دیوید رایکو، دیپلمات سابق سازمان ملل متحد و مشاور سیاسی متخصص در درگیری های مسلحانه در یادداشتی نوشت: از سرگیری حملات آمریکا به ایران حتی پس از امضای تفاهم نامه نشان می دهد که کاخ سفید یا متوجه نشده بود که بر سر چه چیزی به توافق رسیده است یا از ابتدا به این توافق اهمیت نداده است.
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از فارین پالیسی، رایکو معتقد است که جزئیات متن نقش تعیین کننده ای در توافقنامه های صلح و آتش بس دارد. زیرا در شرایطی که تقریباً هیچ اعتمادی بین طرفین وجود ندارد، تنها متن امضا شده مبنای تفسیر تعهدات و جلوگیری از اختلافات بعدی است.
وی تاکید می کند: در پروسه های صلح توجه به جزئیات و دقت در تنظیم متون توافقی یک ضرورت حیاتی است و در شرایط جنگی که اعتماد بین طرفین در پایین ترین سطح است، متن امضا شده تنها مرجع تعیین تعهدات است و کوچکترین ابهامی می تواند منجر به بحران مرگبار شود.
به گفته رایکو، توافق ایران و آمریکا از این منظر با نواقص جدی مواجه است. او تفاهمنامه تهران و واشنگتن را یک «سند عمیقاً معیوب» توصیف میکند و میگوید متن رسمی انگلیسی، که تنها کمی بیش از دو صفحه است، «مبهم، دو لبه و گنگ است». به گفته وی، این سند برخلاف عنوان آن، در عمل یک قرارداد الزام آور است و از نظر حقوقی «تفاهمنامه» به معنای متعارف آن محسوب نمی شود.
Raikoh همچنین هشدار می دهد که حتی در اسنادی که فقط به یک زبان تنظیم شده اند، تفاوت های کوچک در واژگان، ساختار جمله یا ترتیب کلمات می تواند عواقب بالقوه کشنده ای داشته باشد. او گفت که هرگونه ابهامی راه را برای مناقشات بر سر تفسیر باز می کند و به این ترتیب، “برای تیم هایی متشکل از مذاکره کنندگان کارکشته، متخصصان و کارشناسان موضوع غیرمعمول نیست که ماه ها در مورد هر کاما و نقطه ویرگول در متن طولانی صلح یا آتش بس بحث کنند.”
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه می نویسد: در حالی که درس های تلخ جنگ ها معمولاً باعث می شود که متون قراردادهای پایان جنگ با دقت و توجه بالایی تهیه شود، اما در مذاکرات منتهی به توافق آمریکا و ایران، این گونه درس ها نادیده گرفته شد و با هر اقدامی، این روند متنی عمیقاً معیوب تولید کرد. متن بسیار کوتاه است – نسخه رسمی و امضا شده انگلیسی کمی بیش از دو صفحه است – و مبهم، دو لبه و اغلب نامفهوم است.
ابهام در مهمترین بندهای توافقنامه
رایکو درباره مشکلات ساختاری توافق ایران و آمریکا میگوید: «در مهمترین بخشهای این توافق ابهامها و زبان تقریباً غیرقابل رمزگشایی وجود دارد، عناصری که معمولاً برای این نوع توافقها حیاتی تلقی میشوند، مانند مکانیسمهای نظارت و حل اختلاف، یا کاملاً غایب هستند یا به قدری به اختصار مطرح میشوند که تقریباً غایب هستند.
به گفته وی، محور اصلی اختلافات، بند پنجم این توافقنامه است که تصریح می کند: جمهوری اسلامی ایران با تمام تلاش خود تمهیدات لازم را برای عبور ایمن کشتی های تجاری بدون اخذ هزینه و صرفا برای مدت 60 روز فراهم می کند.
رایکو معتقد است که این بند به ایران اجازه می دهد تا کنترل مدیریتی بر این تنگه را اعمال کند و تهران نیز بر همین اساس عمل کرده است.
وی معتقد است که الزام کشتیهای عبوری برای دریافت مجوز از «سازمان مدیریت آبراههای خلیج فارس» و تعیین کریدورهای تردد ایمن از طریق آبهای سرزمینی ایران در چارچوب متن توافقنامه است. به گفته وی، در این تفاهمنامه هیچ بندی وجود ندارد که صراحتاً ایران را از توسل به زور علیه کشتیهای تجاری متخلف منع کند و ممنوعیت توسل به زور مندرج در بند اول فقط بین دو کشور امضاکننده یعنی ایران و آمریکا است و شامل اشخاص ثالث نمیشود.
انتقاد از عملکرد واشنگتن
از سوی دیگر، رایکو اقدامات ایالات متحده از جمله حفظ تحریمهای دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC) وزارت خزانهداری علیه «سازمان مدیریت آبراهها» و توصیه مرکز اطلاعات دریایی مشترک به کشتیها برای استفاده از مسیرهای غیرایرانی را تلاشی برای سلب متناظر ایران از کنترل مدیریتی بر این قانون ارزیابی میکند.
وی در نهایت به این نتیجه می رسد که «ایران واقعاً به بخشی از توافق پایبند بوده و ایالات متحده با نادیده گرفتن عناصر مهم توافق، از جمله نقض آشکار ممنوعیت تهدید به زور بلافاصله پس از امضای توافق توسط رئیس جمهور، این توافق را تضعیف کرده است».





