اگر جای توخل و ناگلزمن بودید چه می‌گفتید آقای قلعه‌نویی؟

اگر جای توخل و ناگلزمن بودید چه می‌گفتید آقای قلعه‌نویی؟

امیر قلعه نویی سه هفته پس از بازگشت از مکزیک بالاخره در برنامه زنده تلویزیونی حاضر شد و نزدیک به سه ساعت در مورد مشکلات و موانع و نکات فنی تیم ملی در جام جهانی صحبت کرد.

قسمت اصلی صحبت های قلانوی در این برنامه مربوط به مشکلات تدارکاتی مربوط به آماده سازی، سفر به مکزیک و مزاحمت هایی بود که مجری علیه تیم ایران انجام داد. نکاتی که دو روز قبل در جلسه با اعضای کمیته فرهنگی فدراسیون مطرح شد تا حد زیادی مطرح و تکرار شد.

امیر قلانویی در این برنامه نکات زیادی را مطرح کرد که می توان به تفصیل به آن پرداخت. از ماجرای پاداش صعود و تقسیم آن بین بازیکنان و سرمربی گرفته تا تک تک نکات فنی مربوط به سه مسابقه تیم ایران. البته این برنامه به برنامه چالشی سرمربی تیم ملی تبدیل نشد. او از ابتدا خطاب به مردم ایران و صحبت با مردم مقابل دوربین رفت تا مشخص کند مجری برنامه با طرح سوالات متعدد و پینگ پنگ قرار نیست قلنوی را به چالش بکشد. اشاره او به مجری که «شما که همه اینها را می دانید و مردم باید در جریان باشید» نیز در همین رابطه مطرح شد.

قلانویی کاملاً آرام بود و با اطلاع از جایگاه برنامه ای که در آن حضور داشت، در بیشتر جلسات سه ساعته مونولوگ بود و بدون تردید نکات خود را مطرح کرد. در بسیاری از مواقع مجری برنامه با او همراهی و همذات پنداری می کرد و نکات او را می پذیرفت و تنها در یکی دو مورد فنی صحبت های سرمربی را نمی پذیرفت تا شکل برنامه زیاد مصنوعی به نظر نرسد. یعنی قلانوی در این سه ساعت تمام نکات مهم خود را که اکثراً تکرار می شد، بدون هیچ مقاومتی در پذیرش برخی از توجیهات خود بیان و بیان کرد. جالب اینجاست که در میان سوالات متعدد مردم، تنها سه چهار سوال به صورت تصادفی از سرمربی تیم ملی پرسیده شد که البته یکی دو تای آنها کمی قالانیوی را عصبانی کرد.

اما جدای از روال این برنامه و توضیح ناکافی قلانوی در توجیه دلایل ناکامی تیم ملی، او باز هم قبول نکرد که حذف بدون شکست از جام جهانی و دستاوردهایی که بر آن تاکید دارد یک شکست ورزشی است و رسانه ها و کارشناسان حق دارند با در نظر گرفتن همه موانع و مشکلات از عوامل این ناکامی انتقاد کنند.

آنچه در این برنامه دوباره در مورد سرمربی تیم ملی به چشم آمد و ثابت کرد که نمی خواهد رویه خود را در این زمینه تغییر دهد، نحوه مواجهه او با انتقادات و جو انتقادی بود. قلعه نویی در این برنامه باز هم چند بار به ماجرای انتقادات بعد از جام ملت های 2007 اشاره کرد که گویی اتفاقی که در آن روزها برایش افتاده بزرگ ترین کابوس زندگی ورزشی اش محسوب می شود و همین موضوع باعث شده تا نگاهش به رسانه های منتقد و انتقاد از مردم تغییر کند.

در برنامه دوشنبه شب فوتبال تاپ، بار دیگر مشخص شد که امیر قلعه نویی در 63 سالگی و در شرایطی که چهار سال و چهار ماه از دومین دوره سرمربیگری اش در تیم ملی می گذرد، همچنان در مقابل انتقادات گارد دارد و به هیچ وجه تحمل این فضا را ندارد. قلانویی در حالی به گلچین منتقدان خود می پردازد که در فوتبال سطح اول دنیا مربیان بزرگی مانند توماس توخل یا یولین ناگلسمن مدام با انتقادهای تند قبل و حین مسابقات، در کنفرانس قبل و بعد از مسابقه و بعد از مسابقات مواجه می شوند و البته حتی اگر عصبانی شوند اغلب به دنبال پاسخی منطقی برای مخاطبان خود می گردند و خشم آنها را سرکوب می کنند.

جالب اینجاست که قلعه نویی مدام تاکید می کند که منتقدان باید منتظر می ماندند تا کار تیم ملی در مسابقات تمام می شد و بعد انتقاد می کردند. مشکل اشتباهی است زیرا کافی است رسانه های انگلیسی را مرور کنیم و ببینیم تیمی که به نیمه نهایی صعود کرده و در نهایت به مقام سوم رسیده چگونه در طول مسابقات با انتقادات تند فنی و غیر فنی مواجه شده است.

حال با توجه به فضای حاکم بر رسانه ها و نحوه مواجهه آنها با تیم ملی و سرمربی آن، این سوال مطرح می شود که اگر قلنوی در جایگاه افرادی مانند توخل، ناگلسمان، دشان، اسکالونی، کومان یا هر یک از این مربیان برکنار و استعفا یا برکنار شده بود، چه می گفت؟

جدای از این، سرمربی تیم ملی مدام به رزومه افراد منتقد اشاره می کند و همچنان معتقد است که تنها افرادی مانند ابراهیم قاسم پور که در جام جهانی بازی کرد و بازیکن بزرگی بود می توانند از او و تصمیماتش انتقاد کنند و دیگران حق انتقاد ندارند. نکته ای که غیرقابل قبول و عجیب به نظر می رسد و بعید است مربی دیگری در این سطح در فوتبال جهان تکرار کند. قلانوی مدام می گوید قبل از جام جهانی فقط 3 مربی و کارشناس با او به جلسه می آمدند و در حین و بعد از جام جهانی دو سه کارشناس مثل مجید جلالی، بهتاش فریبا و فرشاد پیوس با او تماس گرفتند اما نمی داند که ریشه این دوری از جامعه مربیان و کارشناسان را باید در افکار و رفتار خودش جست.

در واقع وقتی منتقدان خود را انتخاب می کند و حرف همه را نمی پذیرد، طبیعتا دایره مشاورانش را محدود و کم می کند و برعکس بر تعداد منتقدانش می افزاید و حتی اگر انتقادهای آنها اصولی و منطقی باشد – درست مانند آنچه در مورد انتقاد حمید استیلی مطرح کرد – آمادگی پذیرش آنها را ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی