بد نیست ببینیم «زخم کاری» محمدحسین مهدویان چه چیزی در خود دارد که حالا به برندی در عرصه سریال سازی تبدیل شده است.
1. سازگاری
بهره گیری از شاهکارهای شناخته شده ادبیات جهان در نگارش متن «زخوم کاری» از نقاط قوت کار مهدویان به شمار می رود. او با زیرکی از نمایشنامه های ویلیام شکسپیر، نویسنده مشهور انگلیسی استفاده کرد تا داستان سریال خود را به درستی پیش ببرد. در واقع او از تجربه برنده استفاده کرد و تجربه جدیدی خلق کرد که قلب اکثر مخاطبان را به درد آورد.
2. کارگردانی
توضیح در مورد جهت دشوار است زیرا یک موضوع سلیقه ای است. اما نمی خواهیم جهت مهدویان را معیار سلیقه بسنجیم. در کارگردانی دکوپاژ و بازی از بازیگران در راستای اهداف فیلمنامه معنا پیدا می کند. مهدویان هر دوی این کارها را به درستی انجام داد. در «زخم» – هر سه فصل – شاهد بازی های درخشانی هستیم که تا مدت ها از ذهن ما پاک نخواهد شد. شجاعت و خلاقیت مهدویان در این اثر در خروجی بازی ها کاملا مشهود است. دکوپاژهایش هم درست و دقیق است. ما نمی توانیم نقطه کور و فاصله را در کادر آن ببینیم.
3. گروه
مهدویان یا از اقبال یا از روی تلاش و ممارست گروهی از دلسوزان و همراهان را در انجام پروژه های خود داشته است. از ابتدا تا کنون. از مستندهایی که برای تلویزیون ساخت تا ورودش به سینما و تا کنون گروهی که با آن ها بوده بزرگترین برگ برنده او در کارنامه فیلمسازی اش و در واقع ماندگاری «زخم» در تاریخ سینمای ایران و تصویر، از این بخش سرچشمه می گیرد. گروه او حتی در پروژه های دیگری که توسط مهدویان هدایت نشده بود موفق و موثر ظاهر شده است.
به عنوان مثال سریال «سقوط» ساخته سجاد پهلوان زاده یکی از آثار تولید شده توسط گروه مهدویان است که اثر ارزشمندی از خود به جای گذاشته است و اگر حواشی مربوط به حمید فرخ نژاد در آن گنجانده نمی شد، احتمالا فصل های بعدی ساخته می شد. جذاب تر و با طراوت تر این همدلی در استانداردسازی اثر چه در قسمت فنی و چه در قسمت محتوایی باعث شده که نتیجه آن تولید آثاری کم نقص و شاید درخشان باشد.
4. حامی
تهیه کننده اگرچه حرفه و موقعیت جذابی برای سینماگران محسوب نمی شود و معمولاً تفاوت ها و حواشی زیادی بین تهیه کننده و سایر عوامل وجود دارد، اما باید گفت که همچنان یکی از مهم ترین پست های سینما محسوب می شود. و البته از جمله تعیین مهمترین قسمتها. باز هم یا از اقبال مهدویان و یا به دلیل انتخاب هوشمندانه او اگر حساب کنیم تهیه کنندگان سرشناسی با او کار کرده اند. البته باید این موضوع را در نظر بگیریم که این بخش از موفقیت مهدویان به وجود همین گروه از دلسوزان و همراهان برمی گردد که می توانند با حمایت خود، تولیدکنندگان و سرمایه گذاران را مجاب کنند که سنگ تمام بگذارند و ایجاد کنند. کار شیک و استاندارد را تهیه و تولید کند. مهدویان البته اهل تعامل است و فن مذاکره را خوب بلد است. بنابراین، او می تواند از بسیاری از چالش هایی که در کمین همکاری با تولیدکنندگان است دوری کند.
5. انتخاب
انتخاب سوژه برای تولید یک اثر تجسمی به چیزی جز بزرگواری در مسائل اجتماعی و داشتن آگاهی بالا نیاز ندارد. مهدویان و گروهش رگ خواب جامعه را در دست دارند و می توانند با مخاطب و خواسته های آن ارتباط برقرار کنند. سپس آرام آرام او را به مسیری که می خواهند برسانید. بدون مخالفت و با رضایت کامل او. بی شک در گروه محمدحسین مهدویان نگاه کارآفرینی وجود دارد که کار را به سمت ارزش آفرینی در فرم و محتوا سوق می دهد. آثار این گروه با نگاهی متفاوت و در عین حال معقول به دور از افراط و تفریط بوده و مخاطب را از آزار و اذیت مصون نگه می دارد.
نکته آخر
درباره فصل سوم «زخم» حرف های زیادی می توان زد که شاید به تیم سازنده کمک کند تا در فصل بعد یا انشالله فصل های بعد از آن استفاده کنند. فقط یک نکته در اینجا ممکن است مفید باشد و آن فقط یک پیشنهاد است. آقای مهدویان! فصل بعدی یا یکی از فصل های زیر «زخم» را طنز کنید. شکسپیر نمایشنامه های کمدی درخشانی دارد که می توان از آنها اقتباس کرد.
نکته دیگر اینکه به نظر من تفسیر دو نمایشنامه «ریچارد سوم» و «شاه لیر» در فصل سوم آنچنان که باید ملموس نبود و نمی توان روند داستانی سوم را تحلیل کرد. «زخم» با تکیه بر نوشته های آقای شکسپیر. بنابراین، با توجه به تجربه موفق فصل اول و به ویژه فصل دوم اقتباس، می توان رویکرد منسجم تری با متون اقتباسی در فصل های بعدی «زخم» داشت. سریال «زخم کاری» اکنون به یکی از میراث قابل اعتماد در عرصه فیلمسازی تبدیل شده است. امیدواریم بتوانیم آن را به درستی نگهداری کنیم.
منبع: ایرنا





