از صاحب‌خانه‌های فقیر منطقه یک تا خانه‌های اشتراکی/ سه چهره تازه از مستاجری در تهران

از صاحب‌خانه‌های فقیر منطقه یک تا خانه‌های اشتراکی/ سه چهره تازه از مستاجری در تهران

بعدی- خانواده عزیزی یکی از ده ها خانواده ای است که امسال در فصل اسباب کشی از مرکز تهران به حاشیه شهر کوچ کردند. به گرمدره نکته این است که آنها جزو مستاجران کم درآمد نیستند و اگر بر اساس تقسیم طبقاتی باشد در طبقه متوسط ​​قرار دارند.

بر اساس گزارش فردا، رشد اجاره بها تنها دلیل این تصمیم نیست. کاهش قدرت خرید خانوارها و شکاف بین درآمد و هزینه مسکن، برخی مستاجران را به سمت مناطق ارزان تر و حاشیه شهر سوق داده و در عین حال اشکال جدیدی از مسکن مشترک و حتی «اجاره خانه» را ایجاد کرده است.

سوال اصلی این است که در صورت تداوم افزایش قیمت مسکن، آیا این احتمال وجود دارد که تهران به شهری برای اقشار پردرآمد تبدیل شود و دیگر اقشار به ناچار برای کار به پایتخت رفت و آمد کنند؟

سه چهره جدید از یک مستاجر در تهران

بر اساس تصمیم جدید سران کشورها، سقف افزایش اجاره بهای قراردادهای تمدید در سراسر کشور 25 درصد تعیین شده است. این در حالی است که برخی آمارهای غیر رسمی از افزایش 70 تا 100 درصدی اجاره بها در برخی مناطق خبر می دهند. افزایش قیمت تمام شده مسکن در کنار کاهش قدرت خرید خانوارها، الگوی سکونت در تهران را نیز تغییر داده و سه پدیده را برجسته کرده است: مهاجرت مستاجران به حاشیه شهر، گسترش خانه های مشترک و شکل گیری اجاره خانه های «خانه در خانه».

تهرانی ها به حاشیه می روند

یکی از اولین نشانه های این تغییر مهاجرت تدریجی خانواده هایی است که دیگر توان خرید مسکن در مناطق مرکزی تهران را ندارند و مجبور به کوچ به جنوب شهر و سپس به حاشیه تهران می شوند.

داستان خانواده عزیزی نمونه ای از این جریان است. آقای عزیزی که متولد تهران است و زندگی خانوادگی خود را در همین شهر گذرانده است، می گوید: «از مرکز شهر به جنوب و حالا به حاشیه شهر رفتیم و دلیل آن فاصله درآمد و هزینه زندگی در تهران است. حقوق 40 میلیون تومان اجاره 30 میلیون! چگونه می توان با 10 میلیون به بالای برج رسید؟»

هم خانه شدن؛ راهی برای جلوگیری از سپرده سنگین

اما کوچک شدن فضای زندگی مستاجران تنها پیامد افزایش اجاره بها نیست. خانه های مشاعی نیز در سال های اخیر بخشی از بازار مسکن تهران شده است. در بسترهای خرید و فروش و اجاره مسکن، آگهی های مربوط به یافتن هم اتاقی افزایش یافته و متقاضیان این نوع سکونت شامل گروه های مختلفی می شود.

گروهی از این افراد جوانانی هستند که برای کار یا تحصیل به تهران آمده اند و توان پرداخت ودیعه یا اجاره واحد مستقل را ندارند. پوریا، 29 ساله، یکی از آنهاست. او دو سال است که برای کار به تهران آمده و اکنون در خانه ای مشترک با یک نفر دیگر زندگی می کند.

پوریا می‌گوید: «پول اولیه متعلق به افرادی است که با آنها زندگی می‌کنم و کرایه خانه را می‌پردازم. هرچه حساب کردم فقط برای پیش پرداخت نمی توانستم بیش از 500 میلیون تومان پول داشته باشم».

اما خانه مشترک تنها راه حل موجود برای مستاجران جوان نیست. در سوی دیگر این ماجرا، صاحب خانه هایی هستند که با وجود داشتن ملک، توان تامین هزینه های زندگی در تهران را ندارند و برای کاهش فشار اقتصادی، بخشی از خانه خود را به هم اتاقی های خود اختصاص می دهند.

خانم محمدی صاحب خانه ای 60 متری در غرب تهران یکی از این افراد است که برای یافتن هم اتاقی آگهی داده است. می گوید: خانه چند میلیاردی دارم اما درآمدم کفاف هزینه های جانبی زندگی در تهران را نمی دهد.

مستاجر صاحبخانه

علاوه بر مهاجرت به حومه شهر و گسترش خانه های مشترک، شکل دیگری از سکونت نیز مطرح می شود که به آن «اجاره در خانه مشترک» می گویند. در این مدل فرد صاحب خانه در خارج از تهران یا در یکی از شهرهای اطراف است اما به دلیل فاصله محل سکونت با محل کار یا تحصیل، ملک خود را اجاره می کند و در تهران مستاجر می شود. به این ترتیب بخشی از اجاره ای که از ملک خود دریافت می کند صرف پرداخت اجاره خانه در تهران می شود.

سیمین یکی از افرادی است که در چنین شرایطی قرار دارد. او در حومه تهران خانه دارد، اما به دلیل مدرسه فرزندش و محل کار او و همسرش مجبور به اجاره در تهران می شود. او می گوید:دخترم به مدرسه فرزانگان می رود و در محله ای که ما خانه داریم چنین مدرسه ای وجود ندارد. بنابراین مجبور شدیم به تهران بیاییم. جدای از آن، من و همسرم در تهران کار می کنیم و رفت و آمد هر روز به جز اینکه بخش قابل توجهی از انرژی مان را می گیرد، چیزی به همراه نداشت.»

این سه الگو یعنی کوچ به حاشیه، خانه های مشترک و اجاره های تو در تو، اگرچه در سال های گذشته وجود داشته اند، اما افزایش هزینه های مسکن، آنها را از راه حل های محدود به بخشی از تجربه روزانه گروهی از مستاجران تهرانی تبدیل کرده است.

طبقه متوسط ​​به شدت ضعیف شده است

هوشنگ فروغمند عربی کارشناس مسکن و استاد دانشگاه در گفتگو با به گزارش میهن تجارت با نگاهی تخصصی به سه پدیده ایجاد شده در حوزه مسکن اجاره ای در تهران به این سوال پاسخ می دهد. با توجه به افزایش اجاره بها در تهران، پایتخت برای چه کسانی غیرقابل سکونت است؟

پاسخ اعراب این است: به طور کلی طبقه متوسط ​​به شدت ضعیف شده است، اقشار مختلف طبقه متوسط ​​و افزایش اجاره بها باعث می شود این قشر نتوانند به زندگی در تهران ادامه دهند، به ویژه آنهایی که در سال های اولیه درآمد هستند و سن کمتری دارند و هنوز نتوانسته اند در مسکن سرمایه گذاری کنند و با ضعف بیشتری مواجه می شوند.

وی در توضیح پدیده «اجاره خانه» می گوید: این پدیده به این معناست که فردی در خارج از تهران یا در فاصله ای از تهران ملکی را در اختیار دارد، آن را اجاره می دهد و بخشی از این اجاره را به سهم اجاره ای که خودش می دهد اختصاص می دهد، این افراد ممکن است بتوانند زنده بمانند، اما افرادی که این سرمایه گذاری ها را انجام نداده اند، دیگر نمی توانند زنده بمانند، به خصوص در مناطق میانی به بالای تهران..»

بیچاره صاحبخانه ها در منطقه 1 تهران

این کارشناس مسکن در خصوص آنچه از آن به عنوان «صاحب فقیر» یاد می شود، می گوید: باید میزان درآمد را با دامنه های مختلف در نظر بگیریم، اگر میزان درآمد یا درآمد از منابعی مانند مستمری را در نظر بگیریم، می توان گروه بسیار بزرگی را با این عبارت توصیف کرد.

به عنوان مثال به گفته وی: “ممکن است افرادی در همان مناطق تهران زندگی کنند و هستند و حتی خانه های بسیار گران قیمتی داشته باشند. اما با افزایش هزینه ها مواجه شده اند. مثلا سالمندان هزینه های درمانی بیشتری را متحمل می شوند. اما این هزینه ها برای خانواده افزایش یافته است. اگرچه این افراد صاحب خانه هستند اما ممکن است با مشکلات اقتصادی مواجه شوند. برای این افراد به دلیل هزینه هایی که دارند می توانیم واژه «صاحب فقیر» را به کار ببریم.»

مدل دیگری هم وجود دارد که از دیدگاه او: «مردم به دلیل شغل و اجاره واحدها به صورت اشتراکی به تهران می آیند و دلیل اصلی اینکه در سال های اخیر شاهد گسترش این پدیده بوده ایم، بسترهای اینترنتی و مدل های جدیدی است که در این زمینه شکل گرفته است، این بسترها باعث شده تا این پدیده به ویژه در تهران رواج یابد.

پدیده خانه های دلاری در تهران

اعرابی در خصوص سقف اجاره بها در تهران می گوید: آمار دقیقی از اتفاقات در بازار نداریم، اینکه سقفی برای اجاره بها در نظر گرفته شده به دلیل قانونی است که این موضوع را تکلیف کرده است، البته این قانون مخالفانی دارد و برخی مخالفان معتقدند که این آمار غیرواقعی می شود.

به عنوان مثال به گفته وی: در برخی آگهی ها عباراتی را می بینیم که فقط به خارجی ها اشاره می کند و قیمت آن به دلار درج می شود، چنین مواردی در برخی از تریبون ها دیده می شود، اما در مجموع نمی توان این قانون را نامناسب دانست و اگر در چارچوب قوانین دیگر این موضوع را پیگیری کنیم، می تواند مثمر ثمر باشد.

وی تاکید می کند:یکی از دلایلی که بسیاری از افراد در بازار مسکن خانه‌های خالی خود را به‌خصوص خانه‌های خالی در بخش‌های دولتی و دولتی اجاره نمی‌دهند، این است که باید آنها را تشویق کرد که این خانه‌ها را وارد بازار اجاره کنند و همچنین تشویق شوند خانه‌های خالی خود را برای فروش عرضه کنند.. در مجموع این قانونی است که می تواند مترقی باشد و به نتایج خوبی برسد.»

هزینه مسکن دلیل اصلی مهاجرت به حومه تهران است

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که مهم ترین عاملی که مستاجر را به حاشیه شهر تهران می کشاند، قیمت اجاره بها است یا هزینه های جانبی زندگی در تهران؟ می گوید: «حتما قیمت مسکن سهم بسیار بالایی از بودجه خانوار تهران دارد. عددی بیش از 60 تا 70 درصد ذکر شده که افزایش آن می تواند فشار زیادی ایجاد کند. البته در کنار آن عوامل دیگری نیز وجود دارد، اما نمی توان گفت که سایر هزینه ها بی تاثیر است. با این حال هزینه های اجاره و مسکن بسیار مهم است».

تهران فقط برای اقشار پردرآمد؟

برخی کارشناسان معتقدند اگر این روند ادامه پیدا کند، روزی تهران به شهری تبدیل می شود که فقط قشر پردرآمد می توانند در آن زندگی کنند و برخی دیگر فقط برای رفت و آمد و انجام کارهایشان به تهران می آیند. عربی در توضیح این مطلب می گوید: «این نکته ممکن است جسورتر شود، اما اگر تهران شهری است که فقط برای افراد با اقتصاد قوی باشد، چیز بدی است. البته هنوز با چنین شرایطی فاصله داریم. زیرا برای تحقق این امر، اقتصاد باید به شکل خاصی رشد کند. بدون تقویت اقتصاد شاهد چنین پدیده ای نخواهیم بود».

اقتصاد قوی پیش نیاز یک تهران ثروتمند است

نکته دیگر به گفته وی این است که: «باید شهرهای دیگری هم باشند که اقتصاد قوی شکل گرفته باشد و افرادی با درآمد بالا در آن شهرها حضور داشته باشند و بخواهند در آن شهرها زندگی کنند.

وی تاکید می کند:یکی از دلایلی که پایتخت تنها شهری است که مردم می خواهند آنجا باشند، به زیرساخت های موجود مربوط می شود. از بیمارستان ها و مراکز آموزشی گرفته تا سایر امکانات. افراد متمول از شهرهای دیگر وارد این شهر می شوند و حتی از خارج به تهران می آیند. اگر بتوانیم برای این موضوع برنامه ریزی کنیم، وضعیت اقتصادی سایر شهرها نیز می تواند تحت تأثیر قرار گیرد».

به گفته اعرابی، وظیفه افراد کم درآمد در چنین شرایطی این است: دولت ها موظفند فرصت هایی را ایجاد کنند تا مردم بتوانند کار مولد انجام دهند، دولت ها لزوماً نباید از کسانی که نمی خواهند کار کنند حمایت کنند، باید یک خط تمایز قائل شویم، اینکه شهرهایی با درآمد بالا هستند و افراد با درآمد بالا در آنها حضور دارند، لزوماً نگاه ما هم بد نیست.

ما باید بین اقشار مختلف تعادل ایجاد کنیم

وی خاطرنشان می کند: ممکن است مانند کشورهایی مانند فرانسه، زمینه های اجتماعی را در اولویت قرار دهیم، اما در برخی کشورها به ویژه کشورهای آمریکایی، دیدگاهی مبنی بر ارزشمند بودن بافت اجتماعی وجود ندارد؛ یعنی برایشان اهمیتی ندارد که مثلاً از هر قشری در هر محله ای از یک شهر حضور داشته باشند.

این تفکر به گفته این کارشناس مسکن: «مثلاً در فرانسه به شکل خاصی وجود دارد. در شهر پاریس برخی از شهرداری ها برای برخی افراد در یک محله امکاناتی فراهم می کنند و وجود انواع بافت اجتماعی در همه محلات از جمله بافت های فرهنگی برای آنها مهم است. برعکس، نوع دیگری از تفکر در اقتصاد شهری وجود دارد که بر اساس آن نباید دخالت جدی داشته باشیم و خود بازار باید تعیین کننده باشد..»

او در نهایت می‌گوید: «به هر حال، این یک دوگانگی است که باید تعادل ایجاد کنیم. اما اینکه وضعیت اقتصادی یک شهر خوب است به خودی خود چیز بدی نیست.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *