هیراد مخیری در گفت و گو با خبرنگار به گزارش میهن تجارت اظهار کرد: مذاکرات اخیر عباس عراقچی و استیو ویتکاف را نمی توان جدا از موضوعی که همچنان محور محاسبات امنیتی واشنگتن است و آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای است، تحلیل کرد. دونالد ترامپ در سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز بر همین موضوع تاکید کرد و گفت که آمریکا اجازه دستیابی ایران به سلاح هسته ای را نخواهد داد و در عین حال از احتمال دستیابی به توافق صحبت کرد.
وی افزود: ظرفیت هسته ای ایران از دیدگاه آمریکا ارتباط مستقیمی با موازنه قوا در خاورمیانه، امنیت متحدان واشنگتن و آینده بازدارندگی در منطقه دارد و به همین دلیل هر توافقی که قرار است بین دو کشور شکل بگیرد از دیدگاه آمریکا باید بتواند اطمینان خاطر نسبت به این نگرانی امنیتی ایجاد کند.
این کارشناس روابط بین الملل گفت: از سوی دیگر تهران با مشکلی مواجه است که دامنه آن فراتر از پرونده هسته ای است و به امنیت ملی، فشار نظامی، تحریم های اقتصادی، دارایی های مسدود شده و وضعیت تنگه هرمز مربوط می شود. تماس های اخیر نیز در شرایطی صورت گرفته است که دو طرف همچنان در بسیاری از این موضوعات اختلاف نظر دارند، اما در عین حال کانال مذاکره را برای انتقال پیام و محک زدن مواضع یکدیگر باز نگه داشته اند.
فراخوان هایی که هنوز به یک تغییر استراتژیک نرسیده اند
مخیری تصریح کرد: گزارش های منتشر شده از مذاکرات نیویورک حکایت از گفت وگوی چند ساعته و نقش میانجی ها دارد و روایت های مختلفی درباره شکل دقیق تماس مستقیم مقامات دو کشور منتشر شده است.
وی افزود: اگر بخواهیم به طور شفاف و بدون ابهام به این سوال پاسخ دهیم که این فراخوان در این مرحله به نفع کدام طرف بوده است، باید بین منفعت تاکتیکی و تغییر موقعیت استراتژیک تفاوت قائل شویم. در سطح تاکتیکی، هر دو طرف از این فراخوان منتفع شدهاند، زیرا آمریکا توانسته مواضع تهران را در موضوع هستهای، شرایط پایان مناقشه و میزان آمادگی ایران برای انعقاد توافق جدید را آزمایش کند و همچنین ایران توانسته است خواستههای خود را در خصوص پایان فشار نظامی، رفع محاصره و واگذاری به اموال مسدود شده وارد کند.
این کارشناس روابط بین الملل گفت: طی این تماس ها، مقامات ایرانی بر مجموعه ای از شروط برای پایان درگیری و بازگشایی تنگه هرمز تاکید کرده اند و بر اساس گزارش های منتشر شده، رفع محاصره دریایی، آزادسازی دارایی های ایران و پایان جنگ از جمله این خواسته ها بوده است. یک مقام ارشد ایرانی همچنین گفته است که در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره، تهران میتواند ظرف هفت روز هرمز را بازگشایی کند.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین فراخوان اخیر منفعت دیپلماتیک برای دو طرف ایجاد کرده است اما نمی توان گفت که این فراخوان به تنهایی موضع یکی از طرفین را در سطح راهبردی تغییر داده است. در نهایت باید دید هر یک از طرفین تا چه حد می توانند ظرفیت های خود را به امتیازات ملموس و تعهدات قابل اجرا تبدیل کنند.
کاهش قیمت نفت به معنای توافق نیست
مخیری تصریح کرد: همین موضوع در خصوص واکنش بازار نفت نیز حائز اهمیت است. کاهش قیمت نفت پس از انتشار اخبار مذاکرات در نگاه اول نشانه کاهش خطر تشدید درگیری و احتمال افزایش عرضه است، اما این روزها بازار به طور همزمان تحت تاثیر چندین متغیر قرار گرفته است.
وی افزود: رویترز در 23 سپتامبر گزارش داد که قیمت نفت به پایین ترین سطح بیش از دو هفته ای نزدیک شده است و در کنار افزایش امید به راه حل دیپلماتیک بین آمریکا و ایران، بهبود عرضه نفت از خلیج فارس نیز در این کاهش نقش داشته است.
این کارشناس روابط بین الملل تصریح کرد: بنابراین نمی توان افت قیمت نفت را مستقیماً موفقیت دیپلماتیک یک طرف یا تحقق توافق تهران و واشنگتن دانست. بازار به احتمال تغییر شرایط واکنش نشان می دهد، در حالی که توافق سیاسی زمانی معنا پیدا می کند که تعهدات مشخص، قابل اجرا و قابل تأیید بین دو دولت وجود داشته باشد.
مخیری گفت: حتی اگر افت قیمت نفت را نشانه کاهش ریسک بدانیم، باز هم فاصله قابل توجهی بین انتظار بازار برای کاهش تنش و شکل گیری یک توافق سیاسی باثبات وجود دارد.
هرمز؛ متغیری فراتر از مذاکرات تهران و واشنگتن
وی خاطرنشان کرد: موضوع هرمز نیز از این نقطه اهمیت پیدا می کند، زیرا این تنگه یکی از متغیرهایی است که تأثیرات آن مستقیماً از سطح روابط تهران و واشنگتن عبور می کند و با امنیت انرژی و اقتصاد جهانی مرتبط است.
کارشناس روابط بین الملل گفت: ایران با موقعیت جغرافیایی خود در یکی از مهم ترین کریدورهای انرژی جهان، این ظرفیت را دارد که محاسبات اقتصادی و امنیتی طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهد و آمریکا نیز با اعمال فشار نظامی و اقتصادی در تلاش است تا هزینه ادامه این وضعیت را برای تهران افزایش دهد.
وی افزود: وقتی ایران گشایش هرمز را به رفع فشار و محاصره نظامی مرتبط میکند، این موضوع وارد بسته چانهزنی میشود و وقتی آمریکا موضوع هستهای را شرط اصلی توافق قرار میدهد، آن را بهعنوان مهمترین دغدغه امنیتی خود در مرکز مذاکرات نگه میدارد.
این کارشناس روابط بین الملل تصریح کرد: در چنین شرایطی هر طرف تلاش می کند مجموعه ای از ظرفیت های امنیتی و اقتصادی خود را در مقابل ظرفیت های طرف مقابل قرار دهد و از این طریق نسبت امتیازات را در مذاکرات تغییر دهد.
کارشناس روابط بین الملل گفت: از این منظر می توان همزمانی فشار و مذاکره از سوی آمریکا را نیز تبیین کرد. مذاکرات در این شرایط جدا از رقابت قدرت انجام نمی شود و تهدید به افزایش فشار می تواند بخشی از تلاش واشنگتن برای افزایش قدرت چانه زنی باشد. ترامپ در سخنرانی خود در سازمان ملل از یک سو از احتمال توافق صحبت کرد و از سوی دیگر تهدید به تشدید فشارها کرد و موضوع جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای را در مرکز موضع خود قرار داد.
وی افزود: ایران از سوی دیگر با استفاده از ظرفیت های منطقه ای، موقعیت جغرافیایی و اهمیت هرمز در محاسبات طرف مقابل در تلاش است تا هزینه های ادامه فشار را افزایش دهد. هر دو طرف سعی می کنند قبل از دادن امتیاز، شرایطی را ایجاد کنند تا طرف مقابل برای رسیدن به توافق، امتیازاتی را ارائه دهد.
این کارشناس روابط بین الملل گفت: اما در پاسخ به این سوال که آیا این دیدار می تواند منجر به توافق شود، باید به فاصله بین خواسته های اصلی دو طرف توجه کرد.
کارشناس روابط بین الملل گفت: آمریکا خواهان تمهیداتی است که به نظر او تضمین کند ایران به سمت دستیابی به سلاح هسته ای حرکت نکند. اگر قرار است ایران محدودیتهایی را در زمینه هستهای بپذیرد، انتظار دارد در ازای آن امتیازات اقتصادی و امنیتی مشخص و ملموسی دریافت کند. تجربه خروج آمریکا از توافق هسته ای قبلی نیز موضوع اجرای تعهدات و امکان حفظ توافق در مقابل تغییر سیاست های دولت را برای تهران بسیار مهم کرده است.
وی افزود: اگر ایران بخشی از ظرفیت های هسته ای خود را محدود کند، اما رفع فشار اقتصادی یا دسترسی پایدار به منابع مالی را تضمین نکند، انگیزه لازم برای پذیرش توافق کاهش می یابد. از سوی دیگر، اگر آمریکا امتیازات اقتصادی و سیاسی بدهد، اما در مورد محدودیتهای هستهای، راستیآزمایی کافی یا نحوه اجرای تعهدات تضمینی دریافت نکند، همین مشکل از سوی واشنگتن وجود خواهد داشت.
زمانی که تعهدات به مرحله اجرا درآیند، توافق پایدار می ماند
این کارشناس روابط بین الملل بیان کرد: بنابراین اگر بخواهیم درباره امکان توافق صحبت کنیم باید به سازوکار اجرایی توافق توجه کنیم. توافق احتمالی زمانی می تواند دوام داشته باشد که تعهدات طرفین مرحله بندی شده و اجرای هر مرحله با اقدام طرف مقابل همراه باشد.
مخیری تصریح کرد: نحوه راستیآزمایی فعالیتهای هستهای، نحوه رفع تحریمها و فشارهای اقتصادی، وضعیت داراییهای بلوکه شده، تمهیدات امنیتی مربوط به هرمز و نحوه برخورد با نقضهای احتمالی برجام، موضوعاتی هستند که قابل موکول به مراحل بعدی مذاکرات نیستند و انتظار میرود عمده اختلافات به خودی خود حل شود. هرچه این موضوعات دقیق تر و قابل اندازه گیری باشد، امکان تبدیل تفاهم سیاسی به توافقی پایدار بیشتر می شود.
راه توافق باز است، اما هنوز بین مطالبات فاصله وجود دارد
وی افزود: بنابراین در شرایط فعلی نمی توان از توافق نزدیک صحبت کرد اما اصل امکان توافق نیز منتفی نیست. تماس اخیر نشان می دهد که کانال مذاکره همچنان برای هر دو طرف مهم است و آنها مایلند هزینه سیاسی و دیپلماتیک گفتگو را برای بررسی شرایط توافق بپذیرند.
کارشناس روابط بین الملل گفت: موضوع اصلی این است که آیا می توان نگرانی های هسته ای آمریکا را با مطالبات امنیتی و اقتصادی ایران در قالب یک بسته متقابل جمع کرد؟ اگر آمریکا بتواند با سازوکارهای قابل راستیآزمایی، محدودیتهای مورد نظر خود را در حوزه هستهای فراهم کند و در مقابل، ایران بتواند فشارهای اقتصادی و امنیتی را به صورت مرحلهای و قابل مشاهده دریافت کند، راه برای توافق باز خواهد شد. اگر هر یک از طرفین بخواهد از امتیاز اصلی خود بدون دریافت ضمانت عملی از طرف مقابل صرف نظر کند، مذاکرات دوباره با مشکل مواجه خواهد شد.
دستاورد تاکتیکی برای هر دو طرف
مخیری خاطرنشان کرد: در نتیجه در خصوص سوال اول باید گفت که تماس اخیر در سطح تاکتیکی برای هر دو طرف به نتیجه رسیده است اما هنوز شواهد کافی وجود ندارد که بگوییم موازنه چانه زنی به شکلی پایدار به نفع یکی از طرفین تغییر کرده است. آمریکا توانسته مسیر ارتباط و ارزیابی مواضع تهران را فعال نگه دارد و ایران نیز توانسته است خواسته های خود در خصوص پایان فشار نظامی، رفع محاصره، دارایی های مسدود شده و هرمز را وارد مذاکرات کند.
وی ادامه داد: واکنش نفت بیشتر حکایت از کاهش احتمالی ریسک عرضه و انتظار بازار برای کاهش تنش دارد و نه نتیجه قطعی مذاکرات. در مورد سوال دوم می توان گفت که راه دستیابی به توافق باز است اما دستیابی به آن منوط به حل چند موضوع خاص خواهد بود که مهمترین آنها موضوع هسته ای از دیدگاه آمریکا، تضمین منافع اقتصادی و امنیتی ایران، ترتیب اجرای تعهدات، راستی آزمایی و ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از تکرار مشکلات در اجرای توافق گذشته است.
این کارشناس روابط بین الملل تصریح کرد: در نهایت ارزش واقعی مذاکرات نیویورک با پیشرفتی که دو طرف می توانند در تبدیل اختلافات موجود به تعهدات روشن، متقابل و قابل اجرا داشته باشند مشخص خواهد شد.
منبع : به گزارش میهن تجارت





