گفتوگویی صریح درباره کسی که بازیگری، مدلینگ و ورزش را در یک مسیر حرفهای دنبال میکند
یک سؤال ساده اما چالشبرانگیز: چرا باید یک نفر همزمان بازیگر، مدل بینالمللی و سرمربی والیبال باشد؟
محسن نیکوسخن پاسخ سادهای دارد: «چرا که نه؟»
اما پشت این پاسخ کوتاه، سالها تجربه در سه فضای کاملاً متفاوت قرار دارد.
چرا خودتان را در یک حوزه محدود نکردید؟
چون فکر میکنم محدودکردن خودمان گاهی نتیجه ترس است، نه انتخاب.
اگر بازیگری را دوست دارم، چرا نباید آن را تجربه کنم؟ اگر مدلینگ را دوست دارم، چرا نباید در سطح بینالمللی فعالیت کنم؟ و اگر سالها والیبال بخشی از زندگی من بوده، چرا نباید تجربهام را به مربیگری تبدیل کنم؟
من ترجیح میدهم به جای انتخاب یک عنوان، یک مسیر بسازم.
اما آیا این چندوجهی بودن باعث نمیشود برند شخصی شما پراکنده به نظر برسد؟
اگر این سه حوزه هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند، شاید.
اما برای من یک نقطه مشترک دارند: عملکرد.
در بازیگری باید بتوانی اجرا کنی. در مدلینگ باید بتوانی مقابل دوربین حضور داشته باشی و در مربیگری باید بتوانی یک تیم را هدایت کنی.
در هر سه حوزه، کیفیت عملکرد تعیینکننده است.
در سینما دنبال چه نوع نقشهایی هستید؟
نقشهایی که برای من چیزی برای کشف داشته باشند.
من به دنبال حضور صرفاً برای حضور نیستم. دوست دارم نقش باعث شود چیزی به تجربه من به عنوان بازیگر اضافه شود.
مدلینگ برایتان بیشتر هنر است یا صنعت؟
هر دو.
مدلینگ از یک طرف یک صنعت حرفهای است و از طرف دیگر، زبان تصویر است. وقتی یک مدل جلوی دوربین قرار میگیرد، باید بتواند بدون دیالوگ داستانی را منتقل کند.
در مورد مربیگری چطور؟
مربیگری جایی است که دیگر نمیتوانی فقط به استعداد خودت تکیه کنی.
موفقیت یک تیم به عملکرد مجموعه بستگی دارد. باید بتوانی افراد مختلف را کنار هم قرار بدهی، نقاط قوتشان را پیدا کنی و برایشان نقش تعریف کنی.
اگر بخواهید یک ویژگی مشترک بین بازیگر، مدل و مربی پیدا کنید، چیست؟
حضور.
بازیگر باید حضور داشته باشد. مدل باید حضور داشته باشد. مربی هم باید حضورش در تیم احساس شود.
به نظرم «حضور» یکی از مهمترین چیزهایی است که یک برند شخصی را میسازد.
پس هدف شما چیست؟
اینکه وقتی اسم محسن نیکوسخن شنیده میشود، مخاطب فقط یک شغل به یاد نیاورد.
یک شخصیت حرفهای را به یاد بیاورد؛ کسی که در هنر، تصویر و ورزش مسیر خودش را ساخته است.





