به گزارش میهن تجارت، توسعه ورزش قهرمانی و دستیابی به جایگاهی شایسته در رقابتهای بینالمللی بیش از هر چیز به برنامهریزی راهبردی، مدیریت منابع و بهرهگیری از ظرفیتهای انسانی و زیرساختی کشور وابسته است. در این میان بررسی عملکرد ورزش ایران در بازیهای آسیایی و المپیک ضرورت بازنگری در شیوههای مدیریتی و تدوین الگوهای متناسب با شرایط کشور را بیش از گذشته آشکار میکند؛ بهویژه آنکه تکیه بر رشتههای سنتی و محدود بودن دامنه مدالآوری میتواند در بلندمدت چالشهایی را برای حفظ جایگاه ایران در ورزش جهان ایجاد کند.
از سوی دیگر، مسائلی همچون کمبود منابع مالی پایدار، فرسودگی زیرساختهای ورزشی، ضعف در فرایندهای استعدادیابی و نبود سازوکارهای شفاف برای تخصیص امکانات از جمله موانعی هستند که توسعه متوازن ورزش را با دشواری روبهرو کردهاند. در چنین شرایطی، استفاده از ظرفیت رشتههای کمترتوسعهیافته، توجه به ورزش بانوان و حرکت به سمت مدیریت دانشمحور میتواند مسیر تازهای برای ارتقای کیفیت عملکرد ورزشکاران ایرانی فراهم کند.
در سطح استانی نیز تدوین و اجرای اسناد آمایش سرزمینی ورزش، شناسایی رشتههای اولویتدار و هدایت سرمایهگذاری باشگاهها و صنایع بزرگ به سمت ظرفیتهای واقعی هر منطقه از اهمیت ویژهای برخوردار است. استان اصفهان با برخورداری از پیشینه ورزشی و ظرفیتهای انسانی قابلتوجه میتواند با اتخاذ رویکردی علمی و هدفمند، زمینه توسعه رشتههای مستعد مدالآوری را فراهم کند. در همین راستا طی روزهای گذشته در خبرگزاری ایمنا میزبان رسول نظری، عضو هیئت علمی دانشگاه و شهرام اللهآبادی، رئیس هیئت تکواندوی اصفهان بودهایم و در میز گردی به بررسی این مسائل پرداختهایم.
انتظارها از تکواندو بالا بود، اما اعتقاد دارم گل کاشتیم
ایمنا: در ناگویا عملکرد کاروان ایران جایگاه ششم را از آن خود کرد و نسبت به هانگژو نمایش بهتری داشت، اما نسبت به دوره قبل دو مدال کمتر دریافت کرد. بانوان ما نیز عملکرد خوبی داشتند. باز هم تکواندو و کشتی خود را نشان دادند. جناب اللهآبادی درباره عملکرد تیم ملی تکواندو در ناگویا صحبت کنید.
اللهآبادی: بدون تردید هیئت تکواندو استان اصفهان یکی از هیئتهای تأثیرگذار در تیمهای ملی کشور است. این موضوع تنها نظر شخصی من نیست، بلکه عملکرد اصفهان در طول سالهای گذشته نشان داده است که این استان همواره یکی از تأثیرگذارترین استانها در تیمهای ملی بوده است. مربیان، کادر فنی و بازیکنان ما در جایگاههای مختلف چه در کادر فنی و چه در ترکیب تیمهای ملی حضور داشتهاند و نقشآفرینی کردهاند. در مسابقات ناگویا نیز حسین بهشتی بهعنوان سرمربی تیم ملی و یاسمن لیموچی بهعنوان بازیکن از اصفهان در کاروان ایران حضور داشتند. در رقابتهای گذشته لیموچی خوش درخشید و موفق به کسب مدال طلا شد. شاید همه انتظار داشتند که در این رقابتها نیز همان نتیجه تکرار شود، اما گاهی اتفاقات خاصی در مسابقات رخ میدهد.
بازیکنی که همیشه در صدر قرار دارد و عملکرد خوبی از خود به نمایش میگذارد، ممکن است با کوچکترین مسئلهای ناگهان از دور رقابتها خارج شود. برای نمونه حتی بهترین خودروهایی که در مسابقات شرکت میکنند، ممکن است در یک لحظه دچار پنچری یا مشکل دیگری شوند و بهطور کامل از دور رقابتها کنار بروند. در مسابقات ورزشی نیز شرایط به همین شکل است و هیچ نتیجهای از پیش تضمینشده نیست؛ ماهیت مسابقه همین است. اگر قرار بود از قبل مشخص باشد که کدام بازیکن چه مدالی کسب میکند دیگر نیازی به برگزاری رقابت نبود.
از هشت نفری که در این رقابتها حضور داشتند موفق به کسب چهار مدال شدیم و این یعنی ۵۰ درصد از اعضای تیم ما موفق به کسب مدال شدند که از نظر من نتیجه قابلتوجهی برای تکواندو به شمار میرود
در هر صورت یاسمن لیموچی نیز تمام توان خود را به کار گرفت و در مسابقات شرکت کرد، اما در آن مرحلهای که باید به دور بعد صعود میکرد، این اتفاق رخ نداد. قرعهای که لیموچی در آن قرار گرفت یکی از قرعههای دشوار مسابقات بود. در بخش آقایان نیز مرتضی زندهدل با قرعه بسیار سختی روبهرو شد. متأسفانه در یکی از مسابقات، لغزشی برای وی روی تشک اتفاق افتاد که همین موضوع موجب شد از دور رقابتها کنار برود. در نهایت نتوانستیم در بخش مدالی به نتیجهای که انتظار داشتیم دست پیدا کنیم.
شاید تمام تمرکز فدراسیون تکواندو بر این بود که بتوانیم در این رقابتها مدالهای بیشتری کسب کنیم؛ اگر ما در این مسابقات دو مدال دیگر به دست میآوردیم، شاید جایگاه ایران در جدول رقابتها تفاوت قابلتوجهی پیدا میکرد با این وجود باید به عملکرد کلی تیم هم توجه کنیم. از هشت نفری که در این رقابتها حضور داشتند موفق به کسب چهار مدال شدیم و این یعنی ۵۰ درصد از اعضای تیم ما موفق به کسب مدال شدند که از نظر من نتیجه قابلتوجهی برای تکواندو به شمار میرود.
البته همانطور که وزیر ورزش هم اشاره کرد از تکواندو انتظار بیشتری وجود داشت. مردم، وزارتخانه، ادارات کل و حتی خود فدراسیون تکواندو نیز انتظار داشتند که بتوانیم مدالهای بیشتری کسب کنیم و نتایج بهتری به دست بیاوریم. با این وجود اتفاقاتی در جریان مسابقات رخ داد که بر نتایج تیم کشورمان تأثیر گذاشت. همانطور که اشاره کردم یکی از بازیکنان دچار پیچخوردگی پا شد و دیگر نتوانست به رقابتها ادامه دهد. اگر این اتفاقات و برخی مسائل غیرقابل پیشبینی رخ نمیداد بدون تردید میتوانستیم مدالهای بیشتری کسب کنیم و نتایج بهتری برای تکواندوی کشورمان رقم بزنیم.
در ناگویا دستاوردی طبیعی داشتیم
ایمنا: دکتر نظری در سطح کلان عملکرد کلی کاروان ایران را چطور ارزیابی میکنید؟ ضمن اینکه ما در ورزشهای الکترونیک نیز به مدال طلا رسیدیم.
نظری: وقتی میخواهیم پدیدهای را از نظر استراتژیک بررسی کنیم باید در قالب مثلث آینده چنین کاری را انجام دهیم؛ برای بررسی پدیدهای همچون ورزش از لحاظ کیفی و کمی باید این تحلیل را در قالب مثلث آینده جلو ببریم. در این قالب سه ضلع اصلی وزن گذشته، فشار حال و کشش آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت. آنچه به وضوح احساس میشود این است که دستاورد کاروان ایران در ناگویا دستاوردی طبیعی بود. اگر عملکرد کاروان ایران پس از هشت سال دفاع مقدس در بازیهای آسیایی را مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه میرسیم که عملکرد کاروان ایران در ناگویا طبیعی بود. چراکه پراکنش رشتهها مبتنی بر ورزشهای سنتی است و رشتههایی که منجر به مزیت رقابتی برای ما شدند رشتههایی هستند که بر اساس وزن گذشته ورزش ایران از ۱۹۴۸ لندن تا ۲۰۲۴ پاریس و ادوار بازیهای آسیایی همان ورزشهای تکراری بودهاند.
برای نمونه ۳۱ درصد مدالهای طلای ایران مربوط به رشته کشتی بودهاند و اگر مدالهای طلای این رشته را جدا کنیم کاروان ایران به جایگاه پایینتری میرسید. لازم میدانم که همینجا تاکید کنم پس از المپیک ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ که در مسابقات شرکت نکردیم در المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس یک چالش بسیار بزرگ خواهیم داشت. در جامجهانی ۲۰۲۶ تاکید کردم که اگر فیفا هوشمند باشد باید برنامههای خود را به گونهای طراحی کند که بازیهای ایران در مکزیک برگزار شود؛ چراکه اگر بخواهیم در آمریکا بازی کنیم دچار چالش خواهیم شد و در المپیک ۲۰۲۸ اسآنجلس نیز با همین چالشها روبهرو هستیم. در بررسی سطح کلان ورزش ایران بر این باور هستم که عملکرد کاروان ایران در ناگویا دستاوردی طبیعی بود.
ایمنا: به نظر شما دو جنگ اخیر و ناآرامی های سالی که گذشت بر عملکرد کاروان چه تاثیری داشته است؟
نظری: آستانه تحمل و تابآوری مردم ایران در سطح بالایی است و من همواره تاکید کردهام که پس از هشت سال دفاع مقدس شرایط مردم ایران مشابه پروازی است که در حالت تیکآف قرار دارد. نزدیک ۳۰ سال است که در چنین شرایطی به سر میبریم و امیدوارم هرچه زودتر به مرحلهای برسیم که در مسائل اقتصادی، زیست محیطی، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی در قالب یک بازیگر کلیدی منطقه ای و بازیگر اثرگذار جهانی شرایط بهتری پیدا کنیم. بنابراین اگر بخواهیم به این ماجرا توجه کنیم که در سه مقطع درگیر جنگ بودیم به این نتیجه میرسیم که چون سطح تابآوری مردم ما بالا است این سه جنگ تاثیر کلیدی بر عملکرد کاروان ایران نداشته است؛ چراکه کاروان ایران به صورت کیفی اعزام شد.
آنچه که در ناگویا به اثبات رسید دستاوردهای بانوان بود و دست کم مشخص است که بالاخره پذیرفتهایم نیمی از جمعیت جامعه ایران بانوان هستند. جامعه ورزش، جامعه طبیعی و شبیه به کل جامعه است. ممکن است بانوانی داشته باشیم که با تفکرات سنتی مطابقت نداشته باشد، اما به دلیل عشق ملی برای پرچم ایران عرق میریزند و به همین دلیل باید به آنها احترام گذاشت. اولینهایی که در ناگویا توسط بانوان ایران به دست آمد تکرار خواهد شد و این موضوع منوط به آن است که شما از فشار حال متناسب با کششهای آینده به سراغ نوآوریها بروید؛ چراکه کمیته بینالمللی المپیک برای نخستینبار در المپیک ۲۰۲۴ پاریس تعداد ورزشکاران زن را نسبت به مرد بیشتر در نظر گرفت.
کشورهایی میتوانند ادعا کنند در ورزش توسعه پیدا کردهاند که سه رشته شنا، ژیمناستیک و دوومیدانی به عنوان سه ورزش نرم موفق به کسب مدال شده باشند
در المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس نیز برآوردها این است که سهم بانوان بیشتر شود. پس ما اگر میخواهیم به عنوان بازیگر اثرگذار در سطح کلان ورزش دنیا رتبه قابل توجهی داشته باشیم باید از وزن گذشته خارج شویم. بر این باور هستم ورزش باید ذیل تفکرات ایدئولوژیک حاکمیتی حرکت کند و خط قرمزها باید رعایت شوند. تفکرات سنتی میگویند یک زن چرا باید وزنه بزند؟ اما پس از کسب مدال طلا برای همه این افتخار لذتبخش است. وقتی هفت رشتهای که کشورمان موفق به کسب مدال در آن شده است را بررسی میکنیم به ورزشهای سنتی میرسیم. رشتههای ورزشی به دو دسته نرم و سخت تقسیم میشوند و کشورهایی میتوانند ادعا کنند در ورزش توسعه پیدا کردهاند که سه رشته شنا، ژیمناستیک و دوومیدانی به عنوان سه ورزش نرم موفق به کسب مدال شده باشند.
کشتی، ووشو، تکواندو، وزنهبرداری و پرتابها جزو ورزشهای سخت هستند. در میان هفت رشتهای که در آن مدال کسب کردیم روی روئینگ میتوانیم مانور دهیم؛ اگرچه در این رشته در کلاس جهانی جایگاه بالایی نداریم، اما در کلاس آسیایی در سطح بالایی قرار گرفتهایم. روئینگ رشته دوم کاروان ایران بود و پس از آن کاراته، تکواندو، وزنهبرداری، ووشو و دوومیدانی در جایگاههای بعدی هستند. بااین تفاسیر عملکرد کاروان ایران طبیعی بوده است. نکتهای که وجود دارد به کیفیت عملکرد کاروان ایران بر میگردد، ذات ورزش غیر قابل پیشبینی بودن آن است. نکته بسیار کلانی که قصد دارم درباره آن صحبت کنم این است که هند از ما گذشت. ما به مرحلهای رسیدهایم که دیگر مسابقات جهانی کشتی را هم نمیتوانیم برگزار کنیم. اگر وارد کلاس جهانی نشویم و به عنوان بازیگر بینالملل نقشآفرینی نکنیم تحت هیچ شرایطی نمیتوانیم میزبان رقابتهای جهانی ورزش شماره یک ایران باشیم.
نکتهای که باید روی آن تمرکز کنیم کیفیت عملکرد است؛ یعنی همان جایی که فرصت داشتیم نقرههای خود را به طلا تبدیل کنیم. در وزن گذشته تحلیل استراتژیکی دارم که مربوط به حمکرانی کلان ورزش با رویکرد آیندهنگری استراتژیک است. در وزن گذشته بحث میراث گذشته و ظرفیتهایی است که همچنان با آنها مشکل داریم. هیچکس باور نمیکرد روزی در آسیا در رشته ژیمناستیک که چین و ژاپن در آن فعال هستند به مدال طلا دست پیدا کنیم، اما به چنین دستاوردی رسیدیم. کسی باور نمیکرد در شنا به مدال دست پیدا کنیم، اما پس از ۱۶ سال سه فینالیست داشتیم که نوعی دستاورد است. بنابراین حاکمیت باید این ظرفیتهای حل نشده را در نظر بگیرد.
یکی از مسائلی که با آن روبهرو هستیم زیرساختهای سنتی است. در حال حاضر هر ایرانی برای ورزش نیازمند ۰.۷۳ مترمربع و هر اصفهانی نیازمند ۰.۵۴ مترمربع فضا است. بنابراین در حیطه ورزش با دو چالش انسانافزاری و سختافزاری روبهرو هستیم. البته باید تاکید کنم در برخی از رشتهها سرمایه اجتماعی بالا داریم که نمونه بارز آن ورزشهای الکترونیک است.
باید الگوی حکمرانی ویژه خود را داشته باشیم
یکی دیگر از چالشهای ما در وزن گذشته وابستگی به رشتههای سنتی است. تحلیل من این است که کشتی فرنگی از المپیک ۲۰۳۶ حذف خواهد شد. بنابراین باید این وابستگی کمتر شود و به سمت نوآوری گام برداریم. از سوی دیگر باید شعار جامع نظام استعدادیابی را نادیده بگیریم. در تمام دنیا سه شیوه حکمرانی و چهار الگوی ثابت شده در ورزش داریم که وقتی تمام آنها را بررسی میکنیم به این نتیجه میرسیم که ورزش ایران شبیه هیچکدام نیست. ما شبیه نتورک کمونیست چین، نتورک آمریکا، الگوی باشگاهداری آلمان، الگوی متمرکز فرانسه، الگوی مبتنی بر نخبهپروری و خرید نخبگان عربستان و بحرین نیستیم. بنابراین ورزش ایران نیازمند یک شیفت پارادایم است و باید نخبگان ورزش ایران را دور هم جمع و یک الگوی حمکرانی متناسب با خود طراحی کنیم.
تنها کشوری که کمی میتوانیم شبیه آن باشیم ازبکستان است. ما باید حکمرانی خود را داشته باشیم چراکه کشور ما از نظر فناوری، تکنولوژی و اکونومی شبیه هیچ کشوری نیست. اگر در المپیک ۲۰۳۶ کشتی نباشد، تکواندو بدشانسی بیاورد و کاراته نتیجه نگیرد در عمل هیچ دستاوردی نخواهیم داشت. بنابراین نیازمند طراحی یک شیوه حکمرانی ورزشی هستیم.
در ناگویا شرایط دشواری داشتیم، اما مدال گرفتیم
ایمنا: جناب اللهآبادی درباره تکواندو بیشتر صحبت کنید، در ناگویا فاطمه احمدی و ساغر مرادی دو چهره جدید ورزش تکواندو بودند. در المپیک لسآنجلس نیز میتوانیم اسامی جدیدی را به عنوان نخبه به جامعه ورزش معرفی کنیم؟ در خصوص صحبتهای دکتر نظری هم صحبت کنید.
اللهآبادی: اجازه بدهید من فقط درباره تکواندو صحبت کنم؛ چراکه حوزه کارشناسی من تکواندو است. به نظرم بسیار خوب است که هر فرد متناسب با دانش و تخصص خود صحبت کند. حقیقتاً از صحبتهایی که در این جلسه مطرح شد، لذت بردم و استفاده کردم. بهعنوان کسی که صرفاً در حوزه تخصصی خودم اظهارنظر میکنم، معتقدم ایکاش همه ما این موضوع را یاد میگرفتیم و واقعاً به آن عمل میکردیم. من از صحبتهای آقای دکتر لذت بردم و نکات خوبی آموختم. این بحث هم موافق و مخالف ندارد و هر فرد میتواند از زاویه تخصص خود به موضوع نگاه کند.
در خصوص سؤالی که درباره المپیک مطرح کردید باید بگویم که در حال حاضر بخش کیوروگی در المپیک حضور دارد، اما تلاشهایی از سوی فدراسیون جهانی در جریان است تا پومسه نیز در آینده به رقابتهای المپیک اضافه شوند. فدراسیون جهانی تمام توان خود را به کار گرفته است تا این اتفاق رخ دهد. با توجه به تغییر و تحولات لحظهای و بهروزی که در قوانین تکواندو اتفاق میافتد، واقعاً شرایط بهگونهای است که هر روز صبح وقتی سایت مربوط به قوانین را بررسی میکنیم، ممکن است با تغییر جدیدی روبهرو شویم. فدراسیون جهانی تلاش میکند جایگاه کیوروگی را در المپیک حفظ کند و از طرف دیگر زمینه را برای اضافه شدن پومسه نیز فراهم کند.
اگر این اتفاق رخ دهد بدون تردید شرایط ایران نیز بسیار متفاوت خواهد شد. البته نباید در پومسه صرفا به عملکرد دو بازیکن ایران یا نتایجی که در ناگویا به دست آمد استناد کنیم. نباید این رقابتها را ملاک ارزیابی کامل تواناییهای تکواندوی ایران قرار دهیم. اینکه دو نماینده ما در این رقابتها نتوانستند مدال کسب کنند، به این معنا نیست که ما در پومسه توانایی لازم را نداریم. با این وجود باید توجه و دقت بیشتری داشته باشیم و برای آینده برنامهریزی کنیم. همین جلسهای که امروز در آن حضور داریم و صحبتهایی که مطرح میشود، نشان میدهد که کشورهای مختلف در تلاشاند تا مسائل و مشکلات خود را بررسی کنند و برای پیشرفت این رشته راهکار پیدا کنند.
وقتی درباره مشکلات مالی و شرایط پروازها و رفتوآمد تیم ما به ناگویا صحبت شود آدم متعجب میماند که ورزشکاران ما با چه دشواریهایی روبهرو هستند. یک یا دو مرتبه به من پیشنهاد شده است که بهعنوان سرپرست، تیم را در مسابقات همراهی کنم. این موضوع به معنای آن نیست که بخواهم از مسئولیتهای فدراسیون شانه خالی کنم، اما واقعاً نگران میشوم که در چنین شرایطی مسئولیت همراهی تیم را بپذیرم. همیشه میگویم از نظر من بهترین سرپرست هادی ساعی است که میتواند از برخی مسائل و مشکلات عبور کند و اجازه ندهد این مسائل بر روند کار تیم تأثیر بگذارند.
شما در نظر بگیرید که مسائل مالی و نرخ ارز چه تأثیری بر شرایط تیمها دارد. نمیتوانیم بگوییم این عوامل هیچ تأثیری ندارند. همین پروازهای طولانی و دشواریهای مربوط به آن، بهطور مستقیم بر آمادگی ورزشکاران اثر میگذارد. ورزشکاری را در نظر بگیرید که در شرایط مناسب، پرواز خود را انجام میدهد، بهموقع به مقصد میرسد، استراحت میکند، تمرینات خود را انجام میدهد و با آمادگی لازم در مسابقات حاضر میشود. طبیعتاً چنین ورزشکاری با دغدغه کمتری رقابت خواهد کرد. در سوی مقابل ورزشکاران ما گاهی مجبور هستند ساعتها در مسیر باشند، چند پرواز را عوض کنند و حتی در برخی مسیرها بهصورت زمینی رفتوآمد داشته باشند.
این شرایط در کنار مشکلات مالی تأثیرات منفی متعددی به همراه دارد. گاهی تیمهای ما مجبور هستند مبالغ ارزی موردنیاز خود را بهصورت نقدی همراه داشته باشند و ارز را در کیفهای خود قرار دهند و با خود حمل کنند. واقعاً شرایط مناسبی نیست و این مسائل در کنار یکدیگر جمع میشوند و بر روحیه ورزشکاران تأثیر میگذارند. ورزشکاری که باید در یک وزن مشخص رقابت کند، با فشارهای ناشی از سفر طولانی، کمبود استراحت و دغدغههای مختلف وارد مسابقه میشود. به طور طبیعی شرایط وی با ورزشکاری که بدون چنین مشکلاتی به محل مسابقات میرسد و از فرصت کافی برای استراحت و آمادهسازی برخوردار است تفاوت زیادی دارد. نمیتوان این عوامل را نادیده گرفت. پس از رسیدن تیم ملی به ناگویا با هادی ساعی تماس گرفتم و درباره شرایط اعضای تیم صحبت کردم. جملهای که شنیدم نگرانکننده بود. رئیس فدراسیون گفت: «ما له رسیدیم.» شنیدن چنین جملهای از اعضای تیمی که قرار است چند روز بعد در یک رقابت مهم شرکت کند ناراحتکننده است.
وظیفه من مدالآوری است، اما باید چالشها را دید
در مسیر اعزام به دلیل تغییراتی که در زمانبندی پروازها ایجاد شده بود، اعضای تیم نتوانسته بودند طبق برنامه به مقصد برسند. آنها در مسیر با مشکلاتی روبهرو شده بودند و برای ادامه سفر نیز مجبور بودند از مسیرهای دیگری عبور کنند. این شرایط موجب شد زمان زیادی از دست برود و فشار زیادی به اعضای تیم وارد شود. ورزشکاران برای حضور در یک رقابت مهم، به زمان کافی برای استراحت، ریکاوری و بازگشت به شرایط مطلوب بدنی نیاز دارند. آنها باید پس از چنین سفر دشواری چند روز استراحت کنند، شرایط جسمانی خود را بازیابی کنند و سپس تمرینات خود را از سر بگیرند تا بتوانند با آمادگی مناسب وارد مسابقه شوند. اما در ناگویا فرصت کافی برای این روند وجود ندارد.
امیدوارم در آینده تغییر و تحول مثبتی در این شرایط ایجاد شود و بتوانیم مشکلات موجود را برطرف کنیم. ورزشکارانی که با وجود تمام این دشواریها به مسابقات اعزام میشوند و مدال کسب میکنند، واقعاً کار بزرگی انجام میدهند. آنها با وجود مشکلات متعدد موفق شدهاند افتخارآفرینی کنند و این موضوع شایسته تقدیر است. شاید اگر شرایط برای ورزشکاران ما متفاوت بود، نتایج بهتری نیز به دست میآمد. در هر صورت همین که تکواندوکاران ما توانستند چهار مدال کسب کنند، افتخار بزرگی است و نشان میدهد که این ورزشکاران از توانایی و ظرفیت بالایی برخوردارند.
در این میان باید به عملکرد آرین سلیمی اشاره کنم وی در مسابقات قبلی با مشکلاتی روبهرو شد و نتوانست مدال موردنظر خود را کسب کند، اما در این رقابتها موفق شد تواناییهای خود را نشان دهد و مدال بگیرد. وی در مسابقات گرندپری فرانسه نیز توانست بار دیگر توانمندی خود را اثبات کند و نشان دهد که همچنان یکی از چهرههای توانمند تکواندو است. با این وجود به نظر من باید به صحبتهای دکتر نظری استناد کنیم. ما نباید صرفاً به همین چند ورزشکار متکی باشیم.
همیشه باید پشتوانه مناسبی از بازیکنان آماده داشته باشیم تا اگر خداینکرده برای یکی از ورزشکاران اصلی مشکلی پیش آمد، بتوانیم از نفرات دیگری استفاده کنیم. اما این بازیکنان از کجا باید شناسایی و پرورش داده شوند؟ مسیر استعدادیابی از شهرستانها و حتی روستاها آغاز میشود، سپس به شهرها و استانها میرسد و در نهایت ورزشکاران مستعد وارد تیمهای ملی میشوند. بنابراین استانها باید توجه ویژهای به بازیکنسازی داشته باشند و برای شناسایی و پرورش استعدادهای جدید برنامهریزی کنند. مربیان ما در شکلگیری آینده تکواندو نقش بسیار مهمی دارند و باید شرایطی فراهم شود که بتوانند با انگیزه و امکانات مناسب، ورزشکاران مستعد را پرورش دهند.
گاهی انسان نمیداند برای برطرف کردن مشکلات ورزش باید از کجا شروع کند. ممکن است تصور کنیم ورزشکارانی که در تهران فعالیت میکنند، نسبت به سایر استانها از شرایط بهتری برخوردارند؛ اما وقتی پای صحبت مسئولان و دستاندرکاران مینشینیم، متوجه میشویم که آنها نیز با مشکلات متعددی روبهرو هستند. اینها بخشی از دغدغههای واقعی رؤسای هیئتها و مسئولان ورزشی است که باید شنیده شود. باید شرایطی فراهم کنیم تا مسئولان بتوانند مشکلات خود را مطرح کنند و برای برطرف کردن این دغدغهها راهکارهای عملی در نظر گرفته شود.
نمیتوان انتظار داشت که همه مسئولیتها بر عهده یک فرد یا یک مجموعه باشد، درحالیکه بخش مهمی از مشکلات به عوامل دیگری بازمیگردد. بارها گفتهام به عنوان رئیس هیئت تکواندو شرح وظایفی دارم که برای من تعریف شده است. مهمترین وظیفه منکسب مدال و تلاش برای ارتقای جایگاه تکواندو است. امروز در این جایگاه قرار گرفتهام و باید درباره نتایج و مدالهایی که کسب میکنیم پاسخگو باشم. من باید تمام توان و تلاش خود را به کار بگیرم تا بتوانیم مدال کسب کنیم و اگر در این زمینه موفق نباشم باید پاسخگوی عملکرد خود باشم.
این مسئولیت کاملاً مشخص است؛ اما در کنار آن باید توجه داشته باشیم که همه مسائل و مشکلات موجود تنها به رئیس هیئت مربوط نمیشود. برای نمونه مسائل فرهنگی بسیار مهم هستند و نمیتوان اهمیت آنها را نادیده گرفت؛ وقتی امکانات و منابع موردنیاز در اختیار هیئتها قرار نگیرد، نمیتوان انتظار داشت که همه برنامهها بهدرستی اجرا شوند. بنابراین هر مجموعهای باید متناسب با وظایف خود، مسئولیت رسیدگی به این مسائل را بر عهده بگیرد. در حوزه ورزش بانوان نیز امیدوارم شرایطی فراهم شود که بانوان ورزشکار ما بتوانند با آرامش و تمرکز بیشتری به فکر کسب مدال باشند. برای نمونه موضوع پوشش و مسائل مرتبط با آن اهمیت دارد و باید به آن توجه شود. من نیز نسبت به برخی مسائل دغدغه دارم و معتقدم باید شرایطی فراهم شود که اتفاقات نامناسب رخ ندهد؛ اما با این وجود نباید آنقدر به ورزشکار و مربی فشار وارد کنیم که از مسائل اصلی، یعنی تمرین، آمادگی و کسب نتیجه غافل شوند. چراکه ممکن است ناخواسته از بخشهای مهم دیگری غافل شویم.
در اصفهان از تکواندو حمایت نمیشود
باید تعادل مناسبی برقرار کنیم تا ورزشکاران و مربیان بتوانند با تمرکز کافی به وظایف اصلی خود بپردازند. امیدوارم روزی به جایگاهی برسیم که بتوانیم عملکرد ورزشکاران خود را در سطح ملی و جهانی همانطور که آقای دکتر نیز اشاره کردند بهدرستی ارزیابی کنیم و شرایطی فراهم شود که آنها بتوانند تواناییها و ظرفیتهای خود را در آن سطح نشان دهند. در خصوص شرایط هیئت تکواندو استان اصفهان نیز باید بگویم که هیئت هر استان متناسب با شرایط و امکانات خود به راهکارهای ویژهای نیاز دارد. نمیتوان برای تمام استانهای کشور یک نسخه واحد پیچید. در استان اصفهان در کنار مشکلات مالی که دغدغه مشترک بسیاری از هیئتهای ورزشی است، یکی از مهمترین مسائل ما نبود حمایت کافی از سوی باشگاههای بزرگ استان است.
متأسفانه احساس میکنم باشگاههای استان اصفهان توجه چندانی به تکواندوی این استان ندارند. ما حتی به یکی از این باشگاهها مراجعه کردیم، اما نتیجهای نداشت. این در حالی است که در برخی بخشهای دیگر، هزینههای قابلتوجهی انجام میشود. ایکاش باشگاههای بزرگ استان رویکرد متفاوتی در پیش میگرفتند و به رشتههایی همچون تکواندو نیز توجه بیشتری نشان میدادند. باید پذیرفت که گاهی حمایتها بر اساس روابط و لابیگری انجام میشود. متأسفانه گاهی شرایط بهگونهای است که هر مجموعهای ارتباطات قویتری دارد بهتر میتواند تیم خود را به سمت امکانات و حمایتهای بیشتر هدایت کند؛ اما اگر مجموعهای چنین ارتباطاتی نداشته باشد یا موانعی بر سر راه آن قرار بگیرد، از حمایتهای لازم محروم میشود.
امروز تکواندوکاران ما مدالهای ارزشمندی کسب کردهاند. سؤال من این است که چرا نباید یک حامی مالی قدرتمند از این رشته حمایت کند؟ چرا نباید حمایت از تکواندو متناسب با ظرفیتها و افتخارات آن باشد؟ برای نمونه باشگاه سپاهان چرا نباید برای تکواندو چنین شرایطی را فراهم کند؟
ایمنا: برای نمونه میتوان گفت همانطور که در رشته تنیس روی میز تیمداری کردهاند در تکواندو نیز این کار را انجام دهند.
اللهآبادی: تکواندو در سطح کشور و جهان افتخارات زیادی کسب کرده است و ورزشکاران ما بارها توانایی خود را نشان دادهاند. اداره کل ورزش و جوانان استان هر چند وقت یکبار گزارشی از عملکرد هیئتهای ورزشی منتشر میکند. تا جایی که به خاطر دارم این گزارشها هر سه ماه یکبار ارائه میشوند و عملکرد رشتههای مختلف را در بر میگیرند. وقتی این گزارشها به دست من میرسد ابتدا عملکرد تکواندو را بررسی و سپس آن را با عملکرد سایر رشتهها مقایسه میکنم. این مقایسه تنها به این دلیل نیست که من رئیس هیئت تکواندو هستم؛ بلکه میخواهم بدانم هر رشته چه فعالیتهایی انجام داده و چه دستاوردهایی داشته است.
وقتی آمار و عملکرد رشتههای مختلف را بررسی میکنم متوجه میشوم که تکواندو در بسیاری از زمینهها فعالیتهای گستردهای داشته است؛ درحالیکه برخی رشتههای دیگر از حمایت مالی و اسپانسر بیشتری نسبت به تکواندو برخوردار هستند. اگر بخواهم آمار برنامهها و رویدادهای برگزارشده در هیئت تکواندو استان اصفهان را از ابتدای سال تاکنون ارائه کنم، باید زمان قابلتوجهی را به خواندن فهرست این فعالیتها اختصاص بدهم. برنامهها و رویدادهای متعددی برگزار شده و آمار آنها نیز ثبت شده است. وقتی این آمار را با عملکرد سایر رشتهها مقایسه میکنم، میبینم که ما فعالیتهای زیادی انجام دادهایم؛ با این وجود از حمایتهایی که برخی رشتههای دیگر دریافت میکنند برخوردار نیستیم.
ما انتظار نداریم که کار ویژهای برای تکواندو انجام شود؛ بلکه انتظار داریم متناسب با ظرفیتها، فعالیتها و افتخارات این رشته حمایت لازم صورت بگیرد. بسیاری از رشتهها از اسپانسر برخوردار هستند و منابع مالی مناسبی در اختیار دارند، اما تکواندو با وجود مدالآوری و فعالیت گسترده، همچنان با مشکلات مالی روبهرو است. برای نمونه به مسابقه اخیر محمدحسین یزدانی و آرین سلیمی اشاره میکنم که بهعنوان یک رقابت تمامایرانی برگزار شد. این دو ورزشکار مقابل یکدیگر قرار گرفتند و رقابت نزدیکی داشتند. یزدانی ورزشکاری اصفهانی است؛ اما سؤال اینجاست که چرا ما نمیتوانیم کوچکترین حمایت لازم را از چنین ورزشکاری انجام دهیم؟ وقتی درباره آینده تکواندو و حضور در مسابقات المپیک صحبت میکنیم یعنی باید از همین امروز برای ورزشکارانی که ظرفیت درخشش در رقابتهای بزرگ را دارند برنامهریزی کنیم.
چرا نمیتوانیم استعدادهای خود را حفظ کنیم؟
یزدانی یکی از استعدادهای ارزشمند این رشته است، اما من بهعنوان مسئول هیئت نتوانستهام آنطور که باید و شاید حمایت لازم را از وی انجام دهم. این مسئله جای تأسف دارد. ما ورزشکاران دیگری نیز در استان داریم که میتوانند در آینده برای تکواندو افتخارآفرینی کنند. اگر سجاد مردانی به دلیل شرایط سنی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرده و کنار رفته است، آیا نباید ورزشکار دیگری داشته باشیم که بتواند جای خالی او را پر کند؟ در استان اصفهان استعدادهای بسیار خوبی داریم؛ اما مشکل اینجاست که حمایت کافی از آنها صورت نمیگیرد. از طرف دیگر، هیئتهای ورزشی نیز از نظر مالی با محدودیتهای جدی روبهرو هستند و توان آنها برای حمایت از ورزشکاران، خارج از امکاناتی که از سوی باشگاهها فراهم میشود بسیار محدود است.
اگر امکانات و زیرساختهای مناسبی در اختیار هیئت قرار داشت به خوبی میتوانستیم با برنامهریزی بهتر از ورزشکاران حمایت کنیم. برای نمونه اگر خانه تکواندو در اختیار ما بود و امکان مدیریت مناسب منابع مالی و امکانات را داشتیم، میتوانستیم شرایط بهتری برای پرورش و حمایت از ورزشکاران فراهم کنیم. در همین زمینه باید به موضوع ورزشکارانی اشاره کنم که از استان اصفهان به استانهای دیگر میروند. برای نمونه ناهید کیانی ورزشکاری اصفهانی است. سؤال من این است که چرا مدالها و افتخارات وی نباید برای استان اصفهان نیز محاسبه شود؟ چرا باید این افتخارات به نام استان تهران ثبت شود؟ وقتی یک ورزشکار از استان خود خارج میشود و در استان دیگری فعالیت میکند افتخارات وی نیز برای آن استان ثبت خواهد شد.
باید بررسی کنیم که چرا شرایطی فراهم نمیشود تا ورزشکاران مستعد ما در اصفهان بمانند و برای همین استان افتخارآفرینی کنند. این موضوع فقط درباره یک ورزشکار نیست و ما استعدادهای دیگری نیز داریم که باید برای حفظ آنها برنامهریزی کنیم. در واقع باید سازوکاری ایجاد شود که ورزشکاران مستعد استان بتوانند آینده خود را در همین استان دنبال کنند و مجبور نباشند برای دسترسی به امکانات و حمایتهای بهتر، به استانهای دیگر بروند. اگر حمایت لازم از آنها صورت بگیرد، میتوانیم از ظرفیتهای آنها استفاده کنیم و مدالهای بیشتری برای استان اصفهان به دست آوریم.
اگر بخواهم قولی بدهم یا وعدهای مطرح کنم باید مطمئن باشم که امکان تحقق آن وجود دارد. نمیخواهم امروز حرفی بزنم که فردا به سندی تبدیل شود و از من بپرسند که چرا به وعده خود عمل نکردهام. نمیخواهم مسئولیت مشکلات را به گردن باشگاهها یا مجموعه دیگری بیندازم؛ چراکه باید واقعبینانه به شرایط نگاه کنیم. سؤال این است که در چنین شرایطی چه وعدهای میتوانم بدهم و درباره چه موضوعی میتوانم با اطمینان صحبت کنم؟ آنچه میتوانم با اطمینان بگویم این است که ما در استان اصفهان ورزشکاران مستعد و ارزشمندی داریم، اما برای حفظ آنها، پرورش استعدادهای جدید و فراهم کردن زمینه موفقیت این ورزشکاران به حمایت بیشتری نیاز داریم.
چرا نباید شرایطی فراهم شود که بتوانیم ورزشکاران و مربیان خود را حفظ کنیم؟ ما باید بتوانیم از ظرفیت مربیان خود استفاده کنیم، استعدادهای جدید را پرورش دهیم و زمینهای فراهم کنیم تا ورزشکاران مستعد استان اصفهان مجبور نباشند برای ادامه مسیر حرفهای خود به استانهای دیگر بروند. اگر میخواهیم در آینده در سطح ملی و بینالمللی موفق باشیم باید از امروز برای این موضوع برنامهریزی کنیم.
کسب مدال در مسابقات بزرگ نتیجه یک روز تلاش نیست؛ بلکه حاصل سالها تمرین، آموزش، حمایت و برنامهریزی مستمر است. بنابراین ضروری است که تمام مجموعههای مرتبط با ورزش از باشگاهها و هیئتها گرفته تا مسئولان و حامیان مالی در این مسیر نقش خود را ایفا کنند.
مقایسه ما و عربستان توهین به ایران است
ایمنا: در بخش بعدی گفتوگو با شما درباره شرایط فدراسیون و انتخابات این مجموعه صحبت خواهم کرد؛ خب آقای دکتر نظر شما درباره الگوی ازبکستان در ناگویا چیست؟ این را هم بگویم که عدهای پس از ناگویا ما را با عربستان مقایسه کردند.
نظری: این مقایسه نوعی خودزنی است.
ایمنا: بله از نظر من هم اشتباه بود، اما عدهای بر این باور بودند ما با وجود هزینههای کمتر نسبت به این کشورها نتایج بهتری کسب کردیم.
نظری: این یک قیاس معالفارق است.
ایمنا: درباره این موضوع کمی بیشتر برای ما صحبت کنید.
نظری: ابتدا میخواهم به دغدغهای اشاره کنم که توسط آقای اللهآبادی مطرح شد. در سال ۱۳۹۲ سند آمایش سرزمینی ورزش استان اصفهان را تدوین کردم؛ سندی که به اعتقاد من، هنوز نمونهای با این سطح از جزئیات و دقت در کشور ندارد. این سند تنها یک مجموعه پیشنهاد نبود، بلکه بر اساس تحلیلهای تخصصی، شاخصهای مشخص و پیشبینیهای عددی تدوین شده بود. این سند پیش از المپیک لندن در سال ۲۰۱۲ نوشته شد و پیشبینی کرده بودیم که تکواندو یکی از رشتههای اصلی مدالآور ایران در این دوره از رقابتهای المپیک باشد و به نام علی نصر اشاره کردیم. همچنین وزنهبرداری را بهعنوان یکی دیگر از رشتههای اولویتدار شناسایی کرده بودیم. این پیشبینیها در قالب یک سند نزدیک به ۳۵۰صفحه و با استفاده از ۶۵ شاخص و مؤلفه مختلف انجام شده بود. پیشبینی کرده بودیم که تکواندو میتواند نخستین مدال المپیکی اصفهان را به ارمغان بیاورد و سپس در وزنهبرداری چنین اتفاقی رخ دهد. البته در آن مقطع اتفاقات و حواشی مختلفی برای علی نصر رخ داد و سجاد مرادی هم دچار مصدومیت شد این دو موضوع بر شرایط ورزش اصفهان تأثیر گذاشت.
با این وجود بر اساس تحلیلهایی که انجام داده بودیم، تکواندو و وزنهبرداری در زمره رشتههای اولویتدار ورزش استان از نظر کسب مدال در بازیهای آسیایی و المپیک قرار داشتند. رشته تخصصی خود من کشتی است، اما اگر امروز از من بخواهند دو رشته اولویتدار ورزش اصفهان را برای بازیهای ریاض یا المپیک ۲۰۳۶ معرفی کنم، بدون تردید ابتدا وزنهبرداری و سپس تکواندو را نام میبرم. این دو رشته ظرفیتهای قابلتوجهی برای مدالآوری دارند و باید تمرکز بیشتری بر توسعه آنها داشته باشیم. البته درباره سایر رشتهها نیز نمیتوان بدون بررسی دقیق اظهارنظر کرد؛ اما واقعیت این است که در برخی رشتهها کسب موفقیت در سطح بالا به ظهور یک ستاره شاخص وابسته است. یکی از مشکلات اساسی ما نبود الگوی جامع حکمرانی در زمینه استعدادیابی است. با احترام به رؤسای فدراسیونها و هیئتهای ورزشی، معتقدم فرایندهای استعدادیابی در بسیاری از رشتهها تحت تأثیر نگرشها و دیدگاههای شخصی مربیان پایه قرار دارند و لزوماً بر اساس یک چارچوب علمی یکپارچه و دستورالعمل مشخص از سطح کلان تا سطوح پایه اجرا نمیشوند.
ما به نظامی نیاز داریم که در آن بر اساس معیارهای علمی و متناسب با هر رده سنی، مشخص باشد چه تعداد ورزشکار باید شناسایی شوند، چه فرایندی برای پرورش آنها در نظر گرفته شود و هر منطقه جغرافیایی باید در کدام رشتهها سرمایهگذاری کند. در سند آمایش سرزمینی ورزش موضوعی تحت عنوان «پراکنش جغرافیایی ورزش» مطرح است؛ به این معنا که باید ظرفیتهای جغرافیایی، انسانی و اجتماعی هر منطقه در انتخاب رشتههای اولویتدار مورد توجه قرار بگیرد. متأسفانه این اصل در بسیاری از موارد بهدرستی رعایت نمیشود. اگر وزن گذشته ورزش اصفهان را بررسی کنیم متوجه میشویم که تکواندو از جایگاه قابلتوجهی برخوردار است.
یکی از موضوعات مهم در فشار حال کمبود منابع مالی پایدار و شفاف در ورزش است. در ادبیات مدیریت استراتژیک، شرایط عادی با شرایط بحرانی تفاوت دارد و نمیتوان در هر دو وضعیت از یک رویکرد مدیریتی یکسان استفاده کرد. در شرایط بحران شیوه تصمیمگیری، تخصیص منابع و اولویتبندی باید متناسب با محدودیتهای موجود تغییر کند. در حال حاضر ورزش استان اصفهان با مشکل تأمین منابع مالی پایدار روبهرو است. برای نمونه تکواندو یکی از رشتههای اولویتدار ورزش قهرمانی استان به شمار میرود، اما باشگاههایی همچون ذوبآهن و سپاهان تمایل یا آمادگی لازم برای تیمداری در این رشته را ندارند. سؤال این است که چرا رشتهای با چنین ظرفیتی برای مدالآوری، در جذب حمایت مالی و باشگاهی با مشکل روبهرو میشود؟ به اعتقاد من یکی از دلایل این مسئله لابیگری در امر حمایت از رشتهعای ورزشی است.
در بسیاری از موارد بهجز فوتبال انتخاب رشتههای مورد حمایت باشگاهها تحت تأثیر دیدگاه مدیرعامل کارخانه، اعضای هیئتمدیره و روابط و لابیهای مدیریتی قرار میگیرد. در چنین شرایطی، ممکن است رشتهای که از نظر کارشناسی و بر اساس سند آمایش سرزمینی در اولویت قرار دارد به دلیل نداشتن ارتباطات مدیریتی مناسب از حمایت لازم برخوردار نشود؛ در حالی که رشته دیگری به واسطه ارتباطات شخصی یا تصمیمهای مقطعی منابع مالی قابلتوجهی دریافت کند. برای نمونه ممکن است مدیری به دلیل ارتباط با یک ورزشکار یا مربی خاص، تصمیم بگیرد منابع مالی بیشتری به یک رشته اختصاص دهد؛ در حالی که این تصمیم الزاماً با اولویتهای واقعی ورزش استان همخوانی نداشته باشد. این شیوه تخصیص منابع مانع تحقق اهداف بلندمدت ورزش میشود.
ما باید از مدیران باشگاهها بخواهیم که رشتههای اولویتدار استان را نیز بر اساس معیارهای علمی و ظرفیتهای واقعی آنها مورد حمایت قرار دهند. اصفهان از نظر ظرفیتهای انسانی و ورزشی توانایی حضور مؤثر در رشتههای مختلف را دارد.
موضوع دیگری که در این زمینه اهمیت دارد نحوه مقایسه ورزش ایران با کشورهای دیگر است. گاهی رسانهها عملکرد ایران را با کشورهایی همچون عربستان مقایسه میکنند؛ اما چنین مقایسهای توهین به ایران است؛ حتی مقایسه با بحرین هم توهین به ایران است با وجود اینکه این کشور ۲۲ مدال کسب کرده است. نوع حکمرانی این کشور در ورزش این است که نخبههای ورزشی را خریداری کند تا برای این کشور مدال کسب کنند و ما چنین الگویی را قبول نداریم.
ایمنا: درواقع پول خرج میکند تا مدال بگیرد.
نظری: عربستان در سالهای گذشته منابع مالی بسیار زیادی را به ورزش اختصاص داده است. بخشی از این سرمایهگذاریها در چارچوب پروژههای کلان اقتصادی و توسعهای این کشور انجام میشود؛ پروژههایی که برخی از آنها همچون سیتیلاین با چالش و شکست روبهرو شدند. حتی پروژه نئون هم شکست خورده است، اما بن سلمان همچنان آن را دنبال میکند. چراکه این کشور هم الگوی حکمرانی ثابتی در ورزش ندارد. به همین دلیل مجبور است پولهای خود را صرف باج دادن به آمریکا، رژیم صهیونیستی، خرید تیم و ریخت و پاش کند. چراکه الگوی حکمرانی ثابت ندارد.
ورزش باید به عنوان صنعت راهبردی در نظر گرفته شود
به همین دلیل است که اعتقاد دارم ما باید الگوی حکمرانی متناسب با شرایط خود را طراحی کنیم و در عین حال از تجربیات موفق کشورهای دیگر نیز بهره ببریم. در این زمینه ازبکستان نمونهای است که باید با دقت بیشتری بررسی شود. اگر امروز این کشور در برخی رشتهها پیشرفت قابلتوجهی داشته است، باید ریشههای این موفقیت را در تصمیمهای مدیریتی، سیاستهای حاکمیتی و برنامهریزیهای بلندمدت آن جستوجو کنیم. در ادامه نیز میتوان درباره تجربه ازبکستان و تفاوتهای آن با ایران بهصورت جداگانه صحبت کرد. در تحلیل فشار حال ورزش ایران باید به مسئله غیرت و انگیزه ورزشکاران نیز توجه کنیم. وقتی از دستاوردهای ورزش ایران بهعنوان دستاوردهایی متناسب با شرایط موجود صحبت میکنم، به معنای نادیده گرفتن تلاش ورزشکاران نیست؛ بلکه منظورم این است که باید عملکرد آنها را در بستر شرایط واقعی کشور ارزیابی کنیم.
من هم تجربه سفرهای طولانی هوایی را داشتهام و میدانم جتلگ چه تأثیری بر بدن ورزشکاران میگذارد. وقتی ورزشکاری ۲۰ تا ۲۲ ساعت در مسیر پرواز است، نمیتوان انتظار داشت بلافاصله پس از رسیدن، بدون هیچ مشکلی به شرایط طبیعی بازگردد. به طور معمول برای بازیابی وضعیت بدنی و تطبیق با شرایط جدید، به زمان نیاز دارد و این مسئله میتواند بر تمرین و عملکرد وی تأثیر بگذارد. بنابراین وقتی از دستاوردهای ورزش ایران صحبت میکنیم، باید شرایط سفر، امکانات، منابع مالی، آمادگی جسمانی و سایر عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشکاران را نیز در نظر بگیریم. ورزشکاران، مربیان و مدالآوران ایران اگرچه دستاوردی طبیعی در ناگویا داشتند، اما نشان دادهاند که با وجود محدودیتها برای کشورشان تلاش میکنند و در شرایط دشوار نیز از انگیزه بالایی برخوردارند. به همین دلیل معتقدم عملکرد آنها را باید در ارتباط با ظرفیتهای واقعی کشور ارزیابی کرد و دستاوردهای ناگویا منطبق با ظرفیتهای واقعی ما نبود.
کشور ما به عنوان قلب تپنده انرژی دنیا و به عنوان یکی کشورهای بزرگ منطقهای و از سوی دیگر کشوری که ۳۵ درصد آن را افراد ۱۵ تا ۳۰ سال تشکیل دادهاند ظرفیت بالاتری دارد. عربستان، قطر، بحرین و کویت بحران منابع انسانی دارند در صورتی که ما چنین مشکلی نداریم. عدم قطعیتهای بحرانی تحت تاثیر تفکرات حاکمیتی است. اگر ما قصد داریم به عنوان بازیگر کلیدی منطقهای به سمت بازیگر اثرگذار جهانی گام برداریم باید هزینه آن را پرداخت کنیم. بر این باور هستم ما باید به عنوان یک بازیگر اثرگذار جهانی و بازیگر کلیدی منطقهای پس از جنگ ۴۰ روزه جایگاه خود را تثبیت کنیم.
در کشش آینده بحث فرصتها و مسیرهای پیشرو مطرح میشود؛ یعنی ورزشهای الکترونیک، مدال نقره ژیمناستیک و سه فینال شنا یک دستاورد است. در بخش بانوان نیز پس از آن افتخار آفرینیها قشر چهار درصدی جامعه برای بانوان احترام قائل شد. بحث توسعه سبد رشتههای مدالآور نسبت به دو دوره گذشته نشان میدهد ما نتایج اینچوآن را تکرار کردیم. در اینچوآن نیز در ۲۰ رشته مدال کسب کردیم و این موضوع به ما نشان داد که باید به سمت حکمرانی حرفهای گام برداریم.
ورزش باید به عنوان صنعت راهبردی در نظر گرفته شود، جامعه ورزش اثرگذار است و هنگام توزیع بودجه باید در اولویت سبد فکری قرار بگیرد. این همان کاری است که سوئد پس از ۱۹۶۰ رم انجام داد و به این نتیجه رسید که در ورزش باید شیفت پارادایم انجام دهد. به همین دلیل است که در ورزشهای زمستانی و تابستانی جایگاه بالایی پیدا کرده است. آینده ورزش ایران در گروی حکمرانی حرفهای است و محور ورزش باید محور استراتژیک باشد. در ناگویا ۱۹ مرتبه سرود جمهوری اسلامی ایران نواخته شد و ۵۲ بار پرچم ما بالا رفته است پس آقایان حکمرانها ورزش باید در سبد فکری قرار بگیرد.










