تیم ملی در جام ملت‌های آسیا؛ جوان‌گرایی یا جبران نتایج جام‌جهانی؟

به گزارش میهن تجارت، تیم ملی فوتبال ایران در حالی باید خود را برای حضور در جام ملت‌های آسیا آماده کند که همچنان بحث درباره مسیر پیش‌روی این تیم ادامه دارد. از یک سو، نتیجه و عملکرد تیم ملی در جام جهانی انتظارات را برآورده نکرد و این موضوع موجب شده ضرورت ایجاد تغییرات در ساختار و ترکیب تیم بیش از گذشته مطرح شود. از سوی دیگر، فاصله زمانی تا جام ملت‌ها چندان زیاد نیست و تغییرات گسترده، به‌ویژه در ترکیب بازیکنان، می‌تواند ریسک‌هایی را برای تیمی که به دنبال نتیجه‌گیری در یک تورنمنت مهم آسیایی است، به همراه داشته باشد.

در این میان، جوان‌گرایی یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد بحث است؛ اینکه آیا باید فرصت بیشتری به نسل جدید بازیکنان داده شود و تیم ملی از همین حالا مسیر پوست‌اندازی را آغاز کند یا اینکه برای جام ملت‌ها همچنان باید با ترکیبی باتجربه به دنبال نتیجه بود. تجربه نشان داده است که جوان‌گرایی بدون برنامه‌ریزی و زمان کافی می‌تواند دشوار باشد، اما ادامه دادن با ترکیبی مسن نیز ممکن است آینده تیم ملی را با چالش مواجه کند.

طی روزهای گذشته در خبرگزاری ایمنا میزگردی را با حضور محمد صلصالی، پیشکسوت ذوب‌آهن و جلال اکبری و مهدی جعفرپور، پیشکسوتان سپاهان برگزار کردیم که در بخش نخست آن به بررسی شرایط لیگ برتر پرداختیم و در بخش پایانی نیز وضعیت تیم کشورمان برای حضور در جام ملت‌های آسیا و عملکرد شاگردان قلعه‌نویی در جام‌جهانی را ارزیابی کردیم.

ایمنا: درباره سپاهان، ذوب‌آهن و لیگ برتر صحبت کردیم حالا به تیم ملی برگردیم؛ جام ملت‌های آسیا را در پیش داریم برخی معتقدند باید جوان‌گرایی شود و بالاخره این اتفاق رخ دهد نظر شما چیست؟

جعفرپور: معتقدم نتیجه‌گرا شدن فوتبال موجب شده است که نتوانیم به جوانان به‌تدریج میدان بدهیم.برای نمونه وقتی باشگاه هزینه می‌کند، هوادار انتظار نتیجه دارد و در چنین شرایطی جوانان کمتر دیده می‌شوند. مربی هم ریسک نمی‌کند که به بازیکن جوان میدان دهد؛ چون اگر آن بازیکن جوان ناگهان نتواند انتظارات را برآورده کند، تمام فشار متوجه باشگاه، سرمربی و مدیریت خواهد شد. یکی از معضلاتی که امروز به وجود آمده، همین مسئله است. درواقع باید بیشتر به دنبال کیفیت و بازیکن‌سازی برای تیم ملی باشیم، باشگاه‌ها هم باید در این زمینه کمک کنند.

البته وقتی تیمی باشگاهی هزینه می‌کند، طبیعی است که کمتر به بازیکنان جوان میدان دهد. برای نمونه در دهه ۸۰ توقعات تا این اندازه بالا نرفته بود و هزینه‌ها هم به این شکل در چشم نبود. به سپاهان را نگاه کنید این باشگاه یک هدف‌گذاری ۱۰ ساله داشت و ببینید چه استعدادهایی از دل آن بیرون آمدند. ذوب‌آهن هم با همین استعدادها و همین بازیکنان جوان، در بهترین سطح فوتبال آسیا حضور پیدا کرد. برای نمونه جلال اکبری در بالاترین سطح مسابقات آسیایی بازی کرده است، محمد صلصالی همین‌طور و خود من هم در بهترین سطح فوتبال بازی کرده‌ام. چرا؟ چون آن زمان باشگاه‌ها هدف‌گذاری و اصول مشخصی داشتند. نمی‌گویم امروز چنین چیزی وجود ندارد، اما مسئله این است که به دلیل نتیجه‌گرایی و قهرمانی، به‌خصوص در تیم‌هایی که قطب فوتبال هستند شرایط متفاوت شده است.

تیم‌هایی که هزینه می‌کنند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند که به همان شکل گذشته به جوانان میدان بدهند. بازیکن جوان زمانی می‌تواند در کنار بازیکنان بزرگ‌تر به میدان بیاید و خودش را نشان دهد که نفرات باتجربه‌ای در کنار وی حضور داشته باشند. نمونه آن یاسین سلمانی و محمدجواد حسین‌نژاد هستند. این بازیکنان زمانی شرایط مناسبی برای رشد پیدا کردند که نفرات باکیفیت و باتجربه‌ای در کنار آن‌ها بودند. من معتقدم اگر این نتیجه‌گرایی و نگاه صرفاً قهرمانی وجود نداشت، هم باشگاه‌ها و هم تیم ملی می‌توانستند سود بیشتری ببرند. تیم ملی ما مشخصاً از این موضوع آسیب دیده است. باید فوتبال را از ریشه اصلاح کنیم.

اکبری: اعتقاد دارم نداشتن ثبات مدیریت و دیگری نداشتن برنامه‌ریزی بلندمدت در این زمینه اثرگذار است؛ وقتی ثبات مدیریتی وجود نداشته باشد، مشخص است که مدیر نمی‌تواند برنامه خود را به‌طور کامل اجرا کند و وقتی برنامه‌ای وجود نداشته باشد، شرایطی که قرار است در آینده برای نسل بعدی تیم ملی ما اتفاق بیفتد نیز شکل نمی‌گیرد. تا زمانی که این دو مشکل حل نشود، ما مجبوریم دنبال فوتبال نتیجه‌گرا باشیم و هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانیم آینده فوتبال، بازیکنان جوان یا حتی فوتبال کشور را بسازیم. در نهایت ممکن است مربی برای اینکه فشار از روی وی برداشته شود، یکی، دو بازیکن جوان به تیم اضافه کند؛ اما این کافی نیست. اگر برنامه‌ریزی ژاپن را الگوی خودمان قرار دهیم، می‌بینیم که این کشور برنامه‌ای بلندمدت دارد و حتی برای سال‌های بسیار دور هدف‌گذاری کرده است. آن‌ها معتقدند در یک بازه زمانی مشخص می‌توانند قهرمان جام جهانی شوند. ما نمی‌گوییم حتماً باید چنین برنامه بلندمدتی داشته باشیم، اما دست کم باید یک برنامه هشت یا ۱۰ ساله داشته باشیم و آن را به‌طور واقعی اجرا کنیم.

به نظر من این مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند روی آینده فوتبال ما تأثیر بگذارد. در بحث شرایط جام ملت‌ها نیز این سؤال مطرح است که آیا باید از بازیکنان جوان استفاده شود یا خیر. من فکر می‌کنم این اتفاق در مقطع فعلی به‌صورت گسترده رخ نخواهد داد و اگر هم اتفاق بیفتد، شاید در حد سه، چهار بازیکن باشد که بیشتر به‌عنوان بازیکن جدید به تیم ملی اضافه شوند و میانگین سنی تیم را کاهش دهند. نه زمان کافی برای این کار وجود دارد و نه لزوماً آن بازیکن جوان به تجربه لازم رسیده است که بتواند در چنین فشار سنگینی بازی کند. فوتبال آسیا هم دیگر همچون گذشته نیست.

عربستان، کره جنوبی، ژاپن و بسیاری از تیم‌های آسیایی پیشرفت کرده‌اند و دیگر نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم فاصله زیادی با تیم‌هایی همچون اردن یا عمان داریم. حتی تیم‌هایی که در رده‌های دوم یا سوم فوتبال آسیا قرار دارند، در جام جهانی توانسته‌اند خود را نشان دهند و حرفی برای گفتن داشته باشند. برای همین فکر می‌کنم در شرایط فعلی، استفاده گسترده از بازیکنان جوان بسیار محدود و حتی دشوار باشد؛ مگر اینکه فدراسیون فوتبال به‌صورت شفاف و روشن به اهالی ورزش، فوتبال و مردم اعلام کند که سیاست اصلی فوتبال کشور، جوان‌گرایی و ساختن آینده است و اگر در این مسیر نتیجه هم حاصل نشد، اشکالی ندارد.

در چنین شرایطی می‌توان گفت چهار سال بعد، خروجی این برنامه مشخص خواهد شد. به همین دلیل فکر می‌کنم این اتفاق در شرایط فعلی بسیار سخت و حتی غیرممکن است، چون اولویت فدراسیون و سرمربی تیم ملی این است که بعد از جام جهانی، که دستاورد خاصی برای ما به همراه نداشت، حداقل در جام ملت‌های آسیا نتیجه بگیرند و آن ناکامی را جبران کنند.

صلصالی: بازیکنان جوان این پتانسیل را دارند که در تیم ملی بیشتر دیده شوند و باید تعداد آن‌ها افزایش پیدا کند تا کیفیت کار خود را به نمایش بگذارند. به نظرم باید این موضوع را رسانه‌ای کنیم و بگوییم که می‌خواهیم به‌صورت جمعی برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. البته نباید انتظار نتیجه فوری داشته باشیم، اما متأسفانه همه ما به دنبال نتیجه هستیم و خاطره همان نتیجه در ذهن اهالی فوتبال می‌ماند. اگر به فکر آینده باشیم، باید این موضوع را هم ببینیم که هر فردی که مسئولیتی می‌گیرد، طبیعتاً به جایگاه خود و حفظ آن فکر می‌کند و بحث آبرو و نتیجه‌گرفتن هم مطرح است. اگر با تیم جوان وارد مسابقات شویم و نتیجه نگیریم، به نظر من هیچ اشکالی ندارد. کافی است فوتبال فرانسه را نگاه کنید تا ببینید چقدر روی آینده و جوانان کار کرده‌اند و چه فاصله‌ای میان سطح فوتبال آن‌ها و فوتبال ما ایجاد شده است.

همه امروز جلوی پای خود را نگاه می‌کنند و کمتر کسی به فکر آینده است. وقتی از آینده فوتبال صحبت می‌کنیم، منظورمان هم فوتبال و هم جوانانی است که باید برای پیشرفت آن‌ها برنامه داشته باشیم. نظر شخصی من این است که باید از همین حالا برنامه‌ریزی کنیم که چهار سال دیگر و در جام جهانی چه شرایطی داشته باشیم. باید جوان‌ها کم‌کم وارد ترکیب شوند و در جام ملت‌های آسیا از آن‌ها استفاده شود. البته به نظر من تیم ما باید ترکیبی از بازیکنان جوان و باتجربه باشد و نمی‌توان شاکله اصلی را یک‌باره جوان کرد.

ایمنا: به جام‌جهانی اشاره کردید، عملکرد تیم ملی در بازی‌های جهانی چطور بود؟

اکبری: تمام بازی‌ها را به‌طور دقیق دیدم و برداشتی که داشتم این بود که با توجه به شرایط کشور، شرایط تیم ملی و مسئله جنگ، کار بسیار سخت بود. نداشتن بازی‌های تدارکاتی و اردوهای خارجی موجب شد بازیکنان نتوانند به آمادگی مطلوب برسند. ما از لحاظ فوتبالی این موضوع را کاملاً درک می‌کنیم و می‌دانیم که تا حدی حق با مربیان تیم ملی است؛ اما اگر بخواهم درباره عملکرد تیم در جام جهانی صحبت کنم، بر این باور هستم غیر از ضربات ایستگاهی، برنامه خاصی از تیم کشورمان ندیدم. البته ممکن است تمام عواملی که گفتم روی این موضوع تأثیر گذاشته باشد، اما با توجه به شناختی که من از امیر قلعه‌نویی از قبل داشتم وی را مربی شجاع و جسوری می‌دانم که همیشه دوست داشته تیم‌های تحت هدایت وی برای بردن و همچون یک تیم قهرمان بازی کنند.

درست است که یک‌سری فاکتورها و احتیاط‌ها باید در نظر گرفته شود، اما اگر همان میزان شجاعت همیشگی قلعه‌نویی را در جام جهانی می‌دیدیم، به نظر من می‌توانستیم خیلی راحت‌تر نتیجه بگیریم. به‌خصوص بازی نخست ما با نیوزیلند که بسیار تأثیرگذار بود. اگر می‌توانستیم در آن مسابقه سه امتیاز را بگیریم، شرایط کاملاً متفاوت می‌شد. متأسفانه عملکرد بسیار ضعیف خط دفاعی در آن تقابل موجب شد این اتفاق رخ ندهد و همین موضوع بحران و فشار روانی زیادی را در بازی‌های دوم و سوم روی تیم و بازیکنان ایجاد کرد.

با این وجود اعتقاد دارم حتی در بازی مقابل بلژیک هم می‌توانستیم موفق شویم. بلژیک در نیمه دوم، از لحاظ توان بدنی افت کرد و از یک مقطع به بعد، بازی به طور کامل در اختیار ایران بود. اگر بخواهم خلاصه بگویم، ای‌کاش می‌توانستیم با برنامه‌ریزی بهتر و یک استراتژی قوی‌تر وارد مسابقات شویم تا در روز آخر مجبور نباشیم بنشینیم و حسرت بخوریم که چرا از میان سه مسابقه دست کم در یکی از آن‌ها شرایط به شکلی رقم نخورد که تیم ملی بتواند صعود کند. من اعتقاد دارم از لحاظ فنی، دستاورد خاصی در جام جهانی برای تیم ملی ما به وجود نیامد و تفاوتی با دوره‌های قبلی نداشتیم؛ در آن دوره‌ها صعود نکردیم و این دوره هم صعود نکردیم. زمانی می‌توانیم ادعا کنیم که در جام جهانی دستاوردی داشته‌ایم که تیم بتواند عملکرد فنی خوبی داشته باشد و به یک صعود ارزشمند برسد تا بگوییم تغییراتی واقعی در تیم ملی ایجاد شده است. البته اگر بخواهیم آسیب‌شناسی کنیم، دلایل زیادی می‌توانسته روی عملکرد تیم ملی تأثیر گذاشته باشد.

جعفرپور: برای جام‌جهانی بازیکنانی که انتخاب می‌شوند، باید بالا و پایین فوتبال را چشیده باشند و تجربه کافی داشته باشند تا بتوانند فشار موجود در مسابقات جام جهانی را تحمل کنند. خود مربی تیم ملی نیز بارها به اهمیت تجربه اشاره کرده است. با وجود اینکه چنین انتخابی صورت گرفت و بازیکنانی با سن بالاتر و تجربه بسیار خوب در تیم ملی بودند در بازی اول نتوانستند خود را با شرایط جوی هماهنگ کنند و با فضای تیم کنار بیایند.

ساختار دفاعی ما در بازی نخست فوق‌العاده ضعیف بود و همین مسئله موجب شد به نتیجه دلخواه نرسیم. حتی برخی مربیان گفتند اگر تیم آن‌ها به جام‌جهانی می‌رفت نتیجه بهتری می‌گرفتند چرا این صحبت را مطرح کردند؟ زیرا می‌دانستند باید دفاعی بازی کنند؛ وقتی ساختار دفاعی ضعیف باشد، طبیعی است که تیم ملی در دقایق ابتدایی بازی دچار مشکل شود. اینکه چرا چنین اتفاقی افتاد، می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. شاید سن بالای برخی بازیکنان مؤثر بود شاید ملی پوشان ما تمرکز کافی وجود نداشته‌اند شاید بازی‌های تدارکاتی مناسبی انجام نشده یا شرایط بدنی و ذهنی بازیکنان برای چنین مسابقه‌ای آماده نبوده است. مجموعه این عوامل می‌تواند موجب شود اتفاقی که در بازی اول رخ داد، رقم بخورد. گاهی می‌دیدیم بازیکن حریف در فاصله پنج یا شش متری دروازه ما به‌راحتی می‌چرخد. این اتفاق نشان می‌دهد که آن آمادگی و تمرکز لازم مقابل نیوزیلند وجود نداشته است.

شاید تیم کشورمان به اندازه کافی بازی‌هایی با چنین فشاری انجام نداده بود. چراکه تمام اهالی فوتبال دیدند تیم قلعه‌نویی در بازی با بلژیک بسیار بهتر شد و فوتبال زیباتری ارائه کرد. حتی مقابل بلژیک هم به نظرم می‌توانستیم برنده باشیم.چراکه بازی نخست تا حدی تبدیل به یک مسابقه تدارکاتی و آزمون و خطا شد و بازیکنان در آن مسابقه تجربه کسب کردند.

اگر بخواهیم یک تیم ملی خوب داشته باشیم، باید به این نکته توجه کنیم که هرچقدر برای یک موضوع زمان بیشتری صرف کنیم، نتیجه بهتری می‌گیریم. شما نگاه کنید که ما چه زیرساختی داریم؟ نمی‌توانیم فقط بگوییم فوتبال باید خوب باشد، مربی باید کار خود را درست انجام دهد و بازیکن هم باید عملکرد مناسبی داشته باشد. امکانات ریکاوری ما چیست؟ بازیکنی که قرار است هر چهار روز یک‌بار بازی کند، چه امکاناتی برای ریکاوری دارد؟ در بسیاری از موارد نهایت امکانات ما یک استخر آب سرد است. وقتی بازیکن مصدوم می‌شود، باید در کمترین زمان ممکن وی را به شرایط مسابقه برگردانیم، اما امکانات لازم برای این کار را نداریم. باشگاه‌ها هزینه‌های میلیاردی برای بازیکنان انجام می‌دهند و بازیکنان هم برای بازی کردن پول می‌گیرند، اما اگر یک بازیکن مصدوم شود، ممکن است دو یا سه ماه از فوتبال دور باشد؛ بخشی از این موضوع به دلیل ضعف امکانات است.

ما باید زیرساخت‌هایی داشته باشیم که از مصدومیت بازیکنان جلوگیری کند. بسیاری از زمین‌های ما کیفیت مناسبی ندارند و سفت بودن زمین می‌تواند باعث افزایش مصدومیت‌ها شود. بخش قابل توجهی از مصدومیت‌های بازیکنان در ایران می‌تواند به نبود زمین مناسب مربوط باشد. زمین باید یکدست باشد؛ نه اینکه یک قسمت آن سفت و قسمت دیگر نرم باشد یا سطح زمین در نقاط مختلف بالا و پایین شود.

این موضوع در دویدن بازیکن بسیار مهم است. وقتی زمین تراز نباشد، بازیکن نمی‌تواند به شکل طبیعی حرکت کند و همین مسئله احتمال آسیب‌دیدگی را افزایش می‌دهد. کیفیت توپ‌ها هم موضوع مهمی است. کیفیت توپ مورد استفاده در لیگ ایران با توپ‌هایی که در لیگ‌های اروپایی استفاده می‌شود، تفاوت دارد و این مسئله نیز می‌تواند روی کیفیت بازی تأثیر بگذارد.

صلصالی: در بازی نخست جام‌جهانی خط دفاعی ما فوق‌العاده ضعیف بود. این مسئله نگران‌کننده است. در مورد اتفاقاتی که تا امروز رخ داده است نیز به نظر من دیگر هرچه بوده، تمام شده و باید به آینده فکر کنیم. حالا باید ببینیم چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا شرایط بهتر شود. من معتقدم فشار رسانه‌ای و بحث پاسخ‌گویی باید کمتر شود. پاسخ‌گویی ایرادی ندارد، اما اینکه سرمربی یا مسئولان بخواهند در برابر هر صحبت و هر انتقادی پاسخ بدهند، ممکن است موجب بیشتر شدن دلخوری‌ها و ایجاد بحث‌های جدید در رسانه‌ها و فضای مجازی شود و در نهایت به ضرر فوتبال تمام شود.

به نظر من باید همه بنشینند و در یک جلسه، درباره مسائل مختلف صحبت کنند و این بحث‌ها را تمام کنند. دیگر هدف باید تیم کشورمان و منافع ملی باشد. از نظر من تیم ملی باید هم از لحاظ نتیجه‌گرفتن و هم از لحاظ آینده‌نگری برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری داشته باشد. هرچه در جام‌جهانی بوده تمام شده و باید به آینده فکر کنیم؛ اینکه چهار سال دیگر در جام جهانی چه شرایطی داشته باشیم یا در جام ملت‌های آسیا چه عملکردی ارائه دهیم. اینکه بخواهند مرتب جواب بدهند و وارد بحث‌های رسانه‌ای شوند، چیزی جز ضرر برای فوتبال ندارد.

جعفرپور: یک نکته را هم اشاره کنم که بسیاری می‌گویند چرا در جام‌جهانی جوان‌گرایی نشد؛ برای نمونه می‌گویند امیرحسین محمودی باید به تیم ملی دعوت شود و فیکس بازی کند این صحبت بر چه مبنایی است؟ در دهه ۸۰، شما به این راحتی به تیم ملی دعوت نمی‌شدید. بازیکن باید سه، چهار یا حتی پنج سال ثبات خود را حفظ کند تا به تیم ملی دعوت شود. امروز فرصتی برای جوانان ایجاد شده است، اما گاهی بازیکن با پنج بازی به تیم ملی می‌رود و حتی در مسابقات مهم بازی می‌کند که به نظر من این کار بسیار اشتباه است.

زمانی دعوت شدن به تیم ملی بسیار سخت بود و بازیکن باید مدت زیادی در سطح بالا بازی می‌کرد.برای نمونه من نزدیک به ۱۴ سال در لیگ برتر بازی کردم، اما رقابت برای رسیدن به تیم ملی آن‌قدر سخت بود که تعداد بازی‌های ملی‌ام زیاد نشد. امروز اگر بازیکنی همچون امیرحسین محمودی بعد از چند بازی به تیم ملی برود و حتی در جام جهانی بازی کند، همه انتظار دارند که همان‌جا هم عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته باشد. در حالی که این بازیکن هنوز فشار مسابقات در سطح بالا را تجربه نکرده است. بازیکن جوان باید در لیگ بازی کند، تجربه کسب کند اینکه فقط بگوییم بازیکن جوان باید به تیم ملی برود و بازی کند، ممکن است حتی به ضرر همان بازیکن تمام شود. شاید بازیکن جوان در چنین شرایطی نتواند خیلی سریع پاسخ لازم را بدهد و در نهایت از چرخه تیم ملی خارج شود.

از نظر من ابتدا باید سرمربی باشگاه‌ها و مدیران، صرفاً روی قهرمانی تمرکز نکنند. اگر به دهه ۸۰ نگاه کنیم، می‌بینیم چه نسلی از دل سپاهان بیرون آمد. محرم نویدکیا، محمود کریمی، جلال اکبری، مهدی جعفرپور و بسیاری از بازیکنان دیگر از دل همین باشگاه بیرون آمدند. بازیکنان بومی اصفهانی زیادی در آن دوره رشد کردند. چرا آن زمان چنین اتفاقی رخ می‌داد، اما امروز کمتر شاهد آن هستیم؟ یکی از دلایل آن، نتیجه‌گرایی و کاهش ثبات مدیریتی و مربیگری در فوتبال است. اگر بتوانیم ثبات مدیریتی را تقویت کنیم، به سرمربی و کادر فنی اعتماد داشته باشیم و این اعتماد بلندمدت باشد، مطمئن باشید از دل تیم‌های لیگ برتری بازیکنان جوان باکیفیت هم بیرون خواهند آمد.

شاید بازیکن جوان در چنین شرایطی نتواند خیلی سریع پاسخ لازم را بدهد و در نهایت از چرخه تیم ملی خارج شود. به نظر من این ثبات باید از داخل باشگاه ایجاد شود. باید به بازیکن جوان اعتماد کنند و اجازه دهند در مسابقات مختلف بازی کند و تجربه به دست بیاورد. فشار بازی در مسابقات داخلی با مسابقات آسیایی و جهانی از زمین تا آسمان متفاوت است.

تیم ملی در جام ملت‌های آسیا؛ جوان‌گرایی یا جبران نتایج جام‌جهانی؟

ایمنا: فدراسیون سال‌ها است از سرمربیان خود حمایت همه جانبه دارد و شاید کمتر دیده می‌شود که سرمربیان ملی ما پاسخگو باشند؛ این موضوع چه میزان به ما آسیب زده است؟

اکبری: یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های مدیریتی در کشور همین است که افرادی که تخصص ورزشی و فوتبالی دارند و باید در رأس تصمیم‌گیری باشند و از مربی بخواهند توضیح دهد که دلیل یک تعویض، یک اردو یا یک تصمیم فنی چه بوده است، حضور پررنگی در تصمیم‌گیری‌های کلان فوتبال ندارند. بیشتر اوقات افراد غیرورزشی و غیر فوتبالی درباره موضوعات کلان فوتبال تصمیم می‌گیرند و ارگان مشخصی هم وجود ندارد که بخواهد این مسائل را پیگیری کند یا مسئولیت‌ها را مشخص کند.

در چنین شرایطی، همه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و در نهایت می‌گویند در حال حاضر سرمربی کار خود را ادامه دهد تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. به نظر من، افرادی که تخصص لازم را دارند باید حضور داشته باشند و از سرمربی توضیح بخواهند. در همه جای دنیا نیز همین‌گونه است. سرمربی تیم ملی باید در برابر مردم و کشور پاسخ‌گو باشد. حتی اگر مربی عملکرد خوبی داشته باشد اما در نهایت موفق به کسب نتیجه نشود، باید بتواند درباره اتفاقاتی که رخ داده توضیح بدهد و مردم و مسئولان را نسبت به تصمیم‌ها و عملکرد خود توجیه کند. شما شرایط کره جنوبی را ببینید؛ وقتی تیم ملی این کشور در یک مسابقه نتیجه نمی‌گیرد، تمام مسئولان درباره عملکرد تیم و دلایل آن صحبت می‌کنند و موضوع مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما در فوتبال ایران چینین شرایطی وجود ندارد.

صلصالی: از نظر من باید یک میزگرد تشکیل و جلسه‌ای برگزار شود که افراد مشخصی که در این حوزه فعالیت کرده‌اند و پیشکسوتانی که همه آن‌ها را قبول دارند، حضور داشته باشند. سرمربی تیم ملی به طور طبیعی باید پاسخ‌گو باشد، اما اینکه همه بخواهند در هر برنامه‌ای از وی سؤال کنند که چرا این اتفاق افتاد یا چرا آن تصمیم گرفته شد و بعد این بحث‌ها وارد فضای مجازی شود، شرایط را سخت‌تر می‌کند.

وقتی فشار زیادی روی سرمربی تیم ملی وجود داشته باشد، طبیعی است که بگوید چرا باید پاسخ‌گو باشم و چرا باید در برابر همه جواب بدهم. به نظر من باید یک میزگرد تشکیل جلسه بدهند و همین سؤال‌ها در آن جلسه مطرح شود. حتی اگر لازم باشد، می‌توان این جلسه را به‌صورت عمومی برگزار و پخش کرد. متأسفانه شرایط فوتبال ما با بسیاری از کشورهای دیگر قابل مقایسه نیست و باید متناسب با شرایط خود برای آینده فوتبال و تیم ملی تصمیم‌گیری کنیم.

جعفرپور: وقتی تصمیمی گرفته می‌شود، باید افرادی که تخصص لازم را دارند پیش از وقوع اتفاقات درباره آن تصمیم بررسی کنند. اینکه بعد از وقوع یک اتفاق دائم بپرسیم چرا این اتفاق افتاد و چرا آن تصمیم گرفته شد، دیگر فایده‌ای ندارد. ما باید پیشگیری کنیم. قبل از اینکه چنین اتفاقاتی رقم بخورد، افرادی که تخصص لازم را دارند باید بنشینند و احتمالات مختلف را بررسی کنند؛ ببینند چه آسیب‌هایی ممکن است به وجود بیاید و برای جلوگیری از آن‌ها چه کاری باید انجام شود. اینکه بعد از مسابقه بپرسیم چرا این‌گونه بازی کردیم، چرا آن تصمیم گرفته شد یا چرا تاکتیک دیگری اجرا نشد، تا حد زیادی به اعتقاد، اصول و تفکرات تاکتیکی سرمربی مربوط می‌شود.

مربی بر اساس سبک و تفکرات خود تصمیم می‌گیرد و عملکرد و رزومه وی نیز مشخص است. به نظر من باید قبل از انتخاب و پیش از اینکه تصمیم نهایی گرفته شود، همه جوانب را بررسی کرد. همان‌طور که جناب اکبری اشاره کردند، افرادی که تخصص این کار را دارند باید کنار هم بنشینند و با هم‌فکری، آسیب‌ها و احتمالات را بررسی کنند. این پروسه و این سؤال‌ها باید قبل از تصمیم‌گیری انجام شود. اینکه حالا اتفاقاتی رخ داده و بعد بخواهیم از قلعه‌نویی بپرسیم چرا این اتفاق افتاد یا چرا آن اتفاق رخ داد، به نظرم مسئله اصلی را حل نمی‌کند. سبک فوتبال، اعتقاد، تفکر و عملکرد وی مشخص است و این سرمربی در ادوار مختلف لیگ برتر و حتی در تیم ملی عملکردهای خوبی داشته‌ است.

اگر من هم جای رئیس فدراسیون بودم، از تصمیمی که گرفته شده حمایت می‌کردم؛ چون وقتی خود ما یک تصمیم را می‌گیریم، باید تا پایان از آن حمایت کنیم و پای آن بایستیم. اما نکته مهم این است که پیش از انتخاب باید زمینه‌سازی لازم را انجام دهیم تا تصمیمی که می‌گیریم، بر اساس بررسی کارشناسی و با در نظر گرفتن همه جوانب باشد و در نهایت اتفاقات خوبی برای فوتبال کشور رقم بخورد.

تیم ملی در جام ملت‌های آسیا؛ جوان‌گرایی یا جبران نتایج جام‌جهانی؟

ایمنا: به عنوان صحبت پایانی اگر خاطره‌ای از دوران حرفه‌ای خود دارید برای ما تعریف کنید.

صلصالی: برای اردوی تیم ملی جوانان من و جلال اکبری به همراه چند بازیکن دیگر از اصفهان دعوت شدیم؛ موقع برگشت دم ترمینال جنوب منتظر اتوبوس ایستاده بودیم که یک مرتبه دیدیم جلال به همراه سه بازیکن دیگر بدون اینکه به ما خبر بدهند با تاکسی به اصفهان برگشتند و ما را جا گذاشتند.

جعفرپور: بهترین خاطره من با سپاهان همان چهار دوره قهرمانی است که موجب شد فوتبال ایران از حالت دو قطبی خارج شود. آن روزها بهترین دوران فوتبالی من بود چراکه مردم اصفهان بسیار خوشحال بودند.

اکبری: در زمان فرهاد کاظمی به سپاهان آمدم، وی بعد از هر تمرین زمان آزادی را در اختیار بازیکنان قرار می‌داد، من نوجوان بودم و در حال تمرین ایستگاهی بودم که توپ من بعد از برخورد به تیرک برگشت و من توپ ریباندی را شوت کردم، همان توپ به سر فرهاد کاظمی برخورد کرد و زمین خورد که در نهایت به اخراج یک هفته‌ای من از تیم هم منجر شد.

جعفرپور: من هم مشابه این خاطره را دارم؛ زمان تاوارس در طل تمرین زیر توپ زدم که به سر وی برخورد کرد؛ یا برای نمونه زمان فرهاد کاظمی بازی درون تیمی داشتیم که وی حین بازی به من گفت تکل بزن، روی پای کمک مربی طوری تکل زدم که هر دو دست وی را گچ گرفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی