فارین پالیسی در گزارشی مفصل به 10 درگیری که باید در سال 2024 نظارت شود، پرداخته است.
به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»؛ در ادامه این مقاله آمده است: این ده درگیری و درگیری شامل غزه، جنگ گسترده تر در خاورمیانه، سودان، اوکراین، میانمار، اتیوپی، ساحل، هائیتی، ارمنستان و آذربایجان و آمریکا و چین است.
متن زیر مربوط به بخش “جنگ گسترده در خاورمیانه” است:
نه ایران و متحدان غیردولتی اش و نه آمریکا و اسرائیل خواهان رویارویی منطقه ای نیستند، اما راه های زیادی وجود دارد که جنگ بین اسرائیل و حماس می تواند منجر به چنین رویارویی شود.
جنگ کنونی از جهاتی به نفع ایران است. در حال حاضر، توافقی که با میانجیگری آمریکا انجام شده بود را که ایران دوست نداشت، متوقف کرده است. توافقی که باعث شد عربستان روابط خود را با اسرائیل، دشمن قسم خورده تهران، عادی کند. همچنین این جنگ دامنه به اصطلاح محور مقاومت، مجموعهای از گروههای مسلح تحت حمایت ایران – حزبالله لبنان، شبهنظامیان مختلف در عراق و سوریه، حوثیها در یمن و گروههای مبارز فلسطینی حماس را آشکار کرده است. و جهاد اسلامی.
این گروه ها وضعیت را بالا و پایین کرده اند (زمانی که نیروهای زمینی اسرائیل وارد غزه شدند) و (در طول آتش بس یک هفته ای غزه که در آن گروگان ها و اسیران مبادله می شدند) تا نشان دهند که می توانند هماهنگ عمل کنند. تهران از موج خشم علیه اسرائیل و آمریکا در سراسر خاورمیانه استقبال می کند.
اما جنگ در زمان بدی برای تهران رخ می دهد. روابط این کشور با واشنگتن کم بود که پس از خشم غرب از رفتار تهران در قبال حوادث پاییز 1400 و تحویل سلاح به روسیه آرام شده بود. در ماه اوت، ایالات متحده و ایران زندانیان را تحت یک تفاهم ضمنی مبادله کردند که تهران را ملزم میکرد تا حملات شبهنظامیان سوری و عراقی به نیروهای آمریکایی را متوقف کند، توسعه هستهای خود را کند کند و با بازرسان بهتر همکاری کند. از سوی دیگر، دولت آمریکا اجرای تحریم ها را برای کمک به اقتصاد آسیب دیده ایران کاهش داد. حالا این فهم ها به هم ریخته است.
جنگ غزه نیز ایران را با مشکل مواجه می کند. تهران نمیخواهد که جنگ حزبالله را به خطر بیندازد، متحدی که آن را برای آنچه «دفاع روبهرو» میخواند، برای جلوگیری از حمله اسرائیل یا ایالات متحده به جمهوری اسلامی، به خطر بیاندازد. با این حال، ایران و متحدانش که سالها از آرمان فلسطین حمایت کردهاند، برای انجام اقدامات مناسب احساس فشار میکنند.
در مورد ایالات متحده، آخرین چیزی که بایدن میخواهد جنگ بزرگتر در خاورمیانه است، زیرا او تلاش میکند از اوکراین حمایت کند، چین را مهار کند و برای میهن تجارت مجدد کارزار میهن تجارتاتی کند.
تفاهم ضمنی واشنگتن با تهران برای کاهش اصطکاک در تابستان گذشته با هدف به تعویق انداختن یک بحران هستهای یا سایر بحرانهای منطقهای بود، اما بدون لغو رسمی تحریمها و ملایمتر شدن نسبت به تهران قبل از میهن تجارتات 2024 آمریکا.
واشنگتن با استقرار دو ناو هواپیمابر در دریای مدیترانه و صرف سرمایه های دیپلماتیک هنگفت تلاش کرده است تا از گسترش جنگ جلوگیری کند. با این حال، بایدن تا کنون گام مهمی را رد کرده است – فشار برای آتش بس – که به سرعت خطرات را کاهش می دهد.
خطرناک ترین نقطه اشتعال مرز بین اسرائیل و لبنان است. از 7 اکتبر، حزب الله و اسرائیل به طور فزاینده ای درگیر تبادل آتش و راکت شده اند و حزب الله به دنبال حفظ درگیری با ارتش اسرائیل کمتر از سطح جنگ همه جانبه سال 2006 است.
این تنش می تواند خطرناک تر از داستان اصلی غزه باشد. رهبران شبه نظامی اسرائیل بر این باورند که پس از حمله 7 اکتبر، اسرائیل نمی تواند خطر یک نیروی ستیزه جوی متخاصم را تحمل کند، به ویژه نیرویی که بسیار قدرتمندتر از حماس است و دارای 150000 موشک است. همچنین فشار عمومی برای مقابله با حزب الله وجود دارد. بیش از 100 هزار نفر از ساکنان شمال اسرائیل مجبور به تخلیه نامحدود شده اند.
در جاهای دیگر گروه های مورد حمایت ایران با نیروهای آمریکایی درگیر شده اند. در سوریه و عراق، شبهنظامیان بارها به پایگاهها و تأسیسات دیپلماتیک ایالات متحده حمله کردهاند که منجر به حملات متقابل ایالات متحده شده که شبهنظامیان را کشته است.
در این بین حوثی ها نیز وارد میدان شده اند که ارزش استراتژیک کمتری نسبت به حزب الله برای ایران دارند و کمی غیرقابل پیش بینی هستند. شبهنظامیان یمنی موشکها و پهپادها را به سمت اسرائیل پرتاب کردند و کشتیهای تجاری را در دریای سرخ هدف قرار دادند و حمله اسرائیل به غزه را دلیل حمله خود عنوان کردند. در اواسط ماه دسامبر، حملات به دو کشتی در نزدیکی تنگه باب المندب، که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می کند، باعث شد غول کشتیرانی مرسک و سایر شرکت ها ترانزیت را متوقف کنند. به نظر می رسد ایالات متحده و سایر دولت های غربی که نیروی دریایی خود را برای محافظت از ترافیک دریایی تشکیل داده اند، مسیر کشتیرانی را تا حدی بازگشایی کرده اند. در برخی مواقع، اسرائیل، ایالات متحده یا متحدانش ممکن است صبر خود را از دست بدهند و نه تنها به حوثی ها، بلکه به اهداف ایران نیز حمله کنند و تنش ها را افزایش دهند. .
در عین حال، ایران به توانایی ساخت تسلیحات هسته ای نزدیک می شود. در حال حاضر می تواند اورانیوم غنی شده کافی برای تولید چهار کلاهک هسته ای در یک ماه تولید کند. (اگرچه برای ساخت یک سلاح واقعی به چند چیز دیگر نیاز است.) تهران نظارت آژانس را محدود کرده است. بازگشت به توافقی مانند توافق هسته ای 2015 با توجه به پیشرفت های هسته ای ایران دشوار خواهد بود، اما هیچ کس به این فکر نمی کند که چه چیزی می تواند جایگزین آن شود.
در حالی که هیچ یک از طرفین خواهان جنگ نیستند، بسیاری از چیزها ممکن است اشتباه پیش برود، به ویژه با ادامه کارزار اسرائیل در غزه. هر حمله ای – چه در مرز لبنان، در عراق یا سوریه، یا دریای سرخ یا خلیج فارس – که تعداد زیادی از غیرنظامیان یا پرسنل آمریکایی را بکشد، خطر ایجاد مارپیچ از حملات بیشتر را در پی دارد.
اگر اسرائیل علیه حزب الله حرکت کند، جنگی مانند آنچه در سال 2006 با توجه به حضور ایران در منطقه رخ داد، تقریباً به طور قطع به یک رویارویی گسترده تر منجر خواهد شد و در نهایت می تواند آمریکا را وارد جنگ کند.
با توجه به اینکه مقامات ایالات متحده عمدتاً دیپلماسی با تهران را مشکلساز میدانند، رویکرد ایران به آستانه هستهای تنها چند گزینه نامطلوب را در اختیار واشنگتن قرار میدهد: پذیرفتن دشمنی سرسخت و دارای توانایی هستهای که دولتهای متوالی سعی کردهاند از آن جلوگیری کنند. بوده اند، یا سعی کنید آن را به زور برگردانید. این رویکرد تقریباً به طور قطع منجر به نوعی تقابل منطقه ای خواهد شد که واشنگتن می خواهد از آن اجتناب کند.





