به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، انتشار پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به نامه دبیرکل حزب الله لبنان و رزمندگان مقاومت لبنان تنها یک نامه نگاری سیاسی یا یک پیام تشریفاتی نبوده است. بلکه چارچوبی راهبردی برای رویارویی آینده جبهه مقاومت با آمریکا و رژیم صهیونیستی محسوب می شود. در این نامه یک جمله بیش از همه مورد توجه قرار گرفت; که امروز که ملت های جهان از ظلم دولت آمریکا و صهیونیست های جنایتکار به تنگ آمده اند، راهی جز جهاد و مقاومت باقی نمانده است.
این گزاره یک شعار احساسی نیست; بلکه برگرفته از تحلیلی است که رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال های اخیر را تایید می کند. نامه رزمندگان حزب الله با تشبیه رژیم صهیونیستی به فرعون زمانه و تاکید بر ادامه نبرد نشان می دهد که محور مقاومت، درگیری کنونی را یک درگیری یکباره نمی داند، بلکه آن را نبردی تمدنی و طولانی مدت برای جلوگیری از نابودی ملت ها و اشغال سرزمین ها ارزیابی می کند.
سه راه پیش روی ملت ها
در برابر قدرت های سلطه گر معمولا سه گزینه وجود دارد. مقاومت، سازش یا تسلیم. سازش به معنای پذیرش بخشی از خواسته های طرف مقابل است و تسلیم به معنای تسلیم کامل اراده سیاسی و ملی است. اما تجربه سال های اخیر نشان داده است که حتی پیروی از سیاست های واشنگتن تضمینی برای حفظ استقلال کشورها نیست.
نمونه های متعددی از این مشکل را می توان در سیاست خارجی دولت آمریکا مشاهده کرد. از تقاضای الحاق کانادا تا تلاش برای تصرف گرینلند و فشار بر ونزوئلا و غزه. از منظر جنبش مقاومت، این نمونه ها نشان می دهد که سیاست توسعه طلبانه آمریکا محدود به دولت های مخالف آن نیست و حتی متحدان سنتی واشنگتن نیز از این رویکرد مصون نیستند.
ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود خرید گرینلند را پیشنهاد داد و در دوره دوم ادبیات امنیتی و الحاقی را جایگزین آن کرد. در مورد کانادا نیز بارها از ایده پیوستن این کشور به آمریکا صحبت کرده است. در غزه طرح مهاجرت اجباری فلسطینیان و تغییر ساختار جغرافیایی منطقه مطرح شد. پروژه ای که به گفته منتقدان هدف آن تغییر موازنه ژئوپلیتیکی مدیترانه شرقی بود.
در چنین شرایطی، از دیدگاه رهبر انقلاب، مقاومت یک انتخاب صرفاً ایدئولوژیک نیست، بلکه واکنشی است به سیاستی که هستی ملتها را هدف گرفته است.
بازدارندگی؛ از مرکز به سمت حاشیه
یکی از مهمترین پیام های نامه رهبر انقلاب تاکید بر تداوم حمایت از محور مقاومت است. پس از جنگ های اخیر، برخی تحلیلگران مدعی شدند که ایران باید استراتژی بازدارندگی پیرامونی را کنار بگذارد و تنها بر تقویت توان دفاعی در داخل تمرکز کند.
اما تحولات این حوزه تصویر متفاوتی را ارائه کرد. در جنگ های اخیر، توان موشکی و پهپادی ایران در کنار توانمندی های محور مقاومت، همزمان در معادلات بازدارندگی نقش داشته است. به عبارت دیگر، بازدارندگی جمهوری اسلامی صرفاً مبتنی بر قدرت داخلی نیست و صرفاً مبتنی بر عمق استراتژیک منطقهای نیست. بلکه ترکیبی از هر دو جزء را دنبال می کند.
پاسخ رهبر انقلاب به حزب الله را می توان تاکید بر این راهبرد دانست. این که حمایت از مقاومت لبنان بخشی از معماری امنیتی منطقه ای جمهوری اسلامی خواهد ماند.
وحدت میدان ها؛ استراتژی مشترک مقاومت
یکی دیگر از محورهای مهم این نامه، برقراری سیاست «وحدت میدانها» یا وحدت جبههها است. راهبردی که پس از عملیات «طوفان الاقصی» بیش از پیش نمایان شد.
بر اساس این دیدگاه، هر جبهه مقاومت نه تنها وظیفه دفاع از جغرافیای خود را بر عهده دارد، بلکه امنیت تمامی اضلاع محور مقاومت به یکدیگر گره خورده است. ورود نیروهای مقاومت لبنان، عراق و یمن به تحولات غزه و همچنین عملیات متقابل ایران علیه رژیم صهیونیستی در این چارچوب قابل تحلیل است.
این الگو نشان می دهد که هرگونه درگیری با یکی از اعضای محور مقاومت می تواند منجر به فعال شدن سایر جبهه ها شود. موضوعی که هزینه های استراتژیک رژیم صهیونیستی و حامیان آن را افزایش می دهد.
مدیریت نبرد در حوزه افکار عمومی
نامه اخیر علاوه بر پیام های نظامی و سیاسی، پیام رسانه ای نیز داشت. در شرایطی که دشمن سعی دارد با جنگ روانی ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی را منفعل یا منزوی کند، صدور پیامها، نامهها و رهنمودهای راهبردی رهبر انقلاب، روایتی متفاوت از مدیریت بحران را ارائه میکند.
این روش ارتباطی ضمن حفظ ملاحظات امنیتی، پیامی روشن به افکار عمومی داخل و خارج از کشور می رساند. اینکه روند تصمیم گیری و رهبری جبهه مقاومت همچنان فعال و منسجم است و تبلیغات رسانه ای دشمن نتوانسته در این روند خللی ایجاد کند.
مقاومت لبنان؛ بازیگری که حذف نشد
نکته مهم دیگر از این نامه، تاکید بر ادامه نقش حزب الله در لبنان است. در برهههای مختلف تحلیلها از کاهش توان عملیاتی این جریان صحبت میشد، اما حضور فعال آن در تحولات اخیر این ارزیابیها را مشکوک کرد.
از دیدگاه رهبر انقلاب، مقاومت لبنان همچنان یکی از اضلاع اصلی معادله امنیت منطقه است و جمهوری اسلامی همچنان از این جریان حمایت خواهد کرد. همین موضوع نشان می دهد که تهران آینده رویارویی با رژیم صهیونیستی را نه در قالب نبردهای کوتاه مدت، بلکه در چارچوب یک رویارویی فرسایشی و بلندمدت تحلیل می کند.
در مجموع، پاسخ رهبر انقلاب به رزمندگان حزب الله را می توان سندی راهبردی دانست که چهار محور اصلی را فراتر از یک پیام سیاسی ترسیم می کند. مقاومت به عنوان تنها راه مقابله با سیاست های توسعه طلبانه، تداوم بازدارندگی ترکیبی ایران، تحکیم راهبرد وحدت میدان های مقاومت و تداوم هدایت سیاسی و رسانه ای این جبهه. بر اساس این چارچوب، از دیدگاه جمهوری اسلامی، آینده منطقه نه با عقبنشینی از فشارها، بلکه با حفظ انسجام و تداوم مقاومت تعیین میشود.
منبع : به گزارش میهن تجارت





