با سنگین‌تر شدن هزینه جنگ اقتصادی ترامپ، تهران ممکن است برای به‌دست آوردن اهرم بیشتر به سمت رویکردی تهاجمی‌تر برود

با سنگین‌تر شدن هزینه جنگ اقتصادی ترامپ، تهران ممکن است برای به‌دست آوردن اهرم بیشتر به سمت رویکردی تهاجمی‌تر برود
پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

سعید جعفری در فارین پالیسی نوشت: عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی در ۲۸ مرداد یکی از صریح ترین توصیفات از وضعیت اقتصاد ایران تا آن زمان را ارائه کرد. وی گفت: صادرات نفت ایران در نتیجه محاصره دریایی آمریکا تقریباً متوقف شده و میزان ارز در دسترس صنایع ایران نسبت به یک سال گذشته 30 درصد کاهش یافته است. به گفته همتی، در نتیجه وضعیت اقتصادی حتی از سال 2018 تا 2020 که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا کمپین فشار حداکثری را علیه تهران آغاز کرد، بدتر شده است.

به گزارش «میهن تجارت»؛ در ادامه این مقاله آمده است: ترامپ در همان روز از آغاز کمپین جدید «جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی سابقه» علیه ایران خبر داد و هشدار داد کشورهایی که «هر نوع نجاتی» برای تهران فراهم کنند، با «عواقب اقتصادی بسیار سنگین» مواجه خواهند شد.

چند ساعت بعد، اسکات بسانت، وزیر خزانه داری آمریکا اعلام کرد که محاصره دریایی با شدیدترین تحریم هایی که ایالات متحده تاکنون اعمال کرده است، همراه خواهد بود. بسنت همچنین گفت که افزایش فشار اقتصادی می تواند نیاز به عملیات نظامی گسترده دیگری را برطرف کند.

به نظر می رسد که ایالات متحده به جای ادامه کمپین های بمباران، اکنون به جنگ اقتصادی و محاصره دریایی تکیه کرده است تا تهران را مجبور به تسلیم کند. برای واشنگتن، این روش خطر نیروهای آمریکایی و فشار بر ذخایر مهمات این کشور را کاهش می دهد. برای تهران تفاوت هزینه های پرداخت شده توسط دو طرف به یک چالش تبدیل شده است. به همین دلیل تعدادی از شخصیت‌های سیاسی و نظامی ایران از تهران خواسته‌اند که با دکترین نظامی تهاجمی‌تر پاسخ دهد. استدلال آنها این است که ایران باید برای تغییر وضعیت فعلی و افزایش هزینه ادامه محاصره برای آمریکا اقدام کند.

ایران سال‌ها بر رویکردی موسوم به «صبر استراتژیک» در برابر فشارهای اسرائیل و آمریکا تکیه کرد. بر اساس این رویکرد، تهران به حملات مستقیم پاسخ داد، اما سعی کرد دامنه واکنش خود را محدود کند. هدف تحمیل هزینه به طرف مقابل بود، بدون اینکه درگیری به جنگ گسترده‌تری تبدیل شود که می‌تواند موجودیت جمهوری اسلامی را تهدید کند.

ایران همچنین از «محور مقاومت»، یک شبکه منطقه ای از گروه های مسلح، به عنوان بخشی از استراتژی خود استفاده کرد. این گروه ها به تهران کمک کردند تا درگیری با اسرائیل و آمریکا را در منطقه خاکستری نگه دارد و بخش بزرگی از جنگ را از خاک ایران دور نگه دارد.

در ژانویه 2020، قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران در یک حمله هوایی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بین‌المللی بغداد ترور شد. ایران در پاسخ، پایگاه‌هایی که نیروهای آمریکایی در عراق در آن مستقر هستند را با موشک‌های بالستیک هدف قرار داد، اما قبل از حملات به عراق هشدار داد و نیروهای آمریکایی فرصت رفتن به پناهگاه را پیدا کردند. ترامپ سپس تصمیم گرفت که تلافی نکند.

در آوریل 2024، حمله هوایی اسرائیل به مجتمع سفارت ایران در دمشق، هفت تن از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ترور کرد. 12 روز بعد، ایران با شلیک بیش از 300 موشک و پهپاد به اسرائیل پاسخ داد. اکثر آنها رهگیری شدند و در این حمله کسی کشته نشد. ایران بعدها از همین الگو پیروی کرد، به ویژه پس از بمباران تاسیسات هسته ای آمریکا در سال 2025.

همه این پاسخ های محدود برای جلوگیری از یک جنگ همه جانبه با آمریکا طراحی شده بودند، اما در نهایت نتوانستند از آن جلوگیری کنند. محدودیت های این رویکرد در 28 فوریه آشکارتر شد. زمانی که حملات آمریکا و اسرائیل آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی و شخصیت های سیاسی ایران را هدف قرار داد و ترور کرد.

در آن مقطع تهران که احساس می کرد چیزی برای از دست دادن ندارد، در استراتژی خود تجدید نظر کرد. دولت ایران با درک اینکه با یک تهدید وجودی مواجه است، دست به حملات متقابلی زد و پایگاه ها و زیرساخت های آمریکا را در سراسر منطقه هدف قرار داد و تنگه هرمز را بست.

محاصره دریایی آمریکا و فشار اقتصادی بر ایران اکنون تهدید جدیدی ایجاد کرده است که مقامات ایرانی ممکن است آن را «وجودی» بدانند. پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده در 13 اوت گفت که نیروی دریایی ایالات متحده می تواند محاصره دریایی را به طور نامحدود ادامه دهد. برای ایران، ادامه این وضعیت هر روز به معنای درآمد کمتر نفتی، دسترسی محدودتر به ارز خارجی و آسیب بیشتر به اقتصادی است که در حال حاضر با مشکلات جدی مواجه است.

صبر راهبردی تا زمانی که جمهوری اسلامی بتواند در مقابل فشارها مقاومت کند مفید بود. اما با ادامه محاصره دریایی، زمان رو به پایان است و تهران اهرم فشار خود را از دست می دهد.

نتیجه این وضعیت موجی از اظهارنظرهای مستمر مقامات ایرانی درباره احتمال تشدید تنش بوده است.

اگر ایران تصمیم بگیرد رویکرد تهاجمی تری اتخاذ کند، به این معنا نیست که تهران خواهان یک جنگ طولانی مدت است. هدف اصلی می تواند افزایش هزینه محاصره برای واشنگتن باشد به طوری که ایالات متحده تصمیم به کاهش آن بگیرد یا برای پایان دادن به آن وارد مذاکره شود.

زمانی که رهبر جمهوری اسلامی در 18 مرداد، احمد وحیدی را به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کرد، در حکم انتصاب وی بر «بازدارندگی حداکثری» و آمادگی برای انجام «عملیات تهاجمی قدرتمند علیه دشمن» تاکید شد.

در 21 مرداد ماه، محمدرضا نقدی، مشاور ارشد سپاه نیز موضع مشابهی را بیان کرد و گفت که این دستور مستلزم توسعه توانمندی های لازم برای دکترین تهاجمی از سوی سپاه است. نقدی گفت: ارتش در صورت صدور دستور باید بتواند در خاک دشمن عملیات نظامی انجام دهد.

چند روز بعد، یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه نیز همین موضع را تکرار کرد و گفت که اقدامات ایران همچنان تدافعی است، اما می تواند تهاجمی شود.

در 17 اوت، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت که با به بن بست رسیدن دیپلماسی، ایران به سمت یک رویکرد “کاملا تهاجمی” پیش خواهد رفت. این مقام همچنین گفت که در صورت شکست مذاکرات، تهران آماده انجام یک حمله «به موقع و دقیق» برای شکستن محاصره دریایی آمریکا است.

31 مرداد، حدود دو هفته پس از انتصاب محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفت و گو با صداوسیما گفت که راهبرد دفاعی کشور تغییر کرده است.

رضایی گفت: راهبرد دفاعی ما تغییر کرده است، ایران امروز دیگر ایران قبل از جنگ نیست، وی افزود: تغییراتی در نحوه جنگ و دیپلماسی کشور ایجاد خواهد شد.

مجید شاکری، اقتصاددان و مشاور محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در اوایل مرداد ماه گفته بود که ایران باید یک دوره طولانی نه جنگ و نه صلح را مدیریت کند. اما تنها ده روز بعد، پس از اینکه واشنگتن یک کمپین جدید فشار اقتصادی را اعلام کرد، لحن او تغییر کرد.

شکری نوشت: پاسخ نظامی ایران به حمله اقتصادی آمریکا ضروری، منطقی و به موقع است. وی افزود: اکنون بهترین زمان ممکن برای تشدید تنش نظامی توسط ایران است.

شاکری تنها کسی نبود که خواستار واکنش شدیدتر شد. چند ساعت پس از اعلام کمپین جدید فشار اقتصادی ترامپ، علیرضا سلیمی، یکی از اعضای کمیته رئیس مجلس هشدار داد که «اگر ایران نتواند نفت خود را صادر کند، هیچ کشوری قادر به صادرات نفت نخواهد بود».

اظهارات بعدی سرنخ هایی در مورد نوع تشدید تنش هایی که تهران ممکن است در نظر داشته باشد ارائه کرده است. روزنامه تندرو کیهان در ابتدای تابستان پیشنهاد هدف قرار دادن مراکز مهم تجاری و تاسیسات نفتی در کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی را داد. این روزنامه در 27 مرداد از شورای عالی امنیت ملی خواست تا مجوز انجام «عملیات تهاجمی قدرتمند» را برای شکستن محاصره صادر کند.

علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران در 28 مرداد به کشورهای حوزه خلیج فارس هشدار داد که کمک به عملیات نظامی آمریکا به معنای پیوستن به جنگ علیه ایران است.

روز بعد روزنامه جوان وابسته به سپاه اظهارات مهدی محمدی مشاور قالیباف را منتشر کرد. محمدی گفت که ایران محاصره را فقط برای یک «دوره معقول» تحمل خواهد کرد و پس از آن ممکن است عملیات پیشگیرانه را از سر بگیرد. وی به یمن و نقشی که حوثی ها می توانند در اطراف باب المندب ایفا کنند اشاره کرد.

محسن رضایی در ادامه همین گفت و گو در 31 مرداد به کشورهای همسایه هشدار داد که به کمپین اقتصادی آمریکا نپیوندند. وی گفت: ایران ابتدا از آنها خواهد خواست که در این کمپین شرکت نکنند، اما در صورت مشارکت، تهران آنها را دشمن تلقی کرده و منافع آنها را هدف قرار خواهد داد.

رضایی گفت در چنین شرایطی ایران اجازه نخواهد داد «حتی یک قطره نفت» از خلیج فارس عبور کند. وی همچنین خاطرنشان کرد: ایران تاکنون پایگاه های آمریکایی را هدف قرار داده است، اما هنوز به منافع اقتصادی آمریکا در منطقه حمله نکرده است.

فایننشال تایمز نیز به طور جداگانه به نقل از دو منبع ایرانی ناشناس گزارش داد که تهران حمله به کابل های فیبر نوری زیردریایی در تنگه هرمز را در صورت از سرگیری عملیات نظامی واشنگتن در نظر گرفته است.

این اظهارات نشان دهنده برنامه مشخص یا فهرست رسمی اهداف نیست، اما نشان می دهد که بحث تغییر استراتژی در ایران جدی تر شده است. اختلال در زیرساخت های حمل و نقل یا انرژی منطقه می تواند قیمت نفت و بنزین را افزایش دهد و فشار سیاسی بیشتری بر ترامپ پیش از میهن تجارتات میان دوره ای نوامبر وارد کند.

اسکات بسانت در 20 اوت گفت: این سیاست در ایران جواب می دهد و ما این دولت را ساقط می کنیم.

بعید است مقامات تهران چنین سخنانی را پیشنهادی برای مذاکره بدانند. واکنش آنها پس از ترور رهبران ارشد نشان داد که وقتی احساس می کنند موجودیت جمهوری اسلامی در خطر است، محاسباتشان با شرایط عادی فرق می کند.

بستن تنگه هرمز با هدف انتقال بیشتر هزینه های اقتصادی جنگ به آمریکا و بازارهای جهانی انرژی انجام شد. اما رهبران ایران ممکن است اکنون به این نتیجه رسیده باشند که بسته نگه داشتن این تنگه به ​​تنهایی فشار کافی بر واشنگتن برای تغییر موضعش وارد نکرده است.

اگر ایران تصمیم بگیرد این مسیر را ادامه دهد، ممکن است جعبه پاندورا را باز کند. زیرا آمریکا می تواند با دامنه وسیع تری پاسخ دهد و دو طرف بار دیگر وارد یک جنگ تمام عیار خواهند شد.

با این حال، رهبران ایران نیز ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که وضعیت فعلی دیگر امکان پذیر نیست. اگر میانجی‌ها نتوانند تهران و واشنگتن را به میز مذاکره بازگردانند و دو طرف اجرای یادداشت تفاهم خود را آغاز نکنند، ایران ممکن است تصمیم بگیرد قبل از تضعیف اقتصادش و از دست دادن اهرم‌های بیشتر، اقدامی انجام دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *