به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، سید عباس عراقچی امروز – شنبه بیست و هشتم شهریور ماه – در همایش «ندای یک چرخش جهانی: بازگشت توسعه به مرکز توجه، بازگرداندن کرامت انسانی و بازگرداندن عدالت در دنیای متلاطم» در مجمع گفتگوی جهانی 2026 که به میزبانی انجمن سیاست خارجی اندونزی به میزبانی انجمن سیاست خارجی اندونزی برگزار شد، خاطرنشان کرد: وی تصریح کرد: الگویی که دیگر از نیروی نظامی به عنوان آخرین راه حل استفاده نمی شود، بلکه به سازوکاری دائمی برای بازطراحی فضای سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. متن کامل سخنان وزیر امور خارجه به شرح زیر است:
“آقایان عزیز، مهمانان محترم، خانم ها و آقایان،
ما امروز اینجا جمع شدهایم تا در مورد عنوانی صحبت کنیم که نه تنها چالشهایی را که با آن روبرو هستیم، بلکه همچنین مسئولیتی را که همه ما به دوش داریم، بیان میکند: “ندای یک چرخش جهانی؛ بازگرداندن توسعه به کانون توجه، بازگرداندن بشریت و برقراری مجدد عدالت در جهانی آشفتهتر. جهانی که ما در آن زندگی میکنیم بیش از هر زمان دیگری به یک تغییر اساسی نیاز دارد؛ زیرا در آن جنگ، مداخله، زور، تحریم و استفاده از ابزار عادی شده است. سوال اساسی این است: چگونه به این نقطه رسیدیم، سیستمی که برای جلوگیری از جنگ، حمایت از صلح، حفظ کرامت انسانی و تضمین اجرای عدالت ساخته شده بود، امروز در برابر تجاوز، کشتار غیرنظامیان و نقض آشکار قوانین بینالمللی ناتوان شد؟
مداخله نظامی امنیت ایجاد نمی کند و اعمال فشار و زور به صلح نمی انجامد
پاسخ را باید در واقعیتی تلخ جستجو کرد: دههها مداخله خارجی، فشار نظامی و جنگهای بیپایان در خاورمیانه حقیقتی غیرقابل انکار را به اثبات رسانده است: مداخله نظامی امنیت ایجاد نمیکند و فشار و اجبار منجر به صلح نمیشود. در عوض، جنگ به عنوان یکی از ابزارهای اصلی روابط بینالملل عادی شده و منجر به تداوم الگوی رویارویی و درگیری دائمی شده است. فاجعه غزه و جنایات مستمر رژیم اسرائیل واضح ترین و وحشتناک ترین جلوه های این مدل شکست خورده است. آنچه در غزه اتفاق می افتد فقط یک تراژدی انسانی نیست. این آزمونی برای وجدان جمعی و مسئولیت جامعه بین المللی است. کشتار غیرنظامیان، جابجایی اجباری، مجازات دسته جمعی و تخریب زیرساخت های حیاتی در زمانی که هیچ پاسخگویی مؤثری وجود نداشت به لبنان سرایت کرد.
آنچه جهان به آن نیاز دارد یک پارادایم جدید است. الگویی که در آن توسعه بخشی از امنیت تلقی می شود. باید به حاکمیت کشورها احترام گذاشت. قوانین بین المللی باید برای همه به طور مساوی و بدون تبعیض اجرا شود.
اکنون یک الگوی خطرناک شکل گرفته است. الگویی که در آن دیگر از نیروی نظامی به عنوان آخرین راه حل استفاده نمی شود، بلکه به مکانیزمی دائمی برای بازطراحی چشم انداز سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. در چنین شرایطی تهاجم عادی می شود، تشدید تنش نهادینه می شود و تخریب ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی ناشی از جنگ می شود. این روند در مرزهای غزه و لبنان متوقف نشد. تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران نیز در این زمینه قابل درک است. جنگی غیرقانونی، ناعادلانه و تهاجمی و بدون هیچ حرکت قبلی. این جنگ بخشی از الگوی گستردهتری از تجاوزات بدون مجازات است، از جمله کمپین ترورهای هدفمند مقامات ایرانی، تهدید علیه مقامات و شخصیتهای سیاسی، نقض حاکمیت دولت و معافیت از مجازات برای اعمال تجاوزکارانه. اگر با واکنش موثر جامعه جهانی مواجه نشوند، به تدریج مرزهای ممنوعه حقوق بین الملل را از بین خواهند برد.
چنین سیاست هایی جز فاجعه کشته شدن 168 دانش آموز بی گناه در میناب نتیجه ای نخواهد داشت. قربانیان این جنایات تنها تعداد قربانیان جنگ نیستند. پشت هر یک از این زندگی های از دست رفته، یک خانواده، یک آینده و یک زندگی وجود داشت. اینجاست که باید از خود بپرسیم: تا کجا؟ چه زمانی می گوییم بس است؟
در خاورمیانه، امنیت پایدار را نمی توان از خارج از منطقه دیکته کرد
اگر حقوق بین الملل زمانی که منافع قدرت های بزرگ ایجاب می کند نادیده گرفته شود، دیگر نمی توان از حاکمیت قانون صحبت کرد. اگر حقوق بشر برای برخی ملت ها حق ذاتی و برای برخی دیگر امتیاز مشروط باشد، دیگر نمی توان آن را جهانی نامید. اگر نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل نتوانند در مقابل تجاوز بایستند و عاملان نقض قوانین بین المللی را مورد بازخواست قرار دهند، طبیعی است که اعتبار و مشروعیت این نهادها خدشه دار می شود. اما راه حل این نیست که چندجانبه گرایی را کنار بگذاریم. برعکس، امروز بیش از هر زمان دیگری، جهان به چندجانبه گرایی واقعی، مؤثر و منصفانه نیاز دارد. چرخش جهانی نیازمند اراده و شجاعت سیاسی برای تغییر جهت فعلی است: از نظامی گری به توسعه پایدار، از مداخله گرایی به احترام به حاکمیت ملی، از مجازات دسته جمعی به حمایت از غیرنظامیان، از پاسخگویی انتخابی به عدالت جهانی، و از جنگ های بی پایان به صلح پایدار.
این تغییر جهت یک انتخاب ایده آلیستی نیست. یک ضرورت است. ما باید بپذیریم که هر جنگی هزینه ای فراتر از میدان جنگ دارد. هزینه جنگ ها را مالیات دهندگان می پردازند، اما سنگین ترین هزینه را مردم عادی با جان، خون، خانه، آینده و امنیت می پردازند. جهان به نسل دیگری از جنگ های بی پایان نیاز ندارد. نیازی به استقرار نیروهای نظامی بیشتر نیست. نیازی به مداخله بیشتر و خونریزی بیشتر ندارد. آنچه جهان به آن نیاز دارد یک پارادایم جدید است. الگویی که در آن توسعه بخشی از امنیت تلقی می شود. باید به حاکمیت کشورها احترام گذاشت. قوانین بین المللی باید برای همه به طور مساوی و بدون تبعیض اجرا شود. و هیچ مزیت سیاسی، استراتژیک یا ژئوپلیتیکی نباید بر جان انسان ها اولویت داشته باشد.
در خاورمیانه، امنیت پایدار را نمی توان از خارج از منطقه دیکته کرد. امنیت منطقه باید متعلق به خود منطقه باشد. کشورهای منطقه باید بتوانند در مورد امنیت، ثبات، توسعه و آینده مشترک خود بحث کنند و راه حل های خود را بدون دخالت قدرت های خارجی بیابند. برای جمهوری اسلامی ایران این فقط یک دیدگاه نظری نیست. این رویکرد حاصل یک تجربه تاریخی و درسی است که ملت ایران برای آن هزینه های سنگینی پرداخته است. ما بر این باوریم که امنیت پایدار از طریق گفتگو، اعتمادسازی، همکاری و احترام متقابل بین کشورهای منطقه حاصل می شود، نه از طریق حضور نظامی قدرت های خارجی و تحمیل اراده آنها.
جهان امروز نیاز به یک چرخش رادیکال دارد
جامعه جهانی امروز با یک انتخاب تاریخی و تمدنی روبروست. ما می توانیم همین مسیر را ادامه دهیم. مسیر نظامی گری، مداخله، رویارویی و جنگ های بی پایان. یا می توانیم اراده و شهامت تغییر مسیر را داشته باشیم. ما می توانیم توسعه را دوباره در کانون توجه قرار دهیم. می توانیم کرامت انسانی را قبل از محاسبات قدرت در نظر بگیریم. می توانیم عدالت را از انحصار و گزینش خارج کنیم. و ما می توانیم دوباره به حقوق بین الملل معنا و اعتبار واقعی بدهیم. این تغییر اساسی است که جهان امروز به آن نیاز دارد. و زمان آن نه فردا و نه در آینده ای نامعلوم. “زمان الان است.”
منبع : به گزارش میهن تجارت





