به گزارش میهن تجارت، توسعه ورزش قهرمانی تنها به کسب مدال و حضور در رقابتهای بینالمللی محدود نمیشود، بلکه به مجموعهای از عوامل مدیریتی، ساختاری و راهبردی وابسته است که در کنار یکدیگر مسیر موفقیت پایدار را شکل میدهند. شیوه انتخاب مدیران و سازوکار برگزاری انتخابات فدراسیونها تا نظام استعدادیابی، توزیع منابع مالی و برنامهریزی برای رشتههای مدالآور از جمله عواملی است که میتواند بر آینده ورزش کشور تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر چالشهای حکمرانی و ناپایداری در نتایج ورزش قهرمانی ضرورت بازنگری در سیاستها و تدوین برنامههایی مبتنی بر ظرفیتهای واقعی کشور را دوچندان کرده است.
خبرگزاری ایمنا با هدف بررسی عملکرد کاروان ایران در ناگویا و بررسی چشمانداز ورزشی ایران طی روزهای گذشته میزگردی را با حضور دکتر رسول نظری، عضو هیئت علمی دانشگاه و شهرام اللهآبادی، رئیس هیئت تکواندوی استان اصفهان برگزار کرد و در میان صحبتهای خود گریزی هم به ابطال سریالی انتخابات فدراسیونها زد. که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
اهالی تکواندو به هادی ساعی میبالند
ایمنا: اتفاقهایی که برای انتخابات فدراسیون تکواندو رخ داده است؛ چه تاثیری بر آینده این رشته ورزشی دارد؟ المپیک لسآنجلس را در پیش داریم و فکر میکنید چقدر زمان میبرد که به همان شرایط ایدهآل بازگردیم؟ هر چند من اعتقاد دارم اعلام این رای پس از رقابتهای ناگویا یک مزیت بود چراکه میتوانست تیم ملی را به حاشیه ببرد.
اللهآبادی: پیش از هرچیز تاکید میکنم که به مدیریت و شخصیت هادی ساعی میبالم. اهالی تکواندو افتخار میکنند که یک المپین رئیس فدراسیون تکواندو است. هر کجا که تیم ملی ما میرود جایگاه هادی ساعی محفوظ است و نیازی نیست که بخواهیم رئیس فدراسیون را در میدانهای بینالمللی معرفی کنیم. هر کجا که میرویم درها برای هادی ساعی باز است و این یک ویژگی مثبت برای تکواندوی ایران است؛ چراکه نیاز نیست در کشورهای مختلف وی را معرفی کنیم.
یک مدیر ورزشی باید تخصص آن رشته ورزشی را داشته باشد. امیدوارم مدیران ما روزی به این نتیجه برسند که افراد سیاسی نمیتوانند همچون افراد ورزشی در حیطه ورزش موفق عمل کنند. همچنان هم برخی از افراد سیاسی در راس امور ورزشی قرار میگیرند و جالب این است که انتظار داریم نتیجه هم بگیرند. اعتقاد دارم یک مدیر ورزشی باید فنی _ ورزشی، علمی _ ورزشی و سابقه مدیریت داشته باشد. اگر مدیری یکی از این سه ویژگی را نداشته باشد در زمینه مدیریت ناکام خواهد ماند. هادی ساعی از جمله مدیرانی است که تمام این فاکتورها را دارد و تمام اهالی تکواندو به خوبی میدانند از زمان ریاست وی جایگاه فدراسیون ارتقا پیدا کرده است و نمونه بارز آن هم کسب چهار مدال در المپیک پاریس بود.
یک رای در خصوص فدراسیون تکواندو صادر شده است؛ همچنان از جزئیات این پرونده بیخبر هستم، اما به نظر میرسد شکایت مطرح شده از سوی دو نفر از کاندیدای انتخابات قبلی بوده است و طرف دعوا نیز فدراسیون تکواندو نیست، بلکه وزارت ورزش و جوانان است. اگر فدراسیون طرف دعوا بود شاید ما هم میتوانستیم تاثیرگذار باشیم. وزیر ورزش نیز در این خصوص به درستی اعلام کرد که رای صادر شده بدوی و قابل تجدید نظر است. در حال حاضر هیچ اتفاقی برای فدراسیون تکواندو رخ نداده است و هادی ساعی همچنان فعالیت میکند.
مهلت ۲۰ روزه تجدید نظر به قوت خود باقی است و هادی ساعی همچنان در راس امور قرار دارد. از نظر من هر اتفاقی هم که طی چند ماه گذشته رخ داده باشد و موجب صدور این رای شده باشد در حال حاضر نمیتواند تاثیرگذار باشد؛ چراکه وزارت ورزش نیز پیگیر این موضوع است. حتی از اعضای فدراسیون خواستهام در صورت امکان فایل را برای من ارسال کنند تا اگر لازم است کمکی انجام دهم. با تمام این تفاسیر اگر رای پرونده قطعی شود و اتفاق ویژهای رخ دهد باید برای تکواندو فکری اساسی کرد، چراکه این اتفاق بر المپیک تاثیرگذار خواهد بود.
در هر صورت عقاید و تفکرات سرپرست جدید متفاوت است. رویکرد من بسیار مثبت است و امیدوار هستم که در مرحله تجدید نظر وزارت ورزش موفق خواهد شد و آن اتفاقی که برای سایر فدراسیونها رخ داد برای فدراسیون تکواندو تکرار نمیشود و میتوانیم برنامه چهار سال آینده خود را جلو ببریم. در حال حاضر باید تا مرحله تجدید نظر صبر کنیم و پس از آن دید چه اتفاقی رخ خواهد داد.
در ورزش ایران نظام حکمرانی وجود ندارد
ایمنا: همانطور که شما اشاره کردید، ابطال انتخابات فدراسیون بحرانی است که چند فدراسیون از جمله ژیمناستیک و بدنسازی با آن روبهرو هستند.
اللهآبادی: فدراسیون دانشجویی و سوارکاری هم فکر میکنم با چنین اتفاقی روبهرو شده باشند.
ایمنا: وقتی این اتفاق برای چند فدراسیون رخ میدهد یعنی یک جای ورزش ایران مشکل دارد. چگونه این ضعف برطرف میشود؟
اللهآبادی: آئیننامه هیئتهای ورزشی از سال ۱۴۰۰ چند مرتبه تغییر کرد و نباید فراموش کرد که ایرادهای بسیاری هم داشت. فردی که میخواهد در انتخابات شرکت کند باید پیش از این رویداد فرایندی را پشت سر بگذارد. این فرد باید از چهار نهاد نظارتی تاییدیه بگیرد. هیئت وزیران مصوبهای داد که بر اساس آن چهار نهاد استعلام شونده باید در طول یک ماه پاسخ نهاد استعلام کننده را ارسال کنند. اگر جواب ندهند به منزله تایید فرد است و نیاز نیست فرد پاسخگو باشد. این اتفاق حتی در هیئت تکواندوی اصفهان رخ داد و به مدت ۱۵ ماه هیئت تکواندوی اصفهان در شرایط نامشخصی به سر میبرد و پس از آن من در مجمع شرکت کردم.
در حال حاضر نیز میگویند مشابه این وضعیت در فرایند انتخابات فدراسیون تکواندو رخ داده است، البته تاکید میکنم که اطلاعی از جزئیات این موضوع ندارم و تنها به صحبتهای وزیر ورزش استناد میکنم که اعلام کرد این رای بدوی است و ۲۰ روز مهلت تجدید نظر دارد.
نظری: ریشه این اتفاق در نوع حکمرانی است؛ چرا در فدراسیونها و هیئتها این چالش را داریم؟ چون با نبود حکمرانی روبهرو هستیم. روزی که دستگاه ATM آمده بود بارها و بارها هنگام دریافت وجه شروع به شمردن آن میکردیم؛ چراکه به تکنولوژی و دموکراسی اعتماد نداریم. به دلیل اینکه در ورزش نظام حکمرانی وجود ندارد فرایندهای دموکراتیک در انتخابات فدراسیونها و هیئتهای ورزشی ما اجرایی نمیشود.
حتی به وزیر ورزش پیشنهاد دادم وارد دوره گذار شود و مصوبهای را به هیئت دولت دهد تا برخی از فدراسیونها انتصابی شوند. برای نمونه نمیتوان برای فدراسیون فوتبال انتخابات برگزار نکرد، چراکه اساسنامه آن تحت تاثیر فدراسیون جهانی فوتبال است و بسیاری از نهادهای درونزای ما نمیتوانند به آن ورود کنند. پیشنهاد من این است یا به سبک انتخابات فدراسیون فوتبال جلو برویم که مطابق با اساسنامه است چراکه در این صورت افرادی که میخواهند در انتخابات شرکت کنند گلچین خواهند شد و به دلیل اینکه از شرایط احرازی عبور میکنند چالشها کاهش پیدا خواهد کرد. البته باید تاکید کنم که وزیر ورزش مطابق با اساسنامه فوتبالی موافقت نمیکند؛ چراکه نمیتواند نظارت کامل داشته باشد.
گزینه دوم این است که به سمت انتصاب بروند؛ پیش از سال ۱۳۸۴ فدراسیونهای ما انتصابی بودند و البته موفق هم عمل کردند، اما با آفت رانت و فساد هم روبهرو میشویم. بنابراین یک بار برای همیشه باید نوع حکمرانی خود را مشخص کنیم یا براساس مدل فوتبالی جلو برویم یا به صورت انتصابی فدراسیونها را اداره کنیم.
هر ۱۰۰ سال یکبار افرادی همچون ساعی و دبیر ظهور میکنند
ایمنا: جناب نظری درباره الگوی ازبکستان در ناگویا برای ما صحبت کنید.
نظری: پیش از شروع مبحث الگوی ازبکستان گریزی به صحبتهای جناب اللهآبادی و شما میزنم. از نظر استراتژیک مدیران باید چهار مهارت داشته باشند. قصد ندارم در این گفتوگو وارد مبحث مدیریتی شوم، اما مدیران در چهار سطح ارشد، عالی، میانی و عملیاتی قرار میگیرند. برای مدیران نیز چهار مهارت فنی، انسانی، ادراکی و سیاسی قائل هستیم. در سطح مدیران ارشد و عالی به ندرت افرادی را پیدا میکنیم که هر چهار مهارت را یکجا داشته باشند. برای نمونه اگر کل ورزش ایران را بگردید تنها یک علیرضا دبیر و هادی ساعی پیدا خواهید کرد.
از نظر من باید قدر داشتههای خود را بدانیم چراکه این افراد ویژه هستند و شاید هر ۱۰۰ سال یکبار تکواندوی ایران فردی همچون ساعی را به خود ببیند. از نظر من وزیر ورزش و جوانان همانطور که پای فدراسیون بدنسازی ایستاد از فردی همچون هادی ساعی نیز حمایت خواهد کرد. در حوزه قهرمانی فدراسیونها دستاورد حرف اول را میزند و این موضوع بسیار تعیین کننده است. هادی ساعی خود را در المپیک و گرندپری و بسیاری از تورنمنتهای بینالمللی ثابت کرده است؛ همانطور که علیرضا دبیر خود را بارها خود را نشان داده است.
البته در مدیریت استراتژیک اصلی وجود دارد که براساس قانون موازنه و معاوضه برخی ظرفیتهای درونزا در اکوسیستم وجود دارد که به غیر از بزنگاهها تحت تاثیر نفر اول نیستند. زیرساختی که علیرضا دبیر در کشتی آورده است را رسول خام نمیتوانست عملیاتی کند. هر دو قهرمان المپیک و هر دو عضو شورای شهر بودهاند، اما نزدیکی به لایههای قدرت در راستای کسب مهارتهای سازمانی و سیستمی متفاوت است. از همینرو اعتقاد دارم به دلیل اینکه احمد دنیامالی نظام بین المللی ورزش را میشناسد و هوشمندانه قایقرانی را از روئینگ جدا کرد از هادی ساعی نیز حمایت خواهد کرد و اتفاقی برای فدراسیون تکواندو رخ نخواهد داد.
وقتی گزارش برخی رسانهها درباره مقایسه ایران با عربستان و بحرین را خواندم ناراحت شدم.
ایمنا: نوعی خودزنی بود.
نظری: دقیقا. تنها کشوری که میتوانیم بگوییم تا حدودی شبیه آن هستیم ازبکستان است. صحبت من به این معنا نیست که الگوی ازبکستان را مقابل خود بگذاریم و از روی آن تقلید کنیم. بر اساس این الگو میتوانیم رصدی هوشمندانه و نقدی منصفانه بر عملکرد خود و رقبا در محیط رقابتی داشته باشیم و سپس نظری حکیمانه دهیم. در ناگویا ما دو مدال طلا بیشتر از ازبکستان داشتیم، البته مدالهای نقره این کشور بیشتر از ما بود. در تحلیل خود شاخص بهرهوری کاروان را مبنا قرار دادم؛ ایران ۳۰۴ نفر اعزامی داشت و ازبکستان ۳۹۶ ورزشکار را به ناگویا فرستاده بود. چهار سطح را در این زمینه تحلیل کردم که یکی از آنها تعداد ورزشکار است و در این زمینه ازبکستان ۰.۸ درصد از ما بیشتر بود، اما دستاوردهای دو کاروان نزدیک به یکدیگر بود.
سطح بعدی مدال به ازای هر ۱۰۰ ورزشکار است که در این آمار نیز عملکردی نزدیک یکدیگر داشتیم. برای نمونه آمار ما ۱۷.۱۱ و ازبکستان ۱۷.۶۸ درصد است. در مدال طلا نیز آمار ما ۶.۲۵ و ازبکستان ۵.۳۰ است. در واقع کاروان ایران نسبت به ازبکستان کیفیتر بوده و در این زمینه تدابیر وزارت ورزش به خوبی جواب داده است. البته این تصمیم به دلیل شرایط تحریمی گرفته شد و بدون تردید اگر ما هم محدودیتهایی نداشتیم کاروان خود را با ۴۰۰ ورزشکار اعزام میکردیم و شاخص بهرهوری خود را پایین میآوردیم.
در سطح تعداد ورزشکار به ازای مدال نیز آمارهای دو کشور نزدیک بود؛ چراکه آمار ما ۵.۸۵ و ازبکستان ۵.۶۶ است. شاخصهای دو کشور بسیار نزدیک هم هستند و از این موضوع میتوان فهمید در مدل ورزش ایران کاروان کوچک و کیفی موثر بوده است. ضمن اینکه ما بر رشتههای طلاآور تمرکز کرده بودیم و ازبکستان بر تنوع رشته ورزشی تمرکز داشته است، البته مدالهای این کشور توسط رشتههای سنتی به دست آمد و به همین دلیل میگویم مدل حمکرانی دو کشور به یکدیگر نزدیک است.
جمعبندی راهبردی که میتوان داشت این است که بهینه سازی ترکیب کاروان ایران موجب شد ما نسبت به ازبکستان در نرخ تبدیل وزشکار به مدال امار بهتری داشته باشیم. البته باید به این موضوع توجه کرد که کیفیت از کمیت میآید. ویژگی الگوی ازبکستان توسعه همزمان چند مسیر مدالآوری و تنوع رشته است. از نظر من یکی از کارهایی که باید برای ۲۰۳۰ و ۲۰۳۴ مبنای کار خود قرار دهیم این است که به سوی رشتههای با جذابیت بیشتر برویم. در ورزش یک رقابت واگرای مثبت و یک رقابت واگرای منفی داریم؛ در دل ورزش نیز یک رقابت همگرا داریم برای نمونه کشتی با تکواندو رقابت میکند؛ چراکه هر دو به دنبال بزرگتر کردن قاعده خود هستند و به این رقابت درونزای همگرا میگویند که باید مبتنی بر آمایش سرزمینی و پراکنش جغرافیایی باشد.
ویژگی الگوی ایران ظهور ستارهها است؛ الگوی نداشته ما تابع ظهور ستارهها است. قهرمانان قدرتمند ویژگی الگوی ایران است. چراکه اگر یک ستاره بالای سر یک خانواده باشد متوجه ظهور چهرههای شاخص میشود. باید سبد رشتههای مدالآور خود را به صورت هدفمند توسعه دهیم؛ یعنی همانطور که کشتی، کاراته، وزنهبرداری و تکواندو را حفظ کردهایم باید روی پدل، ژیمناستیک ورزشهای الکترونیک نیز سرمایهگذاری کنیم. برای نمونه وقتی در کلاس آسیایی صحبت میکنیم باید روی پومسه و کیوروگی تحلیل کنیم، اما زمانیکه در کلاس المپیک صحبت میکنیم باید روی کیوروگی تحلیل داشته باشیم.
باز هم میگویم در رقابت همگرای درونزا و رقابت واگرای برونزا همچنان در امر استعدادیابی با چالش روبهرو هستیم. چراکه نظام جامع استعدادیابی نداریم. بسیاری از قهرمانها بر اساس آرزوهای خانواده مسیر خود را مشخص میکنند که غلط است. این نظام جامع از سن پایه باید در حیطه ورزش قهرمانی در نظر گرفته شود.
اللهآبادی: برای سن پایه چه عددی را در نظر گرفتهاید؟
نظری: متناسب با هر رشته و شاخصهای آن متفاوت است.
ایمنا: چرا از وزنهبرداری اصفهان خبری نیست؟
نظری: هنوز هم هست.
ایمنا: فکر میکنید ورزشکار المپینی را معرفی میکنیم؟
نظری: اگر علیرضا معینی از لنجان وزن خود را تغییر دهد این شانس را دارد که در المپیک حضور پیدا کند.
یکی از آفتهای ورزش قهرمانی ما ناپایداری است
ایمنا: به بحث اصلی خود باز گردیم.
نظری: یکی از آفتهای ورزش قهرمانی ما ناپایداری است؛ برای نمونه ناهید کیانی دوره قبل مدال میگیرد، اما در این دوره ناکام میماند هرچند که در ورزش قهرمانی طبیعی است، اما اگر ورزش قهرمانی ایران را بررسی کنیم متوجه ناپایداری خواهیم شد. این سیسم ناپایداری بخشهای مختلف درونزا، برونزا و لوجستیک دارد. سه اصل راهبردی ورزش ایران شامل توسعه سبد رشتههای مدالآور، نظام پرورش قهرمانان از سن پایه بر اساس الگوی جامع متناسب با رویکردهای هر رشته و تبدیل پایدار قهرمانی است. البته حواشی و عدم قطعیتهای بحرانی در امر پایداری موثر خواهند بود.
ایمنا: از شما ممنونم دکتر نظری، جناب اللهآبادی اگر صحبت پایانی دارید در خدمت شما خواهیم بود.
اللهآبادی: از شما و جناب دکتر نظری تشکر میکنم. تنها امیدوارم استاندار و اداره کل شورای عالی ورزشی را تشکیل دهند.
نظری: زمانی که تشکیل شد اثری نداشت و افراد غیر مرتبط در آن حضور داشتند.
اللهآبادی: به هیچ عنوان دستور کاری وجود نداشت.
ایمنا: وارد حاشیه شد و به نتیجه هم نرسید.
اللهآبادی: بله. در بحث اساسنامهها همانطور که دکتر نظری گفتند اساسنامههای فدراسیون به گونهای است که مجمع رئیس ندارد و باید در جلسه برای مجمع رئیس رایگیری شود. اساسنامه میگوید در هر مجمع برای رئیس باید رای گیری شود. به طور کلی اساسنامهها ایرادهای زیادی دارد و باید فکری به حال آن شود.
سپاهان و ذوبآهن در راستای منافع ورزش استان حرکت نمیکنند
ایمنا: جناب نظری سخن پایانی شما چیست؟
نظری: تنها آرزو دارم ورزش در سبد فکری حاکمیت قرار بگیرد، ضمن اینکه باشگاه بزرگ سپاهان و باشگاه بزرگ ذوبآهن ظرفیت ورزشهای اصفهان هستند که در راستای منافع ورزش استان حرکت نمیکنند. امیدوارم یا همت استاندار و اداره کل متناسب با اولویتهای ورزش استان این دو باشگاه نقش خود را در ورزش قهرمانی استان ایفا کنند. حدود ۶ هزار میلیارد ترنول مالی ورزش استان است. سه و نیم میلیارد آن وارد فوتبال میشود. یک تا یک و نیم میلیارد هزینه جاری و نگه داشت است. بهتر است هزار میلیارد باقی مانده در راستای منافع ورزش استان استفاده شود و نقش باشگاهها در حوزه قهرمانی پررنگ شود. الگوی Local قهرمانی ورزش اصفهان تدوین شده است و امیدوارم به زودی رونمایی شود. در این الگو نقش صنعت و باشگاههای خصولتی بسیار پررنگ است و راهگشای بازیهای آسیایی ۲۰۳۰ و ۲۰۳۴ خواهد بود.








