یک صندلی، یک برنامه و هزار فکر؛ روایت ذهن آشفته یک کنکوری

// در حال تکمیل... //

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، ساعت از نیمه شب گذشته است. چراغ اتاق هنوز روشن است و نور سفیدش روی کتاب ها و جزوه هایی که دور میز پخش شده اند می افتد. صفحه گوشی هر چند دقیقه یکبار روشن می شود. یک پیام، یک خبر، یک اطلاعیه. دانش آموز خسته است، اما چشمانش هنوز بین ترم های میان ترم و ساعت روی دیوار می چرخد. فردا باید صبح زود از خواب بیدار شود و دوباره همان چرخه را تکرار کند. مطالعه، آزمایش، نگرانی و فکر کردن به آینده ای که هر روز نزدیک تر می شود.

در خانه ای دیگر، مادری آرام از کنار اتاق فرزندش می گذرد و لحظه ای پشت در مکث می کند. او می داند که فرزندش باید برای کنکور آماده شود، اما صدای ورق زدن کتاب تنها چیزی نیست که از پشت در می آید. سکوت سنگین و اضطراب پنهانی در خانه حاکم است. پدر بدون اینکه چیزی بگوید، نگاهی به ساعت می اندازد و نوجوان سعی می کند دوباره تمرکز کند، در میان هجوم افکار. برای بسیاری از خانواده ها، این روزها فقط روزهای نزدیک شدن به امتحان نیست. روزهایی است که امید به آینده، نگرانی از نتیجه و فشار روحی در یک خانه زندگی می کند.

آسمان هنوز کاملا صاف نیست، اما بسیاری از دانش آموزان روز خود را با یک سوال شروع می کنند: “من چقدر از برنامه عقب هستم؟” روی میز کتاب‌های باز و جزوه‌های خط‌نوشته، و در کنار آن‌ها فهرستی از کارهایی که هنوز باید انجام شود، قرار دارد. ساعت در حال حرکت است و با نزدیک شدن به زمان امتحان، گاهی اوقات این احساس قوی تر می شود که فرصت ها رو به اتمام است و باید سریعتر به همه اهداف رسید.

اما اضطراب همیشه با صدای بلند وارد زندگی نمی شود، گاهی اوقات خود را با کسالت، خستگی، بی خوابی یا خیره شدن طولانی مدت به صفحه نشان می دهد. گاهی شاگرد ساعت ها پشت میز می نشیند، اما ذهنش جای دیگری است. بین نگرانی در مورد نتیجه، ترس از عقب افتادن و مقایسه خود با دیگران. در ظاهر همه چیز عادی است، اما در درون نوجوان گفتگوی بی پایان درباره آینده وجود دارد.

در سوی دیگر این ماجرا خانواده ای وجود دارد که سعی می کند بهترین شرایط را برای فرزندش فراهم کند. از تهیه کلاس و کتاب گرفته تا برنامه ریزی و پیگیری روند مطالعه. با این حال، گاهی اوقات این تکیه گاه ها به طور ناخواسته به فشار تبدیل می شوند. سؤالاتی که به قصد شفقت پرسیده می شود ممکن است برای نوجوان معنای دیگری داشته باشد; “چقدر مطالعه کردی؟”، “چند تست زدی؟” و “اگر قبول نشدی چی؟” گاهی به جای انگیزه، بار جدیدی از نگرانی را به ذهن او اضافه می کنند.

در چنین فضایی بحث فقط کنکور نیست؛ مشکل نوجوانی است که در یکی از حساس ترین مقاطع زندگی خود باید همزمان با فشارهای تحصیلی، انتظارات خانوادگی و فضای متشنج دست و پنجه نرم کند. شرایط عمومی جامعه و نگرانی های ناشی از اخبار و اتفاقات روز می تواند این فشار را برای برخی از نوجوانان افزایش دهد و به همین دلیل نزدیک شدن به کنکور را بیش از یک اتفاق آموزشی باید دید؛ این روزها آزمونی برای تاب آوری، توانایی مدیریت اضطراب و البته کیفیت همراهی خانواده و جامعه با نسل جوان است.

آزمون ورودی و سلامت روان دانش آموزان؛ نیاز به تجدید نظر در دیدگاه موفقیت

زهرا صالحی، روانشناس و مشاور خانواده به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه روزهای منتهی به کنکور برای بسیاری از دانش آموزان با افزایش فشار روحی، نگرانی از آینده و ترس از نتیجه همراه است، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: در این دوران نوجوان ممکن است بیش از هر زمان دیگری احساس کند که عملکردش در یک امتحان مسیر زندگی او را در سال های آینده مشخص می کند و این نگاه می تواند فشار روانی قابل توجهی ایجاد کند، به ویژه زمانی که دانش آموز احساس کند انتخاب دیگری ندارد یا فرصت دیگری برای جبران ندارد.

وی با بیان اینکه واقعیت این است که بخش قابل توجهی از اضطراب کنکور ناشی از سختی درس نیست، بلکه از معنایی است که خانواده، مدرسه و جامعه به نتیجه این آزمون نسبت می دهند، می افزاید: وقتی موفقیت فقط در قالب رتبه و قبولی تعریف شود، ممکن است نوجوان نیز ارزش خود را با همین معیارها بسنجد. در چنین شرایطی حتی نتیجه ای متفاوت از آنچه انتظار می رود می تواند به جای تجربه آموزشی به بحران هویت تبدیل شود.

این روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در این میان خانواده ها نقش مهمی در تنظیم فضای روانی خانه دارند، اظهار کرد: حمایت از دانش آموز به معنای افزایش مداوم ساعات مطالعه یا یادآوری مداوم اهمیت امتحان نیست. گاهی اوقات گفتگوی آرام، کاهش مقایسه ها و ایجاد فضایی که نوجوان بتواند بدون ترس از قضاوت درباره دغدغه های خود صحبت کند، تأثیر بیشتری بر عملکرد او دارد. نوجوانی که از نظر روانی احساس امنیت می کند، ظرفیت بیشتری برای تمرکز، تصمیم گیری و رویارویی با مشکلات خواهد داشت.

وقتی موفقیت به قیمت آرامش تمام می شود

صالحی ادامه می دهد: از سوی دیگر باید بین تلاش و فشار فرق گذاشت; تلاش زمانی مثمر ثمر است که با هدف گذاری واقع بینانه و شناخت توانایی های فرد همراه باشد، اما فشار مداوم می تواند منجر به فرسودگی ذهنی و کاهش انگیزه شود. دانش آموزان در این مرحله بیش از برنامه های سنگین و غیرقابل اجرا نیاز به یک مسیر منظم و منعطف دارند که شامل زمان کافی برای استراحت، خواب و بازیابی انرژی باشد.

وی با بیان اینکه این ضرورت در شرایط استرس زا اهمیت بیشتری پیدا می کند، زیرا ممکن است دانش آموز علاوه بر دغدغه های تحصیلی تحت تأثیر اخبار و دغدغه های عمومی قرار گیرد و طبیعی است که این عوامل بر تمرکز و وضعیت عاطفی وی تأثیر بگذارد، می گوید: انتظار عملکرد طبیعی از نوجوان بدون توجه به شرایط روحی و روانی نه تنها غیرواقعی نیست، بلکه می تواند فشار مضاعفی نیز ایجاد کند. آنچه در این دوران مهم است کمک به نوجوان برای حفظ تعادل و بازگشت تدریجی به روال زندگی است.

روانشناس و مشاور خانواده می افزاید: شاید لازم باشد تعریف خود را از موفقیت کمی گسترش دهیم. موفقیت یک نوجوان تنها در نتیجه آزمایش خلاصه نمی شود و توانایی او در شناخت احساسات، مدیریت اضطراب، درخواست کمک، حفظ امید و ادامه دادن در شرایط سخت نیز بخشی از موفقیت است. شاید کنکور گام مهمی در مسیر تحصیلی باشد، اما زندگی یک نوجوان بسیار بزرگتر از امتحان است و وظیفه ما این است که او را برای آینده تحصیلی آماده کنیم و همچنین به سلامت روان و توانایی های انسانی او توجه کنیم.

یک صندلی، یک برنامه و هزار فکر. روایت ذهن آشفته یک کنکور

دانش آموزان در آستانه کنکور؛ از فشار برای موفقیت گرفته تا نیاز به آرامش

فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی به خبرنگار به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه نزدیک شدن به کنکور برای بسیاری از دانش آموزان با تغییر سبک زندگی و وضعیت روحی، افزایش ساعات مطالعه، محدود شدن ارتباطات اجتماعی و درگیر شدن ذهن نوجوان با آینده بیشتر از گذشته همراه است، گفت: در این بین ترس از شکست و نگرانی از قضاوت دیگران ممکن است به همان اندازه که تمرکز و تمرکز یادگیری دانش آموز را کاهش می دهد، ذهن دانش آموز را تحت تاثیر قرار دهد.

وی می افزاید: یکی از مهم ترین چالش های این دوره مقایسه مستمر دانش آموزان با یکدیگر است و مقایسه نمرات، میزان مطالعه و نتایج آزمون اگر بدون در نظر گرفتن تفاوت های فردی انجام شود، می تواند احساس بی کفایتی را در نوجوانان تقویت کند. هر دانش آموز ظرفیت ها، شرایط خانوادگی، سرعت یادگیری و ویژگی های روانی متفاوتی دارد و نمی توان عملکرد همه را با یک استاندارد سنجید و آموزش و پرورش موثر زمانی اتفاق می افتد که تفاوت های فردی شناخته شود.

این روانشناس بالینی با بیان اینکه در چنین شرایطی خانواده ها باید بین همراهی و کنترل تفاوت قائل شوند، تصریح می کند: نظارت بیش از حد بر ساعت مطالعه، سوالات مستمر در مورد تعداد تست ها و نگرانی آشکار والدین ممکن است با هدف حمایت از کودک انجام شود، اما در عمل باعث افزایش اضطراب او می شود. یک نوجوان بیش از هر چیز باید بداند که خانواده اش در کنار او هستند نه اینکه احساس کند عملکردش هر روز مورد ارزیابی و قضاوت قرار می گیرد.

در جستجوی آرامش در میان انبوه آزمون ها

خدادادی ادامه می دهد: نباید فراموش کرد که مغز خسته مغز مولد نیست و استراحت، خواب کافی و فاصله کوتاه مدت از محیط مطالعه بخشی از فرآیند یادگیری است نه مانعی برای آن و برنامه ای که تمام ساعات روز را به مطالعه اختصاص می دهد و زمانی را برای ریکاوری ذهنی نمی گذارد در کوتاه مدت جدی و فشرده به نظر می رسد، اما در دراز مدت زمینه را برای سوختگی فراهم می کند.

وی با بیان اینکه از سوی دیگر شرایط عمومی جامعه نیز می تواند بر میزان اضطراب نوجوانان تاثیرگذار باشد، می گوید: در روزهایی که اخبار و تحولات مختلف فضای روانی جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد، طبیعی است که بخشی از توجه دانش آموزان از مسیر تحصیلی دور شود. در این شرایط بهتر است به جای نادیده گرفتن دغدغه های نوجوان و یا مجبور کردن او به بی تفاوتی، به او کمک کنید تا در پیگیری اتفاقات روزانه تعادل برقرار کند و زندگی شخصی خود را حفظ کند و در صورت لزوم درباره احساسات و نگرانی هایش صحبت کنید.

این روانشناس بالینی با بیان اینکه کنکور می تواند نکته مهمی در مسیر آموزشی باشد، اما نباید به معیار سنجش همه توانایی های یک نوجوان تبدیل شود، افزود: آنچه در این سال ها مهم است تربیت نسلی است که علاوه بر دانش و مهارت، توانایی مقابله با شکست، مدیریت فشار و سازگاری با شرایط متغیر را نیز داشته باشد. اگر بتوانیم در کنار موفقیت تحصیلی، چنین مهارت هایی را در نوجوانان تقویت کنیم، نه تنها برای امتحان، بلکه برای پیچیدگی ها و فراز و نشیب های زندگی آمادگی بیشتری خواهند داشت.

یک صندلی، یک برنامه و هزار فکر. روایت ذهن آشفته یک کنکور

شاید در روزهای نزدیک به کنکور بیش از هر زمان دیگری به جای اینکه صرفا به ساعت مطالعه و تعداد تست ها نگاه کنیم، نیاز به دیدن وضعیت دانش آموزان نیز داشته باشیم. پشت هر میز مطالعه، نوجوانی نشسته است که ممکن است با ترس ها، امیدها و نگرانی هایی دست و پنجه نرم کند که در هیچ گزارش آزمایشی قابل مشاهده نیست. توجه به این قسمت پنهان زندگی دانش آموز یک انتخاب فرعی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت آموزشی ماست.

خانواده ها همچنین باید بدانند که حمایت واقعی همیشه به معنای تلاش بیشتر نیست. گاهی اوقات بهترین حمایت این است که فشار را از بین ببرید، خستگی را بپذیرید و به خودتان فرصت نفس کشیدن بدهید. نوجوانی که مطمئن است حتی در صورت شکست یا نتیجه ای متفاوت از آنچه انتظار می رود، همچنان مورد قبول و حمایت خانواده است، می تواند با آرامش بیشتری برای رسیدن به هدف خود تلاش کند.

در کنار خانواده، مدرسه و جامعه نیز وظیفه دارند دیدگاه خود را نسبت به موفقیت بازتعریف کنند و نوجوانان نباید احساس کنند که تنها یک مسیر برای موفقیت در پیش روی آنها است یا ارزش آنها با یک عدد و یک رتبه مشخص می شود. آموزش مهارت‌های زندگی، تاب‌آوری و مدیریت احساسات، همراه با درس‌ها، می‌تواند به آن‌ها کمک کند نه تنها از این مرحله، بلکه از چالش‌های پیش رو نیز به روشی سالم‌تر عبور کنند.

مهم نیست امتحان چقدر مهم باشد، تنها یک توقف در مسیر زندگی است. ایستگاهی که می آید و می رود اما آنچه در ذهن و روان یک نوجوان می ماند تجربه ای است که از این روزها با خود به همراه دارد. اگر در این مرحله به او بیاموزیم که می توان برای آینده تلاش کرد، بدون از دست دادن سلامت روان، نگران بود، بدون از دست دادن امید، و می توان در شرایط سخت از دیگران کمک خواست، شاید مهم ترین درس این روزها را آموخته باشیم. درسی که هیچ آزمونی نمی تواند آن را اندازه بگیرد.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی