دولت رسماً و علناً از تفاهم‌نامه خارج شود

دولت رسماً و علناً از تفاهم‌نامه خارج شود

روزنامه کیهان در گزارشی موضوع خروج دولت از توافق اخیر ایران و آمریکا را مطرح کرد.

در این ماده آمده است: در پی نقض بند به بند تفاهم نامه و وقاحت میدانی و زبانی ترامپ، مقامات رسمی خروج ایران از این تفاهم مرده را اعلام کنند. گام بعدی اتخاذ یک موضع نظامی قدرتمند، پاسخ شخصی رئیس جمهور به بلوف های ترامپ و گنجاندن زیرساخت های آمریکایی در بانک اهداف موشکی و پهپادی است.

مدت ها قبل از اینکه امضای دیجیتالی یادداشت تفاهم به ابزار دست واشنگتن برای سناریوی جدید تبدیل شود، ناظران دلسوز و انقلابی نقاب را از چهره پیمان شکن کاخ سفید برداشته و نسبت به استراتژی «خرید زمان» در دولت ترامپ هشدار داده بودند.

امروز تحولات حوزه و مواضع کاخ سفید نشان می دهد آنچه در اواخر بهار به عنوان راه حلی برای کاهش تنش مطرح شد، چیزی جز یک «سوء تفاهم» نبوده است. آمریکا نه تنها بند به بند این سند را زیر پا گذاشته است، بلکه با ادبیات بی شرمانه و باج خواهی های جدید از جمله مطالبه پول اجباری در تنگه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، مرگ رسمی این تفاهم را اعلام کرده است.

در این شرایط، بقای یک سویه نظام دیپلماسی ما در این بن بست نه «عقلانی» است و نه «عاقلانه و شرافتمندانه». بلکه زمان آن فرا رسیده است که دولتمردان از فاز نگاه آبرومندانه به یک تفاهم نامه مرده خارج شده و خروج ایران از این قرارداد باطل را رسما اعلام کنند و با رویکردی جنگ طلبانه پاسخ این گستاخی میدانی را بدهند.

سندی غیر اصلی که با «نظر دیگری» امضا شد!

ریشه انحراف از جایی شکل گرفت که برخی اقدامات زودگذر مصلحت اندیشی جایگزین هشدارهای اساسی و اساسی شد. در همان روزهای تب و تاب خرداد (پس از امضای تفاهم نامه) و شور و شوق رسانه های زنجیره ای مدعی اصلاحات، رهبر انقلاب; سید مجتبی خامنه‌ای در پیامی صریح، مرزها را مشخص کرد و گفت:

وی ادامه داد: من در ابتدا نظر دیگری داشتم اما به دلیل تعهدی که رئیس جمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا برای حفظ حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به اینجانب دادند و به صراحت اعلام کردند که مسئولیت را پذیرفته اند، من این اجازه را دادم.

وی همچنین تاکید کرد: ملت و رهبری منتظر تحقق شرایط مذکور خواهند بود و هرگز زیر بار زیاده خواهی های دشمن نخواهند رفت.

امروز، با بازخوانی آن پیام، مشخص می شود که دیدگاه کلان نظام مبتنی بر بی اعتمادی مطلق به گرگ های واشنگتن بوده است. اما دولت با قبول مسئولیت کامل راه دیگری را امتحان کرد که عاقبت آن جلوی چشم همگان است. تفاهم نامه ای که با هدف رفع سایه جنگ ترویج شد، در واقع دستاویزی برای تهاجمات و گستاخی بیشتر دشمن شد.

از نقض تعهدات بند به بند تا تکبر میدانی

نگاهی به جزئیات این تفاهم نامه نشان می دهد که آمریکا این تفاهم را به صورت شفاهی، عملی و ساختاری بی اعتبار کرده است.

بر اساس این تفاهم نامه، قرار بود لغو تحریم های نفتی به عنوان تنها هویج این مذاکرات فعال بماند و دارایی های بلوکه شده ایران آزاد شود. اما آمریکا نه تنها با لغو وام مسکن، ماده 10 را زیر پا گذاشت، بلکه در مورد ماده 11 نیز با تقلب آشکار، عملاً پولی آزاد نکرد. مضحک است وقتی برخی مقامات داخلی برای خرید سویا و گندم آمریکایی چراغ سبز نشان دادند، ترامپ مغرورتر شد و به جای پرداخت غرامت به ایران، سیگنال هایی داد که گویی ایران باید به کشاورزان آمریکایی غرامت بدهد!

همچنین در بند اول این تفاهم نامه بر آتش بس و عدم تجاوز تاکید شده است. با این حال، این روزها ارتش آمریکا پس از امضای قرارداد در سواحل جنوبی و زیرساخت های نظامی و غیرنظامی ایران، شدیدترین حملات خود را انجام داده است. حملات مستمر اسرائیل به خاک لبنان از همان روز اول عملاً این بند را باطل کرده بود.

علاوه بر این، دونالد ترامپ در مواضع خود به اوج آبروریزی سیاسی رسید و با به کار بردن الفاظ شنیع و توهین آمیز – آشغال، شیطان، سرطان، بیهوده، مریض و…- علیه ملت و مسئولان کشورمان نشان داد که ادبیات کاخ سفید چقدر با آداب و رسوم دیپلماتیک فاصله دارد! وی در ترکیه و سپس در شبکه اجتماعی خود (حقیقت) رسما اعلام کرد: «به نظر من آتش بس تمام شده و مرده است» و متعاقباً با ارسال نامه ای رسمی به کنگره، از سرگیری قانونی جنگ را به ثبت رساند.

فروشگاه باج خواهی ترامپ در تنگه هرمز

پس از 40 روز درگیری سخت با ایران، دولت ترامپ وقتی دید با ادامه جنگ به هیچ یک از اهداف خود نرسیده و شرکای منطقه ای اش در بحران شدید انرژی قرار دارند، پیشنهاد توقف درگیری از طریق واسطه ها را داد. آرزوی اصلی واشنگتن بازگشایی مرحله ای تنگه هرمز بود و برای رسیدن به آن، در متن یادداشت تفاهم حاضر شد مدیریت ترافیک را به ایران واگذار کند. اما طمع و آشفتگی تجاری ترامپ در مرکز تصمیم گیری واشنگتن به زودی این روند را مختل کرد.

رئیس جمهور آمریکا در موضعی عجیب پس از اعلام پایان این تفاهم نامه مدعی شد که تنگه هرمز همچنان باز و تحت کنترل آمریکاست! وی اعلام کرد که از این پس کشتی های ترانزیتی برای تامین امنیت باید عوارض سنگینی معادل 20 درصد ارزش محموله خود را به حساب واشنگتن واریز کنند.

این ادعای مضحک که چیزی جز درخواست «پول اجباری» و باج خواهی آشکار نیست، راهبرد جدید آمریکا را آشکار می کند. ترامپ که توانایی کنترل هرمز را در عرصه نظامی ندارد، با تشدید تنش ها و به بهانه محاصره دریایی ایران، سعی دارد مانعی برای حرکت کشتی ها ایجاد کند و رفع این موانع را منوط به پرداخت عوارض کند. او تنگه هرمز را نه یک شاهراه بین المللی، بلکه مغازه ای برای تجارت و اخاذی خود دانسته است.

سردرگمی استراتژیک در واشنگتن و بن بست ترامپ

تحرکات عجولانه و نامنظم ترامپ بیشتر بازتابی از تقسیم آرا و اختلافات شدید در حلقه نزدیک مشاوران اوست تا قدرت. سیاست های تکراری و اشتباهات پی در پی واشنگتن را در یک دور باطل و یک بن بست استراتژیک قرار داده است. از سوی دیگر، اهداف بزرگ آمریکا برای سرنگونی یا نابودی توان موشکی ایران به چالش مدیریت ترافیک در تنگه هرمز تقلیل یافته است.

این سردرگمی به جایی رسیده است که حتی در داخل آمریکا نیز به شدت به چالش کشیده شده است. رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا به شدت انتقاد کرد: رویکرد ترامپ در قبال ایران راهبردی نیست، دستوری برای فاجعه دیگری است. ما تاوان شکست مطلق ترامپ در جنگ با ایران را می پردازیم.

همچنین بر اساس نظرسنجی نیویورک تایمز، 64 درصد از شهروندان آمریکایی به صراحت اعلام کرده اند که تصمیم ترامپ برای آغاز درگیری جدید با ایران «تصمیمی اشتباه» است.

مورفی، سناتور برجسته و مشهور آمریکایی از ایالت کنتیکت نیز اعلام کرد: ترامپ هیچ گزینه ای در برابر ایران ندارد؛ بی کفایتی فزاینده او آمریکا را در بن بست قرار داده است.

با این حال، به دلیل فقدان دکترین روشن، ترامپ همچنان بین طمع اقتصادی، ترس از درگیری همه جانبه و فشار لابی‌های صهیونیستی سرگردان است.

چرا مسئولان رسما خروج از تفاهم نامه را اعلام نمی کنند؟

در برابر این حجم از عهدشکنی های عمومی، تامل برانگیزترین قسمت داستان، سکوت عجیب و انفعال کشیشان است. ترامپ این تفاهم نامه را از لحاظ حقوقی، زبانی و عملیاتی از بین برده است، اما دستگاه دیپلماسی ما هنوز این اراده را به خود نداده است که موضع روشنی برای خروج از این تفاهم نامشخص بیان کند. امروز دیگر زمان اظهارات دو طرفه نیست. مقامات ارشد اجرایی باید گام آخر را بردارند و رسما و علنا ​​خروج کامل ایران از این تفاهم نامه نامعتبر را فریاد بزنند.

گویی سایه سنگین توهمات دوران برجام بر تصمیمات سنگینی می کند. در زمان برجام، با وجود اینکه طرف مقابل تعهدات را زیر پا گذاشت و در نهایت عقب نشینی کرد، عده ای در داخل با بهانه هایی مانند «جلوگیری از فعال شدن مکانیسم ماشه» اصرار داشتند که ایران تا آخرین روز در آن مرده بماند. در نهایت تحریم ها برگشت و مکانیسم ماشه فعال شد. امروز تکرار همان فرمول، یعنی یک طرفه ماندن بر سر میزی که طرف مقابل آن را واژگون کرده، اشتباهی نابخشودنی و تکرار پرهزینه تری از تجربیات پرهزینه گذشته است.

آقایان دیپلمات ها بدانند که این تفاهم نامه اکنون فقط یک کاغذ خالی است و دفاع شرافتمندانه از آن هیچ سودی برای ملت ندارد. فردی که بر صندلی ریاست جمهوری تکیه می زند باید شخصا و با ادبیات معتبر پاسخ اهانت ها و فحاشی ها و توهین های بی شرمانه ترامپ را بدهد تا کاخ سفید عرصه را خالی نبیند!

ضرورت اتخاذ ترتیبات نظامی و بازتعریف بانک اهداف

ایران در جنگ 40 روزه به وضوح نشان داد که بر شریان اقتصادی جهان یعنی تنگه هرمز تسلط کامل دارد و هرگز از دستاوردهای میدانی روی میز مذاکره چشم پوشی نخواهد کرد. با لغو این تفاهم نامه توسط آمریکا، دولت نه تنها باید رویکردی سیاسی، بلکه نظامی و عملیاتی قاطع نیز اتخاذ کند.

واشنگتن فکر می کند که می تواند تهران را با کارت های سقف تنش، مانند ترور فرماندهان، تهدید به حمله به جزایر یا ضربه زدن به زیرساخت های انرژی مجبور به تسلیم کند. اما پاسخ ایران در این مرحله جدید تغییر جدی در موازنه ترور است. از این پس در صورت هرگونه ماجراجویی از سوی پنتاگون، نه تنها پایگاه‌های آمریکایی، بلکه تمام عمق سرزمین‌های اشغالی و زیرساخت‌ها و انرژی حیاتی کشورهای عربی منطقه که خاک خود را در اختیار متجاوزان قرار می‌دهند، به عنوان هدف مشروع به «بانک اهداف» نیروهای مسلح ایران اضافه می‌شود.

دکترین نظامی ما کاملاً به روز و تهاجمی است. همانطور که قبلا اعلام شد، در صورت هرگونه حماقت نظامی از سوی واشنگتن، دامنه نبرد دیگر محدود به منطقه نخواهد بود و به «برون منطقه» کشیده خواهد شد. بازوهای مقتدر جبهه مقاومت آماده اند تا با کمترین حرکت دشمن شریان های حیاتی خود را قطع کنند. در جنگ بعدی، تسلط ایران بر هرمز و باب المندب نه تنها قوی‌تر می‌شود، بلکه مناطق جدید اقتصادی نیز از دسترس دشمن دور می‌شوند.

علاوه بر این، رفتار ترامپ ثابت کرد که هرگونه مذاکره بر سر دارایی های استراتژیک کشور به ویژه ذخایر ارزشمند 60 درصد اورانیوم، حماقت محض است. این ذخایر افتخار هسته ای و پشتوانه امنیت ملی ماست و سپردن آنها به وعده های یک قمارباز سردرگم بازی با حیات سیاسی کشور است.

حرف آخر

تفاهم نامه 28 ژوئن به پایان راه خود رسیده است. نه با اراده ما، بلکه به دلیل استکبار ذاتی و عهد شکنی آمریکا که بند خود را زیر پا گذاشته است. اصرار بر این بن‌بست تنها اقتدار ملی را از بین می‌برد و ترامپ را مستاصل باج‌خواهی می‌کند. وقت آن رسیده است که دیپلمات ها عینک خوش بینی را بردارند، پایان تفاهم نامه مرده را رسما اعلام کنند و جهت گیری مدیریت کشور را به سمت تقویت همه جانبه اقتدار درون زا و فعال سازی تشکیلات نظامی در تمامی ابعاد اقتصادی، دفاعی و هسته ای معطوف کنند.

رئیس جمهور باید اولین کسی باشد که به بلوف های ترامپ به وضوح پاسخ دهد و بانک هدف موشکی جدید ما سرنوشت هر متجاوزی را در منطقه روشن خواهد کرد. تنگه هرمز برگ برنده ایران است و این اراده ملی ماست که سرنوشت نهایی این آبراه بزرگ را رقم خواهد زد نه استدلال های بی پشتوانه کاخ سفید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی