به گزارش خبرگزاري ايمنا، اگر بخواهيم چهره شهيد شهيد انقلاب اسلامي را تنها در عرصه سياست، امنيت، مقاومت و مديريت كلان كشور خلاصه كنيم، بخش مهمي از شخصيت او را نديده ايم، شخصيتي كه علاوه بر اقتدار در برابر دشمن، قلبي سرشار از عشق به ضعيف ترين اقشار جامعه داشت.
برای شهید آیتالله خامنهای، آسیبهای اجتماعی تنها مجموعهای از آمارهای رسمی نبود. اعتیاد، طلاق، حاشیه نشینی، کودکان کار، زنان بی سرپرست، خوابیدن در جعبه های مقوایی و فقر زخم هایی بود که بر پیکر جامعه اسلامی نشست و خود را مسئول درمان آنها می دانست.
از ابتدای دهه 1390 که روند افزایش آسیب های اجتماعی نگرانی های زیادی را ایجاد کرده بود، جلسات متعددی در بیت رهبری با حضور سران قوا، مسئولان اجرایی، قضایی، امنیتی و اجتماعی برگزار شد. جلساتی که گاه ساعت ها به طول می انجامید که رهبر انقلاب تک تک مسائل را با حساسیت استثنایی پیگیری می کردند.
اما اوج این دیدگاه در سخنرانی تاریخی او در 21 اردیبهشت 1395 تجلی یافت; جایی که مسئولان خطاب به کشور گفتند: مردم را خانواده خود بدانیم… اگر بچه معتاد داشته باشم چه بلایی سرم می آید؟ اگر کسی یک دختر فراری در خانه داشته باشد چه؟ اگر این دختر از خانه دیگری فرار کرد، باید همین حس را نسبت به او داشته باشیم… توجه ما به احوال مردم باید مانند توجه به خانواده خودمان باشد.
این چند جمله شاید کامل ترین تعریف از رابطه حاکم اسلامی با مردم باشد; رابطه ای که مبتنی بر قدرت نیست، بلکه مبتنی بر مسئولیت پدرانه است.
رهبر شهید جامعه را خانواده خود می دانست; خانواده ای که اگر حتی یکی از اعضایش گرفتار شود، هیچکس حق ندارد بی تفاوت بماند.
به همین دلیل هرگز موضوع آسیب های اجتماعی را یک پرونده عادی اجرایی تلقی نکرد. از دیدگاه وی این آسیب ها زلزله های خاموشی بود که در صورت عدم کنترل، بنیان خانواده، امنیت اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی آینده تمدن اسلامی را تهدید خواهد کرد.
چشمان او فقط معطوف به درمان معلولان نبود. بلکه همیشه روی ریشه ها تاکید می کرد.
رهبر انقلاب بارها بیان کردند که اعتیاد، طلاق، بزهکاری و حاشیه نشینی محصول ساختارهای ناسالم اقتصادی و اجتماعی است و بدون اصلاح آن ساختارها هیچ نسخه ای موفق نخواهد بود.
وی سال ها پیش در پیام افتتاحیه هفتمین دوره شورای اسلامی با اشاره به نظام های سرمایه داری گفته بود که حتی در ثروتمندترین کشور دنیا که عدالتی وجود ندارد میلیون ها نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و مردم در کوچه و خیابان بر اثر سرما و گرما جان خود را از دست می دهند. در حالی که در منطق اسلامی، ثروت باید در خدمت ریشه کنی فقر باشد.
چند سال قبل از آن در فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی برای حرکت نظام اسلامی فقط در سه کلمه خلاصه کرده بودند:
«هدف از این مبارزه سه چیز است؛ فقر، فساد و تبعیض.
در نگاه رهبر شهید این سه ضلع منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی هستند.
فقر انسان را به سراشیبی شخصیت و حیثیت می رساند.
فساد سرمایه ملی و اعتماد عمومی را از بین می برد.
تبعیض همچنین شکاف های اجتماعی را عمیق تر می کند و احساس بی عدالتی را در جامعه گسترش می دهد.
به همین دلیل به نظر وی مبارزه با آسیب های اجتماعی تنها با توزیع بسته های حمایتی یا اقدامات موقت امکان پذیر نبود. بلکه مستلزم اصلاح ساختارهای اقتصادی، اداری و فرهنگی کشور بود.
در کنار این نگاه بزرگ، رهبر شهید توجه ویژه ای به اقشار آسیب پذیر داشت.
زنان سرپرست خانوار، کودکان کار، خانواده های مبتلا به اعتیاد، حاشیه نشینان و محرومان همواره در کانون دغدغه های آنان قرار داشتند.
اما نکته مهمتر این بود که او هرگز راه حل این مشکلات را تنها در گسترش ساختارهای دولتی نمی دید.
برعکس معتقد بودند که اگر دولت تمام امور را در دست بگیرد، روحیه مسئولیت اجتماعی مردم از بین می رود.
از این رو بارها بر مردمی ماندن فعالیت های اجتماعی تاکید داشتند.
در نشست فعالان جهادی در مردادماه ۱۳۹۷ یکی از مهمترین خطوط راهبردی در این حوزه را ترسیم کردند.
وی تصریح کرد: گروه های جهادی باید مستقل، مردمی و خودجوش باقی بمانند و نهادهای دولتی فقط نقش حمایتی داشته باشند نه اینکه این حرکت های مردمی را در ساختارهای اداری هضم و مصادره کنند.
این دیدگاه فلسفه متفاوتی از ارائه خدمات ارائه کرد.
در این مدل، مردم تنها دریافت کننده خدمات نیستند، بلکه بازیگران اصلی حل مشکلات محله و جامعه خود هستند.
رهبر شهید معتقد بود اگر مردم وارد میدان شوند بسیاری از گره هایی که سال هاست پشت میزهای اداری باز نشده اند باز می شود.
وی تاکید کرد: فعالیت های اجتماعی باید با مشارکت مردم همان مناطق انجام شود. چون هیچکس بهتر از اهالی دردسرها و ظرفیت های یک محله را نمی شناسد.
اما در کنار عمل، بر روایت نیز تأکید داشتند.
از نگاه او کارهای جهادی نباید ساکت بماند.
جامعه باید بداند که جوانان مومن چگونه در دورافتاده ترین روستاها و محروم ترین محله ها بدون هیچ چشمداشتی برای حل مشکلات مردم تلاش می کنند.
رهبر انقلاب در دیدار گروه های جهادی در سال 1388 تعبیری نادر درباره این جوانان به کار بردند و گفتند:
حضور یک جوان مؤمن متدین در محیط روستایی تجسم آیات قرآن است».
در واقع از دیدگاه او جهاد اجتماعی فقط خدمت نبود; این تجسم عملی آموزه های قرآن در متن زندگی مردم بود.
رهبر شهید علاوه بر دغدغه محرومان به وضعیت نیروهای جهادی نیز توجه ویژه ای داشت.
آنها به خوبی می دانستند که حضور مستمر در محیط های آلوده به آسیب های اجتماعی ممکن است روح و روان خادمان را فرسوده کند.
به همین دلیل همواره بر خودسازی، اخلاص، نماز اول وقت، ارتباط با مسجد و حفظ معنویت تاکید داشتند تا جهادگران در راه نجات دیگران آسیب نبینند.
از دیدگاه او جهاد اجتماعی بدون جهاد خود دوام نمی آورد.
رهبر انقلاب دانشگاه ها را نیز از این مسئولیت مستثنی نکردند.
در جلسه روسای دانشگاه ها در آبان 1393 به صراحت پرسیدند:
«دانشگاه در رابطه با آسیب های اجتماعی چه نقشی دارد؟
وی تاکید کرد: طلاق، اعتیاد، حاشیه نشینی، مهاجرت از روستاها و بسیاری از معضلات اجتماعی راه حل علمی دارد و دانشگاه باید به جای تولید مقالات بی اثر، برای حل مشکلات واقعی مردم وارد میدان شود.
در منظومه فکری رهبر شهید، علم زمانی ارزش دارد که بتواند گرهی در زندگی مردم بگشاید; رسانه ها نیز به همین ترتیب زمانی که امید، الگوهای موفق و فرهنگ خدمت رسانی را به جامعه منتقل می کنند، به رسالت خود عمل کرده اند.
رهبر انقلاب بارها نسبت به روایت های مأیوس کننده و تهمت آمیز جامعه هشدار دادند و از سوی دیگر خواستار معرفی الگوهای موفق محرومیت زدایی و خدمات رسانی شدند تا مردم بدانند مشکلات هرچند بزرگ اما قابل حل است.
امروز که رهبر شهید دیگر در میان ما نیست، مروری بر این سخنان نشان می دهد که دغدغه ایشان فقط اداره یک کشور نبوده است. او نگران تک تک فرزندان این سرزمین بود.
برای او کودک کار گل فروش سر چهارراه، زن سرپرست خانوار که شب را به فکر نان فردا می گذراند، جوانی که از اعتیاد رنج می برد، خانواده ای که در حاشیه شهر زندگی می کند و پیرمردی که از تبعیض رنج می برد، همگی اعضای یک خانواده بودند. خانواده ای که پدرشان تا آخرین روزهای عمرش آرام نگرفت تا شاید از آنها رنج ببرد.
شاید همین نگاه بود که آیت الله خامنه ای را نه تنها یک رهبر سیاسی کرد، بلکه او را در نگاه میلیون ها ایرانی به «پدر ملت» تبدیل کرد. پدری که هرگز اقتدارش در برابر دشمن مانع اشک ریختن برای محرومان نشد و عظمتش از مهربانی اش جدا نشد.
منبع : به گزارش میهن تجارت







