانه» یا حتی «ساعتی» تقلیل می یابد. ترس از بازگشت یا تشدید تحریم‌های همه جانبه، مسدود شدن مسیرهای صادراتی صنایع بزرگ بورسی و انشعابات احتمالی درگیری‌های فیزیکی بر زیرساخت‌های تولید، سهامداران را به نقد و بررسی دارایی‌های خود ترجیح داد. واقعیت این است که در محیط پرتلاطم کنونی، تحلیل ارزش سهام، نسبت‌های جذاب P/E و گزارش‌های درخشان سه‌ماهه اول شرکت‌ها همگی کنار گذاشته شده‌اند. زیرا سرمایه ذاتاً ترسو و در گرگ و میش جنگ و صلح است، اولین واکنش آن فرار از بازارهای پرریسک است.

سقوط آزاد ارزش معاملات

یکی از هشدارهای جدی و نگران کننده در روند معاملات روزهای اخیر افت شدید ارزش معاملات خرد سهام، حق تقدم و صندوق های سهام بود. ارزش معاملات خرد که در پایان هفته گذشته به ارقام چشمگیر بالای 50 همت رسیده بود، ابتدا در ابتدای هفته به حدود 26 همت کاهش یافت و سپس در روزهای بعد به محدوده 11 تا 12 همت رسید. افتی که نشان دهنده نصف شدن حجم معاملات در تالار شیشه ای است.


بیشتر بخوانید: آیا بورس از رکود خارج می شود؟ / نقش گزارش های مالی در بازده شاخص


اگرچه بخشی از این کاهش شدید عملکرد به این دلیل بود که توکن های زیادی در صف های فروش سنگین قفل شده بودند و در نتیجه نمی توانستند سهام را جابه جا کنند، جنبه دوم به دلیل مسدود شدن جریان پول جدید بود. خریداران بالقوه ای که چندی پیش برای ورود به بازار صف می کشیدند، اکنون ترجیح می دهند منتظر بمانند تا غبار عدم اطمینان سیاسی فروکش کند. وقتی ارزش معاملات کوچک به زیر 20 ژامبون می رسد، عملا حاشیه ای برای حمایت از قیمت ها باقی نمی ماند و بازار با کمترین عرضه، افت قابل توجهی را تجربه می کند. آمار بدون مشتری ماندن نزدیک به 10 سجاف سفارش فروش در پایان روز دوشنبه گواه این ادعاست که بازار از کمبود شدید تقاضای موثر رنج می برد.

مهاجرت بزرگ افراد واقعی

بررسی دقیق رفتار بازیگران بورس تهران حاکی از تداوم مهاجرت چشمگیر سرمایه های خرد از دایره معاملات است. تنها در معاملات روز دوشنبه حدود 3900 میلیارد تومان پول واقعی از سهام و صندوق های سرمایه گذاری خارج شد. این رقم در کنار خروجی های سنگین 5 همتی در روزهای گذشته حجم عظیمی از نقدینگی سرگردان را ایجاد کرده است. اما این پول های فراری کجا می روند؟

آمارهای بازار سرمایه نشان می دهد که برنده اصلی این دوره از بلاتکلیفی، صندوق های با درآمد ثابت و صندوق های طلای قابل معامله در بورس بوده اند. صندوق های با درآمد ثابت که به عنوان پناهگاه کم خطر در مواقع بحران شناخته می شوند، در روزهای اخیر شاهد ورود خیره کننده میلیاردها تومانی پول واقعی بوده اند. از سوی دیگر صندوق های طلا نیز به دلیل جهش نرخ دلار در بازار آزاد به مقصدی محبوب برای پوشش ریسک تورم و جنگ تبدیل شدند که تحت تاثیر اخبار سیاسی از مرز 180 هزار تومان عبور کردند. اگرچه افت موقت اونس جهانی طلا تا حدودی ناشی از شتاب صندوق های طلا در ساعات پایانی معاملات است، اما جهت گیری کلی نقدینگی نشان می دهد که سهامداران خرد دیگر تمایلی به پذیرش ریسک های عملیاتی شرکت ها ندارند و به سمت دارایی های مطمئن یا نقدینگی مطلق تمایل دارند. همچنین صندوق های اهرمی که در روزهای صعودی موتور محرکه بازار بودند در روزهای اخیر به دلیل کمبود مشتری با افت شدید ارزش معاملات مواجه شدند و عملا از کار افتادند.

صنایع شاخص سازی زیر آوار عرضه

جو منفی و بدبینی حاکم بر بازار در روزهای گذشته محدود به صنایع خاصی نبوده و ریزش گسترده ای را بر سران بازار تحمیل کرده است. گروه‌های عمده‌ای مانند فرآورده‌های نفتی، فلزات اساسی، محصولات شیمیایی، بانک‌ها و خودروها که بخش عمده‌ای از ارزش بازار را تشکیل می‌دهند، همگی شاهد تسلط مطلق فروشندگان بودند. نمادهای نمایه سازی مانند فملی، فارس، شپنا و شبندر بیشترین نقش را در فروپاشی شبکه 5 میلیونی داشتند.

این کاهش همه جانبه نگران کننده است زیرا پتانسیل اساسی این صنایع را نادیده می گیرد. بر اساس گزارش های عملکرد بهاره منتشر شده، بسیاری از این شرکت های بزرگ توانسته بودند تورم سه ماهه اول سال را پشت سر بگذارند و با ثبت آمار فروش خوب، شایستگی خود را ثابت کنند. اما تلاطم بازارهای موازی، افزایش سرانه فروش املاک نسبت به خرید سرانه (که نسبت قدرت خریدار به فروشنده را به شدت منفی کرد) و ترس از سیاست های انقباضی و تصمیمات ناگهانی دولت در حوزه نرخ مواد غذایی و انرژی در شرایط بحرانی امیدی برای رهبران سنتی بازار سهام باقی نگذاشت.

بازار سهام در انتظار بازگشت تدبیر و اطمینان است

در تحلیل نهایی، وضعیت کنونی بورس تهران بیش از آنکه ناشی از ضعف ساختارهای اقتصادی یا بی ارزشی شرکت ها باشد، نتیجه مستقیم «بحران اعتماد» و «سایه سنگین عدم قطعیت های ژئوپلیتیکی» است. این روزها بازار سرمایه نشان داده است که به تنهایی و بدون حمایت نمی تواند بار سنگین ایران و ریسک های سیاسی آمریکا را به دوش بکشد. ادامه روند فعلی و ادامه خروج پول واقعی می تواند بار دیگر بورس را به ورطه رکودی عمیق و فرسایشی سوق دهد که خروج از آن هزینه های گزافی را بر اقتصاد کشور تحمیل خواهد کرد.

در این شرایط نگاه فعالان بازار به اقدامات متولیان امور پولی و نظارتی معطوف است. در صورت عدم حمایت موثر و هوشمندانه از سوی صندوق تثبیت و توسعه بازار در روزهای آتی و عدم انتشار سیگنال های مثبت بازگشت به میز مذاکره از سوی دستگاه دیپلماسی، تعادل در معاملات مشکل خواهد بود. تزریق نقدینگی مشروط، کنترل دامنه نوسانات در صورت تشدید احتمالی تنش ها و از همه مهمتر برجسته ساختن ارزش و ارزش ذاتی سهام شرکت ها در مجامع سالانه آتی، می تواند ترمزی بر خروج سرمایه ایجاد کند. بورس تهران برای بازپس گیری ابر کانال 5 میلیون واحدی بیش از هر چیز نیازمند فروکش شدن صدای طبل جنگ و بازگشت عقلانیت و ثبات به فضای سیاسی کشور است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی