به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، جنگها همیشه در میدان جنگ ختم نمیشوند. گاهی آنچه دستور توقف می دهد شکست نظامی نیست، بلکه اختلال در محاسبات راهبردی است. درگیری اخیر آمریکا و ایران نیز از همین ماهیت بود.
اقتصاد؛ اولین قربانی جنگ هرمز
اگرچه جنگ با هدف تغییر معادله امنیتی آغاز شد، اما اولین ضربه آن به اقتصاد جهانی وارد شد. تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست. انرژی قلب تجارت جهان است و هرگونه ناامنی در آن مستقیماً بر بازارهای جهانی تأثیر می گذارد. جهش قیمت نفت، افزایش هزینه بیمه نفتکش ها و رشد هزینه حمل و نقل دریایی فشار زیادی بر اقتصاد ایالات متحده و متحدانش وارد کرد. در چنین شرایطی، ادامه جنگ بیش از آنکه به یک دستاورد استراتژیک تبدیل شود، به یک هزینه اقتصادی فزاینده تبدیل شد.
باب المندب; کارتی که معادلات را پیچیده تر کرد
فشار بر تنگه هرمز تنها چالش آمریکا نبود. در همان زمان، باب المندب یکی دیگر از گلوگاه های مهم بحران شد. وضعیت دو بزرگراه اصلی انتقال انرژی در شرایط بحرانی عملا بازار جهانی نفت را با بلاتکلیفی بی سابقه مواجه کرد. افزایش مسیرهای جایگزین، افزایش هزینه حمل و نقل نفت و نگرانی مصرف کنندگان بزرگ انرژی نشان داد که ادامه جنگ می تواند عواقبی فراتر از خلیج فارس داشته باشد.
فرسایش نظامی؛ وقتی تعالی کافی نیست
عامل مهم دیگر تغییر تدریجی تعادل در میدان جنگ بود. با طولانی شدن درگیری، ایران الگوی حملات خود را تعدیل کرد. تعداد ضربات کاهش یافت، اما دقت و اثربخشی آنها افزایش یافت. این تغییر هزینه دفاعی را برای آمریکا افزایش داد و در عین حال نگرانی در مورد مصرف سامانه های رهگیر و تجهیزات دفاعی را تشدید کرد. در جنگ های فرسایشی، حفظ قدرت دفاعی به اندازه قدرت تهاجمی اهمیت دارد و این موضوع به یکی از چالش های اصلی واشنگتن تبدیل شد.
هژمونی زیر سوال رفت
تنگه هرمز فقط یک مسیر دریایی نیست. نمادی از حضور و نفوذ آمریکا در غرب آسیا است. بخش مهمی از بازدارندگی واشنگتن مبتنی بر امنیت خطوط کشتیرانی، آزادی حرکت ناوگان دریایی و حمایت از پایگاه های منطقه ای است. هرچه این مولفه ها با محدودیت های بیشتری مواجه شوند، اعتبار استراتژیک آمریکا بیشتر آسیب خواهد دید. بنابراین تداوم جنگ می تواند نشانه کاهش توانایی آن در اعمال قدرت در منطقه به جای تقویت موقعیت واشنگتن باشد.
وقتی پیروزی افق روشنی ندارد
جنگ زمانی ادامه می یابد که چشم انداز دستیابی به اهداف وجود داشته باشد. اما زمانی که هزینه ها به سرعت افزایش می یابد و اهداف اولیه دست نیافتنی تر می شوند، تصمیم گیرندگان معمولاً به گزینه های سیاسی و دیپلماتیک روی می آورند. به نظر می رسد که واشنگتن نیز در چنین نقطه ای قرار داشته است. جایی که ادامه عملیات نظامی بیش از یک فرصت به یک خطر استراتژیک تبدیل شده بود.
سفر نتانیاهو؛ تلاشی برای تغییر محاسبات؟
در همین چارچوب می توان سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به آمریکا را نیز تحلیل کرد. این سفر را می توان تلاشی برای هماهنگی استراتژی های آینده، افزایش فشار بر ایران و بررسی گزینه های دو طرف دانست. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه احتمال کاهش تنش میان تهران و واشنگتن مطرح میشود، تلآویو تلاش میکند با رایزنیهای فشرده بر روند تصمیمگیری آمریکا تأثیر بگذارد.
غلامزاده: آمریکا به این نتیجه رسیده است که شکست نظامی ایران ممکن نیست
حمیدرضا غلام زاده کارشناس مسائل بین المللوی در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: باب المندب هنوز به طور جدی وارد معادله نشده است. زیرا محدودیت ها به طور کامل اعمال نشده و بیشتر عربستان را درگیر کرده است. همچنین هنوز تاثیری که باید در معادلات داشته باشد نداشته است و یمن فعلاً قصد ندارد این محدودیت ها را به طور کامل اعمال کند.
موفقیت حملات ایران و افزایش فشار بر آمریکا
وی افزود: مهمترین اتفاقی که افتاد موفقیت حملات ایران بود که ضربه جدی به آمریکا وارد کرد. در شرایط فعلی، آمریکایی ها ترجیح می دهند سیاست سکوت را در پیش بگیرند. اگرچه آماری از میزان خسارات و اهداف مورد حمله منتشر کرده اند، اما آنطور که به نظر می رسد خسارات وارده بسیار جدی و سنگین است و این موضوع هزینه های قابل توجهی را برای آمریکا به همراه خواهد داشت.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: موضوع دیگر افزایش قیمت نفت است. همچنین گزارشهایی منتشر شد که نشان میدهد آمریکا در زمینه موشکهای دفاعی با محدودیتهایی مواجه بوده و این موضوع از نظر استراتژیک از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع رفتار آمریکا در حوزه دفاعی را می توان در قالب صرفه جویی ارزیابی کرد. به طوری که در برخی موارد حتی ممکن است با برخی حملات مقابله نکنند و در برخی جاها با حداقل امکانات سعی در واکنش نشان دهند. به طور کلی صرفهجویی در سامانههای پدافندی، افزایش قیمت نفت، آسیبهای وارده به پایگاههای آمریکایی و محدودیتهای توان دفاعی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در شرایط کنونی بوده است.
واشنگتن به دنبال جبران شکست نظامی از طریق مذاکره است
وی ادامه داد: آمریکا به این نتیجه کلی رسیده است که از نظر نظامی نمی توان در مقابل ایران پیروز شد. این موضوع برای خود آمریکایی ها تقریباً قطعی شده است و آنها می دانند که نمی توانند ایران را از نظر نظامی شکست دهند یا به اهدافی که در این مدت مطرح کرده اند، از تغییر رژیم گرفته تا نابودی توان هسته ای، موشکی و دریایی ایران برسند.
غلام زاده تصریح کرد: البته این به معنای ناامید شدن آمریکا نیست و اگر راه حل یا فرصتی برای ضربه زدن پیدا کند، باز هم تلاش می کند از آن استفاده کند. اما در این مسیر او ترجیح می دهد از ابزار مذاکره استفاده کند که هزینه کمتری نسبت به جنگ دارد. زیرا جنگ حتی در صورت پیروزی نیز هزینه های سنگینی به همراه دارد. از سوی دیگر شرایط اقتصادی آمریکا، افزایش قیمت نفت و پیامدهای احتمالی بسته شدن تنگه هرمز نیز بر این هزینه ها می افزاید.
ترجیح برای آتش بس برای کنترل هزینه های جنگ
وی تصریح کرد: در جنگی که آمریکا امکان پیروزی در آن وجود ندارد، سعی می کند در صورت مهیا شدن فرصت، با انباشت نیرو، ضربه مهمی وارد کرده و به عنوان یک دستاورد مطرح کند، اما تاکنون به چنین هدفی نرسیده است. اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، بیش از پیش آشکار میشد که آمریکا از راه نظامی نمیتواند امتیاز کسب کند و آسیبهای جدیتر از جنگ 40 روزه را متحمل میشد.
این کارشناس مسائل بین الملل خاطرنشان کرد: مجموعه این عوامل باعث شد آمریکا از ظرفیت عمان برای توقف آتش بس استفاده کند. البته در داخل ایران نیز گروه هایی هستند که معتقدند بهتر است مسائل بدون جنگ حل شود. اما این رویکرد لزوماً به معنای پذیرش فوری آتش بس نیست. در شرایطی که آمریکا با مشکلات بیشتری مواجه است، قیمت نفت افزایش یافته و نمی تواند جلوی اقدامات ایران را بگیرد، لزوماً پذیرش آتش بس و سکوت بهترین راهبرد محسوب نمی شود. اما در مجموع این تمهیدات باعث شد که آمریکا در مرحله فعلی آتش بس را ترجیح دهد تا قیمت نفت را که اکنون به کانال 80 دلاری بازگشته کنترل کند و از تحقیر بیشتر در صحنه نظامی جلوگیری کند و مذاکرات را به نتیجه برساند.
پایان جنگ یا آغاز مرحله جدیدی؟
به گزارش به گزارش میهن تجارت، اگرچه صدای سلاح ها تا حدودی خاموش شده است، اما رقابت بر سر تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. احتمالاً آمریکا از این پس بیش از گذشته به ابزارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک متکی خواهد بود و ایران با تکیه بر تجربه این تقابل سعی خواهد کرد جایگاه خود را در معادلات منطقه ای تثبیت کند. شاید آتش جنگ فروکش کرده باشد، اما رقابت استراتژیک بر سر یکی از مهم ترین آبراه های جهان هنوز به پایان نرسیده است.
منبع : به گزارش میهن تجارت





