فرزندپروری آگاهانه؛ از مطالعه والدین تا شناخت احساسات کودک

فرزندپروری آگاهانه؛ از مطالعه والدین تا شناخت احساسات کودک

به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، رشد کودک تنها در نتیجه آموخته های او شکل نمی گیرد. بخش مهمی از شخصیت و نگرش او به خود، دیگران و زندگی در طول رابطه ای که هر روز با والدین و مراقبانش تجربه می کند شکل می گیرد. نوع صحبت، واکنش به گریه و عصبانیت، میزان توجه و حتی نحوه صحبت والدین در مورد مشکلات زندگی پیام هایی است که کودک دریافت می کند و به تدریج در ذهن خود تفسیر می کند.

در این میان یکی از چالش های تربیتی این است که والدین گاهی انتظاراتی فراتر از مرحله رشد کودک دارند و رفتار او را با معیارهای بزرگسالان می سنجند. در حالی که کودک هنوز در حال یادگیری تشخیص احساسات، کنترل احساسات، حل مشکلات و درک روابط است، نمی توان از او انتظار داشت که مانند یک بزرگسال تصمیم بگیرد یا واکنش نشان دهد. درک این تفاوت به معنای نادیده گرفتن یا نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست، بلکه به معنای انتخاب روشی متناسب با سن و توانایی کودک است.

از سوی دیگر، وضعیت روحی والدین نیز بخشی از محیط آموزشی خانه را تشکیل می دهد. کودکی که دائماً با شکایت، ناامیدی و تأکید بر آنچه که ندارد، مواجه است، ممکن است به تدریج زندگی را از دریچه شکست ببیند. همانطور که تجربه امنیت، محبت و حضور مطمئن می تواند به او کمک کند تا دنیا را به عنوان محیطی قابل پیش بینی و امن تر تجربه کند و به همین دلیل فرزندپروری آگاهانه تنها مجموعه ای از فنون تربیتی نیست و به کیفیت رابطه عاطفی والدین و فرزند نیز بستگی دارد.

شناخت احساسات کودک بخش دیگری از این مسیر است. وقتی والدین به جای سرکوب گریه یا سرزنش خشم تلاش می کنند تا احساسات کودک را ببینند، آنها را زیر سوال ببرند و به آنها کمک کنند تا احساسات کودک را نام ببرند، در واقع مهارتی را آموزش می دهند که در سال های بعد مهم خواهد بود. کودک به تدریج یاد می گیرد که احساسات خود را بشناسد و در مورد آنها صحبت کند. مهارتی که می تواند زمینه ساز یک رابطه سالم تر با خود و دیگران باشد.

فرزندپروری آگاهانه؛ از مطالعه والدین تا شناخت احساسات کودک

آغوش امن، گفتگوی صادقانه و امید؛ سه پایه مهم در رابطه والد و فرزند

احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده وی در گفت وگو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت، با تاکید بر لزوم توجه والدین به اصول تربیتی و با بیان اینکه مطالعه در عصر حاضر تنها به معنای کتابخوانی نیست، گفت: گوش دادن به مطالب آموزشی، استفاده از منابع معتبر، مشاهده مطالب مناسب و بحث در مورد مسائل آموزشی نیز می تواند به افزایش دانش والدین کمک کند.

وی با بیان اینکه یکی از مشکلات رایج در خانواده های تک فرزند این است که گاهی والدین با فرزند خردسال خود مانند بزرگسالان صحبت می کنند، افزود: به عنوان مثال از کودک پنج ساله انتظار دارند منطقی، مسئولیت پذیر و مطابق با معیارهای بزرگسالان رفتار کند، در حالی که باید با توجه به سن و مرحله رشد با کودک برخورد کرد و صحبت کردن به زبان کودک به معنای ورود به دنیای کودک و تقلید به دنیای کودک نیست. و نحوه نگرش او به جهان را درک کند.

این روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه والدین نیز باید مراقب باشند که ناامیدی و نارضایتی خود را به کودک منتقل نکنند، تصریح کرد: زمانی که والدین فقط از زندگی، مشکلات، محرومیت ها و کمبودهای خود گلایه می کنند، ممکن است کودک این پیام را دریافت کند که زندگی چیزی جز شکست و شکست نیست.

نامگذاری احساسات؛ مهارتی که کودک را با دنیای عاطفی خودش آشنا می کند

پدرام ادامه داد: چنین فضایی می تواند احساس گناه، احساس گناه، بدبینی و ناامیدی را در کودک ایجاد کند. در حالی که یکی از مهمترین وظایف والدین انتقال امید به کودک در کنار واقع بین بودن است و سال اول زندگی کودک دوران بسیار مهمی برای شکل گیری اعتماد اساسی است.

وی با بیان اینکه کودک باید در آغوش مادر، پدر یا فردی که مراقب اصلی او است احساس امنیت کند، گفت: این احساس امنیت، زمینه شکل گیری اعتماد اولیه را فراهم می کند، بنابراین حتی اگر مادر یا پدر به دلیل اشتغال نتوانند به طور دائم در کنار کودک باشند، کیفیت رابطه با کودک و میزان امنیت و آرامشی که در حضور مراقب دریافت می کند بسیار مهم است.

این روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه بهتر است به جای قضاوت، احساسات کودک را شناسایی و نام ببریم، افزود: اگر کودک عصبانی است می توان گفت: «می بینم عصبانی هستی» و اگر گریه می کند به جای سرزنش کنجکاو باشیم و بپرسیم چه اتفاقی افتاده و چه چیزی او را ناراحت کرده است و این روش به کودک کمک می کند تا احساسات خود را بشناسد و به جای اینکه احساساتش را خاموش کند، می تواند در مورد آن صحبت کند یا خاموش شود. صحبت کردن

فرزندپروری آگاهانه؛ از مطالعه والدین تا شناخت احساسات کودک

فرزندپروری آگاهانه قبل از اینکه به مجموعه ای از بایدها و نبایدها برای کودک تبدیل شود نیاز به تغییر در دیدگاه والدین دارد. در هر مرحله از رشد، کودک توانایی ها، نیازها و محدودیت های خاص خود را دارد و دانستن این ویژگی ها به والدین کمک می کند تا به جای انتظارات نامتناسب، با فرزند خود رابطه ای واقع بینانه و سازنده برقرار کند. چنین دیدگاهی می تواند بسیاری از درگیری های روزانه را نیز کاهش دهد.

امنیت عاطفی نیز یکی از مهم ترین نیازهای کودک در سال های اول زندگی است. امنیت تنها با حضور فیزیکی والدین تعریف نمی شود، بلکه شامل کیفیت رابطه، قابل پیش بینی بودن رفتار مراقب و احساس آرامش کودک نیز می شود. حتی زمانی که والدین به دلیل شرایط زندگی نمی توانند تمام وقت خود را با کودک بگذرانند، می توانند با ایجاد یک رابطه پایدار و حمایتی، حس تعلق و اعتماد را در کودک تقویت کنند.

در کنار امنیت، نحوه برخورد والدین با احساسات کودک نیز بسیار مهم است. خشم، ترس، غم و گریه بخشی از تجربه عادی دوران کودکی است و حذف یا سرکوب آنها لزوماً به معنای تربیت بهتر نیست. زمانی که والدین به کودک کمک می کنند تا احساسات خود را بشناسد و در مورد آنها صحبت کند، زمینه ای فراهم می شود که کودک به تدریج به جای واکنش های رفتاری، توانایی ابراز و تنظیم احساسات خود را بیاموزد.

تربیت فرزند راهی است که والدین همیشه در حال یادگیری هستند. مطالعه، استفاده از منابع موثق، توجه به ویژگی های رشدی کودک و بازنگری در روش های ارتباطی می تواند این مسیر را آگاه تر کند. کودکی که همراه با قوانین و مرزها درک می شود، احساس امنیت می کند و فرصت ابراز احساسات خود را دارد، شانس بیشتری برای ساختن تصویری متعادل از خود، دیگران و آینده خواهد داشت.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *